فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۷۰۱ تا ۲۹٬۷۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
انگیزه در آموزش بزرگسالان از تعهد تا عمل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در خصوص پیشرفت های جدید در مورد انگیزه بزرگسالان برای آموزش و تعلیم، تنظیم شده است. مقاله بر پایه پروژه بزرگ تحقیقات تجربی است که بین سال های 1977 تا 1999 در فرانسه اجراء شده است
عوامل خطر ساز و حفاظت کننده مصرف الکل، سیگار و سایر مواد در نوجوانان کشور
حوزههای تخصصی:
مصرف الکل، سیگار و سایر مواد در میان نوجوانان یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی جوامع است. پژوهش حاضر به منظور بررسی عوامل خطر ساز و حفاظت کننده مرتبط با مصرف الکل، سیگار و سایر مواد در نوجوانان 18-13 کشور انجام شد. 2538 نفر از دانش آموزان راهنمایی و متوسطه و پیش دانشگاهی مشغول به تحصیل در (85-1384) از ده استان کشور (1255 دختر و 1283 پسر) با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و با استفاده از دو پرسشنامه بررسی وضعیت مصرف مواد و پرسشنامه عوامل خطر ساز و حفاظت کننده مصرف مواد (RAPI) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش تحلیل همبستگی و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که مجموعه ای از عوامل خطر ساز و حفاظت کننده در چند حیطه مختلف با مصرف الکل، سیگار و سایر مواد در نوجوانان مرتبط است. در حیطه خانواده عوامل پیوند ضعیف با خانواده و تعارض های خانوادگی و در حیطه فردی عواملی مانند هیجان خواهی بالا، نگرش مثبت به مواد، سطح پایین جرأتمندی، خودپنداره منفی و خلق افسرده از مهمترین پیش بینی کننده های مصرف مواد در نوجوانان بودند. در حیطه اجتماعی و مدرسه داشتن همسالان مصرف کننده و دارای رفتارهای ضد اجتماعی و عدم تعهد به مدرسه و فضای روانی اجتماعی نامناسب مدرسه به طور معنی داری با مصرف مواد رابطه داشتند. با توجه به اینکه مصرف مواد در نوجوانان پدیده ای چندعاملی است، برنامه های پیشگیرانه باید چند سطحی بوده و عوامل خطر ساز و حفاظت کننده را در حیطه های مختلف هدف قرار دهند. طراحی مداخلات آموزشی برای والدین، کارکنان مدارس و نوجوانان باید بخش مهم برنامه های پیشگیرانه باشد. آموزش مهارت های زندگی برای ایجاد تغییر در دانش، نگرش و مهارت های فردی و اجتماعی نوجوانان می تواند در پیشگیری از مصرف مواد مؤثر واقع باشد.
رابطه عملکرد خانواده با سرسختی روان شناختی دانش آموزان دبیرستان های شهر کنگاور
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در زمینه بررسی«رابطه بین عملکرد خانواده با سرسختی روان شناختی دانش آموزان دوره سه ساله متوسطه شهر کنگاور » بوده و هدف آن شناخت عملکرد خانواده در تعیین رابطه عملکرد و ابعاد گوناگون آن با میزان سرسختی روان شناختی فرزندان می باشد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. . یافته های پژوهش حاکی از رابطه مثبت و معنادار بین عملکرد خانواده و سرسختی روان شناختی در کل نمونه و گروه های پسران و دختران می باشد. اگرچه ابعادی از عملکرد خانواده در تحلیل رگرسیون به عنوان پیش بینی کننده نمرات سرسختی، تعهد، کنترل و مبارزه جویی ظاهر شدند، اما تفاوت دوجنس در سرسختی معنادار نبود، به این ترتیب از هشت فرضیه این پژوهش، هفت فرضیه اول تأیید و فرضیه هشتم رد شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ویژگی هائی از عملکرد خانواده که با سرسختی روان شناختی دانش آموزان رابطه داشته و می توانند پیشایند آن باشند، مستعد پرورش فرزندانی هستند که با زندگی درآمیخته و از آن لذت برده و بر روند زندگی خویش احساس کنترل دارند، از تغییرات و مشکلات پیش آمده در زندگی نمی هراسند، بلکه با همبستگی با دیگر اعضای خانواده و مشورت با آنان، به حل مشکلات می پردازند و در مقابل فشارهای زندگی بسیار مقاوم تر هستند.
بررسی رابطه استرس ادراک شده با سبک های مقابله ای و نقش این متغیرها در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه استرس ادراک شده با سبک های مقابله ای و نقش این متغیرها در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه بود. به همین منظور 402 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و مقیاس های استرس ادارک شده کوهن و همکاران (1983) و سبک های مقابله ای موس (1993) را تکمیل کردند. همچنین برای ارزیابی عملکرد تحصیل از معدل تحصیلی دانشجویان استفاده شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که در میان دانشجویان دختر و پسر بین استرس ادارک شده مثبت با سبک های مقابله تجزیه و تحلیل منطقی، جستجوی راهنمایی و حمایت، ارزیابی نوین و مثبت و حل مسئله همبستگی مثبت و بین استرس ادراک شده منفی با تجزیه و تحلیل منطقی، جستجوی راهنمایی وحمایت، ارزیابی نوین و مثبت و حل مسئله همبستگی منفی وجود داشت. همچنین در میان دانشجویان دختر بین استرس ادراک شده مثبت با اجتناب شناختی، جستجوی پاسخ های اجتنابی و کناره گیری، همبستگی منفی و بین استرس ادراک شده منفی با اجتناب شناختی و کناره گیری همبستگی مثبت و معنی دار بدست آمد و در میان دانشجویان پسر بین استرس ادراک شده مثبت با اجتناب شناختی، جستجوی پاسخ های اجتنابی، و تخلیه هیجانی، همبستگی منفی و بین استرس ادراک شده منفی با اجتناب شناختی، جستجوی پاسخ های اجتنابی، کناره گیری و تخلیه هیجانی همبستگی مثبت بدست آمد. نتایج همبستگی نشان داد که در دانشجویان دختر و پسر بین استرس ادراک شده مثبت با عملکرد تحصیلی همبستگی مثبت و فقط در دانشجویان دختر بین استرس ادراک شده منفی با عملکرد تحصیلی همستگی منفی وجود داشت. همچنین در میان دانشجویان دختر بین راهبردهای مقابله ای تجزیه و تحلیل منطقی و جستجوی راهنمایی و حمایت با عملکرد تحصیلی رابطه مثبت و معنی دار و بین راهبرد مقابله ای جستجوی پاسخ های اجتنابی و کناره گیری با عملکرد تحصیلی رابطه منفی و معنی دار و در دانشجویان پسر بین راهبردهای مقابله ای تجزیه و تحلیل منطقی، ارزیابی نوین مثبت و حل مسئله با عملکرد تحصیلی رابطه مثبت و بین راهبردهای مقابله ای اجتناب شناختی و تخلیه هیجانی با عملکرد تحصیلی رابطه منفی وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که هم در دانشجویان دختر و هم در دانشجویان پسر استرس ادراک شده مثبت به صورت مثبت، قوی ترین متغیر برای پیش بینی عملکرد تحصیلی بوده است. همچنین قوی ترین متغیرها برای پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان دختر به ترتیب سبک های مقابله ای کناره گیری، جستجوی راهنمایی و حمایت، جستجوی پاسخ های اجتنابی و تجزیه و تحلیل منطقی و در دانشجویان پسر به ترتیب سبک های مقابله ای حل مسئله، تجزیه و تحلیل منطقی، ارزیابی نوین و مثبت و تخلیه هیجانی بوده اند.
روش های تربیت اجتماعی از منظر ملامحسن فیض کاشانی (ره)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه یکی از مشکلات مهم عصر ما بحران هویت اجتماعی و فقدان معنویت است، امروزه تربیت اجتماعی به عنوان یکی از ساحت های تربیت مورد توجه جدی اندیشمندان علوم تربیتی قرار گرفته است. تربیت یافتگی اجتماعی انسان سبب غلبه فرد بر خودمحوری در زمینه های معرفتی، ارتباطی و عاطفی می شود. یعنی انسان ها حال و وضع، شناخت، اطلاعات، علایق و رفتار خود را ملاک و معیار قضاوت قرار نمی دهند بلکه سعادت خود را در سعادت دیگران جستجو می کنند و همین امر سبب بسط و گسترش سعادت اجتماعی می شود. با توجه به اهمیت مسئله تربیت اجتماعی این نوشتار به بررسی روش های تربیت اجتماعی در دو اثر مهم تربیتی ملامحسن فیض کاشانی(ره) یعنی «محجّة البَیضاء فی تهذیب الإحیاء، الحقایق فی محاسن الاخلاق و منهاج النجاة» می پردازد. این تحقیق بعد از بیان مفهوم شناسی تربیت اجتماعی به اختصار به بررسی و واکاوی روش های تربیت اجتماعی مانند مهرورزی، اعتدال، امر به معروف و نهی از منکر، موعظه، تغافل، مداراة و... در آثار فیض می پردازد.
این پژوهش از نظر موضوع توصیفی و به لحاظ روش تفسیری و از جهت محل گردآوری کتابخانه ای است.
آیا نابغه ها باهوش هستند (نگاهی به مفهوم هوش هیجانی)
منبع:
گزارش آذر ۱۳۸۷ شماره ۲۰۳
حوزههای تخصصی:
بررسی اثربخشی معنادرمانی گروهی بر عزت نفس دانشجویان دختر خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی تبریزسال تحصیلی 87-86
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی معنادرمانی گروهی بر عزت نفس دانشجویان دختر خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گردید. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان دختر خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 1386 می باشد. نمونه ی اولیه به تعداد 176 نفر انتخاب شد. سپس از بین آن ها 24 نفر از کسانی که نمرات آن ها حداقل یک انحراف معیار کم تر از میانگین، در آزمون عزت نفس کوپراسمیت(با چهار خرده مقیاس تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی و عمومی) بود، به طور تصادفی به عنوان نمونه ی نهایی انتخاب و با جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند(12 نفردرگروه آزمایش و 12 نفردر گروه گواه). بعد از اجرای پیش آزمون، 10 جلسه معنادرمانی گروهی مطابق برنامه ی تدوین شده در مورد گروه آزمایش اجرا گردید. سپس پس آزمون در مورد هر دو گروه اجرا شد.
داده ها با آزمون t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج تحقیق نشان داد که معنادرمانی گروهی موجب افزایش میزان عزت نفس دانشجویان دختر خوابگاه گردیده است. در خرده مقیاس ها، این روش روان درمانی موجب افزایش میزان عزت نفس تحصیلی شده امّا برخرده مقیاس های عزت نفس خانوادگی، اجتماعی و عمومی مؤثر نبوده است.
پیشنهاد شده که روش معنادرمانی برای ارتقاء عزت نفس مورد استفاده قرار گیرد.
" حقایقی برای خانواده ها ( جدایی - طلاق ) "
حوزههای تخصصی:
بررسی شاخصهای DMFT و CPITN در مبتلایان به نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
و وضعیت دهان و دندان در بیماران مبتلا به نشانگان داون انجام شد. روش: برای انجام این پژوهش، با مراجعه به مراکز نگهداری کودکان عقب مانده و همچنین مدارس استثنایی همدان، همه مبتلایان به نشانگان دوان ثبت و ارزیابی شدند و طبق روش استاندارد، DMFT, WHO کودکان بررسی و در فرمهای مخصوص ثبت شد؛ همچنین از طریق پروب کردن هر دندان CPITN فرد ارزیابی شد یافته ها: در این پژوهش 18 فرد مونث (48.6%) و 19 فرد مذکر (51.4%) مبتلا به نشانگان داون بررسی شدند. 62% گروه مورد پژوهش 12-9 ساله و 38% آنها 17-13 ساله بودند. در مجموع 73% نمونه ها دارای CPITN برابر 1 و 27% دارای CPITN برابر 2 بودند. در میان افراد مونث 72% دارای CPITN برابر 1 و 28% دارای CPITN برابر 2 و در افراد مذکر 74% دارای CPITN برابر 1 و 26% دارای CPITN باربر 2 بودند. میزان DMFT در افراد مونث و مذکر به ترتیب 6.7 و 6.1 بود. میانگین DMFT بیماران به دست آمده این پژوهش 6.4 است. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر درصد بالایی از کودکان مبتلا به نشانگان داون همدان، ضایعات پوسیدگی و مشکلات دهان و دندان داشتند؛ لذا نیازمند درمانهای دندان پزشکی، آموزش دقیق و مکرر دها و دندان و کنترلهای دوره ای هستند. همچنین فراهم آوردن امکانات مالی و تجهیزات لازم برای این برنامه ها ضروری به نظر می رسد.
بررسی مشاغل مناسب زنان شاغل در بخش های دولتی از دید صاحبنظران
حوزههای تخصصی:
رابطه بین نگرش مذهبی و سلامت روانی در بین دانشآموزان دبیرستانهای دخترانه اصفهان
حوزههای تخصصی:
"چکیده: نقش متغیرهای شناختی، شخصیتی و اجتماعی در تبیین رابطة بین نگرش مذهبی و سلامت روانی از اهمیت ویژهای برخوردار است، اما کمتر به صورت تجربی مورد بررسی قرار گرفته است؛ بدینمنظور در این پژوهش به بررسی رابطة نگرش مذهبی و سلامت روانی پرداخته شده است.
هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین نگرش مذهبی و سلامت روانی دانشآموزان دختر دبیرستانی بوده و فرضیة اصلی تحقیق این است که بین نگرش مذهبی و سلامت روانی دانشآموزان دختر دبیرستانی رابطه وجود دارد. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. نمونة مورد بررسی 100 نفر از دانشآموزان دختر دبیرستانی که در رشتههای مختلف علوم تجربی، علوم انسانی و ریاضی فیزیک در سال تحصیلی 85-84 مشغول به تحصیل بودند و به صورت نمونهگیری تصادفی ساده از میان پنج مدرسه انتخاب گردیدند. آزمون نگرش مذهبی (دارای 18 سؤال، سه گزینهای) و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) برای سنجش ملاکهای سلامت، شامل جسمیسازی، اضطراب و بیخوابی، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی به عنوان ابزار تحقیق استفاده شد و دادههای بهدست آمده با روش آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرمافزار (SPSS-13) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که بین نگرش مذهبی و سلامت روان (r = -0/23)، همچنین بین نگرش مذهبی و اضطراب(r = -0/20) و اختلال در کارکرد اجتماعی (r = -0/21) در سطح معناداری (p<0/05)رابطه وجود دارد؛ اما بین جسمیسازی و افسردگی با نگرش مذهبی رابطه معنیداری دیده نشد. ضرایب همبستگی منفی بدینمعنی است که هرچه نگرش مذهبی بالاتر باشد، علائم بیماری کمتر و درنتیجه سلامت روان بیشتر است. بهطور خلاصه میتوان گفت یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که نگرش مذهبی با افزایش سلامت روان در رابطه است. پژوهشهای آینده لازم است میزان تعمیمپذیری این یافتهها را بررسی کنند."
امتحان، انگیزش و یادگیری
حوزههای تخصصی:
" راه هایی برای زندگی بهتر و تفاهم بیشتر "
حوزههای تخصصی:
خنده درمانی
حوزههای تخصصی: