ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۶۱ تا ۱۰٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۰۱۶۱.

بررسی رابطه بین دین داری، آخرت نگری و مسئولیت پذیری با سلامت روان دانش آموزان مقطع متوسطه دوم (شهر نیشابور)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۹ تعداد دانلود : ۲۹۹
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش پیش بینی کنندگی دین داری، آخرت نگری و مسئولیت پذیری بر سلامت روان دانش آموزان مقطع متوسطه دوره دوم شهر نیشابور می باشد. طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوره دوم شهر نیشابور در سال تحصیلی 1397-1396 بود که از میان آنها 122 دانش آموز به عنوان نمونه آماری به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه دین داری گلاک و استارک، مقیاس آخرت نگری، پرسشنامه مسئولیت پذیری نوجوانان و پرسشنامه سلامت عمومی می باشند. یافته های پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پیش بین با سلامت روان رابطه مثبت و معناداری (0۱/0 p <) وجود دارد که ضرایب همبستگی بین دین داری و سلامت روان 267/0، بین آخرت نگری و سلامت روان 337/0 و بین مسئولیت پذیری و سلامت روان 337/0 محاسبه شد. همچنین از بین متغیر های پیش بین، متغیر مسئولیت پذیری توانست به طور معناداری نقش پیش بینی کنندگی را برای سلامت روان ایفا کند (349/0 B =). در قسمت بحث و نتیجه گیری پژوهش حاضر، به تبیین این روابط پرداخته شده است.
۱۰۱۶۲.

پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس عواطف مثبت-منفی با میانجی گری الگوهای تعاملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۲۷۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس عواطف مثبت-منفی با میانجی گری الگوهای تعاملی در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از نظر گر آوری داده ها یک پژوهش کمی می باشد، طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است که با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر زنان دارای طلاق عاطفی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی (اعم از خصوصی و دولتی) منطقه 2 شهر تهران در سال 1399 بود تعداد 368 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های طلاق عاطفی گاتمن (2008)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی تلگن (1985) و پرسش نامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) پاسخ دادند، داده ها با استفاده از معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد ضرایب مسیر مستقیم عواطف مثبت و منفی و الگوهای تعاملی به طلاق عاطفی زنان متأهل معنی دار می باشند (05/0> p). همچنین، ضریب مسیر عاطفه مثبت به ارتباط سازنده متقابل نیز معنی دار است (05/0 > p) ولی ضریب مسیر عاطفه منفی به ارتباط سازنده متقابل، ضرایب مسیر عواطف مثبت و منفی به ارتباط اجتنابی متقابل و ارتباط توقع/ کناره گیر معنی دار نیستند (05/0 < p). نتیجه گیری: نتایج نشان داد ارتباط سازنده متقابل، ارتباط اجتنابی متقابل و ارتباط توقع/ کناره گیر میانجی ارتباط عواطف مثبت و منفی با طلاق عاطفی شده است. این نتیجه حاکی از معنی داری نقش واسطه ای الگوهای تعاملی در رابطه بین عواطف مثبت و منفی با طلاق عاطفی است.
۱۰۱۶۳.

نقش فرزندآوری و فرزندپروری در افزایش کیفیت زندگی از منظر آیات و روایات

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۳۳۰
 دین مبین اسلام به فرزندآوری و فرزندپروری اهتمام ویژه ای دارد و آن را موجب افزایش کیفیت زندگی دنیوی و اخروی می داند. این در حالی است که فرهنگ استعماری غرب، نسخه فرزند کمتر زندگی بهتر را برای جوامع اسلامی تجویز می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، کوشیده است با بررسی نقش فرزند در افزایش کیفیت زندگی، والدین را به فرزندآوری و فرزندپروری ترغیب کند تا زندگی باکیفیت تری را تجربه کنند. دستاوردهای پژوهش حاضر نشان داد که فرزندآوری و فرزندپروری، موجب بالارفتن کیفی زندگی مادی و معنوی و افزایش اقتدار خانواده و جامعه است و فرزندان صالح نه تنها در پیشامدهای روزگار، یاریگر و تسهیل کننده مشکلات و به دلیل پاکی و رفتار نیکو، روشنی چشم خانواده و موجب عزت و شادکامی هستند؛ بلکه اجر اخروی آن، سرمایه مهم معنوی و صدقه جاریه برای والدین است و به دلیل برخورداری از سهم الرزق در نزد خدای رازق، وسعت دهنده رزق خانواده و جامعه و تداومگر فرهنگ حیات بخش و باکیفیت توحیدی از نسلی به نسل های آینده هستند.  
۱۰۱۶۴.

نقش واسطه ای پرطاقتی روانی در رابطه بین والدگری توانمندساز با تاب آوری روان شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۶۲
پژوهش حاضر با هدف آزمون نقش واسطه ای پرطاقتی روانی در رابطه ی والدگری توانمندساز و تاب آوری روان شناختی در دانشجویان دختر و پسر انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش شامل دانشجویان کارشناسی دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 1401 بودند. نمونه ی آماری نیز شامل 313 دانشجو بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس والدگری توانمندساز (جک، سان، لاتن، چین و واترز، 2016)، نسخه ی کوتاه پرسشنامه ی پرطاقتی روانی (مک گیوئن، استیکلایر تامپسون و کلاگ، 2016) و مقیاس تاب آوری کانر دیویدسون (کانر و دیویدسون، 2003). پاسخ دادند. در این پژوهش، به منظور آزمون روابط ساختاری در مدل مفروض، از روش آماری مدل یابی معادله ی ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که در نمونه ی دانشجویان، مدل مفروض واسطه مندی نسبی پرطاقتی روانی در رابطه ی بین والدگری توانمندساز و تاب آوری روان شناختی با داده ها برازش مطلوبی داشت. هم چنین، نتایج نشان داد که در مدل مفروض، تمامی وزن های رگرسیونی از لحاظ آماری معنادار بودند و در این مدل 21 درصد از پراکندگی نمرات تاب آوری روان شناختی از طریق متغیرهای مکنون والدگری توانمندساز و پرطاقتی روانی، تبیین شد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بافت والدگری توانمندساز در تجهیز ذخایر مقابله ای و سرمایه روان شناختی نوجوانان، مؤثر است.
۱۰۱۶۷.

اثربخشی آموزش غنی سازی کیفیت زندگی بر خودارزشمندی و سرمایه های روان شناختی زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۲ تعداد دانلود : ۳۸۰
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش غنی سازی کیفیت زندگی بر خودارزشمندی و سرمایه های روان شناختی زنان سرپرست خانوار بود. روش پژوهش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود و جامعه آماری پژوهش حاضر را 130 زن سرپرست خانوار (همسران فوت شده یا مطلقه) تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان مرودشت در سال 1399-1398 تشکیل دادند که پس از غربالگری با پرسشنامه های خودارزشمندی (کروکر و همکاران، 2003) و سرمایه روان شناختی (لوتانز و اولیو، 2007) 30 زن سرپرست خانوار با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند (هر گروه 15 زن). گروه آزمایش مداخله آموزش غنی سازی کیفیت زندگی (محقق ساخته) را طی دو ماه در 16 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار آماری SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر مداخله غنی سازی کیفیت زندگی بر نمره خودارزشمندی (71/14=F، 002/0 =P) و سرمایه های روان شناختی (90/20=F، 001/0 =P) و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که آموزش غنی سازی کیفیت زندگی با بهره گیری از تکنیک های مسولیت پذیری، مهارت خودآگاهی، صبر، پذیرش و ذهن آگاهیمی تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود خودارزشمندی و سرمایه های روان شناختی زنان سرپرست خانوار مورد استفاده گیرد.
۱۰۱۶۸.

رابطه ذهن آگاهی و امنیت اجتماعی: نقش واسطه ای خودفریبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۴۱۵
هدف این پژوهش تعیین نقش واسطه ای خودفریبی در ارتباط بین ذهن آگاهی و امنیت اجتماعی بود. پژوهش از نوع همبستگی بود و شرکت کنندگان 300 نفر از دانشجویان (160 دختر و 140 پسر) دوره کارشناسی دانشگاه شیراز بودند که به شیوه نمونه برداری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به مقیاس ذهن آگاهی (دروتمن، گالوب، اوگانیسان و رید، 2018)، پرسشنامه خودفریبی (سیرونت، هررو، ویلامورال و رودریگز، 2019) و مقیاس امنیت اجتماعی (گیلبرت، مک اوان، بلوی، میلز و گیل، 2009) پاسخ دادند. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان دهنده رابطه منفی و معنادار ذهن آگاهی و خودفریبی، رابطه منفی و معنادار خودفریبی و امنیت اجتماعی و رابطه مثبت و معنادار ذهن آگاهی و امنیت اجتماعی بود. هم چنین خودفریبی در ارتباط بین ذهن آگاهی و امنیت اجتماعی نقش واسطه گری داشت. درمجموع یافته های این پژوهش نشان می دهد که بهبود ذهن آگاهی دانشجویان و کاهش خودفریبی آنان می تواند باعث افزایش امنیت اجتماعی در آنان می شود.
۱۰۱۶۹.

تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد بین فردی بر افسردگی و بهبود روابط زناشویی مادران خیانت دیده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۲ تعداد دانلود : ۲۹۹
هدف این پژوهش بررسی تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد بین فردی بر افسردگی و بهبود روابط زناشویی مادران خیانت دیده بود. روش پژوهش حاضر به لحاظ گردآوری داده ها از نوع نیمه آزمایشی (پیش آزمون و پس آزمون) با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی مادران دانش آموزان که مورد خیانت همسر واقع شده و دارای سطح تحصیلات سیکل و بالاتر بودند و همگی طی سال 1400 به مراکز مشاوره خانواده منطقه 10 تهران مراجعه کرده و خواستار دریافت خدمات مشاوره ای بودند که با روش نمونه گیری تصادفی تعداد 30 نفر (15 نفر در گروه آزمایش، 15 نفر در گروه کنترل) به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. روش جمع آوری داده ها بر اساس سه پرسشنامه نشانگان اختلال های روانی دراگوتیس و همکاران(1984)، پرسشنامه سنجش خیانت همسر واگهان(2008) و پرسشنامه محقق ساخته بهبود روابط زناشویی با الگو برداری از پرسشنامه گاتمن انجام گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS در دو بخش توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. نتایج تحلیل داده ها نشان داد میزان تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد بین فردی بر افسردگی مادران خیانت دیده برابر 0.170 و میزان تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد بین فردی بر بهبود روابط زناشویی مادران خیانت دیده برابر 0.202 بود. مشاوره گروهی سبب می شود زنان درباره خطاکاری و پیمان شکنی همسر مسئولیت بیشتری بپذیرند و با بخشی از وجود خود روبرو شوند، که به شکل گیری رابطه نامشروع منجر شده است، و به نحوی خود را تغییر دهند که صمیمیت را از نو بین خود و همسرشان برقرار کنند. همچنین نتایج برآمده از این تحقیق می تواند راهنما و یاری دهنده مشاوران و متخصصان حوزه خانواده و دست اندرکاران سلامت جامعه باشد تا به یاری قشر آسیب پذیر جامعه بشتابند.
۱۰۱۷۰.

مقایسه تأثیر روان درمانی گروهی وجودی، شناختی - وجودی و انسان گرا-وجودی بر رضایت جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۰ تعداد دانلود : ۶۰۶
هدف: هدف پژوهش مقایسه تأثیر روان درمانی گروهی وجودی، شناختی _ وجودی و انسان گرا _ وجودی در رضایت جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش: پژوهش یک کار آزمایی تصادفی کنترل شده بود که با روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون_ پس آزمون و آزمون پیگیری دوماهه با گروه های موازی آزمایشی و گروه کنترل انجام شد. جامعه آزمودنی های پژوهش، زنان مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به کلینیک تخصصی دیابت بیمارستان توحید سنندج در سه ماه نخست سال 1398 بود؛ از طریق نمونه گیری تصادفی 32 آزمودنی از این جامعه انتخاب و پس ازآن با به کارگیری نمونه گیری تصادفی جایگزینی در گروه های آزمایشی و گروه کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با مقیاس رضایت جنسی متسون و تراپنل (2005) انجام شد. آزمودنی های گروه های آزمایشی جداگانه در نه جلسه هفتگی 120 دقیقه ای شرکت کردند. یافته ها: نتایج مدل خطی عمومی واریانس یک راهه با آزمون اندازه گیری های مکرر نشان داد که مداخلات شناختی _ وجودی و انسان گرا _ وجودی، رضایت جنسی را در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی دار افزایش دادند (4 F= ؛ P<0/05 ) همچنین نتایج نشانگر تأثیر بیشتر گروه شناختی_ وجودی (6 MD= ؛ P<0/05 و انسان گرا _ وجودی در پس آزمون (1 MD= ؛ P<0/05 ) و تأثیر بیشتر گروه وجودی در آزمون پیگیری بود (12 MD= ؛ P<0/05 ). نتیجه گیری: به کاربستن روش های روان درمانی گروهی شناختی_ وجودی و انسان گرا _ وجودی برای افزایش رضایت در رابطه جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو، در مقایسه با روان درم انی وجودی برای انجام موفق امور مشاوره و روان درمانی کارآمدتر می نماید.
۱۰۱۷۱.

نقش میانجی ادراک خطر و حساسیت اضطرابی در رابطه نوروزگرایی و برونگرایی با مشکلات روانشناختی و رفتاری ویروس کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۹ تعداد دانلود : ۴۵۴
زمینه: عوامل شخصیتی در کنار سایر ویژگی های روانشناختی از جمله ادراک خطر، حساسیت اضطرابی و باورهای فراشناختی بر پایه پژوهش های قبلی از جمله عوامل مهم و تأثیرگذار در شرایط پاندمی بوده اند. در این میان نوروزگرایی و برونگرایی بیشتر مورد توجه محققان بوده است؛ با این حال نقش میانجی سازه های روانشناختی در پاندمی کرونا کمتر بررسی شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش میانجی ادراک خطر و حساسیت اضطرابی در رابطه نوروزگرایی و برونگرایی با مشکلات روانشناختی و رفتاری ویروس کرونا انجام شد. روش: روش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام افرادی بود که در سال 99-98 در ایران با مسأله ویروس کرونا درگیر بوده اند که از میان آنها 649 نفر به صورت در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته مشکلات روانشناختی و رفتاری ویروس کرونا، شاخص حساسیت اضطرابی (ریس، پترسون، گارسکی و مک نالی، 1986)، مقیاس پنج عامل شخصیت (دونلان، اسوالد، بیرد و لوکاس، 2006) و مقیاس ادراک ریسک (بنیتن، اسلوویک و سورسون، 1993) استفاده گردید. یافته ها: ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازه گیری برازش دارد (96/0 = CFI ، 94/0 = NFI و 054/0 = RMSEA ). نتایج تحلیل آماری نشان داد که نوروزگرایی و برونگرایی با واسطه گری حساسیت اضطرابی بر روی مشکلات روانشناختی و رفتاری ویروس کرونا به ترتیب با ضرایب استاندارد 052/0- و 161/0 در سطح 05/0 > p اثر معنی داری دارند. همچنین، نوروزگرایی با واسطه گری ادراک خطر بر مشکلات روانشناختی و رفتاری ویروس کرونا با ضریب استاندارد 100/0 در سطح 05/0 > p اثر معنی داری دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش به نظر می رسد مشکلات روانشناختی و رفتاری مربوط به ویروس کرونا به صورت مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر عوامل روانشناختی قرار دارد و شایسته است در برنامه های مدیریت بهداشتی کلان مورد توجه قرار گیرد
۱۰۱۷۲.

تدوین مدل مشغولیت تحصیلی بر اساس نیازهای بنیادین روانشناختی دانش اموزان در مدرسه با میانجی گری کنترل آگاهانه تحصیلی در دانش آموزان اهمال کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۵۷۱
مقدمه: مفهوم مشغولیت تحصیلی به کیفیت تلاش که فراگیران آموزشی صرف فعالیت های هدفمند آموزشی می کنند تا به صورت مستقیم به نتایج مطلوب دست یابند، اشاره دارد. به طور کلی مفهوم مشغولیت تحصیلی بر نقش خودآگاهی در مطالعه، طراحی عقاید فراشناختی و خود نظم دهی تأکید می کند. پژوهش حاضر با هدف آزمون مدل مشغولیت تحصیلی بر اساس نیازهای بنیادین روانشناختی دانش اموزان در مدرسه با میانجی گری کنترل آگاهانه تحصیلی در دانش آموزان اهمال کار، انجام شد. روش کار: جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر بندر امام خمینی (ره) بود که در سال تحصیلی 98- 1397 مشغول به تحصیل بودند. ابتدا نمونه اولیه ای به حجم 400 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. سپس بر اساس ملاک های ورود تعداد 167 نفر از دانش آموزان اهمال کار به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به پرسشنامه های نیازهای بنیادین روانشناختی دانش آموزان در مدرسه Tian و همکاران، کنترل تحصیلی اگاهانه Peryو همکاران و مشغولیت تحصیلی Reeve، پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از SPSS-23 و (AMOS-23) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد رابطه مستقیم نیازهای بنیادین با مشغولیت تحصیلی و کنترل آگاهانه تحصیلی معنی دار بود همچنین بین کنترل آگاهانه تحصیلی و مشغولیت تحصیلی، رابطه معنی داری وجود داشت. نتیجه گیری: کنترل آگاهانه تحصیلی رابطه بین نیازهای بنیادین روانشناختی دانش آموزان در مدرسه و مشغولیت تحصیلی را به صورت جزئی میانجی گری کرد. در نتیجه می توان در بین دانش آموزان اهمال کار با برآورده کردن نیازهای بنیادین روان شناختی در مدرسه، میزان کنترل ادراک شده آنها بر تحصیل را ارتقا داد که این خود منجر به مشغولیت بیشتر تحصیلی می شود.
۱۰۱۷۳.

هم سنجی اثربخشی آموزش زوج ها بر اساس رویکرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(اکت) و تصویرسازی ارتباطی (ایماگوتراپی) بر مدیریت تعارض زناشویی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۴۴۱
روابط صمیمانه زناشویی، مهم ترین پیش بینی کننده رضایت از زندگی است. هدف از پژوهش حاضر، هم سنجی اثربخشی آموزش زوج ها بر اساس رویکرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و تصویرسازی ارتباطی بر مدیریت تعارض زوجین بود. جامعه ی آماری این پژوهش کل زوج های مراجعه کننده به مرکز مشاوره آوای سروش شهر کرمانشاه در سال 1397 بود که از میان آن ها تعداد 45 زوج که دارای معیارهای ورود به پژوهش بودند به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. بنابراین، 45 زوج (زن و شوهر ) انتخاب و به صورت گمارش تصادفی، در سه گروه (15زوجی) ایماگوتراپی، اکت و شاهد جایگزین شدند. در 8 جلسه 120 دقیقه ای یکی از گروه های آزمایش در معرض آموزش بر اساس رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد و گروه دیگر در معرض آموزش بر اساس تصویرسازی ارتباطی قرار گرفتند. مدیریت تعارض توسط پرسشنامه تعارض زناشویی(MCQ) سنجیده شد. داده های حاصل در سطح توصیفی با استفاده از میانگین و انحراف استاندارد و در سطح استنباطی با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکووا) توسط نرم افزارSPSS نسخه 23 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد در سطح معنی داری 5 درصد آموزش زوج ها بر اساس رویکرد اکت و ایماگوتراپی بر مدیریت تعارض زوجین مؤثر است. همچنین نتایج حاکی از آن بود که آموزش زوج ها بر اساس رویکرد اکت در ابعاد روابط خانوادگی و خویشاوندان مؤثرتر و آموزش زوج ها بر اساس رویکرد ایماگوتراپی در بعد هیجانی مؤثرتر است و در دیگر ابعاد مدیریت تعارض بین این دو روش تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
۱۰۱۷۴.

نقش میانجی سرکوبگری عاطفی در رابطه آزار دیدگی دوران کودکی و سبک های دلبستگی با آسیب پذیری نسبت به اعتیاد در نوجوانان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۴۹۰
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه آزار دیدگی دوران کودکی، سبک­های دلبستگی و آسیب پذیری نسبت به اعتیاد با نقش واسطه­ای سرکوبگری عاطفی در نوجوانان صورت گرفته است. پژوهش حاضر، از نوع مطالعات توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری، شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع دهم و یازدهم (دوره متوسطه)­ شهرستان اسکو بود که در سال تحصیلی 99-98 (1400 نفر) مشغول به تحصیل بوده­اند، که از این تعداد، با استفاده از روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای، 300 نفر انتخاب گردید. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه­­ شناسایی افراد در معرض خطر اعتیاد، پرسشنامه ضربه­ کودکی، پرسشنامه­ سبک­های دلبستگی و پرسشنامه­ سازگاری وینبرگر بودند. داده­ها توسط نرم افزار­های SPSS 21 و PLS 3 و روش مدل­یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین آسیب پذیری نسبت به اعتیاد با سبک­های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا / اضطرابی، آزار دیدگی دوران کودکی و سطح بالای سرکوبگری عاطفی، رابطه­ی مثبت و معناداری وجود دارد. مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی با داده­ها برخوردار بوده است و آزاردیدگی دوران کودکی و سبک­های دلبستگی ناایمن با نقش واسطه­ای سرکوبگری عاطفی می­توانند آسیب پذیری به اعتیاد را تبیین کنند (01/0> p ). در نتیجه، سرکوبگری عاطفی از یک سو تحت تأثیر تجارب آزار دیدگی دوران کودکی و از سویی دیگر نشأت گرفته از سبک­های دلبستگی ناایمن می­باشد. مشکل در تنظیم عواطف و سرکوب هیجانات می­تواند باعث آسیب پذیری نوجوانان در مقابل اعتیاد شود. توجه به این امر می تواند پیشنهادهایی در زمینه­ی پیشگیری و مداخله در حوزه اعتیاد داشته باشد.
۱۰۱۷۵.

مقایسه اثربخشی دو روش بازی درمانی و خنده درمانی کاتاریا (یوگای خنده) بر اضطراب تعمیم یافته کودکان 12-6 سال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۱ تعداد دانلود : ۴۹۳
مقدمه : اضطراب در کودکان به دلیل عدم رشد شناختی دیر تشخیص داده می شود و بر عملکردهای اجتماعی، تحصیلی، عاطفی تأثیر گذاشته و در صورت عدم درمان به موقع بر مراحل دیگر زندگی اثر می گذارد. هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی بازی درمانی و خنده درمانی بر اضطراب کودکان بود. روش: پژوهش از نوع شبه آزمایشی به همراه پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تحقیق کودکان ۶ تا ۱۲ ساله مراجعه کننده به کلینیک های روان شناسی و روان پزشکی شهرستان شاهرود در سال ۱۳۹۸ بودند که تشخیص اضطراب تعمیم یافته دریافت نمودند. ۴۵ نفر به صورت نمونه در دسترس انتخاب و در سه گروه بازی درمانی، خنده درمانی و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش مقیاس اضطراب کودکان اسپنس ( SCAS ) بود. همچنین برای تحلیل آماری از نرم افزار ۲۲ spss و روش تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. یافته ها : نتایج تحلیل واریانس نمرات اضطراب نشان داد که در سطح معنی داری ۰/۰۱ تفاوت معنی دار بین سه گروه وجود دارد. (۱۶/۷۰ = F ). آزمون تعقیبی شفه نیز نشان داد که بین بازی درمانی و خنده درمانی تفاوت معنی دار در کاهش اضطراب وجود ندارد، در حالی که بین گروه کنترل با خنده درمانی (۱۴/۱۳) و نیز با بازی درمانی (۱۸/۴۰) تفاوت معنی دار در سطح ۰/۰۰۱ وجود دارد ؛یعنی خنده درمانی و بازی درمانی در گروه های آزمایش باعث کاهش اضطراب شده است؛ ولی در گروه کنترل تغییری در میزان اضطراب مشاهده نشده است. نتیجه گیری : می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی و خنده درمانی، اضطراب تعمیم یافته کودکان را کاهش می دهد؛ ولی بین میزان اثربخشی دو روش درمانی فوق تفاوتی وجود ندارد.
۱۰۱۷۶.

بررسی رابطه گرایش به زنانگی- مردانگی با اختلالات شخصیت ضداجتماعی، نمایشی و پارانویا در نوجوانان دختر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۰ تعداد دانلود : ۵۴۵
مقدمه: نوجوانان از مهم ترین و تأثیرگذارترین اقشار جامعه محسوب می شوند و پژوهش درباره مسائل روانشناختی آنان حائز اهمیت است. هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه گرایش به زنانگی-مردانگی با اختلالات شخصیت ضداجتماعی، نمایش و پارانویا در نوجوانان دختر انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان کامیاران در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ بود که از بین آن ها ۳۰۲ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های گرایش به زنانگی-مردانگی میشل گوگلن (۱۹۹۶) و مقیاس میلون ۳ (۱۹۷۷) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss نسخه ۲۳ و روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین گرایش به زنانگی و اختلال شخصیت نمایشی با ۰/۲۶ (۰/۰۵> P ) و اختلال شخصیت پارانویا با ۰/۲۰ (۰/۰۵> P ) همبستگی وجود داشت. همچنین گرایش به زنانگی؛ اختلالات شخصیت ضداجتماعی، نمایشی و پارانویا را به صورت مثبت و معنادار پیش بینی می کند (۰/۰۵> P ، ۳/۹۶۵> F ). طبق یافته ها بین گرایش به مردانگی و اختلال شخصیت ضداجتماعی با ۰/۲۲ (۰/۰۵> P ) و با اختلال شخصیت نمایشی با ۰/۱۹ (۰/۰۱> P ) همبستگی وجود داشت. همچنین گرایش به مردانگی؛ اختلالات شخصیت ضداجتماعی، نمایشی و پارانویا را به صورت مثبت و معناداری پیش بینی می کند (۰/۰۵> P ، ۳/۹۱۰ > F ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که گرایش به زنانگی- مردانگی می تواند پیش بینی کننده اختلالات شخصیت در نوجوانان باشد؛ بنابراین یکی از عوامل روانشناختی مهم در زمینه اختلالات شخصیت محسوب می شود.
۱۰۱۷۷.

مقاله پژوهشی: نقش میانجی شرم بیرونی و شفقت به خود در رابطه بین قربانی شدن توسط هم سالان و نشانه های افسردگی در نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۵ تعداد دانلود : ۴۶۵
اهداف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی شرم بیرونی و شفقت به خود در رابطه بین قربانی شدن توسط هم سالان و نشانه های افسردگی در نوجوانان دوره اول مقطع متوسطه (کلاس هفتم تا نهم) انجام شد. مواد و روش ها: در قالب یک طرح همبستگی به شیوه مقطعی، سیصد نفر (150 دختر و 150 پسر) از نوجوانان دوره اولِ مقطع متوسطه شهر شاهین شهر (اصفهان) به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد به مقیاس قربانی چندبعدی، مقیاس شفقت به خود فرم کوتاه، مقیاس شرم بیرونی، پرسش نامه خلق و احساس پاسخ دهند. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS نسخه 19 و AMOS نسخه 20 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که میان قربانی شدن توسط هم سالان، شرم بیرونی، شفقت به خود و نشانه های افسردگی به لحاظ آماری رابطه معناداری وجود دارد (0/669≥P ≤ 0/01،-0/328 ≤ r). ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی پژوهش برازش دارد (RMSEA=0/037،CFI=0/999). نتایج نشان داد که قربانی شدن توسط هم سالان به صورت غیرمستقیم از طریق شرم بیرونی و شفقت به خود بر نشانه های افسردگی تأثیر غیرمستقیم می گذارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که شرم بیرونی و شفقت به خود در رابطه بین قربانی شدن توسط هم سالان و نشانه های افسردگی نقش میانجی دارد. توجه به این مکانیسم ها می تواند در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانیِ کارآمد برای نوجوان در مقابله با قربانی شدن توسط هم سالان و ابتلا به نشانه های افسردگی مفید باشد.
۱۰۱۷۸.

طراحی و اعتبار سنجی الگوی تربیتی والدین مبتنی بر سبک زندگی اسلامی به منظور کاهش شکاف بین نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶ تعداد دانلود : ۴۷۵
زمینه : مسئله سبک زندگی و لزوم آشنایی خانواده ها با مؤلفه های سبک زندگی از یک سو و مسئله شکاف بین نسلی میان والدین و فرزندان از سوی دیگر، یکی از مهمترین مسائلی است که امروزه در حوزه آسیب شناسی خانواده باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. علیرغم اهمیت تدوین الگوی تربیتی مبتنی بر سبک زندگی اسلامی به منظور کاهش شکاف بین نسلی، این موضوع در مطالعات مرتبط مغفول واقع شده است. هدف: این پژوهش با هدف تدوین و اعتبارسنجی الگوی تربیتی والدین مبتنی بر سبک زندگی اسلامی به منظور کاهش شکاف بین نسلی انجام شد. روش: این مطالعه بر اساس طرح آمیخته اکتشافی (رویکرد کیفی و کمی) انجام شد. در بخش کیفی از روش توصیفی تحلیلی و در بخش کمی از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل تمامی مبانی نظری مربوط به الگوی سبک زندگی اسلامی و شکاف بین نسلی و سایر منابع معتبر مربوط به این زمینه بوده و برای اعتبار سنجی الگو از ۱۵ نفر از متخصصان تعلیم و تربیت و صاحب نظران در این حوزه استفاده شده است. برای نمونه گیری از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. روش های جمع آوری داده ها بررسی اسناد، و برای اعتبارسنجی الگو میدانی بود. ابزارهای جمع آوری داده ها فیش برداری و پرسشنامه محقق ساخته بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیلی استنباطی و در بخش کمی از شاخص آمار توصیفی که شامل فراوانی درصد و میانگین استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش منجر به تدوین الگوی تربیتی والدین مبتنی بر سبک زندگی اسلامی شامل اهداف، اصول، محتوا، روش و شیوه های ارزشیابی گردید و سرانجام جهت اعتبارسنجی آن از نظر محتوایی و میزان تناسب با الگوی سبک زندگی اسلامی از متخصصان نظرخواهی شد که بر اساس نتایج به دست آمده اعتبار آن مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: الگوی تربیتی والدین مبتنی بر سبک زندگی اسلامی مستخرج از پژوهش حاضر می تواند برای کاهش شکاف نسلی میان والدین و فرزندان نوجوان مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۱۷۹.

اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر میزان خود مراقبتی، خود ارزشمندی، بهزیستی و مسئولیت پذیری زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۲۵۷
هدف: هدف این پژوهش، تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت در خودمراقبتی، خود ارزشمندی، بهزیستی و مسئولیت پذیری زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون- پیگیری با گروه گواه و با استفاده از انتخاب آزمودنی ها در گروه های آزمایشی و گواه است. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی زنان مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان بوعلی در نیمه دوم سال 1398 تشکیل دادند. که با توجه به پرونده های تشکیل شده در این بیمارستان، تعداد آن ها حدود 260 نفر است. روش نمونه گیری بر اساس فرمول کوکران P.Q بود. بدین منظور که با توجه به فرمول کوکران بر حسب تعداد جامعه آماری 260 نفر، 30 نفر به صورت غیرتصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند (15 نفر برای هر گروه). ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خود مراقبتی بیماران ریگل و همکاران (2009)، پرسشنامه خودارزشمندی کروکر و همکاران (2003)، مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1989)، پرسشنامه مسئولیت پذیری کالیفرنیا (۱۹۸۷) بود. درمان مبتنی بر شفقت، راهبردها و تکنیک ها و همچنین نکات آموزشی است که به طور خلاصه از گیلبرت (2014) برگرفته شد. این درمان در 12 جلسه به مدت 12 هفته و هر هفته 1 جلسه و هر جلسه 60 دقیقه برگزار شد. روش تحلیل در این پژوهش به صورت آمیخته بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت در خودمراقبتی، خود ارزشمندی، بهزیستی و مسئولیت پذیری زنان مبتلا به سرطان پستان اثربخش بوده (001/0) و این نتایج از ثبات کافی برخوردار و در درازمدت تأثیر خود را حفظ نموده است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، به نظر می رسد که یکی از رویکردهای درمانی مؤثر بر خودارزشمندی، بهزیستی و مسئولیت پذیری زنان مبتلا به سرطان پستان، استفاده از درمان متمرکز بر شفقت است.
۱۰۱۸۰.

اثربخشی مشاوره روایتی بر اساس قصه عشق بر الگوهای ارتباطی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۶۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مشاوره روایتی بر اساس قصه عشق بر الگوهای ارتباطی زوجین انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی زوج های مراجعه کننده به یکی از مراکز مشاوره بهزیستی شهر مشهد بودند. نمونه آماری به صورت غیر تصادفی و در دسترس و گمارش به صورت تصادفی بود بدین صورت که تعداد 32 نفر (16 زوج) به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن سالاوی (1984) بود که قبل و پس از مداخله توسط زوجین هر دو گروه تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که روایت درمانی مبتنی بر قصه عشق بر الگوهای ارتباطی زوج تأثیر گذاشته (01/0P≤) و باعث افزایش الگوی ارتباطی سازنده متقابل (99/5=F، 018/0 =P) و کاهش الگوهای اجتنابی متقابل (45/5=F، 028/0 =P) و متوقع / کناره گیری (23/6=F، 014/0 =P) در روابط زوجین گردیده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می گردد این رویکرد بیش از پیش مدنظر قرار گرفته و در مشاورات و مداخلات زناشویی در راستای بهبود ارتباطات زوجین و کاهش الگوهای ارتباطی ناکارآمد و مخرب مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان