ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۹۸۱ تا ۱۴٬۰۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۳۹۸۲.

ارائه مدلی برای انتخاب مدیران بخش صنعت سازمانهای صنعت، معدن و تجارت با استفاده از ای اچ پی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۱ تعداد دانلود : ۷۲۹
زمینه: روانشناسان صنعتی/ سازمانی به این نکته پی برده اند که موفقیت و شکست یک سازمان به طور گسترده به کیفیت رهبران آن وابسته است. روانشناسان نتیجه گیری نمودند که اثربخشی رهبری ممکن است نه فقط به ویژگی های فردی رهبران بلکه به نیازها و ویژگیهای آنها در ارتباط باشد. هدف: هدف از اجرای این تحقیق ارائه مدلی برای انتخاب مدیران بخش صنعت سازمانهای صنعت، معدن و تجارت با استفاده از ای اچ پی فازی می باشد. روش: تعداد 36 نفر از روسای سازمانهای صنعت، معدن و تجارت کشور میزان اهمیت هر کدام از شاخص ها را نسبت به شاخصهای دیگر در یک پرسشنامه طراحی شده بر اساس مقیاس زوجی تعیین نموده اند و سپس اطلاعات از طریق نرم افزار متلب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بر اساس یافته ها ""مهارتهای ارتباطی"" مهم ترین ویژگی مدیران می باشد،""قابلیت انجام کار تیمی"" مهم ترین ظرفیت و قابلیت مدیران می باشد، "" توانایی متقاعدکردن دیگران "" مهم ترین مهارت ارتباطی مدیران می باشد، ""برنامه ریزی"" مهم ترین مهارت تصمیم گیری مدیران می باشد، ""ریسک پذیری"" مهم ترین مهارت مدیریتی مدیران می باشد و ""کارآیی حرفه ای"" مهم ترین مهارتهای حرفه ای و فردی مدیران می باشد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج بیان شده می توان دریافت که سازمانها می تواند جهت انتخاب مدیران خود از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.
۱۳۹۸۴.

مقایسه اثربخشی ذهن آگاهی شفقت محور و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرش های ناکارآمد، خودکنترلی و سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۰ تعداد دانلود : ۵۱۰
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی شفقت محور و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرش های ناکارآمد، خودکنترلی و سلامت روان دانشجویان انجام شد. در این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش - پس آزمون و پیگیری با گروه گواه، تعداد 45 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس به روش دردسترس، انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه مداخله (15 نفر) و یک گروه گواه (15 نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان در گروههای مداخله به مدت هشت هفته (هر جلسه 90 دقیقه) به صورت گروهی در جلسات شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و آموزش ذهن آگاهی شفقت محور شرکت کردند و گروه گواه در این بازه زمانی هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه قبل و بعد از مداخله و یک ماه بعد از مداخله با پرسشنامه های نگرش های ناکارآمد وایزمن و بک، خودکنترلی تانجنی و سلامت عمومی گلدبرگ ارزیابی شدند. داده های گردآوری شده با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان دادند هر دو گروه مداخله نسبت به گروه گواه در نمرات افکار ناکارآمد، خودکنترلی و سلامت روان تفاوت معناداری دارند. مقایسه دو گروه آموزش ذهن آگاهی شفقت محور و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در نمرات افکار ناکارآمد، خودکنترلی و سلامت روان تفاوت معناداری در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری نشان نداد. براساس یافته های مطالعه، آموزش ذهن آگاهی شفقت محور و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش نگرش های ناکارآمد، خودکنترلی و بهبود سلامت روان دانشجویان اثربخش بوده اند.
۱۳۹۸۷.

