ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۰۶۱.

شناخت و بررسی عوامل موثر بر کاهش پرخاشگری کودکان با بهره گیری از روانشناسی رنگ در محیط های آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۸۰
در عصر حاضر کودکان به عنوان عضو فعال و آسیب پذیر در جامعه حضور دارند و با توجه به بحران های عصبی موجود و آسیب های اجتماعی که سبب ایجاد اختلالات روانی و رفتاری کودکان در جوامع گوناگون شده است در همین راستا فضا های پیرامونی و مئولفه های موثر بر آن می تواند نقش کلیدی در آرامش و امنیت روانی این سرمایه های ارزشمند جامعه ایفا نماید از این رو با شناخت و بررسی عناصر رنگ و تاثیر آن بر محیط آموزشی در راستای کاهش پرخاشگری کودک جستو جویی صورت خواهد گرفت که فضایی با رعایت اصول رنگ شناسی جهت رشد و شکوفایی کودک در عین حال محیطی برای تامین سلامت روانی کودکان فراهم نمود در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی بهره گرفته شده و جهت جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه و تحلیل آن استفاده نموده و داده های بدست آمده با بهره گیری از نرم افزار spss طبقه بندی و تحلیل آماری صورت گرفته است بنابراین، با به کارگیری رنگ های مناسب در فضای آموزشی، می توانیم به طور معناداری تنش های روانی کودکان را کاهش دهیم و به بهبود سلامت روانی آنان کمک کنیم.
۱۰۶۲.

The Relationship between Human Agency and Optimism with Students' Psychological Well-Being(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۷
Aim: The main goal of this study was to explore how human agency and optimism are related to the psychological well-being of students. Method: This study utilized a descriptive correlational method to conduct the research. The target population for the study included all high school students in the 3rd district of Karaj Education during the second semester of the 2022-2023 academic year. A sample size of 150 individuals was chosen using the Krejci and Morgan (1970) table through cluster random sampling. Information for the study was gathered through questionnaires on human agency developed by Woody, Palito, and Barnier (2013), optimism by Scheier and Carver (1985), and psychological well-being by Riff (2002). The data was analyzed using linear multivariate regression tests along with simultaneous and correlation methods. The analysis was conducted using SPSS software, specifically version 23. Results: The analysis of research data revealed a significant negative correlation between human agency, involuntary effort, and psychological well-being (P< 0.01). Additionally, there was a significant positive correlation between optimism and psychological well-being (P< 0.01). The analysis of the research data revealed that 35% of the variations in psychological well-being can be attributed to human agency and optimism, with a statistically significant result (P < 0.01 and F (147.2) =41.19). Conclusion: The research findings indicate that agency is crucial for the personal development and adjustment of individuals to their surroundings. Human agency greatly influences the actions and situations in life, helping people to manage their endeavors in reaching their objectives and aspirations.
۱۰۶۳.

روابط ساختاری ابعاد مرضی شخصیت و ابعاد نشانه های وسواسی - جبری با نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری ابعاد مرضی شخصیت و ابعاد نشانه های وسواسی - جبری با نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای در بین دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان انجام شده است. روش این مطالعه از نوع همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بود که از میان آنها 203 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردید. در این مطالعه از سیاهه شخصیت DSM-5  (PID-5؛ کروگر و همکاران، 2012)، سیاهه تجدیدنظر شده اختلال وسواسی - جبری (OCI-R؛ فوا و همکاران، 1998) و پرسشنامه چند بعدی اجتناب تجربه ای (MEAQ؛ گامز و همکاران، 2011) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. نتایج نشان داد که اثر مستقیم ابعاد مرضی شخصیت بر ابعاد علائم وسواسی - جبری (0/84 = β) و اثر مستقیم ابعاد مرضی شخصیت بر اجتناب تجربه ای مثبت و معنادار بود (0/26 = β). همچنین اثر مستقیم اجتناب تجربه ای بر ابعاد وسواسی - جبری مثبت و معنادار بود (0/15 = β). اثر غیرمستقیم  ابعاد مرضی شخصیت بر ابعاد وسواسی - جبری مثبت و معنادار بود (0/80 = β). در این پژوهش بررسی ابعاد مرضی شخصیت به عنوان عوامل پایدار و تأثیر گذار بر ابعاد نشانه های وسواسی - جبری و نیز بررسی نقش سایر متغیرهای میانجی می تواند برای درمانگران تلویحات بالینی مختلفی در جهت تشخیص عوامل خطرساز این اختلال و نوع مقاوم به درمان آن داشته باشد.
۱۰۶۴.

مقایسه اثربخشی غنی سازی ازدواج بر اساس زوج درمانی شناختی-رفتاری تقویت شده و زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی زوجین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی غنی سازی ازدواج بر اساس زوج درمانی شناختی-رفتاری تقویت شده و زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی زوجین بود. این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و بر مبنای طرح پژوهش نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زوجین دارای مشکلات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره در اصفهان در سال 1402 تشکیل دادند که تعداد 45 زوج به عنوان نمونه به صورت هدفمند بر اساس ملاک های ورود به مطالعه انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان یکبار پیش از مداخله، یکبار بعد از مداخله و یکبار در دوره پیگیری به پرسشنامه رضایت زناشویی فانک و راگ (2007)پاسخ دادند. هر کدام از گروه های آزمایش جداگانه یکی از رویکردهای غنی سازی(شناختی-رفتاری تقویت شده و هیجان مدار) برای آنها 9 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یکبار اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.یافته های پژوهش نشان داد هر دو رویکرد بر روی رضایت زناشویی تأثیر معنادار داشته است (p<0/05). و تفاوت معناداری بین دو رویکرد در افزایش رضایت زناشویی مشاهده نشد (p>0/05). بنابراین می توان نتیجه گرفت از دو رویکرد فوق می توان برای افزایش رضایت زناشویی زوجین استفاده نمود.
۱۰۶۵.

واکاوی چالش های مسیر شغلی افراد در جستجوی شغل دارای معلولیت بینایی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی چالش های مسیر شغلی افراد در جستجوی شغل دارای معلولیت بینایی انجام شد. روش: روش پژوهش کیفی و از نوع پژوهش پدیدارشناسی تفسیری بود. جامعه پژوهش حاضر را کلیه معلولان با آسیب بینایی (به طور کامل نابینا) در استان تهران در سال 1403 بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع ملاکی و تا مرز اشباع داده ها و نهایتاً انتخاب 15 شرکت کننده ادامه یافت. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته محقق ساخته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون کلایزی استفاده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 61 مفهوم اولیه، 9 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی شد. مضامین اصلی و فرعی شامل: نقش فرد (سازه های شخصیتی، ترس ها و نقص مهارتی)؛ منزلت اجتماعی (جو منفی جامعه، کمبودهای آموزشی، محدودیت های شغلی و روابط آزاردهنده) و نقش خانواده (تعاملات سوگیرانه خانواده و عدم تمایزیافتگی) بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد با توجه به شرایط منحصربه فردی که نابینایان دارند توجه به مسائل فردی و مسائل پیرامونی از جمله جامعه و خانواده در مسیر شغلی آن ها بسیار حائز اهمیت باشد. پیشنهاد میشود در بستر جامعه فعلی برنامه های آموزشی مهارت محور و مشاوره ای لازم جهت انتخاب و ثبات شغلی این گروه از افراد انجام شود.
۱۰۶۶.

تدوین شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران برای زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۱
هدف: در این پژوهش به دلیل نقش محوری زنان در خانواده به تدوین شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران پرداخته شد. روش: پژوهش حاضر کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه آماری شامل زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر مراجعه کننده به انجمن نارانان شهرستان خمین در سال 1402 بود. نمونه گیری بر اساس قائده اشباع نظری ادامه یافت تا با 32 شرکت کننده به اشباع رسید. تحلیل مصاحبه ها بر اساس روش هفت مرحله ای کلایزی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شکوفایی زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر را می توان در 9 مضمون اصلی شامل خودآگاهی، رضایت مندی از زندگی، معنویت، ارتباط موثر، موفقیت، امیدواری، مدیریت زندگی، همدلی و صمیمیت تقسیم بندی کرد. نتیجه گیری: روان شناسان و روان درمانگران حوزه اعتیاد می توانند از شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران به منظور توانمندی زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر استفاده کنند تا آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر در خانواده افراد وابسته به مواد کمتر شود.
۱۰۶۷.

مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی هیجانی و درمان پذیرش و تعهد بر شدت علائم افسردگی و تحمل پریشانی در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۵
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی هیجانی و درمان پذیرش و تعهد بر شدت علائم افسردگی و تحمل پریشانی در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی شهر زنجان در سال 1402 بود. تعداد 45 داوطلب به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه گواه (15 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل فرم 2 افسردگی بک (BDI-II) (1961) و مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (2005) بودند. گروه آزمایش اول 9 جلسه طرح واره درمانی هیجانی و گروه آزمایش دوم 8 جلسه درمان پذیرش و تعهد به صورت یک بار در هفته دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون علائم افسردگی و تحمل پریشانی در سه گروه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود دارد (05/0>p). همچنین نتایج نشان می دهد بین مداخله ها در میزان تأثیر بر علائم افسردگی و تحمل پریشانی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که هر دو مداخله می توانند در بهبود علائم افسردگی و تحمل پریشانی مؤثر باشند.
۱۰۶۸.

واکاوی علل ترک زودرس روان درمانی و مشاوره توسط مراجعان از دیدگاه متخصصین بالینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۳
اهداف امروزه، ترک زودرس روان درمانی و مشاوره یک چالش بالینی بزرگ برای درمانگران و مراجعین دریافت کننده خدمات بالینی است. هدف روان درمانی، کاهش پریشانی روانی و ایجاد محیطی است که در آن رشد بین فردی یا درون فردی امکان پذیر باشد. گاهی مراجعان قبل از دستیابی به مزایای کامل روان درمانی اقدام به ترک جلسات می کنند. اطلاعات ما در مورد اینکه چگونه و چرا مراجعین درمان را پیش از موعد ترک می کنند کافی نیست. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره از دیدگاه درمانگران است. هدف روان درمانی کاهش پریشانی روانی و ایجاد محیطی است که در آن رشد بین فردی یا درون فردی امکان پذیر باشد. گاهی مراجعان قبل از دستیابی به مزایای کامل روان درمانی اقدام به ترک جلسات می کنند. ترک زودرس یک تجربه رایج در میان درمانگران است. تحقیقات در زمینه ترک زودرس پیچیده است و اغلب یافته های متناقضی را به همراه دارد. تعداد زیادی از پژوهش های صورت گرفته در زمینه دلایل ترک زودرس با روش تحلیل کمی و بر مراجعان متمرکز بوده است. درمانگران می توانند از منابع اطلاعاتی ارزشمند در زمینه دلایل ترک زودرس مراجعان باشند. در پژوهش حاضر به دنبال بررسی جامع عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره از دیدگاه درمانگران هستیم. مواد و روش ها روش پژوهشی مطالعه حاضر کیفی و طرح آن تحلیل محتوا است. جامعه آماری پژوهش تمامی مشاوران و درمانگران فعال در حوزه سلامت روان بودند. محل اجرای پژوهش شهر بوشهر بود. روش نمونه گیری باتوجه به هدف پژوهشگران، غیراحتمالی و هدفمند بود و براساس قاعده اشتراوس و کوربین (1998)، نمونه گیری تا زمان اشباع نظری پیرامون عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره ادامه یافت. بنابراین، حجم نمونه پژوهش حاضر شامل 31 نفر درمانگر زن و مرد بود. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. فرایند کدگذاری در پژوهش حاضر باتوجه به مسئله و اهداف پژوهش به صورت استقرایی صورت پذیرفت. یافته ها تمامی مصاحبه های ضبط شده به صورت نوشتاری تدوین و در نرم افزارMAXQDA نسخه 2020 ذخیره گردید. از تجزیه وتحلیل مصاحبه ها 439 کد باز به دست آمد که در طول مصاحبه با آزمودنی های پژوهش، 3485 بار تکرار شده بود. در گام بعدی، کدهای باز در 60 طبقه فرعی قرار گرفتند و درنهایت، 9 طبقه اصلی حاصل گردید. این طبقات عبارت اند از: 1. کنش های شناختی، انگیزشی، هیجانی و رفتاری مراجع در طول جلسات، 2. ویژگی های بیوگرافیک مراجع، 3. عوامل محیطی، 4. شاخصه های ساختاری جلسات روان درمانی و مشاوره، 5. عدم تخصص و مهارت درمانگر در روان درمانی و مشاوره، 6. الگوهای شخصیتی مراجع، 7. سبک زندگی، شاخصه های شخصیتی و هیجانی درمانگر 8. عوامل بیوگرافیک درمانگر و 9. داروهای روانپزشکی. نتیجه گیری میزان شیوع ترک زودرس نشان می دهد تعداد زیادی از افرادی که خدمات روان درمانی دریافت می کنند از مزایای کامل درمان برخوردار نمی شوند. ضروری است درمانگران نسبت به شناخت عوامل مرتبط با ترک زودرس تلاشی جدی داشته باشند. توسعه مداخلات مؤثرتر برای کاهش ترک زودرس نیازمند درک و دریافت صحیح از عوامل علی بروز این پدیده است. در پژوهش های قبلی، فقدان یک مفهوم سازی سیستماتیک از نقش عوامل مراجع و درمانگر در شناخت ترک زودرس روان درمانی و مشاوره کاملاً محرز است. در پژوهش حاضر تلاش گردید شناخت عمیقی از عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره حاصل گردد. سهم عوامل مؤثر در درمانگران و مراجعان در بروز این پدیده مشخص و تبیین شد. امید است یافته های پژوهش حاضر زمینه ارتقای سطح کمی و کیفی روان درمانی و کاهش ترک زودرس جلسات توسط مراجعان را فراهم کند.
۱۰۶۹.

Comparison of the Effectiveness of Cognitive-Behavioral Couple Therapy and Schema Therapy on Improving Communication Patterns in Couples Affected by Domestic Violence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۹۷
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of Schema Therapy and Cognitive-Behavioral Couple Therapy (CBCT) in improving communication patterns among couples affected by domestic violence. Methods and Materials: The study employed a quasi-experimental pretest-posttest design with a control group. The statistical population consisted of couples affected by domestic violence who referred to counseling centers in Tehran. A total of 45 participants were selected using simple random sampling and assigned to two experimental groups (Schema Therapy and CBCT) and one control group, each containing 15 participants. Data were collected using the Communication Patterns Questionnaire (Christensen & Salavy, 1984) and analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA) and Tukey’s post hoc test with SPSS version 26. Each intervention included 10 weekly sessions tailored to the specific therapeutic model. Findings: The MANCOVA results indicated statistically significant differences between groups in all three communication pattern dimensions: mutual constructive communication (F = 8.043, p < .01), mutual avoidant communication (F = 2.222, p < .05), and demand/withdraw communication (F = 1.068, p < .05). Tukey’s post hoc test revealed that Schema Therapy was significantly more effective than CBCT in improving mutual constructive communication (mean difference = 2.40, p = .006), reducing mutual avoidance (mean difference = 0.13, p = .000), and decreasing demand/withdraw patterns (mean difference = -1.00, p = .000). Conclusion: These findings suggest that Schema Therapy may offer deeper and more sustainable improvements in relational functioning by targeting underlying maladaptive schemas contributing to dysfunctional communication.
۱۰۷۰.

Confirmatory Factor Analysis of the Components of Psychological Well-Being in the Persian Version of the Ryff Scale Across Different Ethnic Groups of Afghan Families(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۰۲
Objective: This study aimed to evaluate the validity and reliability of the short form of the Ryff Psychological Well-Being Scale (1989), consisting of 18 items, within the population of Afghan families across four provinces in Afghanistan. Methods: The present research was descriptive and correlational in nature. A total of 320 families, including fathers, mothers, and one child from each family (960 participants in total), participated in this study using convenience sampling. Data were analyzed through confirmatory factor analysis (CFA) using the Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLS-SEM) approach with the statistical packages SmartPLS 4 and SPSS 27. Findings: After obtaining feedback from Afghan university professors and participants, the face validity of the scale was confirmed. The reliability of the scale was assessed using Cronbach's alpha and composite reliability (CR). The reliability coefficients were calculated as 0.79 for fathers, 0.78 for mothers, and 0.78 for children, with CR values at satisfactory levels. Convergent validity was evaluated using the average variance extracted (AVE), and discriminant validity was assessed and confirmed using the Heterotrait-Monotrait (HTMT) ratio. To improve the model and enhance discriminant validity, two items related to the dimensions of Environmental Mastery and Personal Growth were removed. The findings demonstrated that the reliability and validity evaluations of the scales used in this study were statistically sound and reliable. Conclusion: The study concluded that the 18-item version of the Ryff Psychological Well-Being Scale is a valid and reliable instrument for use within the Afghan family population. Therapists in Iran working with Afghan migrants, as well as Afghan therapists residing in Afghanistan, can utilize this tool in their clinical and research settings.
۱۰۷۱.

The Effectiveness of Lyubomirsky’s Happiness Training on Negative Emotions (Depression, Stress, and Anxiety) and Cognitive Flexibility in Mothers of Children with Autism Spectrum Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
Objective: The present study aimed to investigate the effectiveness of happiness training based on Lyubomirsky’s model in reducing negative emotions and enhancing cognitive flexibility in this population. Methods and Materials: This study employed a quasi-experimental design using a pretest-posttest control group format. The statistical population included mothers of children with autism who attended the "Golhaye Beheshti" Center in Qom during spring 2024. A total of 30 participants were selected through simple random sampling and assigned to either the experimental or control group. The experimental group participated in eight 90-minute sessions of happiness training. The research instruments included the Depression, Anxiety, and Stress Scale (DASS-21) and the Cognitive Flexibility Scale developed by Dennis and Vander Wal (2009). Data were analyzed using analysis of covariance (ANCOVA). Findings: The results indicated that Lyubomirsky’s happiness training significantly reduced depression, anxiety, and stress levels while significantly increasing cognitive flexibility in the experimental group (P < 0.05). Conclusion: Happiness-based intervention can serve as an effective strategy for promoting the mental health of mothers of children with autism by alleviating negative emotions and strengthening their cognitive capacities. Keywords: Happiness training, depression, anxiety, stress, cognitive flexibility, mothers, autism spectrum disorder.
۱۰۷۲.

Ethnic-Racial Socialization in Mixed Heritage Families: A Grounded Theory Study(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
Objective: This study aimed to explore how parents in mixed heritage families in Malaysia engage in ethnic-racial socialization and transmit cultural identity to their children within the context of a multicultural society. Methods: Using a qualitative grounded theory approach, data were collected through semi-structured interviews with 25 parents from diverse mixed heritage backgrounds residing in Malaysia. Participants were selected through purposive sampling and theoretical saturation guided the endpoint of data collection. Interviews focused on participants’ practices, challenges, and perspectives regarding cultural identity transmission in the home. Verbatim transcripts were analyzed using NVivo software, employing open, axial, and selective coding to generate a conceptual framework grounded in participants’ narratives. Findings: Five main categories emerged: Cultural Identity Transmission, Language and Communication, Navigating Racial Bias, Family Dynamics, and Community and Social Engagement. Parents engaged in intentional practices such as storytelling, celebration of traditions, and bilingual upbringing to reinforce cultural heritage. They also described emotional and strategic responses to racial bias, as well as negotiation between co-parenting and intergenerational influences. Language was both a bridge and a barrier, shaping identity and familial cohesion. Parents sought external support through cultural events and digital communities to validate and enrich their children’s mixed identities. These findings highlight the emotional labor and adaptive strategies involved in raising bicultural children in socially stratified environments. Conclusion: Ethnic-racial socialization in mixed heritage families is a complex, multifaceted process involving intentional practices, emotional negotiations, and contextual adaptations. Parents act as cultural mediators, balancing heritage preservation with societal integration.
۱۰۷۳.

Exploring the Role of Narrative Reframing in Families Experiencing Trauma(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۰۳
Objective: This study aimed to explore how narrative reframing functions as a coping and meaning-making mechanism among Taiwanese families experiencing trauma. Methods and Materials: A qualitative research design was adopted using purposive sampling to recruit 26 participants from Taiwan who had directly experienced family trauma, including bereavement, illness, or sudden life disruptions. Semi-structured interviews were conducted until theoretical saturation was reached. Each interview lasted 60–90 minutes, was audio-recorded, and transcribed verbatim. Data were analyzed using thematic analysis facilitated by NVivo 14 software. An inductive coding approach was applied to identify open codes, subcategories, and overarching themes, with constant comparison used to refine findings. Research rigor was ensured through reflexive memo-writing, triangulation of coding among team members, and maintaining an audit trail. Findings: Analysis yielded three overarching themes: (1) Emotional reconstruction through narrative reframing, where participants processed trauma-related emotions, reduced guilt and shame, regulated distress, and cultivated hope; (2) Relational transformation within the family system, including improved communication, redefined roles, conflict resolution, trust rebuilding, and strengthened intergenerational understanding; and (3) Identity and future orientation, where families reframed themselves as survivors, emphasized personal growth, redefined goals and values, and expressed aspirations to transmit resilience across generations. Participants highlighted that narrative reframing enabled them to transform suffering into continuity, strengthen bonds, and situate trauma within cultural and spiritual frameworks that emphasized endurance and meaning. Conclusion: The findings demonstrate that narrative reframing is a powerful coping process in families experiencing trauma, allowing for emotional healing, relational adaptation, and the construction of resilient family identities. This study underscores the importance of integrating narrative approaches into therapeutic interventions to support families in navigating trauma, rebuilding trust, and envisioning hopeful futures.
۱۰۷۴.

بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب، ناگویی هیجانی و پیروی از درمان در نوجوانان دختر مبتلا به ریفلاکس معده- مری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۰
زمینه: مطالعات نشان داده است ریﻔﻼﻛﺲ ﻣﻌﺪه- مری از شایع ترین اختلالات دﺳﺘﮕﺎه ﮔﻮارش اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣیﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮ ﺳﻼﻣﺖ رواﻧی بیماران ﺗأﺛیﺮ ﺳﻮء داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای بسیاری از اختلالات روانشناختی در اقشار گوناگون بررسی شده است، اما در مطالعات داخلی تاکنون اثربخشی این رویکرد در بیماران مبتلا به ریفلاکس معده-مری مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب، ناگویی هیجانی و پیروی از درمان نوجوانان دختر مبتلا به ریفلاکس معده- مری انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان دختر مبتلا به ریفلاکس معده- مری مراجعه کننده به بیمارستان ثارالله کرج در سال 1402 بود که از بین آن ها، 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. گروه آزمایش تحت آموزش 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت، ولی گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکرد. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب (بک و استر، 1990)، ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994) و پیروی از درمان دارویی (موریسکی و همکاران، 2008) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل کوواریانس یک راهه و نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که پس از تعدیل نمرات پیش آزمون بین گروه ها، نمرات پس آزمون در بین گروه های آزمایش و گواه دارای تفاوت معنی داری بود (05/0 P<). هم چنین نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری باعث کاهش سطح اضطراب و ناگویی هیجانی در شرکت کنندگان شد (05/0 P<). هم چنین نتایج نشان داد درمان مورد استفاده منجر به افزایش پیروی از درمان در اعضای گروه آزمایش شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود، متخصصان (پزشکان، روان پزشکان و روانشناسان) از این شیوه درمانی در کنار دارو درمانی در جهت کاه
۱۰۷۵.

پیش بینی نشخوار ذهنی بر اساس باورهای فرا هیجانی و تحریفات شناختی در بیماران دیالیزی با نشانگان افسردگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۷
پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش باورهای فراهیجانی و تحریفات شناختی در پیش بینینشخوار ذهنی بیماران دیالیزی دارای نشانگان افسردگی انجام شد. این پژوهش از نظر روش جزء مطالعات توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق بیماران دیالیزی مراجعه کننده به مرکز دیالیز بیمارستان شهید مدنی شهرستان خوی با نشانگان افسردگی در شش ماه دوم سال 1402 به تعداد آنها150 نفر بود. نمونه آماری به روش هدفمند و براساس فرمول به تعداد 91 نفر انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده های مورد نیاز تحقیق شامل سه پرسشنامه استاندارد نشخوار ذهنی هوکسما و مارو (1991)، باورهای فراهیجانی میتمانسگروبر و همکاران(2009) و تحریفات شناختی عبداله زاده و سالار(1389)بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که باورهای فراهیجانی مثبت با نشخوار ذهنی رابطه معکوس و معنی دار دارد (132/0-=β)، همچنین باورهای فراهیجانی منفی (140/0=β) و تحریفات شناختی فردی نیز (162/0=β) با نشخوار ذهنی رابطه مثبت و معنی دار دارند. ولی رابطه تحریفات شناختی اجتماعی با نشخوار ذهنی مورد تأیید قرار نگرفت. بنابراین باورهای فراهیجانی مثبت موجب کاهش نشخوار ذهنی و باورهای فراهیجانی منفی به همراه تحریفات شناختی فردی موجب افزایش نشخوار ذهنی بیماران دیالیزی با نشانگان افسردگی می شود.
۱۰۷۶.

اثربخشی درمان نوروفیدبک بر تنظیم هیجانی و خشم پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۹
مقدمه: نوجوانان دارای اختلال های اضطرابی، سطوح بالایی از خشم و بدتنظیمی هیجانی را از خود نشان می دهند. به نظر می رسد یکی از مداخله های مؤثر در این زمینه، نوروفیدبک باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان نوروفیدبک بر تنظیم هیجانی و خشم کودکان پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز رواندرمانی در سال 1401 بودند که از میان آنها 34 نوجوان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی و با همگن سازی سن و نوع اختلال اضطرابی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش جهت پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان و پرسشنامه حالت– صفت، بیان خشم بود. روش درمانی نوروفیدبک با استفاده از دستگاه های مجهز به سیستم رایانه ای در ۲۰ جلسه ۴۵ دقیقه ای برای هر نفر در گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد درمان نوروفیدبک بر دشواری تنظیم هیجان (001/0=P) اثر کاهنده داشت. درمان نوروفیدبک بر خشم (001/0=P) اثر کاهنده داشت. نتایج همچنین نشان داد اثربخشی نوروفیدبک بر دشواری تنظیم هیجان و خشم در طول زمان ماندگار بود (001/0=P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد درمان نوروفیدبک بر تنظیم هیجانی و خشم پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی اثربخش است. به کارگیری رویکردهای مفید درمانی نظیر نوروفیدبک برای کودکان و نوجوانان دارای اختلال اضطرابی در مراکز درمانی پیشنهاد می شود.
۱۰۷۷.

تعامل کارکردهای عصب شناختی و هیجانی معلمان: ارتباط انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی با تبعیض در محیط کار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۴۰
مقدمه: ادراک تبعیض از سوی معلمان ممکن است کنترل موثر متغیرهای هیجانی و شناختی (مانند ناگویی خلقی و انعطاف پذیری شناختی) را تحت الشعاع قرار دهد. هدف: پژوهش حاضر از طریق بررسی همزمان مولفه های شناختی (انعطاف پذیری شناختی) و هیجانی (ناگویی خلقی)، به امکان پیش بینی ادراک تبعیض در میان زنان معلم می پردازد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی با جامعه آماری شامل معلمین زن شهر مشهد در سال 1402 بود که از میان شرکت کنندگان در فراخوان، 120 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، ناگویی خلقی تورنتو (1994) و تبعیض در محیط کار پاسکوئه و ریچمن (2009) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه در نرم افزار 26-SPSS، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تبعیض در محیط کار با انعطاف پذیری شناختی رابطه منفی معنی دار و با ناگویی خلقی رابطه مثبت معنی دار داشت (001/0>P). همچنین، انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی 57 درصد از کل واریانس تبعیض در محیط کار را تبیین کردند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، ارائه آموزش ها و خدمات روان شناختی به معلمین، جهت مقابله موثر با تبعیض های محیط شغلی و ارتقای توانمندی های آنان در ارتباط با مولفه هایی نظیر ناگویی خلقی و انعطاف پذیری شناختی ضروری است. پیشنهاد می شود تدوین دوره های آموزشی نحوه برخورد با تبعیض و ارائه مداخلات ارتقای کارکردهای روان شناختی همچون انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی در اولویت برنامه های نهاد آموزش و پرورش قرار گیرد.
۱۰۷۸.

بررسی مقایسه ای میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران بخش های ویژه وعمومی بیمارستان توحید سنندج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۶
مقدمه: پرستاران به دلیل ماهیت حرفه ی حساسی که دارند به طور مداوم در معرض استرس و فرسودگی شغلی قرار دارند واین موارد به چالشی برای این حرفه تبدیل شده است. هدف : این مطالعه با هدف مقایسه میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران در بخشهای ویژه و عمومی بیمارستان توحید سنندج انجام شد. روش: پژوهش حاضراز نوع توصیفی بود که در سال 1396 و از ماه فروردین تا خرداد بر روی پرستاران کل بخش های بیمارستان توحید سنندج انجام شد. حجم نمونه 214 پرستاربود که به صورت نمونه گیری سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (1986) و پرسشنامه استرس شغلی اسیپو (1987) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس و نرم افزار spss نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد که مقدار F=17.831 در متغیر استرس شغلی و همچنین مقدار F=17.831 در متغیر فرسودگی شغلی درر سطح a=0/05 معنادار است.به عبارتی، بین میانگین نمرات پرستاران در بخش های مختلف تفاوت آماری معناداری وجود دارد. بطوری که در متغیر استرس شغلی به ترتیب بخش های ویژه مانند اورژانس، سی سی یو و آی سی یو دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. همچنین در متغیر فرسودگی شغلی بخش های انکولوژی، اورژانس ،سوختگی و دیالیز دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از وجود استرس شغلی و فرسودگی شغلی نسبتا بالا در بین پرستاران خصوصا در بخشهای ویژه بیمارستان بود. فرسودگی شغلی در بخش هائی نظیر انکولوژی ،سوختگی ،اورژانس و دیالیزبیشتر دیده شد ،بدین ترتیب استرس و فرسودگی در بخش های جنرال به تفکیک بخش ها به مدت زمان حضور پرستار در شیفت ،تعداد شیفت ،تجربه و تعداد بیماران وابسته بود .
۱۰۷۹.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ناگویی هیجانی زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش ناگویی هیجانی زنان مبتلا به این اختلال انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه ای ۴۵ نفره از زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر که به کلینیک روان شناسی آرامیس شهرری مراجعه کرده بودند، به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه طرحواره درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل تقسیم شدند. گروه های آزمایشی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت مداخله قرار گرفتند. برای سنجش ناگویی هیجانی از پرسشنامه تورنتو استفاده شد و داده ها با تحلیل کوواریانس بررسی گردید. نتایج نشان داد هر دو رویکرد درمانی به طور معناداری ناگویی هیجانی را کاهش داده اند (p<0.05)، اما طرحواره درمانی اثربخشی بیشتری در بهبود مؤلفه های تشخیص و توصیف احساسات و کاهش تفکر عینی نشان داد. این یافته ها مؤید نقش مؤثر هر دو رویکرد در بهبود تنظیم هیجانی در مبتلایان به اضطراب فراگیر است و بر ضرورت توجه به ابعاد هیجانی در درمان های روان شناختی تأکید دارد. توصیه می شود انتخاب رویکرد درمانی با در نظر گرفتن ویژگی های فردی مراجع صورت گیرد.
۱۰۸۰.

تدوین برنامه آموزشی چند وجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۹
زمینه: ناتوانی ویژه یادگیری نوعی مشکل مزمن با پایه عصب شناختی و تحولی است. با توجه به شیوع قابل توجه ناتوانی ویژه یادگیری در کودکان سنین مدرسه و پیامدهای ناشی از این اختلال در وضعیت تحصیلی و آینده این کودکان، خلا یک برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور برای دانش آموزان با ناتوانی یادگیری و بررسی اثربخشی آن بر تقویت حافظه فعال و استدلال کمی این دسته از دانش آموزان مشهود است. هدف: هدف این پژوهش، تدوین برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و سنجش اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر، آمیخته بود. در بخش کیفی، روش پژوهش تحلیل مضمون و جامعه مورد پژوهش شامل تمامی اساتید روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی و متخصصان حوزه روانشناسی کودکان استثنایی بود و نمونه بر اساس اشباع نظری داده ها 10 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. روش بخش کمی نیز شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری بخش کمی شامل تمامی دانش آموزان با اختلال ریاضی گروه سنی 8 تا 10 سال در آموزش و پرورش منطقه 11 شهر تهران بود که به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر از آن ها انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و ابزار بخش کمی نیز آزمون هوش آزمای تهران- استانفورد بینه بود. اعضای گروه آزمایش، برنامه آموزشی محقق ساخته را در 15 جلسه دریافت کردند. در بخش کیفی از روش کدگذاری در سه مرحله کدگذاری مضامین اصلی، مضامین فرعی و کدهای باز استخراج شده و برای تجزیه و تحلیل داده های کمی نیز از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش در بخش کیفی، مضامین اصلی برنامه آموزش چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور را در سه مورد: تقویت توجه و تمرکز، تقویت حافظه فعال و تقویت استدلال کمی نشان داد. هم چنین نتایج بخش کمی نشان داد که برنامه آموزشی محقق ساخته، تأثیر معنادار و پایداری بر حافظه فعال و استدلال کمی دارد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود روانشناسان کودکان استثنایی برای بهبود حافظه فعال و استدلال کمی دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری، از برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور محقق ساخته استفاده کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان