ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۹۸۱ تا ۲۲٬۰۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۲۱۹۸۱.

غربالگری و شیوع شناسی اختلال طیف اوتیسم درکودکان 3-6 سال مهدکودک های تحت نظارت سازمان بهزیستی استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۵۵۶
زمینه و هدف: شیوع شناسی اختلال طیف اوتیسم در دوران کودکی به دلیل افزایش فراوانی روزافزون آن در جوامع مختلف از یک سو، و اهمیت مداخله زودهنگام از سویی دیگر، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف غربالگری و شیوع شناسی اختلال طیف اوتیسم در کودکان 3-6 سال مهدکودک های تحت نظر بهزیستی استان مازندران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- مقطعی است و جامعه آماری آن، شامل تمامی کودکان 3 تا 6 سال مهدکودک های تحت نظارت سازمان بهزیستی در سال 1396-1395 در استان مازندران بود که از این میان، تعداد 10040 کودک مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها ابتدا نمونه مورد نظر تحت ارزیابی با سیاهه تعدیل شده برای اوتیسم کودکان (ام چت) (روبینز، دبرافین، بارتون، 1999) و مصاحبه پیگیری قرار گرفته و سپس در مرحله دوم غربالگری، افراد با ریسک بالا با پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و مقیاس نمره دهی اوتیسم گارز 2 (گیلیام، 1994) ارزیابی دقیق شدند. داده های به دست آمده به وسیله روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، درصد) و استنباطی (خی دو) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد تعداد 53 مهدآموز (46 پسر، 7 دختر) با اختلال طیف اوتیسم در استان مازندران در سال 1395-1396 در مهدکودک ها حضور دارند. شیوع اختلال طیف اوتیسم در پسران 96/0 درصد و در دختران 13/0 درصد و نسبت فراوانی شیوع در پسران به دختران در حدود 5/6 به 1 است P≥0/05) ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، شیوع اختلال طیف اوتیسم در کودکان 3-6 سال مهدکودک های مازندران، % 53/0 (تقریباً نیم درصد) است. شدت اختلال، وضعیت شناختی و اجتماعی - اقتصادی در پذیرش و ثبت نام کودکان با اختلال طیف اوتیسم در مراکز مهدکودک، نقش زیادی داشته و سبب شده است تا حضور این کودکان در مراکز مهدکودک استان، کمتر از میزان شیوع جهانی باشد.
۲۱۹۸۳.

اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی در سنین پیش دبستان: تجارب زیسته مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۶۸۲
زمینه و هدف : مادران طی سال های پیش دبستان، مهم ترین عامل مؤثر بر پیش آگهی اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی کودکان هستند. ادارک تجارب مادران در زندگی روزمره باعث ارتقاء مداخلات مورد نظر برای کودک و بهبود سطح بهزیستی والدین خواهد شد. بدین ترتیب هدف این پژوهش شناسایی تجربیات مادران ایرانی در پرورش کودک پیش دبستانی مبتلابه اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بود. روش: این پژوهش به روش کیفی و یا روی آورد پدیدارشناسی در سال 1395 طی دوره ای چهارماهه انجام شد. جامعه آماری آن، تمامی مادران دارای کودک پیش دبستانی مبتلابه اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بودند که به کلینیک روان پزشکی ابن سینای مشهد رجوع کرده بودند. از طریق نمونه گیری در دسترس و تداوم تا میزان اشباع، 15 مادر، انتخاب شدند که در مصاحبه عمیق و ساختارنایافته شرکت کردند. مصاحبه ها بر اساس روش کلایزی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها : تجارب مادران در سه مضمون اصلی سازمان یافت: نابسندگی دانش و آگاهی، دشواری های درمان، و مشکلات تعامل در شبکه اجتماعی. این سه مضمون اصلی در مقاله به تفصیل مورد بحث قرار گرفتند. نتیجه گیری : پرورش کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی، تجربه ای دشوار است که حمایت تخصصی از مادران، طی نخستین سال های تحول اختلال را ضروری می سازد. بدین منظور، هر یک از مضامین پژوهش حاضر، اهداف درمانی بالقوه برای افزایش بهزیستی مادران هستند که می توان آنها را برای ارتقاء مداخلات موجود و در طراحی مداخلات نوین بکار برد.
۲۱۹۸۴.

تأثیر آرایش تمرین آشکار و ضمنی (پنهان) بر یادگیری مهارت حرکتی در کودکان مبتلا به فلج مغزی همی پلاژی اسپاستیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۵۶۶
مقدمه : هدف مطالعه ی حاضر با هدف تعیین تأثیر آرایش های تمرین آشکار و ضمنی بر اکتساب و یادگیری مهارت حرکتی در کودکان دارای فلج مغزی همی پلاژی اسپاستیک انجام شد. روش: جامعه ی آماری این پژوهش را دانش آموزان مدارس استثنایی شهر تهران تشکیل می دادند. از این جامعه 40 کودک هفت تا 13ساله ی راست دست مبتلا به عارضه ی فلج مغزی همی پلاژی به صورت دردسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در چهار گروه تمرینی مسدود، تصادفی، تعدیل سازی مقیاس و کم خطا تقسیم شدند. مراحل تحقیق شامل اکتساب، یادداری، آزمون تکلیف ثانویه و انتقال بود، و تحت نظر متخصص کاردرمانگر انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس یک راهه با اندازه گیری های مکرر نشان داد که اثر اصلی گروه در تمام مراحل معنا دار است (05/0 P < ). در واقع، آرایش های تمرین ضمنی (کم خطا، تعدیل سازی مقیاس) در مراحل اکتساب، یادداری، تکلیف ثانویه و انتقال به طور معناداری عملکرد بهتری نسبت به آرایش تمرین آشکار (مسدود و تصادفی) داشتند. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش حاضر این است که استفاده از آرایش تمرین ضمنی، نقش حافظه ی کاری را در مراحل اولیه یادگیری حرکتی در کودکان مبتلا به فلج مغزی همی پلاژی کاهش می دهد. به طور کلی، پژوهش حاضر درک تأثیر شیوه های ضمنی بر اکتساب و یادگیری مهارت های حرکتی را افزایش داده و نظریه ی بازپردازش آگاهانه را تأیید می کند.
۲۱۹۸۵.

اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر باورهای فراشناختی وکاهش دوز متادون در مردان تحت درمان با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۴۷۳
هدف: هدف از این پژوهش تعیین اثر بخشی طرحواره درمانی گروهی بر باورهای فراشناختی و کاهش دوز متادون در مردان تحت درمان با داروی نگهدارنده ی متادون (شربت متادون) بود. روش: این پژوهش شبه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری شامل مردانی بود که در بهار 1396، جهت درمان وابستگی مواد به کلینیک های ترک اعتیاد واقع در شهر اصفهان مراجعه کرده بودند. یک مرکز به صورت در دسترس انتخاب، و بر اساس نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. گروه آزمایش 10 جلسه ی هفتگی 90 دقیقه ای طرحواره درمانی دریافت کردند. پرسش نامه ی فراشناخت ولز پیش از آغاز درمان و پس از آن اجرا شد و دوز متادون (سی سی)، نیز قبل و بعد از درمان ثبت گردید. یافته ها: داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج مبین تاثیر طرحواره درمانی گروهی در 5 بعد باور های فراشناختی، شامل باورهای مثبت در مورد نگرانی، باور های منفی درمورد کنترل پذیری افکار و نگرانی، عدم اطمینان شناختی، نیاز به کنترل افکار و خودآگاهی شناختی و همچنین کاهش دوز متادون (0.001> p ) بود. نتیجه گیری: طرحواره درمانی گروهی شیوه ی مناسبی جهت تعدیل ابعاد باورهای فراشناختی و کاهش دوز متادون در مردان تحت درمان با نگهدارنده ی متادون می باشد.
۲۱۹۸۶.

فنون کاربردی مشاوره: راهکارها و اصول حرفه ای آن

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۳۴۵
یکی از مسائل مهم و ضروری در گستره زندگی اجتماعی، تعامل و همفکری و مشورت است. این مهم با بهره گیری از فن مشاوره قابل دستیابی می باشد. تنوع مشکلات و روحیات مراجعان به قدری است که مشاوره هر چه با فنون بیشتری آشنا باشد و تجربه افزون تری در به کارگیری آنها کسب کند، باز هم از یادگیری فنون جدید بی نیاز نخواهد بود. مشاوره رابطه ای حرفه ای بین مشاور و مراجع است که پدیده ای نو، و از دستاوردهای دانش روان شناسی نوین به شمار می رود. لذا با توجه به اهمیت این موضوع، مشاور باید بتواند به بهترین نحو ممکن فرآیند مشاوره و همفکری با مراجعین را به انجام برساند. مشاور باید دیدگاه های نظری و عملی فنون و روش های مشاوره را به خوبی بداند. گرچه استفاده عملی از فنون مشاوره، نوعی هنر است اما موفقیت آن به خصوصیات شخصیتی مشاور بستگی دارد؛ در عین حال آموزش فنون و روش ها به مشاور، احتمال موفقیت او را در مشاوره افزایش می دهند. مقاله حاضر سعی بر آن دارد تا با گردآوری برخی از موثرترین فنون مشاوره، در معرفی و شناساندن آنها گامی کوچک بردارد. از این رو، برای دستیابی به این هدف، از روش توصیفی برای ارائه مطالب بهره جسته است. در این مقاله که به شیوه مروری و با استناد به منابع کتابخانه ای گردآوری شده است، سعی بر آن داریم تا مطالبی را ارائه دهیم که برای مشاوران و درمانگران مفید وکاربردی باشد.
۲۱۹۸۷.

رابطه سبک های اسنادی و سبک کنار آمدن با استرس با سرمایه روانشناختی زنان سرپرست خانوار شهر زنجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۵۳۱
پیش زمینه و هدف: امروزه شناخت عوامل تأثیرگذار بر سرمایه روانشناختی زنان سرپرست خانوار از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های اسنادی و سبک کنار آمدن با استرس با سرمایه روانشناختی زنان سرپرست خانوار شهر زنجان در 3 ماه آخر سال 1394 انجام گرفته است. مواد و روش کار: به این منظور از 1750 نفر زنان سرپرست خانوار تعداد 320 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سرمایه روانشناختی (PCQ)، سبک اسنادی (ASQ) و سبک کنار آمدن با استرس اندلر و پارکر استفاده شده است و پژوهش از نوع همبستگی می باشد. برای تحلیل داده ها و بررسی فرضیه های پژوهش نیز از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 کمک گرفته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که بین سبک های اسنادی و سبک کنار آمدن با استرس با سرمایه روانشناختی زنان سرپرست خانوار رابطه مثبت معنی داری (0/01p<) وجود دارد. همچنین در خرده مقیاس های اسناد کلی منفی همبستگی منفی معنی داری (0/05p<) وجود دارد. در سبک کنار آمدن با استرس مسأله مداری با سرمایه روانشناختی همبستگی مثبت معنی داری (0/01p<) وجود دارد و همچنین در سبک کنار آمدن با استرس هیجان مداری و اجتنابی با سرمایه روانشناختی زنان سرپرست خانوار همبستگی منفی معنی داری (0/01p<) وجود دارد. بحث و نتیجه گیری: در مجموع، می توان نتیجه گرفت سبک های اسنادی و سبک کنار آمدن با استرس می توانند سرمایه روانشناختی زنان سرپرست خانوار را پیش بینی کنند.
۲۱۹۸۸.

مقایسه تفکر انتقادی و سبک های یادگیری دانشجویان محقق و غیرمحقق دانشگاه علوم پزشکی گناباد در سال 1396(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۶۴۹
مقدمه: تفکر انتقادی منجر به ایجاد انگیزه جهت یادگیری، کسب مهارت های حل مساله، تصمیم گیری و خلاقیت می گردد. این مطالعه با هدف مقایسه تفکر انتقادی و سبک های یادگیری دانشجویان محقق و غیرمحقق دانشگاه علوم پزشکی گناباد در سال 1396 انجام شد. روش ها: دراین مطالعه ی تحلیلی- مقطعی، جامعه آماری تمام دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گناباد و مشغول به تحصیل در نیمسال اول سال تحصیلی 96-1395 بودند. روش نمونه گیری برای دانشجویان غیرمحقق به روش طبقه ای و برای دانشجویان محقق به روش سرشماری بود. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه تفکر انتقادی کالیفرنیا و پرسشنامه سبک یادگیری وارک بود. داده ها در پایان با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 با آزمون های t مستقل، آنالیز واریانس یکطرفه، ضریب همبستگی پیرسون و با لحاظ سطح معناداری کمتر از 05/0 تحلیل شد. نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد مقایسه میانگین تفکر انتقادی در دو گروه دانشجویان محقق و غیرمحقق تفاوت آماری معناداری داشت (05/0 P< ). همچنین مقایسه میانگین سبک های یادگیری در دو گروه(05/0 P< ) به جز در سبک دیداری در سایر انواع سبک ها رابطه آماری معناداری مشاهده شد (05/0 P > ). [m1] نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد دانشجویان محقق در مقایسه با دانشجویان غیرمحقق از تفکر انتقادی بالاتری برخوردارند و سبک های یادگیری فعال تری داشتند شاید بتوان گرایش به فعالیت های پژوهشی را عاملی برای این مهم دانست. توجه بیشتر مسئولین آموزشی و پژوهشی به تشویق دانشجویان به فعالیت های پژوهشی و فراهم کردن زمینه برای این امر می تواند به توسعه تفکر انتقادی و استفاده موثر از سبک های یادگیری کمک کند.
۲۱۹۸۹.

تأثیرآموزش برنامه تحول هیجانی بر مقبولیت اجتماعی و تنظیم شناختی هیجان کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۶۰۴
زمینه و هدف: نتیجه مطالعات حاکی از آن است که مجموعه ای از عناصر هیجانی، شناختی، و اجتماعی در تحول شناختی هیجانی کودکان نقش مهمی ایفا می کنند. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف تأثیر آموزش تحول هیجانی بر مقبولیت اجتماعی و تنظیم شناختی هیجان کودکان انجام شد. روش: طرح این پژوهش، آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر ۸ تا ۱۲ ساله غرب شهر تهران در سال تحصیلی ۹۷-۹۶ در مقطع دوم تا ششم ابتدایی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 30 دانش آموز از جامعه آماری مذکور بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش وگواه ( ۱۵ دانش آموز در هر گروه) جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها در این مطالعه از پرسشنامه مقبولیت اجتماعی کودکان دبستانی (فورد و رابین، ۱۹۷۰) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان کودکان (گارنفسکی و همکاران، ۱۹۹۹) استفاده شد. در مرحله پیش آزمون، هر دو گروه با استفاده از ابزارهای ذکر شده مورد ارزیابی قرار گرفتند و سپس برنامه آموزشی تحول هیجانی در یک دوره ۱۲ جلسه ای (به صورت دو جلسه در هفته و هر جلسه 6۰ دقیقه) برای گروه آزمایش اجرا شد و افراد گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. داده های جمع آوری شده با تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد میزان مقبولیت اجتماعی (۰۱/۰> ,P ۵۹۱/۱۰= F ) و تنظیم هیجان مثبت (۰۱/۰> , P ۹۵۰/۲۶= F ) در گروه آزمایش بعد از انجام آموزش های تحول هیجانی، افزایش یافته و میزان تنظیم هیجان منفی آنها،کاهش یافت (۰۱/۰> ,P ۸۸۷/۱۵= F ). نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده در این مطالعه می توان نتیجه گرفت که اگر آموزش مهارت های تحول هیجانی به طور مداوم و متناسب با توانایی کودک انجام شود، کودکان می توانند رفتارهای مناسب تر و اجتماعی تری را ابراز کنند. همچنین مهارت های تحول هیجانی، دسترسی افراد را به هیجان های زیربنایی تسهیل کرده و در نتیجه می توانند موجب ماندگاری رفتار مطلوب، از بین رفتن رفتارهای سازش نایافته و ارتقاء مقبولیت اجتماعی شوند.
۲۱۹۹۰.

Comparing The Efficacy of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) and Dialectical Behavior Therapy Skills Training (DBT-ST) on Cognitive Emotion Regulation in Patients with Type II Diabetes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۴۴۰
Objectives: <span class="fontstyle2">Diabetes is a chronic, multifaceted and threatening disease which has significant psychological complications. The purpose of this study was comparing the efficacy of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) and Dialectical Behavioral Therapy Skills Training (DBT-ST) on cognitive emotion regulation in patients with type II diabetes. Method: <span class="fontstyle2">The design of this quasi-experimental research was a pretest-posttest with a control group. The statistical population of the study included all patients with type II diabetes referred to Baghban (Touba) Medical Clinic in Sari in 2019, among whom 45 patients were selected through the convenience sampling method and then randomly assigned into three groups. The first group received ACT, the second group received DBT-ST, and the third group was considered as a control group. Data were collected using a 36-item Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (Garnefsky et al., 2001) in three stages of pre-test, post-test, and follow-up, and were analyzed by repeated measurement variance analysis. Results: <span class="fontstyle2">The results showed that ACT and DBT-ST were significantly more effective on cognitive emotion regulation for the experimental groups compared to the control group (effect sizes 0.911 & 0.967, respectively). The effectiveness of DBT-ST compared to ACT was more significant on cognitive emotion regulation scores (effect sizes 0.967) at (P>0.01). Conclusion: <span class="fontstyle2">Based on the results of this study, it can be concluded that ACT improved psychological indexes and mental health of patients with type II diabetes due to acceptance of unfavorable emotions and thoughts, commitment, and DBT-ST for emotion regulation and mindfulness components
۲۱۹۹۱.

مقایسه کنترل تکانه و نظم بخشی هیجانی در بیماران مبتلا و غیرمبتلا به اعتیاد غذایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۷۹۸
اهدف هدف پژوهش حاضر، بررسی متغیر های کنترل تکانه و نظم بخشی هیجانی در بیماران مبتلا به اعتیاد غذایی درمقایسه با گروه کنترل بود. مواد و روش   ها پژوهش حاضر، از نوع مقطعی (پس رویدادی) بود و تمامی نمونه های این مطالعه را بیماران مرد تشکیل می دادند. از بین بیماران مراجعه کننده به کلینیک چاقی بیمارستان امام خمینی(ره) و کلینیک های چاقی شهر تهران، براساس نمونه گیری مبتنی بر هدف، سی نفر مرد مبتلا به اعتیاد غذایی به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. همچنین، سی نفر باتوجه به همتاسازی انجام شده با گروه پژوهشی از بین کارکنان کلینیک، بیمارستان و دانشجویان دانشگاه تهران برگزیده شدند. برای ارزیابی کنترل تکانه و نظم بخشی هیجانی، به ترتیب از این ابزارها استفاده شد: مصاحبه نیمه ساختاریافته SCID - I برای سرند و پرسش نامه اعتیاد غذایی یال ( YFAS ) به منظور تشخیص گروه های پژوهشی، مقیاس تکانشگری بارت ( BIS- 11) و پرسش نامه دشواری برای تنظیم هیجانی گراتز ( DERS ). افزون براین، به منظور ارزیابی هریک از متغیرها، از تحلیل واریانس چندمتغیره ( MANOVA ) و نسخه شانزدهم نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته   ها نتایج نشان داد که بیماران مبتلا به اعتیاد غذایی درمقایسه با گروه کنترل، در تمامی شاخص های کنترل تکانه و نیز تنظیم هیجانی، ازنظر آماری نمره کمتری کسب کردند. نتیجه   گیری بیماران مبتلا به اعتیاد غذایی درمقایسه با گروه کنترل، تکانشگری بیشتر و نظم بخشی کمتری داشتند؛ بنابراین، نقص در کنترل تکانه و نظم بخشی هیجانی، از عوامل مهم در شکل گیری و تداوم اعتیاد غذایی محسوب می شود.
۲۱۹۹۲.

مقایسه اثربخشی برنامه های آموزشی هوش معنوی و تاب آوری بر رفتارهای ضد تولید کارکنان یک کارخانه صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۶۵۹
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش هوش معنوی وتاب آوری بر رفتارهای ضد تولید کارکنان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان بخش های تولیدی مجتمع فولاد گیلان بود که از بین 255 نفر، 60 نفر که بالاترین نمره را در رفتارهای ضد تولید کسب کرده بودند به صورت تصادفی در سه گروه (20 نفر آموزش هوش معنوی، 20 نفر آموزش تاب آوری و 20 نفر گروه کنترل) گمارده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه رفتار ضد تولید (فوکس و اسپکتور، 2002) بود که آزمودنی های 3 گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به آن پاسخ دادند. گروه های آزمایش در جلسات مداخله ای مبتنی بر برنامه های آموزشی هوش معنوی و تاب آوری (8 جلسه) شرکت کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و از آزمون بونفرنی به منظور مقایسه تفاضل نمرات پیش آزمون- پس آزمون متغیرهای گرو ه های آزمایشی و کنترل استفاده شد. یافته ها نشان داد برنامه های آموزشی هوش معنوی و تاب آوری بر بهبود رفتارهای ضد تولید کارکنان اثربخش بود (001/0p≤). همچین نتایج نشان داد که تأثیر برنامه آموزشی تاب آوری بر کاهش رفتار ضد تولید کارکنان در مقایسه با برنامه آموزشی هوش معنوی بیشتر بود (001/0p≤). با توجه به یافته های این پژوهش نتیجه گیری می شود که مدیران و صاحبان صنایع به منظور رقابت در بازار تولید و نیز افزایش بهره وری سازمانی از برنامه های آموزشی هوش معنوی و تاب آوری استفاده نمایند.
۲۱۹۹۳.

بررسی تأثیر آموزش معماری بر شناخت فضایی در کودکان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۴۱۸
زمینه: اثربخشی بسیاری از آموزش های غیرمعماری نظیر هنر، ریاضیات و هندسه بر شناخت فضایی کودکان در تحقیقات، نشان داده شده است. اما با توجه به ارتباط توانایی حل مسأله با شناخت فضایی و این که اساسا معماری فرآیند حل مسئله است، آیا آموزش معماری می تواند بر شناخت فضایی در کودکان دبستانی مؤثر باشد؟ هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش معماری بر شناخت فضایی کودکان دبستانی بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری کودکان دبستانی شهر تهران در سال 1398 بود. 5 مدرسه با روش خوشه ای چندمرحله ای از شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تهران (مناطق 1، 8، 16، 6 و 22 از مناطق 22 گانه) و به صورت طبقاتی، از هر مدرسه 12 نفر به تناسب جنسیت و پایه تحصیلی، به صورت تصادفی ساده (مجموعاً 60 نفر) انتخاب شدند. 30 نفر در هر گروه آزمایش و گواه، با رعایت جنسیت و پایه تحصیلی گمارده و به دوگروه 15 نفره تقسیم شدند. پیش از آموزش، از کودکان آزمون گرفته شد. سپس، گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 3 ساعته آموزش دیدند. سپس، از هردو گروه آزمون گرفته شد. آزمون مورد استفاده تحلیل کواریانس یک طرفه بود. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش معماری بر شناخت فضایی مؤثر است. این تأثیر برای جهت یابی فضایی، (0/034 P value= )، تجسم فضایی، (0/004 P value= )، بازسازی تصاویر، (0/037 P value= ) و شناخت فضایی (0/001 P value= ) معنادار است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی آموزش معماری در شناخت فضایی و مؤلفه هایش، خصوصا تجسم فضایی در کودکان دبستانی است.
۲۱۹۹۴.

نگرش معلمان به روش های یاددهی-یادگیری آموزش کارآفرینی در دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۶۰۴
مقدمه: امروزه اهمیت کارآفرینی در سیستم اقتصادی منجر به توسعه آن در بخش های بنیادین یک کشور از جمله آموزش و پرورش شده است. از این رو از آنجا که آموزش کارآفرینی عامل مهمی در رشد و توسعه خصیصه های کارآفرینی در دانش آموزان به حساب می آید، هدف پژوهش حاضر مطالعه ی نگرش معلمان به روش های یاددهی- یادگیری آموزش کارآفرینی در دوره ابتدایی بود. روش ها: پژوهش حاضر به شیوه ی توصیفی و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه ی آماری شامل کلیه مهارت آموزان آموزگار ابتدایی ماده ی 28 ورودی سال 1396 و در نهایت گروه نمونه شامل 44 نفر از مهارت آموزان آموزگاری ابتدایی داوطلب بودند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. روایی محتوایی پرسشنامه به روش نظرخواهی از صاحبنظران و اعتماد یا پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ 94/. تأیید شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار spss v 24 و آزمون کالموگروف-اسمیرنوف جهت اطمینان از نرمال بودن توزیع داده ها و آزمون تی تک نمونه به منظور بررسی نگرش معلمان در ابعاد فنون تدریس، محتوا و ارزشیابی از منظر کارآفرینی در دوره ابتدایی تجزیه و تحلیل گردیدند. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش بیانگر این بودند که میانگین و انحراف استاندارد بعد فنون تدریس 0/65±4/11؛ بعد ارائه ی محتوا 18/69±4/0؛ و نهایتاً بعد ارزشیابی 0/67± 3/95بود که از میانگین آماری بزرگتر و این تفاوت در سطح 0/01 معنادار شد. زیرا (0/01< p )؛ بنابراین با 99% اطمینان می توان گفت که نگرش معلمان نسبت به کارآفرینی در دوره ابتدایی مثبت و معنی دار می باشد. نتیجه گیری: معلمان یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر آموزش کارآفرینی در دوره ابتدایی بوده و به دلیل ایفای نقش خاص خود طی تدریس، چنانچه از نگرش و بینش خوبی نسبت به کارآفرینی برخوردار باشند، می توانند با ادغام آن با راهبردها و روش های یاددهی-یادگیری در کلاس، در پرورش افرادی خلاق و دارای روحیه و نگرش کارآفرینی بسیار تسهیل گر باشند
۲۱۹۹۵.

مقایسه ابعاد کمالگرایی، نظم جویی هیجانی و خودآگاهی در افراد مبتلا به بیماری قلب و عروق و فاقد بیماری قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۹۳۳
بیماری های قلبی و عروقی جزء بیماری های جدی محسوب می شوند. بنابراین اطلاع از خطرات و علائم هشدار دهنده می تواند حتی از مرگ جلوگیری نماید. خطر ابتلا به برخی از انواع بیماری های قلبی عروقی بستگی به عوامل زیادی دارد. برخی از این عوامل قابل کنترل و برخی دیگر غیر قابل کنترل می باشند. از این رو، مطالعه حاضر به منظور بررسی مقایسه مولفه های قابل کنترل روانی، نظیر کمالگرایی ، تنظیم شناختی هیجانی و خودآگاهی در افراد مبتلا به بیماری قلب و عروق و سالم پرداخت. این مطالعه مقطعی از نوع علی-مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش، بیماران قلبی و افراد فاقد بیماری بودند که در بازه زمانی شهریور تا آذر 1396 به مراکز درمانی مراجعه کرده بودند. تعداد 150 نفر (75نفر افراد مبتلا به بیماری قلبی، 75 نفر افراد فاقد بیماری قلبی) به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های کمالگرایی (تری شورت و همکاران، 1995)، نتنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی، 2002) و خودآگاهی (نئواستروم و داویس، 2002) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری t گروههای مستقل و مانوا تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری از نظر کمالگرایی، نظم جویی هیجانی و خودآگاهی بین افراد مبتلا به بیماری قلبی و افراد سالم وجود دارد (01/0 > p ، 05/0 > p ) وتحلیل واریانس نیز یافته های پژوهش را تایید کرد. با توجه به یافته ها، می توان نتیجه گرفت که با برگزاری دوره های آموزشی و درمان شناختی-رفتاری و بیوفیدبک مبتلایان به بیماری قلبی می توان موجب بهبود اثرات روانشناختی بر پیشرفت بیماری شد.
۲۱۹۹۶.

مقایسه سبک فرزندپروری والدین کودکان با و بدون اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۶۵۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه سبک فرزندپروری والدین کودکان با و بدون اختلال طیف اتیسم انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه والدین کودکان با و بدون اختلال طیف اتیسم شهر شیراز بودند که از بین آن ها نمونه ای به حجم 99 نفر (49 نفر از آن ها والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم و 50 نفر از آن ها والدین کودکان بدون اختلال طیف اتیسم) انتخاب شدند. والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم با روش نمونه گیری در دسترس و والدین کودکان بدون اختلال طیف اتیسم با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. از پرسش نامه سبک فرزندپروری والدین رابینسون، ماندلکو، السن و هارت (1995) برای سنجش سبک فرزندپروری والدین استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک فرزندپروری استبدادی والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم نسبت به والدین کودکان بدون اختلال طیف اتیسم و سبک فرزندپروری اقتداری والدین کودکان بدون اختلال طیف اتیسم نسبت به والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم به طور معنی داری بالاتر است (001/0 ( P< و بین سبک فرزندپروری سهل گیرانه والدین کودکان با و بدون اختلال طیف اتیسم تفاوت معنی داری وجود ندارد(05/0< p ). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده طراحی و اجرای برنامه های آموزش سبک های فرزندپروری برای والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم بسیار ضروری است.
۲۱۹۹۸.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش اجتناب شناختی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶
اهداف هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش اجتناب شناختی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص بود. مواد و روش ها پژوهش به شیوه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دارای اختلال یادگیری خاص کلاس پنجم ابتدایی بود که در سال تحصیلی 94-1393 در شهر اردبیل مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 40 نفر از این دانش آموزان بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (20 نفر برای هر گروه). برای جمع آوری داده ها از آزمون ریاضی کی مت، آزمون هوشی ریون، آزمون خواندن شفیعی و همکاران، آزمون بیان نوشتاری فلاح چای، پرسشنامه اجتناب شناختی و مصاحبه تشخیصی بر اساس DSM-5 استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) استفاده شد. یافته ها نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث کاهش معنی داری در اجتناب شناختی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص شده است (001/0P<). نتیجه گیری درمان پذیرش و تعهد با آگاه کردن افراد از هیجانات منفی و کمک به آن ها درپذیرش این هیجانات، موجب کاهش اجتناب شناختی افراد شد.
۲۱۹۹۹.

ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ابعاد رشد حرفه ای مشاوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۴۳۶
هدف پژوهش حاضر ساخت و اعتبار یابی پرسشنامه ابعاد رشدی مشاوران بود. این پژوهش به لحاظ هدف جز تحقیقات کاربردی و به لحاظ روش یک روش توسعه ای و از لحاظ شیوه ی جمع آوری اطلاعات توصیفی – پیمایشی بود. جامعه آماری مشاوران و روان شناسان فعال در حوضه ی مشاوره در شهر شیراز در سال 1395 بودند. نمونه گیری به شیوه ی خوشه ای - تصادفی انجام شد. در مجموع 305 مشاور در تحقیق حاضر شرکت کردند. برای تحلیل داده های این پژوهش از نمودار اسکری کتل ، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون های کرویت بارتلت، کفایت نمونه برداری (KMO )، تحلیل عاملی با چرخش واریماکس، تحلیل واریانس چندمتغییره (MANOVA )، آلفای کرونباخ و ضریب تصنیف و بازآزمایی استفاده شد. روایی محتوایی آزمون با نظر 20 نفرازمتخصصان روان شناسی و مشاوره مناسب ارزیابی شد. نتیجه تحلیل عاملی با استفاده از روش واریماکس و براساس آزمون اسکری بیانگر وجود 4 عامل (دانش و پویایی، ویژگی ها و ارزش ها، آگاهی از اصول اخلاقی و استانداردها و نگرش حرفه ای و فرهنگی) در پرسشنامه ابعاد رشدی مشاوران بود. که در مجموع 38/40 درصد از واریانس کل آزمون را تبیین کردند، همچنین برای روایی همگرا ضریب همبستگی عوامل پرسشنامه با نمره کل 59/0 و روایی واگرا میانگین ضرایب همبستگی عوامل با یکدیگر 28/0 محاسبه گردید و روایی ملاکی نشان دهنده ی همبستگی نمره کل پرسشنامه محقق ساخته با پرسشنامه هویت حرفه ای وو (2013) در سطح خوب و معناداراست (88/0= (r. در روایی تشخیصی این مقیاس برای دو گروه از مشاوران با تجربه و کم تجربه تفاوت معناداری را میان دو گروه نشان داد. ضریب آلفای کرانباخ برای کل آزمون 91/0 و به تریتب برای 4 خرده مقیاس 94/0، 83/0، 71/0 و 61/0 و همچنین روش دو نیمه کردن( تنصیف) برای کل آزمون 92/0 و برای 4 عامل به ترتیب 90/0، 80/0، 54/0 و 43/0 محاسبه شد. ضریب بازآزمایی با فاصله زمانی دو هفته 98/0 بود.بنابرنتایج بدست آمده میتوان گفت پرسشنامه ابعاد رشدی مشاوران ابزاری معتبر، باروایی بالااست که میتواند برای ارزیابی رشدحرفه ای مشاوران بکاررود.
۲۲۰۰۰.

پنج عامل بزرگ شخصیت و بهزیستی روان شناختی: نقش واسطه ای حرمت خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۶۰۴
هدف این پژوهش تعیین رابطه پنج رگه بزرگ شخصیت و بهزیستی روان شناختی با توجّه به نقش واسطه گری حرمت خود بود. 327دانشجوی کارشناسی (148 پسر، 179 دختر) دانشگاه شهید چمران اهواز به روش نمونه برداری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و مقیاس پنج عامل بزرگ شخصیت (گلدبرگ، 1999)، مقیاس حرمت خود (روزنبرگ، 1965) و مقیاس بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که رگه های برون گردی، گشودگی به تجربه، توافق جویی و وظیفه شناسی اثر مستقیم مثبت و نوروزگرایی اثر مستقیم منفی بر بهزیستی روان شناختی دارد. همچنین نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد پنج عامل بزرگ شخصیت به طور غیرمستقیم و از طریق حرمت خود به افزایش بهزیستی روان شناختی منجر شده است. براین اساس می توان گفت که حرمت خود نقش واسطه ای در رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت با بهزیستی روان شناختی دارد. این یافته ها بر اهمیت رگه های بزرگ شخصیت در ارتقای نقش حرمت خود در افزایش بهزیستی روان شناختی دانشجویان تأکید می کند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان