پژوهش حاضر به اعتباریابی و پایایی سنجی مقیاس محقق ساخته «هویت اخلاقی- اسلامی در دانش آموزان نوجوان» پرداخته است. ابتدا مخزنی 150 سؤالی با توجه به فضایل اخلاقی، که به صورت مستقیم، آیه ای در قرآن کریم برایش آمده است تهیه و پس از احراز اعتبار صوری پرسش نامه توسط استادان، نمونة نهایی به منظور اجرا آماده شد. برای اجرا، 700 تن از دانش آموزان دبیرستانی و هنرستانی شهر اصفهان به روش نمونه گیری «تصادفی خوشه ای» انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از SPSS و AMOS صورت گرفت. ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده در زیرمقیاس ها حاکی از پایایی مناسب مقیاس هویت اخلاقی- اسلامی نوجوانان است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی برای بررسی سازة عاملی مقیاس، نشان داد که هفت عامل بیانگر 07/49 واریانس بودند. همچنین شاخص های تحلیل عاملی تأییدی نیز حاکی از برازش مناسب الگوی هویت اخلاقی – اسلامی است. با توجه به اینکه تمامی سؤالات مقیاس هویت اخلاقی مبتی بر آیات شریف قرآن کریم است، ابزاری مناسب برای سنجش ویژگی های اخلاقی تأیید شده در حوزة اسلامی به شمار می رود.
"
پژوهش حاضر با هدف بررسی کتاب ریاضی سال چهارم دبستان از نظر میزان انطباق محتوای آن با هدف های آموزشی تعیین شده توسط وزارت آموزش و پرورش، اصول برنامه ریزی درسی، اصول روان شناسی و مراحل رشد و یادگیری، کاربرد روش هلای جدید تدریس ریاضی و وسایل آموزشی (پیشرفته)، ویژگی های مطلوب کتاب های درسی، کاربرد آموخته های دانش آموزان از نظر معلمان پایه چهارم ابتدایی، به صورت توصیفی با استفاده از یک پرسشنامه نظرخواهی 57 سؤالی در یک نمونه 95 نفری از معلمان به اجرا درآمد. نتایج به دست آمده نشان داد که محتوای کتاب ریاضیات سال چهارم ابتدایی با هدف های آموزشی دوره ابتدایی، اصول تنظیم و سازماندهی محتوا و برنامه ریزی (مداومت، فزایندگی، وحدت)، اصول روان شناسی و مراحل رشد و یادگیری، کاربرد روش های تدریس ریاضی و وسایل آموزشی پیشرفته، ویژگی های مطلوب کتاب های درسی، نیازهای زندگی روزمره و شرایط اجتماعی جامعه و آموخته های دانش آموزان مطابقت دارد.
"
رضایت زناشویی،خود کارآمدی و خوش بینی نقش برجسته ای در تجربه رضایت زندگی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای خود کارآمدی و خوش بینی در رابطه میان رضایت زناشویی و رضایت از زندگی آموزگاران زن شهرستان نهاوند است. روش پژوهش از نوع تحلیل مسیر است. جامعه آماری را همه آموزگاران زن متأهل شهرستان نهاوند که دربرگیرنده 612 نفر بودند و در سال تحصیلی 94- 93 مشغول به تدریس بودند، تشکیل می دهد. اندازه نمونه پژوهش بر پایه به کارگیری جدول مُرگان 240 نفر بوده است. روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای است. گردآوری داده ها با به کارگیری ابزارهای رضایت از زندگی، رضایت مندی زناشویی هادسون، خود کارآمدی عمومی شوارتزر و خوش بینی انجام شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. اطلاعات به دست آمده از طریق رگرسیون، همبستگی پیرسان و تحلیل مسیر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.نتایج همبستگی پیرسان نشان داد که میان همه متغیرهای پژوهش همبستگی معنی داری (05/0> P) وجود دارد. نتایج رگرسیون گام به گام روشنگر آن بود که دو متغیر خود کارآمدی و خوش بینی در رابطه میان رضایت زناشویی با رضایت از زندگی نقش واسطه ای دارند. نتایج تحلیل مسیر نیز برای اثر مستقیم رضایت زناشویی بر رضایت از زندگی برابر با 221/0 برآورد شد. بررسی اثر غیرمستقیم رضایت زناشویی بر رضایت از زندگی از طریق نقش واسطه ای دو متغیر خود کارآمدی و خوش بینی نیز رویهمرفته 287/0 برآورد شد که سهم خود کارآمدی در این اثر 17/0 و سهم خوش بینی 11/0 است. با توجه به یافته های پژوهش حاضر، روانشناسان و مشاوران خانواده می توانند با آموزش خوش بینی و خود کارآمدی و بالا بردن آن ها در زوجین، منجر به افزایش رضایت زندگی و رضایت زناشویی آنان شوند. همچنین بالا بردن رضایت زناشویی در بالا بردن رضایت از زندگی زوجین نیز کارساز است.
اهداف: حافظه فضایی یکی از انواع حافظه است که می تواند به شناسایی موقیعت مکانی فرد در محیط بیانجامد. این متغیر می تواند تحت تاثیر عوامل مختلف از جمله ریزمغذی ها (آهن) قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر مصرف مازاد مکمل آهن بر حافظه فضایی موش های جوان بود.
روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه آزمایشی است که روی 20سر موش صحرایی نژاد ویستار انجام گرفت. نمونه ها براساس برنامه تغذیه با نان طبیعی و نان غنی شده با آهن 2، 4 و 6برابر به صورت تصادفی در 4 گروه تقسیم بندی شدند و متغیر مستقل به مدت 4 هفته روی آنها اعمال شد و سرانجام عملکرد حافظه فضایی موش ها با استفاده از ماز T اندازه گیری شد. داده ها با کمک نرم افزار SPSS 21 و آزمون آماری تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین گروه های تحقیق، اختلاف معنی داری در زمان صحت وجود داشت (0001/0=p)؛ به این صورت که گروه های مصرف 2برابر (5/0±9/1دقیقه)، 4برابر (9/8±6/9دقیقه) و 6برابر (1/3±8/5دقیقه) نسبت به گروه شاهد (7/1±6/12دقیقه) به طور معنی داری زمان کمتری را برای طی کردن ماز سپری کردند (0001/0=p).
نتیجه گیری: مصرف مکمل آهن 2برابر باعث بهترین عملکرد در حافظه فضایی می شود و مصارف کمتر و بیشتر از این میزان نمی تواند بر حافظه فضایی اثرگذار باشد.
بی آلایشی از پایه های استوارکننده عشق زوجین و بخشایشگری لازمه مهار کشمکش و ستیز و پویا ماندن عشق آن ها است. هدف پژوهش آزمودن تأثیر مشاوره گروهی آدلری در افزایش بی آلایشی و بخشایشگری میان فردی زوجین بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی است و در چهارچوب طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری زوجین سنندجی 47-24 ساله مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی «پرتو بامداد» در سال 1393 بود که 14-3 سال از ازدواج آن ها گذشته بود. آزمودنی ها 20 نفر بودند که با روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه یک اندازه 10 نفری آزمایش و گواه گمارده شدند. اعضای گروه آزمایش 12 نشست مشاوره گروهی آدلری را همراهی کردند و گروه گواه در فهرست انتظار نهاده شد. داده ها با سنجه بی آلایشی واکر و تامپسون 1983 و سنجه بخشایشگری میان فردی احتشام زاده، احدی، عنایتی و حیدری (1389) گردآوری شد. برآیندهای آزمون کوواریانس تک متغیره نشان داد که مشاوره گروهی آدلری در افزایش بی آلایشی زوجین(0/001 =P و 50/011= F) و افزایش همه مؤلفه های بخشایشگری میان فردی اعم از «ارتباط دوباره و مهار کین خواهی» (0/001= P و 122/596 =F)، مهار رنجش (0/013= P و 7/646= F) و درک واقع بینانه (0/001 =P و 48/563= F) آن ها کارساز بود. کاربست مشاوره گروهی آدلری بی آلایشی و بخشایشگری میان فردی زوجین را با بالا بردن کنش همکاری و دگرگونی روش های سازش نایافته زندگی آن ها افزایش داد ازاین رو انجام پژوهش های دیگر برای آسودگی از سودمندی این کاربست در افزایش بی آلایشی و بخشایشگری میان فردی زوجین ایرانی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی پیشنهاد می گردد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر موسیقی درمانی بر افسردگی، کیفیت زندگی و شادکامی زنان مبتلا به افسردگی انجام شد. روش تحقیق این مطالعه شبه آزمایشی و طرح آن پیش آزمون-پس آزمون یک گروهی است. 30 زن مبتلا به افسردگی جزئی و خفیف بر اساس نقطه برش کسب شده در سیاهه افسردگی بک (نمره 10-14) و معیارهای ورود به مطالعه (داشتن حداقل تحصیلات دیپلم، جنسیت مونث، علاقه مندی به موسیقی) به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و گروه آزمایشی مطالعه حاضر را تشکیل دادند. سپس 16 جلسه مداخله موسیقی درمانی بر روی آن ها اجرا شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل فرم بلند سیاهه افسردگی بک (BDI)، فرم کوتاه مقیاس کیفیت زندگی (SF-36) و سیاهه شادکامی آکسفورد OHI)) بود که به صورت پیش آزمون-پس آزمون اجرا شد. نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف- اسمیرنوف بررسی شد و در نهایت داده ها با استفاده از روش تحلیل آماری تی دو نمونه همبسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که بین داده های به دست آمده از نمرات افسردگی، شادکامی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به افسردگی قبل و پس از موسیقی درمانی تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین تأثیر این مداخله در بهبود کیفیت زندگی بیشتر از شادکامی بود. یافته های تحقیق حاکی از آن است که موسیقی درمانی به عنوان روشی کم هزینه و قابل دسترس می تواند به عنوان راهکاری مناسب برای افزایش سطح شادکامی، بهبود کیفیت زندگی و کاهش افسردگی در زنان مبتلا به افسردگی به کار برده شود.
ذهن فرمانبردار"": پدیده ای است که در موقعیت و شرایط خاصی امکان وقوع پیدا می کند. پژوهش حاضر کوشید تا درون مایه یکی از شیوه های ""شفابخش"" رایج در جامعه ایران برای درمان مشکلات روانشناختی و سازوکار زیرساز این شیوه را که مبتنی بر تلقین و ایجاد ذهن فرمانبردار است، کاوش و نقد کند. مواد مورد آزمون در این پژوهش، دو نوار صدا از بود که به طور تصادفی از میان نوارهای صدای جلسات مختلف این گونه ""شفابخشی ها"" انتخاب شد. کلمات دو نوار توسط دو ارزیاب مقوله بندی و ارزیابی شد. یافته های کیفی و توصیفی نشان می دهد که فراوانی کلماتی که در ذهن همگان با هیجان های خوشایند، نظیر لذت، پیوند خورده (یا شرطی شده) است، به طور چشمگیری بالا است. در چهار این پژوهش درباره برخی عوامل اثرگذارنده برفرآیند ""تلقین"" و مقایسه آن با ""تمرین"" بحث خواهد شد.
اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی به عنوان یک اختلال عصبی- رشدی، علاوه بر نشانه های رفتاری خاص با نقص در کارکردهای شناختی همراه است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اثربخشی دو رویکرد توانبخشی شناختی- حرکتی و دارو درمانی در بهبود کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی انجام شد. این یک مطالعه نیمه آزمایشی با سنجش های پس آزمون و پیگیری بود که در یک طرح یک سر کور سه گروه را باهم مقایسه می کرد. 48 کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی به شیوه نمونه گیری ملاکی انتخاب و بر اساس شدت اختلال همتا شده و به طور تصادفی به سه گروه توانبخشی شناختی- حرکتی (16 نفر)، دارو درمانی (16 نفر) و کنترل فعال (16 نفر) گمارده شدند. تمام شرکت کنندگان توسط فرم کوتاه سه خردآزمونی هوش وکسلر کودکان- تجدیدنظرشده و آزمون های رنگ-واژه استروپ، برج لندن و رمزنویسی وکسلر مورد آزمون قرارگرفتند و والدین آنها، این کودکان را با پرسشنامه علائم مرضی کودک-4 (CSI-4) رتبه بندی نمودند. داده ها با استفاده از تحلیل ورایانس چند متغیری و آزمون های تی وابسته با تصحیح بن فرونی به عنوان آزمون های تعقیبی، تحلیل شدند. توانبخشی شناختی حرکتی به طور معناداری منجر به تغییرات موثر و پایدار در عملکرد آزمودنی ها در مولفه های کارکرد اجرایی اعمّ از بازداری پاسخ، برنامه ریزی و سرعت پردازش شد و تنها در مولفه سرعت پردازش، تغییرات ایجاده شده در مرحله پیگیری افت معنادار به سطوح پایین تر را نشان داد. بعلاوه، با وجود عملکرد بهتر کودکان گروه توانبخشی شناختی- حرکتی نسبت به گروه دارودرمانی، تغییرات ایجاد شده به لحاظ آماری معنادار نبود. به طور کلی این یافته ها بیانگر آن بود که توانبخشی شناختی- حرکتی رویکرد اثربخشی در درمان اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی است و می توان از آن به عنوان یک فن درمانی مکمل دارودرمانی استفاده کرد.
مقدمه: این مطالعه به منظور اثربخشی آموزش مدیریت استرس به شیوة شناختی رفتاری بر تغییر نگرش خرده مقیاس های اختلالات خوردن دانش آموزان دختر طراحی و انجام شد. روش:روش پژوهش نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش و کنترل و اجرای پیش آزمون پس آزمون بود. نمونه آماری متشکل از 20 نفر بودند (10 نفر گروه آزمایش و 10 نفر گروه کنترل) که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر اصفهان انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه نگرش های اختلال خوردن (The Eating Attitudes Test (EAT- 26)) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار 18-SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: پس از اجرای مداخله، میانگین نمرة نگرش گروه آزمون در بی اشتهایی عصبی از 80/22 قبل از آموزش به 14 بعد از آموزش، و پرخوری عصبی از 16 به 60/9 و در کنترل دهانی از 10/15 به 70/9 کاهش یافت همچنین نتایج تحلیل کوواریانس اندازة اثر 88/0، 89/0 و 82/0 را به ترتیب در هر یک از خرده مقیاس های بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و کنترل دهانی نشان داد (001/0P