آوای سازمانی در سازمان های آموزشی بسیار موثر بوده و زمینه را برای خلاقیت سازمانی فراهم می آورد. آوای سازمانی تحت تاثیر متغیرهای متعددی از جمله فرهنگ و رهبری اخلاقی قرار می گیرد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی (مدل معادلات ساختاری) می باشد، که با هدف پیش بینی آوای سازمانی معلمان بر اساس رهبری اخلاقی با میانجی گری فرهنگ اخلاقی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر را، 1302 نفر از معلمان ناحیه یک استان اردبیل تشکیل داده و از میان جامعه آماری پیش گفته با استفاده از جدول مورگان 292 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و طبقه ای به تفکیک زن و مرد انتخاب شدند. داده مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه های استاندارد رهبری اخلاقی کالشوون و همکاران (2011)، فرهنگ اخلاقی گوبل و همکاران (2011) و آوای سازمانی زهیر و اردوقان (2011) جمع آوری، و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار های Spss21 و 8lisrel انجام گرفته است. نتایج حاصل، بیانگر آن است که میزان اثر مستقیم رهبری اخلاقی بر آوای سازمانی معلمان برابر است با 88/0 که نشان از اثر مثبت رهبر اخلاقی بر آوای سازمانی معلمان می باشد. این در حالی است که رابطه رهبری اخلاقی با آوای سازمانی معلمان توسط فرهنگ اخلاقی تشدید می شود. طوری که رهبری اخلاقی با نقش میانجی فرهنگ اخلاقی می تواند 99/0 از واریانس آوای سازمانی معلمان را تبیین نماید. لذا سازمان ها باید در نهادینه کردن فرهنگ اخلاقی و کاربست سبک رهبری اخلاقی اهتمام ویژه ای داشته باشند.
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی هیپنوتیزم بالینی و درمان هیپنوتراپی شناختی رفتاری ( CBH ) بر علائم جسمی و رضایت جنسی زنان مبتلا به سندروم فیبرومیالژیا شهر گرگان بود. دراین پژوهش از طرح های تک آزمودنی ( A - A-B ) استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سندروم فیبرومیالژیا می باشند که در سال 98 به مراکز درمانی شهر گرگان مراجعه کرده اند. با توجه به طرح پژوهش حاضر از تعداد 9 مراجع استفاده شد. از این تعداد 3 بیمار درمان هیپنوتیزم بالینی و 3 بیمار درمان هیپنوتراپی شناختی رفتاری ( CBH ) دریافت کردند. سه بیمار نیز در گروه در انتظار درمان به عنوان کنترل جای گرفتند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه علائم جسمی پاول و انرایت ( (PE_PSQ (1991) و پرسشنامه چند بعدی رضایت جنسی زنان (SSSW ) (1393) استفاده شد. مداخلات درمانی برای گروه های آزمایشی به مدت 8 جلسه برگزار شد، یک گروه نیز مداخله ای دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های تحلیل نمودار، شاخص تغییر پایا، معناداری بالینی، درصد بهبودی استفاده شد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان بیان داشت که در رابطه با رضایت جنسی درمان هیپنوتراپی شناختی رفتاری در مقایسه با هیپنوتیزم بالینی با 36/59 درصد بهبودی اثربخشی بیشتری داشته است، همچنین در علائم جسمی درمان هیپنوتراپی شناختی رفتاری در مقایسه با هیپنوتیزم بالینی اثربخشی با 14/57 درصد بهبودی موثرتر بوده است . به طور کلی بر اساس یافته های به دست آمده می توان گفته هردو درمان نسبت به گروه بدون مداخله توانسته اند بر متغیرهای پژوهش تاثیر بیشتری بگذارند. بنابراین توصیه می شود پزشکان در درمان این سندرم به درمان هیپنوترابی شناختی رفتاری نیز توجه داشته باشند.
هدف: سرگردانی ذهنی و بلاتکلیفی شناختی کارکنان در دانشگاه موجب آشفتگی فکری و پیامدهای منفی در ابعاد فردی و سازمانی خواهد شد. با این حال، بهره گیری از قدرت تخیل و خلاقیت ذهنی کارکنان که به عنوان رویا شناخته می شود، می تواند به عنوان ابزاری روانشناختی، در خدمت مدیران قرار بگیرد، به همین منظور هدف پژوهش حاضر طراحی مدل قدرت رویاپردازی کارکنان در سازمان ها بوده است. روش: روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، با رویکرد کیفی-اکتشافی و از نظر اجرا با استفاده از تکنیک داده بنیاد انجام شده است. ابزار مورد استفاده نیز، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان این حوزه شامل اساتید رشته مشاوره شغلی و رفتار سازمانی و مدیران اداری دانشگاه شهید بهشتی بوده است که تعداد آن ها با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی هدفمند بر اساس اصل اشباع، 12 نفر انتخاب گردید. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که در مجموع، تعداد 40 مقوله و 364 کد احصا و در قالب پنج مقوله علی، زمینه ای، مداخله ای، راهبردها و پیامدها تنظیم شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مدل ترسیم شده قدرت رویاپردازی کارکنان، می تواند به طور نسبی، موجب جهش هایی در خلاقیت و نوآوری سازمانی و عبور از بحران های فرسودگی و لَختی سازمان گردد و مدیران می توانند با این تکنیک، کارکنانی تربیت کنند تا با توان انگیزشی بالا، شایستگی ها و اهدافی فراتر از موارد ذکرشده سازمان را دنبال نمایند.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بسته زوج درمانی حسادت زدایی با رویکرد اسلامی بر کارآمدی خانواده و حسادت در زوجین ناسازگار انجام پذیرفت. روش کار: روش پژوهش آزمایشی و در چارچوب طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری بعد از دو ماه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زوجین در تهران بود که از طریق فراخوان برای شرکت در دوره آموزش ارتقای روابط زوجی، اعلام آمادگی کردند. پس از اجرای تست ها، محقق، زوجینی را که در آن زنان، نمره پایین تر از میانگین در پرسشنامه کارآمدی خانواده صفورایی پاریزی (1388) و نمره بالاتر از میانگین در پرسشنامه حسادت زوجی محقق ساخته داشتند را انتخاب کرده و در گروه ها به صورت تصادفی جای داد. 32 زوج به روش نمونه گیری هدفمند، از میان جامعه آماری پژوهش انتخاب گردید و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای گرداوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه کارآمدی خانواده صفورایی پاریزی (1388) بود و مطابق با طرح، آزمودنی ها در دو مرحله قبل و بعد از اجرای الگوی طراحی شده به سنجش درآمد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس با نرم افزار آماری SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که میانگین نمرات کارآمدی خانواده در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش و میانگین نمرات حسادت در گروه آزمایش نسبت به کنترل کاهش پیداکرده است. نتایج: درنتیجه می توان گفت بسته زوج درمانی حسادت زدایی با رویکرد اسلامی بر کارآمدی خانواده و حسادت در زوجین ناسازگار اثربخش بوده است.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ماموریت ها و اهداف، محتوا، ابزارها و کارکردهای مراکز بالندگی اعضای هیئت علمی در دانشگاه های کلاس جهانی صورت گرفت. روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش مقایسه تطبیقی و تحلیل محتوا انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از سایت رتبه بندی تایمز 2020 و سایت های مراکز بالندگی در دانشگاه های کلاس جهانی که رتبه زیر 100 داشتند استفاده شد. در این پژوهش 40 مرکز بالندگی اعضای هیئت علمی در دانشگاه های کلاس جهانی به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده های حاصل از این پژوهش با استفاده از نرم افزار NVIVO 12pro کدگذاری و تحلیل محتوا گردید. نتایج: مقولات بدست آمده اصلی در 4 محور ماموریت ها و اهداف، محتوا، ابزار و کارکردها و در دو بعد بالندگی و توسعه دانشگاه و بالندگی هیئت علمی دسته بندی شد. نتایج این پژوهش در مقولات مذکور؛ ایجاد شبکه های همکاری با اعضای هیئت علمی و مراکز آکادمیک مرتبط و استفاده از روش های جدید تدریس و ارزیابی با رویکردها و ابزارهای تعاملی ، جهت ارتقا یاددهی و یادگیری را به همراه زیرمقولات مرتبط با آنها ،جهت استفاده مدیران استراتژیک در دانشگاه ها ارائه می دهد.
مقدمه: شیوع سریع بیماری کووید 19 جهان را در مقیاس عظیم تحت تأثیر قرار داده است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه اضطراب ادراک شده ناشی از ویروس کرونا(بیماری کووید- 19) با اختلال استرس پس از سانحه و درد مزمن در پرستاران بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی پرستاران بیمارستان موسی بن الجعفر(ع) شهرستان قوچان بود که از بین آنان بر اساس روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به جدول کرجسی و مورگان تعداد 100 نفر از پرستاران به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه اضطراب ناشی از کرونا ویروس، فهرست اختلال استرس پس از ضربه و پرسشنامه پذیرش درد مزمن بود و داده ها نیز با استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون خطی به روش گام به گام و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که اضطراب ادراک شده ناشی از ویروس کرونا(کووید 19)، می تواند اختلال استرس پس از سانحه و درد مزمن در پرستاران را پیش بینی نماید. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که به ترتیب علائم جسمانی و سپس علائم روانی بیشترین سهم پیش بینی اختلال استرس پس از سانحه و درد مزمن در پرستاران را دارد. نتیجه: با توجه به یافته های پژوهش برای کاهش استرس پس از حادثه و افزایش مدیریت و پذیرش درد های مزمن در پرستاران، تکنیک های کاهش اضطراب از کرونا ویروس برای کادر و تیم های درمانی در بیمارستان های درگیر با کرونا ویروس توصیه می گردد.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه سیستم های مغزی رفتاری سربازان دارای تشخیص اختلال یا صفات شخصیت مرزی با سربازان سالم انجام شد. روش: این تحقیق به شیوه توصیفی مقطعی از نوع علی مقایسه ای بود که در سال 1398 انجام شد. جامعه آماری اول پژوهش شامل کلیه سربازان مراجعه کننده به یک بیمارستان نظامی روان پزشکی بود که دارای تشخیص اختلال یا صفات شخصیت مرزی بودند و جامعه آماری دوم متشکل از سربازان فاقد تشخیص و سالم به لحاظ روان شناختی بودند. حجم نمونه در هر گروه 106 نفر بود. پژوهش از نوع دردسترس بود و داده ها توسط پرسشنامه های اطلاعات جمعیت شناختی و مقیاس نظام های بازداری/فعال سازی رفتاری جمع آوری شد. داده های به دست آمده ازطریق شاخص های آمار توصیفی و آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره با استفاده نسخه 25SPSS تحلیل شدند. نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که عملکرد سیستم فعال سازی رفتار و بازداری رفتار در سربازان سالم در مقایسه با
: هدف پژوهش حاضر، ارائه مدلی برای ارتقاء سطح تعهد سازمانی رؤسا و مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی می باشد . روش تحقیق بر پایه مفروضه های تحقیقات همبستگی و با اجرای پرسشنامه های سبک شناختی (CSI) ، منبع کنترل (راتر ،1978) ، تعهد سازمانی (ماودی و همکاران ،1979) ، و پرسشنامه محقق ساخته الگوهای رهبری روی 198 نفر به عنوان نمونه آماری از رؤسا و مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی که با روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده بودند ، اطلاعات لازم جمع آوری شد . بطور کلی ، نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد که براساس الگوهای رهبری ، سبک های شناختی و منابع کنترل می توان مدلی را برای پیش بینی و ارتقای سطح تعهد سازمانی ارائه کرد . نتایج تحلیل مسیر نیز حاکی از ارتباط مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای یاد شده با تعهد سازمانی است. و ضرایب بتا نشان داد که متغیرهای منبع کنترل درونی ، منبع کنترل بیرونی و سبک رهبری دیوان سالاری منفی ولی متغیرهای سبک تفکر تحلیلی (05/0>P و 565/0= β) ، منبع کنترل درونی (05/0>P و 361/0 - = β) ، سبک رهبری سیاسی (05/0>P و 244/0= β) و سبک رهبری مشارکتی (05/0>P و 239/0= β) معنی دار بوده و می توانند پیش بینی کننده سطح تعهد سازمانی رؤسا و مدیران باشد .
Supervising teachers, as a basic component of an educational plan, has positive effects on teachers’ classroom behaviors. Following the tenets of Sociocultural theory of mind, this qualitative study delvd into the perception of EFL teachers regarding their worldviews of what supervision is and what it must be like. For this purpose, 25 participants (10 supervisors,10 in-service teachers, and 5 pre-service teachers) were recruited and interviewed. Their responses to a semi-structured interview were recorded by mobile phone, transcribed, and then translated into English for ease of interpretation. To analyze the data, thematic analysis was used. The emerged themes showed that the participants preferred supervision with feedback which is constructive, timely, with effective solution in challenging situations, effective in identifying tecaher’s strengths and weaknesses, suggestive and non-judgemental. They also believed that supervision must be with no imposition, with prior notice, with a checklist, in a relaxed atmosphere, with a competent supervisor and without supervisor presence. Criticizing the running model of supervision, they believed that the feedback offered is judgemental and inappropriate, offers no solution to the problems, and has no purpose for improvement. Finally, some valuable implications for TTC holders, supervisors, and on-the-job mentors, and also several recommendations for further research are presented.
مقدمه: این مقاله پژوهشی نظریه تعیین گری را یک سیستم کلیدی انگیزشی معرفی می نماید که عوامل درونی و محیطی بر عملکرد و سزندگی تحصیلی فراگیران تاثیر دارد. هدف پژوهش بررسی نقش واسطه ای شایستگی تحصیلی و هیجان های تحصیلی در رابطه با حمایت اجتماعی معلم و همسالان با عملکرد و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر دبیرستانی بود. روش شناسی: روش تحقیق همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوره دوم رشته تجربی پایه دوم که در سال 98-97 در شهر تهران مشغول به تحصیل بودند، تعداد 500 نفر به شیوه تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های عملکرد تحصیلی فام و تیلور، سرزندگی تحصیلی مارتین و مارش، ارزیابی شایستگی تحصیلی دبیرنا و الیوت هیجان های تحصیلی پکران، گوئتز، تیتز وپری، حمایت اجتماعی معلم پلیتر، بیودری، شارپ و اوتیس و حمایت اجتماعی همسالان پرسیدانو و هلر را تکمیل کردند. به منظور تجزیه وتحلیل روش های آماری: از همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: بر اساس مدل ارائه شده در این مطالعه حمایت اجتماعی معلم بر عملکرد تحصیلی و سرزندگی باواسطه گری شایستگی و هیجان های تحصیلی رابطه نشان داد؛ اما این رابطه برای حمایت همسالان تائید نگشت. حمایت همسالان تنها به صورت مستقیم بر سرزندگی تحصیلی رابطه نشان داد. همچنین در این مطالعه متغیر عملکرد تحصیلی به اندازه 65%= متغیر سرزندگی به اندازه 30%= تبیین گشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، ارتقاء شایستگی تحصیلی دانش آموزان و حمایت اجتماعی معلم به عنوان متغیرهای مهم و تأثیرگذار بر عملکرد تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان در اولویت های تربیتی آموزش وپرورش قرار گیرد.
هدف: این پژوهش با هدف تحلیل روان سنجی نسخه کوتاه مقیاس پرطاقتی روانی برای نوجوانان (مک گیوئن، کلیر تامپسون و پوتوین، 2016) در بین گروهی از نوجوانان تیزهوش ایرانی انجام شد. روش: در این پژوهش همبستگی، 300 نوجوان تیزهوش (150 پسر و 150 دختر) به مقیاس پرطاقتی روانی و پرسشنامه نظم بخشی شناختی هیجان (گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون، 2001) پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی مقیاس پرطاقتی روانی از روش آماری تحلیل عامل تأییدی و به منظور بررسی همسانی درونی مقیاس پرطاقتی روانی از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین، به منظور مطالعه روایی ملاکی مقیاس پرطاقتی روانی، ضرایب همبستگی بین ابعاد پرطاقتی روانی با راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی نظم بخشی شناختی هیجان در نوجوانان گزارش شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تاییدی بر پایه نرم افزار AMOS نشان داد که در نمونه نوجوانان تیزهوش ساختار شش عاملی مقیاس پرطاقتی روانی شامل چالش، تعهد، کنترل هیجانی، کنترل زندگی، اعتماد به توانایی ها و اعتماد بین فردی با داده ها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین ابعاد پرطاقتی روانی با راهبردهای انطباقی و ناانطباقی نظم بخشی شناختی هیجان نیز به طور تجربی از روایی سازه مقیاس پرطاقتی روانی حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی ابعاد مقیاس پرطاقتی روانی شامل چالش، تعهد، کنترل هیجانی، کنترل زندگی، اعتماد به توانایی ها و اعتماد بین فردی به ترتیب برابر با 88/0، 90/0، 80/0، 91/0، 81/0 و 96/0 به دست آمد. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مقیاس پرطاقتی روانی برای سنجش خصیصه شخصیتی پرطاقتی روانی در نوجوانان ایرانی ابزاری روا و پایا است.
This study addresses the academic challenges faced by students with learning difficulties by examining the mediating role of psychological capital and achievement goals (mastery and performance) in the relationship between family emotional climate (FEC) and academic well-being. The study utilized a cross-sectional correlational design to assess contemporaneous associations between the investigated variables. The sample consisted of 150 high school students with a history of learning difficulties, selected from those who had recorded at special education centers in four districts of Ahvaz during elementary school. Data were collected using self-report questionnaires assessing FEC, psychological capital, achievement goals, and academic well-being. Structural equation modeling (SEM) was employed to analyze the hypothesized relationships. This study identified positive associations between psychological capital, mastery goals, and academic well-being (p<0.01), while performance goals showed a negative link to well-being (p<0.01). Interestingly, a positive FEC fostered psychological capital and mastery goals but discouraged performance goals, with no direct effect on well-being (p<0.01). results revealed that psychological capital and achievement goals significantly mediated the positive relationship between FEC and academic well-being (p<0.01). In other words, FEC fostered students' psychological capital and mastery goals, which in turn, led to greater academic well-being. Interestingly, this analysis suggests that the beneficial effect of a positive family environment on academic well-being is achieved indirectly, through its influence on these psychological resources. These results suggest that supportive family environments promote academic success by fostering specific psychological resources, rather than directly impacting well-being.
نهج البلاغه پس از قرآن کریم، یکی از کتاب های بسیار مهم برای هدایت و انسان سازی؛ و سرشار از توصیه های مربوط به سلامت است. هدف این پژوهش، تعیین میزان بهره گیری از این کتاب ارزشمند در تولیدهای علمی علوم پزشکی است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر به صورت مقطعی، روی بخشی از بروندادهای علوم پزشکی (پایان نامه های پزشکی و دندانپزشکی، مجله ها و مقاله های علوم پزشکی) و همچنین یک دوره ی 16 ساله از سلسله همایش های بهداشت محیط، انجام شده است. داده ها به روش تحلیل استنادی و به کمک چک لیست محقّق ساخته جمع آوری؛ و برای پردازش داده ها از شاخص های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است. این پژوهش تمام موارد اخلاقی مرتبط را رعایت نموده است. یافته ها: بررسی 20776 منبع استفاده شده در 511 پایان نامه، نشان داده که در هیچ موردی، از نهج البلاغه استفاده نشده است. همچنین یافته های حاصل از استخراج 19069 منبعِ استفاده شده در 876 مقاله ی منتشرشده طی 22 سال، در مجله ی فارسی دانشگاه علوم پزشکی بابل، گویای این است که فقط در دو مقاله از این کتاب استفاده شده است. بررسی 2928 خلاصه ی مقاله ی عرضه شده در دوره ی 16 ساله ی همایش بهداشت محیط، نیز نشان داده که فقط یک خلاصه ی مقاله با موضوعی مرتبط با نهج البلاغه منتشر شده است. نتیجه گیری: با وجود نقش اثرگذار توصیه های مذهبی بر سلامت، به ویژه آنچه در کتاب نهج البلاغه بر آن تأکید یا به آن اشاره شده، سهم بهره گیری از این کتاب ارزشمند در مقاله های علوم پزشکی بسیار اندک است .
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تاب آوری پرستاران بر اساس اضطراب کرونا و انعطاف پذیری شناختی بود. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و ازلحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش را کلیه پرستاران شاغل در بیمارستان های استان کرمانشاه در سال 1400 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت در دسترس 360 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC، 2003)، مقیاس اضطراب کرونا علی پور و همکاران (CDAS، 1398) و مقیاس انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندوروال (CFI، 2010) بود. تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده به کمک آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد بین متغیرهای اضطراب کرونا با تاب آوری (584/0=r، 01/۰P‹) و انعطاف پذیری شناختی با تاب آوری (221/0-=r، 01/ 0‹ P) همبستگی معنادار وجود دارد و خرده مقیاس های نشانه های جسمی اضطراب کرونا (168/0-=B و 003/0=P)، ادراک کنترل (498/0=B و 001/0=P) و ادراک گزینه های مختلف (194/0=B و 001/0=P) توان پیش بینی 5/40 درصد از تغییرات تاب آوری را داشتند؛ بنابراین با ارتقای انعطاف پذیری شناختی و کاهش اضطراب کرونا، می توان در جهت ارتقای تاب آوری قدم برداشت.
هدف: از این تحقیق پیش بینی بدتنظیمی هیجانی در افراد دارای نشانه های مرزی براساس عامل های پنجگانه شخصیت در دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز بود. روش : روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز که در سال تحصیلی 94-93 بودند که به روش نمونه گیری دردسترس تعداد 70 نفر انتخاب شدند و بااستفاده از مقیاس شخصیت مرزی، دشواری در تنظیم هیجان و پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی(NEO- FFI) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و با روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد ویژگی شخصیتی روان رنجورخویی 46 درصد، برون گرایی 53 درصد، گشودگی به تجربه 36 درصد، توافق 42 درصد و وظیفه شناسی 41 درصد توانایی پیش بینی تغییرات بدتنظیمی هیجانی در افراد دارای نشانه های مرزی را دارند. نتیجه گیری: باتوجه به نتایج حاصل می توان بیان نمود عامل های پنجگانه از توانایی بالای برای پیش بینی بدتنظیمی هیجانی در افراد دارای نشانه های مرزی برخوردار می باشد
زمینه: روابط آشفته از مشکلات اساسی افراد با رگه اختلال شخصیت مرزی می باشد. رابطه نامطلوب والد-کودک منجر به فقدان حس ثبات، تمایز و آشفتگی خود-دیگری می شود. اگرچه، سال هاست آشفتگی خود-دیگری به عنوان یکی از معیارهای تشخیصی اختلال شخصیت مرزی درنظرگرفته شده، اما نسبت به سایر جنبه های این اختلال نادیده گرفته شده است. هدف: هدف پژوهش حاضر دستیابی به الگوی خود-دیگری در زنان با رگه اختلال شخصیت مرزی بود. روش: پژوهش حاضر، پژوهشی بنیادی با رویکرد آمیخته بود که از روش های کیفی و کمی به فراخور نیاز پژوهشی استفاده شد. جامعه آماری شامل زنان با رگه اختلال شخصیت مرزی، بعلاوه متخصصان روانشناسی و روان پزشکی مشهد و تهران در سال 1400 بود. پانزده زن با رگه اختلال شخصیت مرزی با استفاده از نمونه گیری در دسترس و پرسشنامه شخصیت مرزی لیشنریگ (1999) از بیمارستان ابن سینا مشهد انتخاب شدند. داده ها در قسمت کیفی با استفاده از پرسشنامه شخصیت مرزی لیشنرینگ و مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی با پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد و سپس با استفاده از تحلیل محتوا و تحلیل عاملی تأییدی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد «مدل خود در روابط» شامل مؤلفه های «رابطه با والدین»، «رابطه با جنس مخالف» و «روابط ناموفق» می باشد. تحلیل عاملی مرتبه دوم نیز نشان داد «رابطه با والدین» بیشترین سهم را در مدل دارد. نتیجه گیری: آشفتگی خود-دیگری در زنان با رگه اختلال شخصیت مرزی، اساسی و منتج از روابط بی ثبات اولیه با والدین می باشد. بنابراین در درمان افراد با رگه اختلال شخصیت مرزی از نتایج پژوهش حاضر می توان استفاده نمود.
مقدمه: دکتری پرستاری بالاترین مقطع آموزشی در پرستاری است، از این رو نقش تعیین کننده ای در صلاحیت های دانش آموختگان و در نتیجه رشد حرفه ای پرستاری و سطح سلامت جامعه خواهد داشت. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تطبیقی نظام آموزشی دوره دکتری پرستاری درایران و دانشکده پرستاری دانشگاه اوکلند انجام شده است روش: مطالعه تطبیقی حاضر از نظر روش شناختی، توصیفی –تحلیلی بوده که در سال 1399، با جستجو در سامانه ی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در ایران و دانشکده پرستاری دانشگاه اوکلند انجام شد، برای مقایسه تطبیقی از الگوی ( Beredy ) در چهارمرحله؛ توصیف، ،تفسیر، همجوار ی و مقایسه استفاده شد . یافته ها: دو دانشگاه با داشتن شباهتهایی، از حیث اهداف، چشم انداز، برنامه ی درسی و نحوه اجرای برنامه ها تفاوت هایی با هم دارند. این تفاوتها شامل شرایط پذیرش دانشجو،کیفیت ارائه دروس، ارزیابی دانشجویان و نقشهای مورد انتظار از دانش آموخته است. نقش های دانش اموختگان در دانشکده پرستاری دانشگاه اوکلند بر توانایی ارائه مراقبت جهانی و بین فرهنگی تاکید داشته ولی در ایران بر نقش های آموزشی و پژوهشی دانش آموختگان توجه بیشتری می شود. نتیجه گیری : جهت توسعه توانمندی های آموزشی، پژوهشی ، بالینی و رهبری در دانشجویان دکتری پرستاری در ایران، ایجاد فرصتهای آموزش مجازی، ایجاد نگرش فراملی به مقوله سلامت، ایجاد توانمندیهای جذب گرانت از مراکز تحقیقاتی داخل و خارج از کشور، توسعه مراکز اعتبار سنجی و ارزشیابی تحصیلی دوره ی دکترای پرستاری و جذب دانشجویان دکترا در مراکز تحقیقات بالینی توصیه می شود. واژگان کلیدی: مطالعه تطبیقی، برنامه آموزشی، دوره دکتری پرستاری، دانشگاه ایران، دانشکده پرستاری دانشگاه اوکلند
مقدمه: ارتباط زمینه های خانوادگی و بیماری های روانی موضوعی است که توجه محققان را به خود جلب نموده است. کژکارکردی خانواده از جمله تضاد نقش ها ، از بین رفتن مرز روابط خانوادگی، حمایت عاطفی، پاسخ گویی عاطفی و کنترل اعضای خانواده موجب انگاره های افسردگی است. این پژوهش به بررسی رابطه کارکرد خانواده و افسردگی دانشجویان یک دانشگاه نظامی می پردازد.
روش: روش توصیفی و علی- مقایسه ای است. جامعه آماری، دانشجویان مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه است. از بین مراجعه کنندگان 50 نفر از دانشجویان پسر مقطع کارشناسی 19 تا 25 سال به صورت در دسترس و 50 نفر به صورت تصادفی ساده از سایر دانشجویان انتخاب شدند. همه آزمودنی ها، پرسشنامه افسردگی بک و آزمون سنجش خانواده را پاسخ دادند و داده های به دست آمده مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: یافته های پژوهش نشان داد افراد افسرده در اغلب مولفه در مقیاس کارکرد خانواده، ضعیف تر از افراد سالم هستند. محاسبه ضریب همبستگی نشان داد که بین نمرات کارکرد خانواده و افسردگی رابطه معکوس درسطح 001/0P< وجود دارد.
بحث: وجود رابطه بین مولفه های متغیر کارکرد خانواده و افسردگی بیان کننده تاثیر مولفه های کارکرد خانواده برکاهش افسردگی است.