تاثیر خوش بینی بر سوگیری توجه در تعامل با هدفداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۰ تعداد دانلود : ۷۴۲
با گسترش رویکرد روان شناسی مثبت نگر، توجه فزاینده ای به خوش بینی و ویژگی های شخصیتی مبتنی بر آن جلب شده است. پژوهش ها حاکی از تفاوت بین افراد خوش بین و افراد بدبین در میزان توجه به اطلاعات و محرک های محیطی مثبت و منفی است. اما به علت ماهیت شناختی توجه، انتظارات و اهداف افراد نیز در توجه به محرک ها نقش دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تعاملی خوش بینی و هدفداری بر سوگیری توجه بود. به این منظور 60 شرکت کننده با استفاده از آزمون جهت گیری زندگی (LOT) به دو گروه خوش بین و بدبین تقسیم شدند. شرکت کنندگان محرک های منفی و مثبتی را تماشا کردند که برای نیمی از آنها تداعی-کننده هدف بود و برای نیم دیگر این ویژگی را نداشت. الگوی حرکات چشم آنها با استفاده از دستگاه Eye-tracking مدل SMI مورد سنجش قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که افراد خوش بین هدفدار به طور معنادار بیشتر از خوش بین های بی هدف به محرک مثبت نگاه کردند ولی بدبین های هدفدار تفاوتی با افراد بی هدف نداشتند. در مورد محرک منفی نیز تفاوتی بین گروه ها مشاهده نشد. نتایج به دست آمده حاکی از اثرگذاری تعاملی خوش بینی و هدفمندی در سوگیری توجه افراد است و همچنین این دو به عنوان سازه های عاطفی و شناختی، اثر یکدیگر را تعدیل می کنند.
۱۳۹۹۱.

پیش بینی تعهد زناشویی زنان بر اساس شیوه های دل بستگی، خود شفقتی و تحمل پریشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۰ تعداد دانلود : ۷۲۷
ازدواج معمولاً اصلی ترین و مهم ترین زمینه ای است که کارکرد و اثر صمیمیت و روابط اجتماعی رشد یافته در آن نمود پیدا می کند و تعهد زناشویی برجسته ترین عاملی است که می تواند پایبندی به ازدواج را تضمین کند. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تعهد زناشویی بر اساس سبک های دل بستگی، خود شفقتی و تحمل پریشانی انجام شد. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبس تگی اس ت. جامعه آماری زنان دارای مشکلات زناشویی مراجعه کننده به سراهای محله پونک، صادقیه، مرزداران و فردوس شهر تهران در ماه های مرداد و شهریور سال 1396 بود. نمونه گیری به صورت در دسترس بود و تعداد 120 نفر از زنان مراجعه کننده به سرای محله های شهر تهران به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای سنجش سبک دل بستگی از آزمون دل بستگی هازن و شیور و همچنین برای سنجش تحمل پریشانی از مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر  و تعهد زناشویی از پرسشنامه تعهد زناشویی آدامز و جونز و برای سنجش خود شفقتی از پرسشنامه خود شفقتی نف استفاده شد. برای تحلیل یافته ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد و در همه مراحل پژوهش از نرم افزار آماری SPSS کمک گرفته شد. یافته ها نشان داد میان سبک دل بستگی، تحمل پریشانی و خود شفقتی با تعهد زناشویی همبستگی معنی دار وجود دارد (0.05>P). شاخص R2adj«ضریب تعیین چندگانه اصلاح شده» نشان داد که مؤلفه های پیش بین پژوهش از توان 82 % پیش بینی تعهد زناشویی برخوردارند. با توجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که افراد دارای سبک دل بستگی ایمن دارای تعهد شخصی بالایی نسبت به همسر خود و ازدواجشان باشند و انعطاف پذیری هیجانی و آرامش به دست آمده از خود شفقتی باعث ارائه پاسخ های سازنده در مقابل تعارضات زندگی می شود که بازده آن بهبود روابط زوجین، تعهد و صمیمیت است. همچنین کسانی که دارای تحمل پریشانی بیشتر با مشکلات و مسائل زندگی زناشویی کنار می آیند و درنتیجه سطح تعهد زناشویی در آن ها بالاتر است.
۱۳۹۹۴.

رابطه ی علی استعداد اعتیاد از طریق طرح واره های ناسازگار اولیه، سرمایه روان شناختی و نیازهای اساسی روان شناختی با میانجی گری الگوهای ارتباطی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۰ تعداد دانلود : ۸۷۱
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی گر الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین نیازهای اساسی روان شناختی، سرمایه روان شناختی و طرح واره های ناسازگار اولیه در پیش بینی استعداد اعتیاد انجام گرفته است. روش: روش پژوهش مورد استفاده توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان پسر و دختر کرمانشاه، در مقطع متوسطه در سال تحصیلی 94-93 بوده است. با استفاده از جدول مورگان 400 دانش آموز (200 دختر و 200 پسر) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند؛ که به پنج پرسش نامه، الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین نیازهای اساسی روان شناختی، سرمایه روان شناختی و طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ و استعداد اعتیاد پاسخ دادند. به منظور ارزیابی مدل پیشنهادی از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS و SPSS-21 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مدل پژوهش با میانجی گری الگوی ارتباطی خانواده (خرده مقیاس گفت و شنود) از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد که بین طرح واره های ناسازگار شکست، وابستگی، محرومیت هیجانی و بی اعتمادی، بااستعداد اعتیاد رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و بین خرده مقیاس های خود کارآمدی، تاب آوری و ارتباط با استعداد اعتیاد رابطه منفی وجود دارد که نشان داد توانایی پیش بینی استعداد اعتیاد را دارند. نتیجه گیری: مدل ارزیابی شده از برازندگی قابل قبولی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت حیطه های فردی و خانوادگی در استعداد به اعتیاد دارد و همچنین به عنوان الگویی مناسب برای طراحی و تدوین برنامه های پیشگیری از رفتارهای پرخطر می تواند بسیار مفید واقع شود.
۱۳۹۹۵.

مقایسه سبک های دفاعی من در افراد مبتلا به اختلال جسمانی سازی، اضطرابی و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰۹ تعداد دانلود : ۷۰۶
مقدمه: تمایز قائل شدن میان افراد مبتلا به اختلال جسمانی سازی و اضطرابی همواره مورد توجه روانشناسان بالینی بوده است. هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه سبک های دفاعی من در بین افراد مبتلا به اختلال های جسمانی سازی، اضطرابی و افراد عادی بود. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام افراد مبتلا به اختلال های جسمانی سازی و اضطرابی مراجعه کننده به کلینیک های دولتی و خصوصی سطح شهر تهران در سال 1391 و همچنین افراد عادی ساکن این شهر بود. برای دستیابی به این هدف، 90 نفر (30 بیمار جسمانی-سازی، 30 بیمار اضطرابی و 30 نفر از افراد عادی) از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ) پاسخ دادند. افراد گروه عادی علاوه بر مقیاس نامبرده به مقیاس افسردگی اضطراب استرس (DASS-21) نیز پاسخ دادند. برای تحلیل داده های پژوهش حاضر، از شاخص های آمار توصیفی، تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) و آزمون تعقیبی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادند که اختلاف میانگین نمرات سبک دفاعی رشدنایافته بین هر سه گروه معنادار بود. علاوه بر این، میانگین نمرات سبک های دفاعی رشدیافته و نوروتیک نیز بین گروه های افراد عادی، بیماران اضطرابی و جسمانی سازی دارای تفاوت معنادار بودند. البته سبک های دفاعی رشدیافته و نوروتیک میان گروه های بیماران اضطرابی و جسمانی سازی تفاوت معناداری نداشتند. نتیجه گیری: بر اساس این نتایج می توان از بررسی سبک های دفاعی برای تمیز اختلالات اضطرابی و جسمانی سازی استفاده کرد. به عبارت دیگر، سبک های دفاعی من باید کانون توجه بالینی در درمان اختلالات جسمانی سازی و اضطرابی قرار گیرند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان