زمینه و هدف: مشکلات اضطرابی از اختلال های شایع کودکان هستند که می توانند زمینه ساز بسیاری از اختلال های دیگر در سنین بعدی باشند. بسیاری از کودکان با اختلال های اضطرابی در دوره کودکی در سنین نوجوانی و بزرگسالی نیز با مشکلات سازش یافتگی بسیاری مواجه می شوند. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی قصه درمانی بر اضطراب مدرسه دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه تجربی، همراه با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی (11-7 ساله) شهر اصفهان در سال تحصیلی 94-93 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر از جامعه آماری مذکور بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده اند که 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر دیگر در گروه گواه جایدهی شدند. جهت اندازه گیری سطح اضطراب آزمودنی ها از آزمون اضطراب فیلیپس (1987) استفاده شد. برای گروه آزمایش یازده جلسه یک ساعته قصه درمانی برگزار شد و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. مجدداً پس آزمون از هر دو گروه اجراشده و داده های به دست آمده با روش تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که قصه درمانی بر اضطراب مدرسه دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی تأثیر معنادار داشته است و بین گروه آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد؛ به طوری که میانگین نمرات گروه آزمایش در مرحله پس آزمون در مقایسه با گروه گواه از نظر سطح اضطراب مدرسه، به طور معناداری کاهش یافته است (0/001> p F= 12/03, ) . نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که قصه درمانی باعث می شود که دانش آموزان بتوانند هیجانات مثبت و منفی خود را شناسایی کنند و در نتیجه اضطراب در آنها کاهش یابد؛ بنابراین توصیه می شود از این روی آورد در کنار سایر روش های درمان اضطراب برای کاهش اضطراب مدرسه دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی، استفاده شود.
اهداف: تحقیقات سال های اخیر نشان داده است که سوگیری توجه، نقش مهمی در سبب شناسی و تداوم اختلالات اضطرابی ایفا می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی چگونگی پردازش فراشناختی (وجود یا عدم سوگیری توجه) نسبت به محرک های مرتبط با خشم و شادی در افراد عادی و افراد دچار اضطراب اجتماعی، با استفاده از روشی جدید تحت عنوان آزمون دات پروب بود.
روش ها: این پژوهش علّی- مقایسه ای در سال 1393 انجام شد. جامعه پژوهش، دانشجویان عادی دانشگاه فردوسی مشهد و افراد مراجعه کننده به کلینیک های روان درمانی دانشگاه بودند که نهایتاً از بین آنان ۳۶ نفر (۱۸ نفر دچار اضطراب اجتماعی و ۱۸ نفر عادی) به صورت دردسترس انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه هراس اجتماعی (SPIN) و آزمون دات پروب استفاده شد. تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS 19 و با استفاده از آزمون آماری T مستقل انجام شد.
یافته ها: میانگین زمان واکنش به واژگان محرک خشم در افراد دارای اضطراب اجتماعی به طور معنی داری از افراد عادی کمتر بود (01/0>p). اما بین زمان واکنش به واژگان محرک شادی در افراد دارای اضطراب اجتماعی و افراد عادی تفاوت معنی داری وجود نداشت (0/05<p).
نتیجه گیری: با استفاده از درمان های فراشناختی برای اصلاح ساختار پردازش فراشناختی می توان افراد دچار اضطراب اجتماعی را درمان نمود.
مطالعه ی حاضر با هدف بررسی کمال گرایی و هدف گزینی در پیش بینی فرسودگی تحصیلی دانشجویان شهر قزوین انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی است. روش نمونه گیری، در دسترس بوده، بدین منظور، 124 دانشجوی دختر و پسر مشغول به تحصیل در سال تحصیلی92-1393در رشته های مختلف از دانشگاه های دولتی شهر قزوین انتخاب گردیدند. برای گردآوری اطلاعات، از مقیاس کمال گرایی هویت و فلت، مقیاس هدف گزینی الیوت و مک گریگور و مقیاس فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون همبستگی و تجزیه وتحلیل رگرسیون گام به گام، نشان داد که بین کمال گرایی و خرده مقیاس جامعه مدار با فرسودگی تحصیلی همبستگی مثبت و معناداری وجود داشته، به گونه ای که بُعد جامعه مدار کمال گرایی قادر است به میزان 9 درصد واریانس فرسودگی تحصیلی را پیش بینی نماید، همچنین بین عملکرد گرایشی و تسلط اجتنابی با فرسودگی تحصیلی رابطه ی منفی معنادار و بین عملکرد اجتنابی و فرسودگی تحصیلی رابطه ی مثبت معناداری مشاهده گردید. نتایج نشان داد که تسلط اجتنابی 6/10 درصد واریانس فرسودگی تحصیلی و خرده مقیاس های تسلط اجتنابی، عملکرد اجتنابی و عملکرد گرایشی در مجموع 8/19 درصد واریانس فرسودگی تحصیلی را پیش بینی می کند. کمال گرایی و هدف گزینی، نقش مهمی در فرآیند یادگیری و پیشرفت فراگیران ایفا نموده، لذا ترسیم اهداف و ارزش های واقعی، دست یافتنی و در عین حال چالش انگیز برای یادگیری فراگیران نقش موثری در عملکرد آتی و آینده ی شغلی دانشجویان ایفا می نماید.
زمینه: استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات در فرآیند یاددهی- یادگیری تاثیرگذار است. برای استفاده بهینه از فناوری اطلاعات و ارتباطات باید عوامل مرتبط با آن بررسی شود. هدف این پژوهش بررسی رابطه سواد فناوری اطلاعات و ارتباطات با خودکارآمدی رایانه ای در آموزگاران مدارس استثنایی شهر بیرجند بود.
یکی از دغدغه های دیرین نهاد آموزش و پرورش تربیت اجتماعی افراد است. در نظام تعلیم و تربیت ما شش ساحت( 1- اعتقادی، اخلاقی، عبادی،2-زیستی و بدنی3- علمی و فناورانه4- اقتصادی و حرفه ای 5-زیبایی شناختی و هنری6-اجتماعی و سیاسی)تعیین شده که هر کدام از این ساحت (جنبه)ها، برای تحقق اهداف خاصی عنوان شده است. آماده کردن افراد در زندگی اجتماعی آینده از اهداف ساحت اجتماعی و سیاسی است بنابراین مدرسه برای دانش آموزان فرصت و غنیمتی است تا بسیاری از مهارت هایی که در آینده قرار است از آنها استفاده کنند و در جریان زندگی اجتماعی خود آنها را بکار ببندند فرا می گیرند. از جمله دروسی که در برنامه درسی نظام تعلیم و تربیت ما گنجانده شده؛ درس مطالعات اجتماعی است که بر اساس مبانی نظری سند تحول بنیادین و اهدافی که برای ساحت اجتماعی و سیاسی در نظر گرفته شده است عمده تلاش و هدف این درس، آماده کردن دانش آموزان برای زندگی اجتماعی آینده از طریق انتقال نگرش ها و مهارت ها است. در این میان من به عنوان آموزگار مطالعات اجتماعی در مقطع ابتدایی وظیفه دارم تمام ابعاد برنامه درسی مطالعات اجتماعی را بشناسم و دانش آموزانم را به یادگیری آن تشویق کنم. متاسفانه در ابتدای سال تحصیلی متوجه شدم دانش آموزانم نسبت به یادگیری درس مطالعات اجتماعی بی انگیزه هستند. بمنظور رفع این مشکل، بررسی علل بی انگیزگی دانش آموزانم نسبت به یادگیری این درس در قالب آموزش پژوهی در دستور کار قرار گرفت. بنده با بررسی های میدانی، مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه، پاره ای از مشکلات را شناسایی کرده و به رفع آنها اقدام کردم.
هدف این تحقیق ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش الگوی کیفی مدیریت فرآیندهای یاددهی- یادگیری در دوره ابتدایی است. این پژوهش جزو تحقیقات ترکیبی از نوع متوالی اکتشافی برای ابزارسازی است. در بخش کیفی، 20 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه با روش نمونه گیری هدف مند، به عنوان مشارکت کنندگان بالقوه ی پژوهش انتخاب شدند. دراین بخش از روش مصاحبه، بررسی پیشینه و مطالعه منابع و متون و به شیوه همسو سازی برای دست یابی به مفاهیم، عبارات و واژه های کلیدی مرتبط با عوامل، ملاک ها ونشانگرهای الگوی کیفی مدیریت فرآیندهای یاددهی –یادگیری استفاده شد و داده های کیفی اولیه حاصل گردید. با روش تحلیل مضمون، چارچوب اولیه الگو شکل گرفت واز معیارهای اعتبار سنجی کیفی برای سنجش اعتبارچارچوب اولیه استفاده شد. برای اطمینان از پایایی کیفی چارچوب اولیه، ازآزمون قابلیت اعتماد استفاده گردید. دربخش کمی، مدرسان درس روش ها و فنون تدریس و روانشناسی تربیتی پردیس های دانشگاه فرهنگیان کشور جامعه آماری را تشکیل دادند. برای نمونه گیری از64 پردیس دانشگاه فرهنگیان کشور، 32 پردیس به شیوه تصادفی ساده و درهرپردیس دو نفر مدرس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس تدوین شده در مرحله کیفی پژوهش استفاده شد.این مقیاس دارای6 عامل، 16 ملاک و 72 نشانگر بود. در این بخش، برای سنجش روایی مقیاس از روش های روایی صوری، محتوایی، وتحلیل عامل و برای محاسبه پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که این مقیاس به لحاط کمی نیز از روایی و پایایی لازم برخوردار است و در نتیجه مقیاس نهایی با 6عامل (محیط فیزیکی، محیط اجتماعی – روانی، آمادگی، آموزش، تلفیق و ارزشیابی) ، 16ملاک و 70 نشانگر مورد تایید قرار گرفت.
عمده ترین نگرانی که در ناعادلانه بودن آزمون ها مطرح می شود امکان وجود سوگیری یا کارکرد -افتراقی است، زیرا سوگیری باعث می شود که روایی آزمون مورد شک و تردید قرار گیرد. در این پژوهش کارکرد افتراقی سوالهای ریاض پایه هشتم تیمز 2011 در بین دو گروه دانش آموزان دختر(گروه هدف) و پسر(گروه مرجع) ایرانی بر اساس رویکرد IRT مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور ابتدا مفروضه تک بعدی بودن سوال های هر کدام از بلوکها با استفاده از نرم افزار NOHARM بررسی گردید. در گام تحلیلها نشان داد که از بین 3 مدل یک، دو و سه پارامتری، مدل دو پارامتری از بهترین برازش با سوالهای هر بلوک برخوردار است و لذا این مدل به عنوان مدل پایه انتخاب گردید. سپس با استفاده از نرم افزار IRTLRDIF (تیسن، 2001) سوالهای دارای DIF شناسایی گردیدند. یافته ها نشان می دهد که از 219 سئوال آزمون ریاضی پایه هشتم تیمز 2011، 144 سئوال لنگر(فاقد DIF) و 75 سوال دارای DIF است. از بین این 75 سوال، 56 سوال دارای DIF یکنواخت و 19 سوال دارای DIF غیر یکنواخت است. در واقع یافته ها نشان می دهد که 56 سوال به ضرر دانش آموزان دختر عمل می کنند.