هدف این پژوهش مطالعه جهت گیری کنترل دانش آموزان با رفتار انضباطی آنها در مدارس راهنمایی استان سمنان است. روش انجام تحقیق توصیفی می باشد. جامعه ی آماری تحقیق مدیران، معاونان و معلمان مدارس راهنمایی استان سمنان در سال تحصیلی 87-86 مشتمل بر 1432 نفر هستند. حجم نمونه مطابق با جدول مورگان 340 نفر برآورد گردید. نمونه تحقیق با استفاده از روش های نمونه گیری خوشه ای تصادفی و طبقه ای انتخاب گردید. برای تعیین جهت گیری کنترل دانش آموزان در مدارس از پرسش نامه PCI و برای سنجش رفتار انضباطی از پرسش نامه محقق ساخته استفاده گردید. داده های گردآوری شده به کمک آزمون T، تحلیل واریانس یکطرفه، تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که در مدارس راهنمایی استان سمنان در امر کنترل دانش آموزان جهت گیری قیمی بیشتر از جهت گیری انسانی حاکم است (05/ >p). نتیجه دیگر آنکه در این پژوهش بین جهت گیری کنترل و رفتار انضباطی دانش آموزان رابطه معناداری مشاهده نشد (05/p>).
زمینه و هدف: نظریه حساسیت به تقویت در حیطه های مختلفی نظیر شخصیت، هیجان و آسیب شناسی روانی اهمیت و کاربرد دارد. پرسشنامه تجدیدنظر و تصریح شده حساسیت به تنبیه و حساسیت به پاداش به منظور سنجش این نظریه و مرتفع ساختن مشکلات ابزارهای قبلی، ساخته شد. پژوهش حاضر باهدف بررسی ویژگی های روان سنجی SPSRQ-RC در جامعه ایرانی انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه بجنورد در نیم سال اول تحصیلی 96-1395 بودند که از بین آن ها 485 نفر، به عنوان نمونه پژوهش، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های تجدیدنظر و تصریح شده حساسیت به تنبیه و حساسیت به پاداش (Sensitivity to Punishment and Sensitivity to Reward Questionnaire-Revised and Clarified یا SPSRQ-RC)، مقیاس سیستم بازداری رفتاری/ فعال سازی رفتاری (Behavioral Inhibition System/Behavioral Activation scale یا BIS/BAS Scale)، مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه (Positive Affect and Negative Affect Schedule یا PANAS) منفی جمع آوری شد. داده ها با استفاده از ضریب Cronbach , s alpha و ضریب همبستگی Pearson، ضریب باز آزمایی، تحلیل عامل اکتشافی و تحلیل عامل تأییدی، تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: تحلیل مؤلفه های اصلی با روش چرخش واریماکس، منجر به استخراج دو عامل زیر بنایی حساسیت به تنبیه و حساسیت به پاداش برای SPSRQ-RC شد. مدل دو عاملی شناسایی شده 51/38 درصد از واریانس داده ها را تبیین کرد. ده ماده از SPSRQ-RC بر روی عامل اول یعنی حساسیت به تنبیه و ده ماده بر روی عامل دوم یعنی حساسیت به پاداش دارای بار معنی دار بودند. شاخص های مدل تحلیل عامل تأییدی نشان داد مدل دو عاملی از برازش مطلوبی برخودار است. کلیه ماده های مربوط به هر یک از عوامل حساسیت به تنبیه و حساسیت به پاداش دارای بار عاملی بالایی بودند و ساختار عاملی SPSRQ-RC را تائید کردند. نتایج بررسی اعتبار SPSRQ-RC با استفاده از روش های همسانی درونی و بازآزمایی نشان داد این ابزار از اعتبار مطلوبی برخوردار است. همچنین، نتایج نشان داد SPSRQ-RC از روایی همگرا و افتراقی مطلوبی برخوردار است. نتیجه گیری: SPSRQ-RC از ویژگی های روان سنجی مطلوبی در جامعه ایرانی برخوردار است و ارزیابی مناسب تری برای سنجش نظریه حساسیت به تقویت فراهم می کند.
"
در این پژوهش قابلیت شاخصهای شناختی رورشاخ در متمایز کردن مشکلات پردازش خبر در بیماران افسرده مورد بررسی قرار گرفت. 30 آزمودنی افسرده و 30 آزمودنی غیرافسرده با سنین و تحصیلات مشابه از طریق مصاحبة بالینی براساس ضوابط DSM-IV و پرسشنامة افسردگی بک انتخاب شدند. برای ارزشیابی نارساکنشی بازخوردها از مقیاس نارساکنشی بازخوردها (DAS) استفاده شد و ارزشیابی شاخص ادراکی ـ تفکری و شاخصهای تفصیلی مربوط به پردازش خبر از طریق اجرای آزمون رورشاخ و نمرهگذاری اکسنر صورت گرفت. نتایج نشان دادند که شاخص ادراکی ـ تفکری برای تمایز مشکلات بیماران افسرده در پردازش خبر کفایت لازم را ندارد اما ترکیبی از برخی متغیرهای آن و شاخصهای شناختی رورشاخ برای چنین هدفی قابل استفاده است. بدین ترتیب شاخص جدیدی با نام «شاخص نارسایی پردازش خبر» (IPDI) به دست آمد."
هدف از این پژوهش، ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ی اراده بر مبنای فرهنگ ایرانی- اسلامی است که به روش پژوهش توصیفی و به شیوه ی تحلیل محتوا تهیه شده است. اعتبار محتوا و سازه های این پرسشنامه، توسط جمعی از اساتید علوم اسلامی و روانشناسی تایید شده است. روایی و پایایی سوالات پرسشنامه توسط 400 نفر از دانشجویان دانشگاه های تهران، علوم پزشکی تهران و دانشجویان دانشگاه پیام نور تهران تایید گردیده که با روش نمونه گیری تصادفی با شیوه ی خوشه ای انتخاب شده اند. ساختار پرسشنامه به روش تحلیل عاملی، با روش مولفه های اصلی و چرخش واریمکس مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاکی از به دست آمدن 6 عامل انگیزشی، عبادی، شناختی، فراشناختی، هیجانی و رفتاری می باشد. روایی مقیاس کل با دو شاخص بارتلت و KMOبررسی و مقدار شاخص برابر 910/0 با ضریب معناداری 0001/0 به دست آمده است که نشان از مناسب بودن روایی تحلیل عاملی می باشد. جهت ارزیابی مجدد روایی، ضریب همبستگی پارامتریک پیرسون بین این پرسشنامه با پرسشنامه ی خودکارآمدی شرر بررسی و مقدار 321/0 با ضریب معناداری 044/0 و ضریب همبستگی غیرپارامتریک بین آن دو، مقدار 437/0 با ضریب معناداری 005/0 محاسبه گردید که نشان از معناداری روایی بین این دو پرسشنامه می باشد. پایایی مقیاس کل پرسشنامه با آلفای کرانباخ 933/0 به دست آمد. جهت ارزیابی مجدد پایایی از روش بازآزمایی در دو مرحله با فاصله ی زمانی دو هفته، ضریب همبستگی پارامتریک پیرسون، 572/0 با ضریب معناداری 0001/0 و ضریب همبستگی غیرپارامتریک اسپیرمن، 443/0 با ضریب معناداری 004/0 به دست آمد که نشان از همبستگی مثبت و معنادار و پایایی این پرسشنامه می باشد. بر این اساس پرسشنامه ی ارزیابی اراده با 37 سوال تایید شده، از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده و واجد شرایط لازم جهت پژوهش های روانشناختی و فعالیت های تشخیصی و کلینیکی می باشد.
این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین تنیدگی تحصیلی و کمک طلبی آموزشی با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان انجام شد. جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان دبیرستان های شهرستان ارومیه در سال تحصیلی 94-1393 بودند. برای انجام این پژوهش 360 دانش آموز (210 دختر و 150 پسر) با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. همه آنها پرسشنامه تنیدگی تحصیلی و پرسشنامه کمک طلبی آموزشی را تکمیل کردند. همچنین معدل سال گذشته به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در نظر گرفته شد. داده ها با روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که میان تنیدگی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی رابطه منفی و معنی دار و میان کمک طلبی آموزشی و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معنی دار وجود داشت. همچنین میان تنیدگی تحصیلی و کمک طلبی آموزشی رابطه معنی داری وجود نداشت (01/0p≤). تنیدگی تحصیلی و کمک طلبی آموزشی در یک مدل توانستند 7/13 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را پیش بینی کنند. با توجه به بتای استاندارد سهم تنیدگی تحصیلی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی بیشتر از کمک طلبی آموزشی بود (28/0-β=). بنابراین پیشنهاد می شود معلمان، مدیران و برنامه ریزان به نشانه های متغیرهای تنیدگی تحصیلی و کمک طلبی آموزشی توجه و بر اساس آن برنامه های مناسبی را برای بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان طراحی نمایند.
در پژوهش حاضر عوامل طلاق بر حسب جنسیّت در افراد متقاضی طلاق در دادگاه های خانواده تهران ( شهید محلاتی- ونک) طی سال های ۱۳۸۵-۱۳۸۶بررسی شد. افراد گروه نمونه شامل ۳۰۰ نفر ارجاعی از دادگاه ها و روش پژوهش توصیفی و مقطعی، با انجام دادن مصاحبه ساخت یافته بوده است. دلایل تقاضای طلاق پس از مصاحبه مشخص شده و به صورت عوامل اقتصادی، روانی، فرهنگی-اجتماعی، مشکلات جنسی، جسمی، اعتیاد، خشونت و ازدواج مجدد دسته بندی شد. داده ها به صورت فراوانی و درصد نمایش داده شد و با آزمون کای دو در 2 گروه مرد و زن مقایسه شد. نتایج نشان داد هرچند بیش ترین دلیل طلاق در هر دو جنسیّت (۴/۸۴ ٪ از زنان و۹۰٪ از مردان) عدم تفاهم و سازش بوده است؛ اما تقاضای طلاق در زنان بیش تر تحت تأثیر عوامل اقتصادی ، خشونت ، مشکلات جنسی و اعتیاد بوده در حالی که مردان بیش تر به دلیل مشکلات فرهنگی-اجتماعی متقاضی طلاق بوده اند. ا ز نتایج پژوهش حاضر در برنامه ریزی لازم در آموزش و مشاوره های قبل از ازدواج، همچنین لزوم آگاه سازی زوجین در زمینه دریافت مشاوره تخصصی در زمان بروز مشکل و اقدام به طلاق می توان برای پیشگیری از وقوع طلاق به کار گرفته شود.
امروزه دردانشگاه های باز و معتبر جهان، آموزش الکترونیکی در حوزه آزمایشگاه ها تحت عنوان E-LAB برای افزایش کیفیت آموزش کارهای عملیاتی و آزمایشگاهی در حال انجام است. در پژوهش حاضر، با تدوین محتوای آموزش الکترونیکی آزمایشگاه زیست شناسی سلولی و مولکولی، تأثیر آموزش ترکیبی الکترونیکی - عملی بر میزان یادگیری دانشجویان در آزمایشگاه سلولی و مولکولی دانشگاه پیام نور برای اولین بار در ایران مورد بررسی قرار گرفت. دانشجویان در دو گروه شاهد و مورد آزمایش تقسیم شدند و به مدت یک ترم تحصیلی برنامه آموزشی را گذراندند. ارزشیابی هر دو گروه در قبل و بعد از آموزش با چک لیست مهارت های عملی و آزمون تئوری مورد بررسی قرار گرفت. همچنین میزان رضایتمندی دانشجویان در دو گروه در خصوص روش آموزشی با استفاده از پرسش نامه استاندارد IDEA مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که آموزش ترکیبی الکترونیکی - عملی آزمایشگاه سلولی و مولکولی باعث انتقال دانش عملی شده و کیفیت یادگیری را افزایش می دهد و همچنین رضایت مندی دانشجویی را به همراه دارد. پیشنهاد می شود محتوای الکترونیکی تهیه شده به صورت ترکیبی با انجام عملیات آزمایشگاهی در ترم تحصیلی به وسیله مدرسان دیگر به کار گرفته شود و با انجام بررسی های بیشتر با تأیید وجود امتیازات بیشتر در آموزش ترکیبی در این درس، نسبت به استفاده از این الگوی برتر در سایر دروس عملی اقدام شود.
وابستگی به مواد به عنوان یک عامل به وجود آورنده اختلال در سلامت فردی و اجتماعی، خسارت های بی شماری را در ابعاد مختلف اعم از فردی، خانوادگی، بهداشتی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به جوامع تحمیل می کند. در برابر مصرف موادمخدر و روان گردان ها لازم است اقدامات متقابلی برای مبارزه با این امر انجام شود. جامعه به عنوان سیستم پویا، زنده، با نشاط و در حال حرکت، دارای ظرفیت ها و پتانسیل های بی شماری است که می توان از آن در جهت پیشگیری از وابستگی به مواد استفاده کرد. بنابراین، اجتماعی شدن مبارزه با مواد مخدر امری ضروری است. هدف از مقاله حاضر، مروری بر رویکرد اجتماعی برای مبارزه با مصرف مواد مخدر با تاکید بر نقش مشارکت اجتماعی بود. بنابراین، ابتدا به رویکرد اجتماعی شدن مقابله با مواد مخدر و سپس به نقش مشارکت اجتماعی و مروری بر پیشینه پژوهش و در انتها به بحث و نتیجه گیری و پیشنهادها پرداخته شد. پیشگیری یکی از مهم ترین ارکان مقابله با مصرف مواد مخدر و وابستگی به آن است. به عبارت دیگر، توجه به رویکرد پیشگیری همواره بهتر از درمان است. پیشگیری را می توان در کانون های مختلف جامعه انجام داد. ترویج رویکرد پیشگیری در سطح جامعه و مشارکت بیشتر از سوی اقشار مختلف جامعه نقش موثری برای مقابله با مواد مخدر دارد. رویکرد اجتماعی در پیشگیری از وابستگی به مواد، در واقع «توسعه محلی» و بر اساس «مشارکت» است. شواهد نظری و پژوهشی در خصوص نقش مشارکت اجتماعی در پیشگیری از وابستگی به مواد بسیار اندک است و لزوم دانش افزایی و پژوهش در این خصوص بسیار ضروری است. شواهد پژوهشی موجود نیز حاکی از اهمیت مشارکت اجتماعی در پیشگیری از انواع آسیب های اجتماعی به خصوص وابستگی به مواد است. در مجموع می توان گفت که «مشارکت اجتماعی» نقش بسیار مهمی در «اجتماعی شدن مقابله با مصرف مواد » دارد و می توان با استفاده از رویکرد اجتماعی مقابله با مصرف مواد با تاکید بر مشارکت اجتماعی از وابستگی به مواد و آسیب های آن جلوگیری کرد.
پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های روان سنجی پرسش نامه هوش هیجانی صفتی – فرم کودکان، شامل پایایی, روایی و تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی ، به منظورآماده سازی آزمون برای پژوهش های تربیتی انجام شده است. حجم نمونه این پژوهش 343 دانش آموز ابتدایی پسر بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از بین مدارس دولتی شهر تهران و مشهد انتخاب شدند و با پرسش نامه هوش هیجانی صفتی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با روش مولفه های اصلی، علاوه بر عامل کلی ، نه عامل(انطباق پذیری، آمادگی عاطفی، ابرازهیجانی، تنظیم هیجانی، تکانشی پایین، ارتباط با همسالان، عزت نفس و خودانگیختگی) را برای پرسش نامه هوش هیجانی صفتی تایید کرد. پایایی مقیاس بر حسب ضرایب آلفای کرانباخ و تتای ترتیبی در مورد گروه نمونه محاسبه و تایید شد. یافته های تحلیل عاملی، مشابه تحقیقات انجام گرفته در فرهنگ اصلی و ضرایب روایی و پایایی نیز به نتایج تحقیقات پیشین نزدیک بود. با توجه به خصوصیات روانسنجی مطلوب، ابزار پژوهش حاضر می تواند در پژوهشهای مربوط به هوش هیجانی صفتی در کودکان به کار رود. پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های روان سنجی پرسش نامه هوش هیجانی صفتی – فرم کودکان، شامل پایایی, روایی و تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی ، به منظورآماده سازی آزمون برای پژوهش های تربیتی انجام شده است. حجم نمونه این پژوهش 343 دانش آموز ابتدایی پسر بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از بین مدارس دولتی شهر تهران و مشهد انتخاب شدند و با پرسش نامه هوش هیجانی صفتی مورد آزمون قرار گرفتند.
زمینه و هدف: این پژوهش به منظور بررسی سوگیری حافظه آشکار و ضمنی در دانشجویان افسرده، مضطرب، اختلال ترکیبی و سالم انجام گرفت.
مواد و روش ها: این تحقیق از نوع علی- مقایسه ای بود. برای دستیابی به هدف پژوهشی، 100 دانشجو از میان دانشجویان دانشگاه های الزهرا و تهران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. روش اجرای پژوهش به صورت گروهی بوده است. بدین ترتیب که ابتدا آزمودنی ها به پرسش نامه اضطراب Beck (Anxiety inventory Beck)، پرسش نامه افسردگی Beck (Depression inventory Beck)، مصاحبه ساختار یافته MMPI-2 (Minnesota multiphasic personality inventory-2) ارایه و ازآنان خواسته شد تا لغات را رمزگردانی کنند و به یاد آورند. سپس داده Free recall پاسخ گفتند. بعد به آزمودنی ها تکلیف یادآوری آزاد گروه های مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به وسیله آزمون آماری، تحلیل واریانس چند متغیره، t و آزمون MANOVA (Multivariate analysis of variance) نمره گذاری شد.
یافته ها: گروه ها از لحاظ یادآوری کلمات (بار عاطفی مثبت، منفی و تهدید کننده) در حافظه ضمنی تحت شرایط آسان و دشوار با حافظه آشکار تفاوت معنی دار داشتند (001/0 > P).
نتیجه گیری: در نهایت، بر اساس نتایج پژوهشی، سوگیری گروه های افسرده، مضطرب و ترکیبی در حافظه ضمنی بیشتر از حافظه آشکار بود، آن ها کلمات با بار عاطفی منفی و تهدید کننده را تحت شرایط دشوار کمتر به خاطر آوردند. نتایج تحقیق نشان داد که یادآوری گروه ترکیبی بیشتر شبیه گروه افسرده است تا افراد مضطرب.