"
چکیده مقدمه: پایبندی به آموزههای دینی و داشتن تقیدات مذهبی سد محکمی در برابر آسیبهای اجتماعی، انحرافات اخلاقی و تأثیرات تهاجم فرهنگی است. تقیدات مذهبی هم بطور مستقیم رفتارهای فردی را کنترل میکند و هم بطور غیر مستقیم از طریق افزایش عزت نفس، بهبود روابط بین اعضای خانواده و افزایش نظارت والدین، موجب کاهش رفتارهای نابهنجار میشود. براین اساس مطالعه حاضر انجام شده است تا نقش اعتقادات دینی را در کاهش آسیبپذیری فرهنگی خانواده مورد مطالعه قرار دهد. روش: در این پژوهش تعداد 882 نفر از مردان و زنان متاهل شهر تهران با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود و اطلاعات مورد نیاز از طریق مقیاس رضایت زناشویی انریچ و پرسشنامه محقق ساخته در زمینه شکاف بین نسلها، انحرافات اخلاقی، استفاده از فیلم و برنامههای مبتذل، سیستم نظارت و کنترل خانواده، سازگاری زناشویی، هویتیابی، گرایش به غرب و ضعف هویت ملی جمعآوری شد. دادههای بدست آمده با استفاده از روشهای آماری همبستگی و مقایسه گروهها با بهرهگیری از آزمون تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که اعتقاد و نگرش دینی با آسیبپذیری فرهنگی به میزان 23/0 (با 01/0p≤)، داشتن تقیدات مذهبی با آسیبپذیری فرهنگی به میزان23/0 (با 01/0p≤) رابطه همبستگی معکوس داشتند. همچنین تقیدات مذهبی با میزان نظارت و کنترل والدین بر روی فرزندانشان به میزان 44/0 و با میزان خودپنداری 35/0 رابطه همبستگی مثبت داشت. نتیجهگیری: افزایش تقیدات مذهبی میتواند به عنوان مانعی در برابر آسیبپذیری فرهنگی عمل کند و یا کاهش تقیدات دینی افزایش آسیبپذیری فرهنگی را پیشبینی نماید. بنابراین و بر اساس یافتههای مذکور، روش تقویت تقیدات مذهبی و افزایش نگرش دینی به عنوان یکی از روشهای مناسب برای پیشگیری و کاهش آسیبپذیری فرهنگی در بین جامعه مورد مطالعه پیشنهاد میشود.
"
" چکیده مقدمه: شدت صدمات زلزله دی ماه 1383 شهر بم به حدی بود که سازمان بهداشت جهانی در همان روزهای نخستین حادثه توصیه نمود که واحدهای مقابله با PTSD به محل اعزام و وارد عمل شوند. در روزهای آغازین حادثه تیمی از پزشکان و روانشناسان مرکز تحقیقات علومرفتاری دانشگاه علوم پزشکی بقیه اله(عج) به منظور ارزیابی میزان و نوع آسیبهای روانی وارده و همچنین عوامل موثر در ایجاد آنها به مراکز درمانی شهر تهران و نقاهتگاه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی بقیه اله(عج) اعزام شدند. روش: به روش نمونهگیری در دسترس 100 نفر از بازماندگان این حادثه که برای درمان به بیمارستانهای تهران اعزام شده بودند و همینطور مجروحین بستری در نقاهتگاه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله(عج) مورد مصاحبه بالینی و ارزیابی روانشناختی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته قرار گرفتند. نتایج: 20 نفر به جز غمگینی قابل انتظار مشکل دیگری نداشتند. 22 نفر دچار PTSD، 33 نفر به افسردگی، 9 نفر همزمان دچار PTSD و افسردگی، 11 نفر به اضطراب و 5 نفر به افسردگی و اضطراب مبتلا بودند. 16% مصدومین مصرف مواد مخدر را ذکر میکردند. نتیجهگیری: این مطالعه شیوع نسبتاً بالایی از اختلالات روانی را در مصدومین زلزله از همان روزهای آغازین نشان میدهد. از میان عوامل موثر بررسی شده تنها آسیب بستگان درجه اول به شکل معنیداری (039/0p ) با ایجاد این اختلالات مرتبط بوند.
"
"
چکیده مقاله:
چکیده مقدمه: بیمارستان یکی از مهمترین بخشهای ارائه کننده خدمات بهداشتی درمانی میباشد که نیازمند سیستم مدیریتی قوی و مجرب است. ضعف مدیریت در چنین سیستمی موجب افزایش هزینهها، هدر رفتن منابع مالی و کاهش بهرهبرداری بهینه میگردد. لذا تحقیق حاضر با هدف بررسی ارتباط سبکهای رهبری مدیران و راهبردهای مدیریت تعارض در نظام بهداشتی- درمانی سپاه انجام گرفته است. مواد و روشها: تحقیق حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی میباشد. نمونه مورد بررسی شامل 48 نفر از مدیران سطوح عالی و میانی بیمارستانهای منتخب است که به صورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل مقیاس اندازهگیری سبک رهبری و مقیاس اندازهگیری مدیریت تعارض بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس و کرامر استفاده شد. نتایج: نتایج بدست آمده از نظر سبک رهبری نشان داد که 8/20درصد از مدیران مورد مطالعه دارای سبک وظیفهگرا، 7/16درصد دارای سبک مستقل اجتماعی و 5/62 درصد دارای سبک رابطهگرا بودند. از نظر راهبردهای مدیریت تعارض، 2/4درصد از راهبرد عدم مقابله، 50 درصد از راهبرد راهحلجویی و 8/45درصد از راهبرد اعمال کنترل استفاده میکردند. نتایج بدست آمده از بررسی سن و سبکهای رهبری نشان دهنده تفاوت معنادار بین سبک رهبری و سن میباشد. در رابطه با سابقه مدیریت و سبک رهبری نیز نتایج نشان دهنده تفاوت معنادار بین آنهاست. همچنین نتایج بدست آمده از بررسی رابطه بین سبک رهبری و راهبرد راه حل جویی بیانگر تفاوت معنادار بین آنهاست. نتیجهگیری: نتایج حاصل از این تحقیق مشخص نمود که اکثر مدیران با افزایش سن، سابقه و تجربه نسبت به بهرهگیری از راهبرد راه حل جویی در مدیریت تعارض و سبک رهبری رابطهگرایی تمایل پیدا میکنند.
"
"
چکیده مقاله:
مقدمه: از آنجا که دوره نوجوانی با تحولات فراوانی در زمینههای زیستشناختی، روانشناختی و اجتماعی همراه میباشد و هر یک از این تغییرات میتواند یک عامل بحرانزا برای نوجوان محسوب گردد و در مواردی موجب بروز مشکلات رفتاری برای آنها شود، بررسی و تفحص پیرامون این تحولات و مشکلات حائز اهمیت بسیاری میباشد، بر این اساس هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین میزان مشکلات دختران نوجوان در رابطه با والدین، امورتحصیلی، همسالان، مسائل شخصی، و اجتماعی میباشد. روش: 1879 دختر نوجوان 21-11 ساله که از 10 استان کشور با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شده بودند، در پژوهش شرکت کردند.ابزارهای استفاده شده شامل پرسشنامه محقق ساخته و پرسشنامه شخصیتی نوجوانان آیزنک بود. دادههای بدست آمده با آزمون تحلیل واریانس یکطرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: یافتههای حاصل از پژوهش نشان داد که مسایل و مشکلات دختران به ترتیب عبارت هستند از مشکلات با همسالان، مشکلات شخصی، مشکلات تحصیلی، مشکلات اجتماعی، و مشکلات والدینی. همچنین رابطه معنادار میان مشکلات دختران با سن و تحصیلات والدین، مشاهده شد. نتیجه گیری : با توجه به اهمیت آشنایی دختران نوجوان با مسایل و مشکلات دوره نوجوانی و همچنین نحوه مقابله با مسائل و مشکلاتشان، ضرورت دارد برنامهریزیهای بهداشت روانی متناسب با مسائل و مشکلات دختران و شرایط سنی و تحصیلی آنها تدوین شود.
"
"
چکیده مقاله:
چکیده مقدمه: بدون شک در یک بیمارستان، جهت پیشبرد اهداف و انجام کار موثر، وجود انگیزه در پرسنل شاغل امر مهمی است. واحد پرستاری که از واحدهای حساس بیمارستان است نیازمند دقت در انتخاب پرستاران شایسته و انتخاب روشی از جانب سرپرستار جهت حفظ و بقاء پرستاران است. به کارگیری مفروضات تئوریy در محیط کاری توسط سرپرستاران موجب توسعه قلمرو شغلی در پرستاران شده و در افزایش کارایی آنها مؤثر است. به کارگیری مفروضات تئوریx در کاهش انگیزه کاری، غیبت، ترک خدمت، عدم علاقه به کار پرستاران تأثیر دارد. استفاده درست از تئوریهای انگیزش x و y توسط سرپرستار سبب میشود که کوششها یا انگیزههای سرپرستار مبدل به انجام وظایف مؤثر شود. با توجه به این مهم بر آن شدیم تا در قالب یک هدف کلی به بررسی نگرش سرپرستاران بیمارستان بقیهاله (عج) نسبت به تئوری x و y بپردازیم. روش: این مطالعه یک پژوهش توصیفی است که با روش نمونه گیری سرشماری و مبتنی بر هدف انجام شده است. تعداد نمونه 27 نفر از سرپرستاران بخشهای بستری بودهاند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه میباشد که حاوی سوالاتی منطبق بر اهداف تحقیق است و بر اساس مقیاس کیلرت امتیاز بندی شده است در این مطالعه مشخصات دادهها بر حسب نوع اطلاعات به صورت پیوسته بر حسب مقیاس اسمی، رتبهای و نسبی تقسیمبندی شده است. دادهها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استفاده از آمار استنباطی x2 (مجذور کای دو) تجزیه و تحلیل گردیده است. نتایج: نتایج نشان داد که 52 درصد از جامعه مورد مطالعه را زنان و 48 درصد را مردان تشکیل میدهد. نتایج بیانگر آن است که بین زنان و مردان نسبت به مفروضات تئوری x ارتباط معناداری وجود دارد. سطح نگرش مردان نسبت به مفروضات تئوری x مثبتتر است. نتایج نشان داد بین گروه سنی و نگرش پاسخگویان نسبت به تئوری x و y ارتباط معناداری وجود دارد و گروه سنی زیر 35 سال و بالای 40 سال نسبت به گروه سنی 39-35 سال نگرش مثبتتری نسبت به مفروضات تئوری x دارند. یافتههای پژوهش نشانگر آن است بین سوابق خدمتی و نگرش مسئولین بخشها نسبت به تئوری x و y ارتباط معناداری وجود دارد و سرپرستارانی که بیش از 16 سال سابقه خدمت دارند نگرش مثبتتری نسبت به تئوری x دارند. همچنین ارتباط معنیداری بین سوابق سرپرستاران و نگرش نسبت به تئوری x و y وجود دارد و پاسخگویان با سابقه سرپرستاری 3- 0 سال نسبت به تئوری x نگرش مثبتتری دارند. نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش میتوان نتیجه گرفت سرپرستاران نسبت به مفروضات هر دو تئوری x و y نگرش مثبت دارند البته عوامل مهمی از قبیل سن، جنس، سابقه خدمت، سابقه سرپرستاری و سایر عوامل میتواند بر روی این نگرش مؤثر باشد.
"
"بسیاری از مشاغل دارای موقعیت های استرس زا هستند . هنگامی که استرس ناشی از شغل شدید باشد و برای مقابله با آن اقدامی صورت نگیرد ، فرسودگی شغلی به وجود می آید. یکی از عوامل موثر در کاهش فرسودگی شغلی ، شادمانی است . شادمانی به عنوان سپری در مقابل استرس عمل می کند و افراد شاد فعال تر و کارآمدتر از دیگران عمل می کنند. ایجاد شامادنی از طریق الگوی شناختی - رفتاری شادمانی فورادیس جهت کاهش نگرانی ها و فرسودگی شغلی امکان پذیر است . در پژوهش حاضر ، سودمندی این رویکرد تحت عنوان اثر بخشی مشاوره گروهی با الگویی شناختی – رفتاری شادمانی فوردایس بر کاهش فرسودگی شغلی مددکاران اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت.
ابزار پژوهش پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش بود. برای گردآوری اطلاعات پژوهش ، 24 نفر که در آزمون فرسودگی شغلی پایین ترین نمره را به دست آورده بودند به صورت تصادفی در دو گروه گمارده شدند . سپس برگزیدگان تصادفی گروه آزمایش در 8 جلسه مشاوره ای شرکت نمودند. پس از انجام جلسات، دو پیگیری با فاصله یک هفته و یک ماه سودمندی برنامه مشاوره ای گروهی شناختی - رفتاری شادمانی فوردایس را در کاهش فرسودگی شغلی نشان داد."
"بسیاری از محققین، متخصصین آموزشی و منتقدین اجتماعی این مسئله را مطرح می کنند که اینترنت، زندگی افراد را تغییر می دهد، اما در چگونگی این تغییر و مثبت و منفی بودن آن اختلاف نظر دارند.
هدف این مطالعه این است که به مقایسه افسردگی، انزوای اجتماعی و ارتباطات خانوادگی نوجوانان دختر کاربر و غیر کاربر اینترنتی در دبیرستان های شهر تهران بپردازد. از پرسش نامه ارتباطات خانوادگی، آزمون افسردگی CDI و مقیاس انزوای اجتماعی UCLAجهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. تحقیق در دو مرحله صورت گرفت .در مرحله اول، داده های مطالعه در پی نمونه گیری خوشه ای تصادفی مرکب از 227 دانش آموز دختر دبیرستانی(115 کاربر و 112 غیر کاربر اینترنتی ) به دست آمد . نتایج حاصل از آزمون«t» و همچنین تحلیل واریانس نشان داد که بین گروه کاربران و غیر کاربران در سه متغیر افسردگی، انزوای اجتماعی و ارتباطات خانوادگی، تفاوت معناداری وجود ندارد.
در مرحله دوم با توجه به نتایج موجود از میان کاربران اینترنتی (میانگین 10 ساعت یا بیشتر) ، 25 دانش آموز به روش تصادفی انتخاب شده و با 25 دانش آموز غیر کاربر در سه متغیر ذکر شده مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج آزمون«t»نشانگر تفاوت معنادار بین دو گروه در هر سه متغیر بود.
"
"هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مؤلفههای هوش هیجانی(خودآگاهی هیجانی و کنترل تکانه) بر آثار منفی اعتیاد به اینترنت(کاربری اجباری و کنارهگیری اجتماعی) میباشد.
جامعه آماری پژوهش،دانشآموزان پسر دوره متوسطه منطقه 3 شهر تهران بود، که 30 نفر از دانشآموزان «مرکز توسعه صادرات ایران» بر اساس آزمون های تشخیصی اعتیاد به اینترنت به عنوان نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه آزمایش در زمینه خودآگاهی هیجانی و کنترل تکانه در 8 جلسه مورد آموزش قرار گرفتند. با توجه به این که طرح تحقیق پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بوده است ابزارهای اندازهگیری اعتیاد به اینترنت، هوش هیجانی بار- آن، کاربری مشکلزای اینترنت کاپلان(2002) در دو نوبت قبل از آموزش و بعد از آموزش مورد اجرا قرار گرفت. دادههای جمعآوری شده از این پرسش نامهها با روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که خودآگاهی هیجانی و کنترل تکانه و به تبع آنها هوش هیجانی کلی پس از آموزش در گروه آزمایش ، به طور معناداری افزایش پیدا کرده است، میزان کاربری اجباری اینترنت و کنارهگیری اجتماعی در کاربرانی که مورد آموزش قرار گرفته بودند به طور معناداری کاهش پیدا کرده و میزان این متغیرها در گروه کنترل از نظر آماری تفاوت معناداری نداشته است.
"
"به منظور بررسی رابطه هوش هیجانی و منبع کنترل با سلامت روانشناختی، پرسشنامه هوش هیجانی بار- آن ( 1997 ) ( EQ-I ) ، پرسشنامه منبع کنترل راتر ( 1996 ) ( I-E ) و پرسشنامه سلامت روانشناختی ریف، ( 1989 )، توسط 314 دانشجوی دختر و پسر با روش تحقیق همبستگی و نمونه گیری خوشه ای انجام و تبیین رابطه بین متغیرها موردتجزیه و تحلیل قرارگرفت .
نتایج تحقیق نشان می دهد که ارتباط بین مولفه های هوش هیجانی و منبع کنترل، بین هوش هیجانی کلی و مولفه های آن با سلامت روانشناختی، با استفاده از ماتریس ضریب همبستگی، در سطح 01/0> p معنی دار است. یعنی افراد با سطح هوش هیجانی بالا و منبع کنترل درونی از سلامت روانشناختی بهتری برخوردارند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که 9/58 درصد از کل واریانس سلامت روانشناختی توسط هوش هیجانی فرد پیش بینی می شود. همچنین 5/67 درصد از مولفه های درون فردی و خلق عمومی هوش هیجانی با منبع کنترل، سلامت روانشناختی را تبیین می کنند .
"
هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه نوع رابطه ابعاد شخصیت شامل نوروزگرایی، برونگرایی، تجربه پذیری، همسازی و وظیفه شناسی با هوش هیجانی است. چهارصد و چهل وسه دانشجو (237 دختر و 206 پسر) از رشتههای مختلف دانشگاه تهران در این پژوهش شرکت کردند. از آزمودنیها خواسته شد مقیاس شخصیت NEOPI-R و مقیاس هوش هیجانی را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی و ابعاد برون گرایی، تجربه پذیری، همسازی و وظیفه شناسی همبستگی مثبت معنی دار و بین هوش هیجانی و نوروزگرایی همبستگی منفی معنی دار وجود دارد. تحلیل رگرسیون داده ها نشان داد که تنها دو بعد برون گرایی و نوروز گرایی می توانند تغییرات مربوط به هوش هیجانی را به ترتیب در جهت مثبت و منفی پیش بینی کنند. مکانیسم های "تنظیم عواطف"، "آمادگی برای تجربه های مثبت" و "آمادگی برای تجربه های منفی" همبستگی های ابعاد شخصیت و هوش هیجانی را توجیه و تبیین می کنند.
"هدف این پژوهش، بررسی شاخص های رو انسنجی پرسشنامه نگرانی درباره تصویر بدنی و آزمون مدلی در زمیته ارتباط شاخص توده بدنی، نارضایتی از تصویر بدنی و عزت نفس بود. برای این منظور209 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستان های شیراز بودندکه به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند، به پرسشنامه های نگرانی درباره تصویر بدنی و حرمت خود روزنبرگ پاسخ دادند. اعتبار پرسشنامه نگرانی درباره تصویر بدنی به دو شیوه دونیمه سازی و همسانی درونی بررسی گردیدکه به ترتیب ضرایب اعتبار 66/0 و 84/0 حاصل گردید. برای مطالعه روایی پرسشنامه مزبور از روش روایی سازه( تحلیل عوامل وهمبستگی خرده آزمون های این پرسشنامه) استفاده شد. نتیجه تحلیل عوامل با استفاده از روش چرخشی ابلیک و براساس آزمون اسکری،بیانگر وجود دو عامل نارضایتی از بدن و تداخل درباره عملکرد اجتماعی در این پرسشنامه بود که در مجموع 88/39درصد از واریانس کل آزمون را تبیین می نمودند. ضرایب همبستگی این عوامل با کل آزمون به ترتیب87/0 و82/0 بود و ضریب همبستگی این دو عامل با هم نیز45/0 به دست آمد.در بخش آزمون مدل نیز، هر یک از مسیرهای موجود در مدل به شیوه تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفتند که تنها مسیر نارضایتی از تصویر بدنی به عزت نفس معنادار بوده، در مدل باقی ماند و بقیه مسیرها از مدل حذف شدند. در مجموع نتایج پژوهش، اعتبار وروایی مطلوب فرم فارسی پرسشنامه نگرانی درباره تصویر بدنی را تایید می کند و بیانگر این است که به آسانی می توان از این ابزار در موقعیت های بالینی وپژوهشی برای بررسی نگرش فرد نسبت به ظاهر خود استفاده کرد.اما با توجه به یافته ها، مدل ارائه شده در این پژوهش مورد تایید قرار نگرفت.
"
هدف : مطالع ات انجام شده در مورد اختلال بیش فعالی - کم توجهی حاکی از وجود اختلال در عملکرد اجرایی از جمله حافظه کاری است . از طرف دیگر در این بیماران شواهدی دال براختلال در حافظه بینایی نیز به دست آمده است . هدف این مطالعه بررسی حافظه بینایی با
استفاده از آزمون های نوروپسیکولوژی حساس به عملکرد لوب تمپورال در کودکان مبتلا به
اختلال بیش فعالی - کم توجهی بود .
روش: در این مطالعه مقطعی - تحلیلی 41 کودک 6 تا 11ساله مبتلا به اختلال بیش فعالی - کم توجهی با بهره هوشی طبیعی که قبلاً تحت درمان دارویی نبودند، با 30 کودک سالم که از نظر سن، جنس و بهره هوشی با آنها همسان شده بودند، به یادگیری جفت ، (DMS) وسیله آزمون های نوروپسیکولوژی تأخیر در جور کردن با نمونه عملکرد PAL مقایسه شدند . یافته ها : در آزمون (PRM) و حافظه شناسایی الگو (PAL) ارتباط افراد مبتلا به اختلال بیش فعالی - کم توجهی ضعیف تر از گروه کنترل بود . تعداد کل خطاها و تعداد کل تلاش ها به شکل معنی داری بیشتر و تعداد مراحل تکمیل شده به شکل معنی داری کمتر درصد پاسخ های صحیح، گروه بیمار به طور معنی داری کمتر از گروه DMS بود . در آ زمون کنترل بود و این اختلاف در مورد درصد پاسخ های صحیح کل تأخیرها و نمایش همزمان نیز نشان داد که درصد پاسخ های صحیح و میانگین زمان PRM معنی دار بود . نتایج آزمون پاسخدهی صحیح در گروه بیمار ضعی ف تر از گروه کنترل بود، اما این تفاوت به لحاظ آماری معنی دار نبود .
نتیجه گیر ی : کارکرد بیماران مبتلا به اختلال بیش فعالی - کم توجهی بدون دریافت قبلی دارو در آزمون های حساس به عملکرد تمپورال به ویژه در زمینه حافظه بینایی نسبت به گروه کنترل دارای درجاتی از اختلال می باشد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه نوع یا الگوی لکنت در کلمات عملکردی و معنایی بین کودکان و بزرگسالان فارسی زبان مبتلا به لکنت انجام شد .
روش: 50 فرد مبتلا به لک نت مراجعه کننده به مراکز درمانی و آموزشی خصوصی و دولتی کرج در قالب پنج گروه سنی 1013 و 17 سال به بالا ) مورد بررسی قرار گرفتند . حداقل به مدت -16 ،10-12 ،7-9 ،3- نفره ( 6پنج دقیقه از گفتار خودانگیخته هر فرد ضبط آوایی شد و انواع الگوهای لکنت هر فرد بر حسبنوع کلمات مشخص گردید . سپس داده ها به وسیله آزمون های کروسکال -والیس و من -ویتنی مورد بررسی قرار گرفت .
یافته ها: الگوی غالب لکنت در کودکان صرف نظر از نوع کلمات تکرار بود، درحالی که با افزایش سن غالباً الگوهای کشش سکوت یا گیر، میان اندازی و بازنگری اصلاحی ظاهر می شد. با افزایش سن، الگوی لکنت هم در کلمات عملکردی و هم معنایی تغییر می کرد .
نتیجه گیری: افراد فارسی زبان مبتلا به لکنت در سنین مختلف الگوهای ناروانی متفاوتی نشان می دهند، چنانچه با افزایش سن در جهت افزایش الگوهای کشش سکوت ،(EXPLAN) یا گیر، میان اندازی و بازنگری اصلا حی تغییر می کند . بر اساس نظریه اکس پلن انتظار می رفت الگوی تکرار کل کلمات، میان اندازی و سایر الگوهای تأخیراندازی لکنت همه
گروه های سنی دیده شود، اما علت اینکه الگوی لکنت در کلمات عملکردی نیز مانند کلمات
معنایی در سنین مختلف تغییر می یابد می توان د مربوط به تفاوت ساختار کلمات عملکردی در
زبان فارسی و دشوارتر بودن برنامه ریزی زبانی آن نسبت به زبان انگلیسی باشد.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش سبک های هویت و تعهد هویت بر بهزیستی روان شناختی دانشجویان انجام شد.
روش: در یک بررسی مقطعی، در نمونه ای متشکل از 376 آزمودنی (158 پسر و 218 دختر)، پرسشنامه سبک های هویت و مقیاس های بهزیستی روان شناختی اجرا شد. با استفاده از تحلیل مسیر، اثرات مستقیم و غیر مستقیم سبک های هویت بر تعهد هویت و مقیاس های ششگانه بهزیستی روان شناختی مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: سبک هویت اطلاعاتی بر تعهد، استقلال، تسلط محیطی، رشد فردی، روابط مثبت با دیگران و هدف در زندگی اثر مثبت و معنادار؛ سبک هویت هنجاری بر تعهد اثر مثبت و معنادار و بر استقلال اثر منفی و معنادار، و سبک هویت سردرگم/ اجتنابی بر تعهد، استقلال، رشد فردی و هدف در زندگی اثر منفی و معنادار نشان داد . اثر غیرمستقیم سبک هویت اطلاعاتی از طریق تعهد بر مقیاس های استقلال، تسلط محیطی، رشد فردی، روابط مثبت با دیگران، هدف در زندگی و پذیرش خود مثبت و معنادار؛ اثر غیر مستقیم سبک هویت هنجاری از طریق تعهد بر مقیاس های استقلال، تسلط محیطی، رشد فردی، روابط مثبت با دیگران، هدف در زندگی و پذیرش خود مثبت و معنادار و اثر غیر مستقیم سبک هویت سردرگم/ اجتنابی از طریق تعهد بر مقیاس های استقلال، تسلط محیطی، رشد فردی، روابط مثبت با دیگران، هدف در زندگی و پذیرش خود منفی و معنادار به دست آمد .
نتیجه گیری: در مجموع، یافته ها نشان می دهد که اجتناب از مواجهه با مسائل مربوط به هویت با بهزیستی روان شناختی رابطه منفی دارد. همچنین، نتایج نشان می هد که نه تنها وجود تعهد بلکه شیوه مواجهه با تکالیف و موضوعات مربوط به هویت نیز در پیش بینی بهزیستی روان شناختی افراد بسیار مهم است.
چکیده: در این مقاله نخست مروری بر جایگاه و اهمیت نیازها در حوزة روانشناسی میگردد و در ادامه با توجه به ضرورت درنظر گرفتن نیازهای معنوی در سلسله مراتب نیازها، به بررسی اجمالی ادبیات تفکر ارزشی و نیز متون علمی موجود، درخصوص اهمیت و جایگاه نیازهای معنوی پرداخته میشود. در حوزة معرفت دینی گسترة نیازها از محدودة انسان و روابطش با خود و دیگران به وسعت خدا و همة هستی بسط مییابد. با این پیشفرض، نیازهای معنوی انسان متناظر با هرم نیازهای مازلو در پنج طبقه (نیازهای وجود، نیازهای ایمنیجویی معنوی، نیاز محبت و دوستی با خدا، نیاز کرامت نفس، نیاز خودشکوفایی معنوی و تقرّب به خدا) عنوان شده است. امید است این رهیافت، بتواند دریچة تازهای را به سوی روانشناسی مذهب بگشاید و بُعد دیگری از نیازهای انسان را که به روشنی در هرم نیازهای مازلو به چشم نمیخورد، برجسته نماید.