ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۸۲۱ تا ۹٬۸۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۹۸۲۱.

مقایسه ی اثر بخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار بر نارضایتی از تصویر بدنی در افرادی با علائم اختلالات خوردن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۳۸۴
هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثر بخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار بر نارضایتی از تصویر بدنی در افرادی با علائم اختلالات خوردن بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و یک دوره پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش شامل مراجعان مبتلا به اختلال خوردن بیمارستان چمران بود. تعداد 36 نفر به روش دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هرگروه 12 نفر) جایگزین شدند. افراد هر سه گروه، پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی لیتلتون و همکاران را تکمیل کردند. گروه اول تحت درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و گروه دوم تحت درمان هیجان مدار قرار گرفتند و گروه کنترل، درمانی دریافت نکردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی استفاده شد. نتایج نشان داد هر دو روش درمانی بر کاهش نارضایتی از تصویر بدنی اثربخش بودند، لیکن بین دو درمان تفاوت معناداری وجود نداشت. بنابراین می توان نتیجه گرفت هر دو درمان می تواند نارضایتی از تصویر بدنی را کاهش دهد و درمانگران می توانند از هر دو رویکرد برای افراد دارای علائم اختلالات خوردن استفاده کنند.
۹۸۲۲.

بررسی عوامل موثر در گرایش زنان به اعتیاد در استان آذربایجان غربی و ارائه ی راهکار: مطالعه ی کمی- کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۴۱۳
هدف: هدف این مطالعه طراحی الگوی عوامل موثر در گرایش زنان به اعتیاد در استان آذربایجان غربی و ارائه ی راهکار بود. روش: به این منظور از طرح اکتشافی آمیخته استفاده شد و داده ها طی دو مرحله کیفی و کمی جمع آوری شد. در مرحله نخست مبانی نظری و پژوهش های انجام شده در خصوص عوامل موثر در گرایش زنان به اعتیاد مورد بررسی و تفحص قرار گرفت و با بهره گیری از روش کیفی با 16 نفر از متخصصان و صاحب نظران حوزه اعتیاد به صورت فردی مصاحبه شد. طی سه مرحله کدگذاری داده های کیفی، مقوله های اصلی و فرعی، عوامل موثر در گرایش زنان به اعتیاد و روابط بین آن ها به دست آمد. در مرحله بعد بر مبنای یافته های حاصل از مرحله پژوهش کیفی، پرسشنامه و الگوی اولیه طراحی شد و در نهایت با مشارکت 156 نفر از زنان وابسته به مواد الگوی مذکور آزمون شد. تحلیل داده های کمی به منظور شناخت روابط بین عوامل و تعمیم یافته های مرحله نخست انجام شد و شاخص های برازندگی الگو به منظور بررسی برازش مطلوب داده ها با الگوی مفهومی که پژوهشگر بر اساس یافته های مرحله پژوهش کیفی مفروض دانسته بود، بررسی شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان دهنده 5 مقوله کلی بود که در قالب الگوی پارادایمی{شامل عوامل شناختی (نگرش مثبت به مواد؛ فقدان شناخت نسبت به مواد؛ عدم آموزش بهداشت روانی و عدم شناخت مهارت های زندگی)، عوامل روانی- رفتاری (عوامل روانی؛ هیجانی و شخصیتی)، عوامل اجتماعی (همسالان و همکاران؛ محل زندگی و تحصیل و دسترسی آسان و نارسایی های اجتماعی)، عوامل خانوادگی (اعتیاد اعضا خانواده (والد-خواهر-برادر)؛ از هم گسیختگی خانواده و عوامل ارتباطی-تربیتی خانواده) و عوامل فرهنگی(تبلیغ مصرف مواد؛ فرهنگ مصرف تفننی؛ نبود امکانات تفریحی-آموزشی و ضعف اعتقادات مذهبی)، عوامل موثر در گرایش زنان به اعتیاد و روابط بین ابعاد مختلف آن را منعکس می کردند. در الگو مرحله کمی پژوهش، نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که الگوی ساختاری پژوهش با داده های گردآوری شده برازش دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت عوامل شناختی، روانی، اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی در گرایش زنان به اعتیاد از نقش بسزایی برخوردار می باشند و این امر مستلزم ارائه آموزش ها و راهکارهای شناختی، روانی، اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی است.
۹۸۲۳.

بررسی نقش میانجی خودآگاهی بدنی در پیش بینی خطای دست مصنوعی بر اساس خودآگاهی روانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۲ تعداد دانلود : ۶۰۵
انسان ها همواره علاقه داشتند تا درباره ماهیت خود اندیشیده و ابعاد آن را بشناسند. درواقع اطلاعات مختلف در طی فرایندهای شناختی، پردازش شده و بازنمایی های بدنی و روانی را شکل می دهند. نتیجه این بازنمایی ها تشکیل دو نوع حس ذهنی درباره خود است: خودآگاهی بدنی ، و خودآگاهی روانی. علاوه بر این بازنمایی های واقعی، گاهی نیز مرتکب خطا شده و تحت شرایطی خاص، یک دست مصنوعی به عنوان دست خود تجربه می شود. این پژوهش با هدف پیش بینی خطای دست مصنوعی بر اساس خودآگاهی روانی و خودآگاهی بدنی طراحی و انجام شد. جامعه آماری را کلیه دانشجویان زن و مرد ساکن شهر تهران تشکیل می داد که نمونه ای به حجم 167 نفر (96 زن و 71 مرد) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودآگاهی بدنی (فنیگستاین و همکاران، 1975)، و پرسشنامه خوداگاهی بدنی شده (آسایی و همکاران، 2016) و همچنین اجرای آزمایش خطای دست مصنوعی بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که ابعاد خودآگاهی روانی و بدنی با خطای دست مصنوعی رابطه منفی و معنادار مستقیم دارند. همچنین خودآگاهی خصوصی، با میانجی گری آگاهی از مالکیت و عاملیت بدنی؛ و خودآگاهی عمومی با میانجی گری آگاهی از مالکیت بدنی با خطای دست مصنوعی رابطه منفی و غیر مستقیم دارند. این نتایج نشان دهنده نقش ابعاد مختلف آگاهی در بازنمایی های بدنی بوده و بینش تازه ای را در مرزهای دانش مربوط به این مفاهیم ایجاد نموده است.
۹۸۲۴.

عدالت در حوزه سلامت با تأکید بر بیانات مقام معظّم رهبری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۱ تعداد دانلود : ۳۴۴
سابقه و هدف: عدالت یکی از پرجاذبه ترین مفاهیم در تاریخ بشر بوده است و مجاهدان زیادی جان خویش را در این راه فدا نموده اند. عدالت شقوق زیادی دارد و یکی از مهم ترین و فراگیرترین انواع آن عدالت اجتماعی است. عدالت اجتماعی نیز زیرشاخه ها و شاخص های فراوانی دارد و وضعیت سلامتی مردم یکی از مهم ترین معیارهای سنجش آن است که نگرش ها و نظریه های متعدد و متنوعی در این حوزه طرح شده است. هدف از این مقاله بررسی عدالت در حوزه سلامت با تأکید بر بیانات مقام معظّم رهبری بوده است. روش کار: این مطالعه از نوع مروری و جست وجوی نظام مند است که با روشی توصیفی و با مرور مقالات در بهار سال 1399 از پایگاه های علمی همانند اسکوپوس، پایگاه سازمان بهداشت جهانی و نورمگز موضوع بررسی شده است؛ همچنین بر اساس پایگاه های رسمی جمهوری اسلامی و نیز دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای به بررسی اسناد راهبردی، قوانین اساسی و مدنی، سیاست های ابلاغی پس از انقلاب 1357 تاکنون و سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران طی 41 سال زعامت و به تحلیل و تبیین دیدگاه ایشان در موضوع پرداخته شده است. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: با توجه به یافته های پژوهش، عدالت در حوزه سلامت و توجه به مقوله بهداشت عمومی، جایگاهی مهم در اسناد بالادستی، قوانین و بودجه بندی در جمهوری اسلامی ایران دارد و مقام معظّم رهبری همواره بر این موضوع تأکید ویژه داشته اند. نتیجه گیری: برخی از اصول و شاخص های نظری و عملی مقام معظّم رهبری را در حوزه سلامت می توان توجه به اسناد بالادستی و راهبردی ازجمله سند چشم انداز بیست ساله و سیاست های کلی «سلامت» نام برد. شاخص دیگر تأکید بر رویکرد اسلامی و معنویت است که تأثیر این عامل در مهار کرونا مشهود بوده است. شاخص مهم دیگر در حوزه سلامت، عقلانیت است؛ زیرا عدالت از مقولاتی است که در آن علاوه بر تمهیدات نظری، به شاخص سازی و تدوین برنامه عملیاتی نیز نیاز است. نگرش مبنایی و پیشگیرانه، انکارنکردن واقعیت ها و ارتقای جایگاه کادر سلامت و درمان از شاخص های دیگر است.
۹۸۲۵.

اثربخشی یادگیری مبتنی بر مسأله (PBL) بر بار شناختی و پیشرفت تحصیلی در درس حسابداری مالی پیشرفته2(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۳ تعداد دانلود : ۳۷۰
هدف تحقیق بررسی اثربخشی برنامه درسی مبتنی بر مسأله بر بار شناختی و پیشرفت تحصیلی در درس حسابداری پیشرفته 2 در دانشگاه پیام نور بوده و یک پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است و از جامعه آماری، نمونه ای به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه PBL و کنترل به طور تصادفی قرار داده شدند. گروه PBL در معرض متغیر مستقل و گروه کنترل با شیوه مبتنی بر سخنرانی در این درس آموزش داده شدند و سپس نمرات بار شناختی با ابزار پرسش نامه استاندارد بار شناختی اندازه گیری و این داده ها به همراه نمرات پایان نیمسال پیشرفت تحصیلی افراد با آزمون MANCOVA مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره برای ترکیب متغیرهای وابسته معنی دار بوده (F=7.895 & P=0.004) و بین گروه PBL و کنترل تفاوت وجود دارد و در مقایسه های جفتی مشخص شد که بین بار شناختی وارد شده بر دانشجویان در دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد (F=2.308 & P=0.147) ولی تفاوت نمرات پیشرفت تحصیلی دانشجویان بین دو گروه معنی دار است (F=16.450 & P=0.001). از آنجا که نمرات پیشرفت تحصیلی در گروه PBL بیشتر از گروه کنترل است نشان می دهد که برنامه درسی یادگیری مبتنی بر مسأله توانسته نقش موثری در یادگیری دانشجویان ایفا نماید که با در نظر گرفتن توسعه شایستگی های حرفه ای و یادگیری مادام العمر که در این برنامه درسی مدنظر قرار می گیرد، بیانگر این مسأله است که به این برنامه درسی در رشته حسابداری و علی الخصوص در سطوح پیشرفته تر حسابداری مالی باید توجه بیشتری صورت پذیرد.
۹۸۲۶.

روابط ساختاری بازنمایی هایی شناختی بیماری با خودمدیریتی نوجوانان مبتلا به دیابت نوع یک: نقش واسطه ای راهبردهای خودتنظیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۲ تعداد دانلود : ۴۱۱
خودمدیریتی اساس درمان دیابت تلقی شده و بر پایه ی از عوامل روانشناختی و اجتماعی قرار دارد. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی تجربی برازش مدلی بود که در آن روابط ساختاری بازنمایی هایی شناختی بیماری با خودمدیریتی نوجوانان مبتلا به دیابت نوع یک با توجه به نقش واسطه ای راهبردهای خودتنظیمی مدنظر قرار گرفت. این مطالعه از نوع مطالعات همبستگی(مدل سازی معادلات ساختاری) بود که با حجم نمونه 250 نفر نوجوان مبتلا به دیابت نوع یک در شهر تبریز انجام شد. ابزارهای پژوهشی شامل: پرسشنامه ادراک بیماری IPQ، مقیاس مقابله با موقعیت های استرس زا CISS، پرسش نامه استاندارد خودکارآمدی دیابت، مقیاس خودمدیریتی دیابت DSMS بود. داده ها در نرم افزار SPSS و لیزرل تجزیه و تحلیل شدند. ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازه گیری برازش دارد (CFI=0.95 , NFI=0.97 , RMSEA=0.09). نتایج نشان داد که بازنمایی های شناختی به ترتیب با ضریب استاندارد -0.73 و -0.50 بر خودتنظیمی و خودمدیریتی در سطح p>0.05 اثر معنی دار دارند. همچنین، خودتنظیمی نیز با ضریب استاندارد 0.47 بر خودمدیریتی اثر معنی دار دارد. تصورات شناختی نوجوانان درباره بیماری از طریق مولفه های خودتنظیمی (خودکارآمدی و روش های مقابله ای) بر خودمدیریتی بیماری دیابت در نوجوانان تاثیر می گذارد. بنابراین با شناسایی و اصلاح تصورات شناختی ناکارآمد و بهبود راهبردهای خودتنظیمی نوجوانان دیابتی می توان خود مدیریتی این بیماری را بهبود بخشید.
۹۸۲۷.

پیش بینی رضایت شغلی نیروهای بسیجی شهرستان سرایان بر اساس مؤلفه های رهبری تحول آفرین و انگیزش شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۲ تعداد دانلود : ۲۷۰
پژوهش حاضر با هدف قابلیت پیش بینی رضایت شغلی نیروهای بسیجی شهرستان سرایان بر اساس مؤلفه های رهبری تحول آفرین و انگیزش شغلی صورت گرفته است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه نیروهای بسیجی شهرستان سرایان تشکیل می دادند که تعداد آن ها بر اساس آمار 286 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 164 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که گزینش آن با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی شده صورت گرفت. با توجه به اهداف پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه-های استاندارد رهبری تحول آفرین، انگیزش شغلی و رضایت شغلی استفاده شد. جهت تعیین روایی پرسشنامه، از روایی محتوایی استفاده شد. همچنین پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (رضایت شغلی 94/0، رهبری تحول آفرین 89/0، انگیزش شغلی 91/0) ارزیابی گردید. اطلاعات بدست آمده در این پژوهش با استفاده از آمار توصیفی (محاسبه فراوانی، درصد، تدوین جدول، انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون، آزمون t تک نمونه ای) تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بین رهبری تحول آفرین و انگیزش شغلی و خرده مقیاس های آن ها با رضایت شغلی رابطه مثبتی وجود دارد. همچنین رهبری تحول آفرین پیش بینی کننده خوبی برای رضایت شغلی است. رضایت شغلی علاوه بر اینکه بر زندگی خصوصی نیروهای بسیجی تأثیر زیادی دارد می تواند بر کل جامعه تأثیر داشته باشد. هر چه رضایت بسیجیان بیشتر باشد نگرش آن ها و شهروندان نسبت به زندگی و عضویت در پایگاه های بسیج بیشتر خواهد بود و جامعه از نظر روانی سالم تر خواهد بود.
۹۸۲۸.

نقش توانمندسازی ساختاری در رابطه بین سرمایه روانشناختی و رفتار نوآورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳ تعداد دانلود : ۳۱۰
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش سرمایه روانشناختی در رفتار نوآورانه از طریق توانمندسازی ساختاری است. روش این پژوهش کمی می باشد؛ به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل 280 نفر از کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان مازندران می باشند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعیین شد و 162 نفر به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد سرمایه روانشناختی لوتانز و آولیو (2007)، رفتار نوآورانه جانسن (2000) و توانمندسازی ساختاری کردنائیج و بخشی زاده (1394) استفاده شد. جهت تعیین روایی پرسشنامه ها، از آزمون های روایی همگرا و واگرا استفاده شد و برای سنجش پایایی، از طریق روش آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفتند که به ترتیب 824/0، 851/0 و 902/0 به دست آمد. برای تحلیل داده های به دست آمده نیز از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار آماری Smart PLS3 به کار گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده نشان داد سرمایه روانشناختی بر رفتار نوآورانه کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین تأثیر نقش میانجی توانمندسازی ساختاری در رابطه میان سرمایه روانشناختی و رفتار نوآورانه کارکنان مورد تأیید قرار گرفت.
۹۸۲۹.

طراحی و تدوین مدل پیامدهای ارتباطی و شغلی اضطراب ناشی از پاندمی کووید 19 با نقش میانجی گری خودشفقت ورزی در پرستاران بیمارستان های پذیرش کننده بیماران کرونایی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۷۵
پژوهش حاضر با هدف " طراحی و تدوین مدل پیامدهای ارتباطی و شغلی اضطراب ناشی از پاندمی کووید 19 و شناسایی نقش میانجی گری خودشفقت ورزی در پرستاران بیمارستان های پذیرش کننده بیماران کرونایی در شهر تهران" به انجام رسید. این پژوهش از نظر هدف، از نوع کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش گردآوری داده ها، پژوهشی توصیفی - همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر پرستاران شاغل در بیمارستان های پذیرش کننده بیماران کرونایی دولتی شهر تهران بود. نمونه آماری برابر با 384 نفر بود که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و تحلیل معادلات ساختاری در بخش استنباطی در نرم افزار SPSS23 و AMOS بهره گرفته شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خودشفقت ورزی ریس و همکاران، اضطراب چندبعدی بیماری های اپیدمیک درتاج و همکاران، دلبستگی شغلی شوفلی و همکاران و روابط بین فردی پیرس و همکاران بود. پایایی ابزار پژوهش بر اساس ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 89/0، 94/0، 96/0 و 89/0 مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها نشان داد که خودشفقت ورزی به صورت معنادار دارای نقش میانجی گری در رابطه علّی اضطراب پاندمی کروناویروس و متغیرهای ارتباط بین فردی و دلبستگی شغلی بود. بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که خودشفقت ورزی متغیری است که می توان با تکیه بر آن به طراحی مداخلات کارآمد در جهت کاهش اثرات نامطلوب بحران هایی مانند اضطراب ناشی از گسترش پاندمی کروناویروس در فضای درمان و دیگر محیط های شغلی اقدام کرد.
۹۸۳۰.

تأثیر مداخله چندوجهی در سطوح مختلف کودک، والدین، و همسالان بر بهبود حافظه فعال کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۷۶
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر مداخله چندوجهی درسطوح مختلف کودک، والدین، وهمسالان بر بهبود حافظه فعال کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بود. روش پژوهش نیمه تجربی، با مراحل پیش و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش کلیه پسران با علائم اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی 6 تا 9 سال شهر کرمانشاه درسال تحصیلی 98-97 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای، تعداد 30 دانش آموز با تشخیص اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی مبتنی برمصاحبه بالینی ساختاریافته ازملاک های موجود درچهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی سادوک و سادوک و تایید روانپزشک انتخاب شده، و به روش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش وکنترل  قرار گرفتند. انتخاب تصادفی همسالان وهمچنین والدین کودکان گروه ازمایش درسطوح دیگر برنامه آموزشی قرارداشتند. درگروه ازمایش کودکان دارای اختلال برنامه آموزش کنش های اجرایی، و برای کودکان عادی همسال آموزش مهارت های ارتباطی و برای والدین آموزش تغییر رفتار فرزندپروری و ارتباطی انجام شد دراین پژوهش نرم افزار سنجش حافظه فعال دانیمن و کارپنتر در دومرحله اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها نشان داد که آموزش تلفیقی چندوجهی باعث بهبود حافظه فعال و اندوزش گروه ازمایش شد، ولی بر پردازش آن ها تاثیر معنی داری نداشت. فراهم کردن بستر مناسب از طریق آموزش خانواده و همسالان و آموزش همزمان کنش های اجرایی به موثر بودن این تلفیق کمک کرد. پیشنهاد می شود در درمان کودکان با اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی از روش های چندوجهی استفاده شود.
۹۸۳۱.

مقایسه اثربخشی بازی درمانی با و بدون آموزش والدین مبتنی بر دلبستگی بر کاهش رفتار پرخاشگرانه در کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۵ تعداد دانلود : ۳۴۳
هدف: هدف این مطالعه تعیین اثربخشی بازی درمانی با و بدون آموزش والدین مبتنی بر دلبستگی بر میزان پرخاشگری کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای بود. روش پژوهش: روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش-پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کودکان 4 الی 6 ساله شهر تهران بود؛ روش نمونه گیری به شکل تصادفی چندمرحله ای بود که ابتدا از میان مناطق 22 گانه شهر تهران یازده منطقه به طور تصادفی انتخاب و سپس از بین مهدکودک های یازده منطقه با روش تصادفی ساده از هر منطقه یک مهدکودک انتخاب شد و پس از غربالگری با پرسشنامه علائم مرضی کودکان گادو و اسپیرافکین (1984) و مصاحبه بالینی 45 کودک انتخاب و در سه گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 کودک) به صورت تصادفی کاربندی شدند. گروه آزمایش بازی درمانی تحت مداخله بسته آموزشی بارکلی (2006) و گروه آزمایش بازی درمانی آموزش والدین مبتنی بر دلبستگی به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفتند و گروه گواه در حالت انتظار قرار گرفت؛ هر سه گروه در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با استفاده از چک لیست اختلالات رفتاری کودکان آخنباخ (1990) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با استفاده از واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بازی درمانی (17/6=F، 021/0=P) و بازی درمانی آموزش والدین مبتنی بر دلبستگی (89/5=F، 027/0=P) بر کاهش پرخاشگری کودکان مبتلا به بی اعتنایی مقابله ای موثر است و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار بود. همچنین آزمون تعقیبی نشان داد بازی درمانی مبتنی بر دلبستگی موثرتر است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد  بازی درمانی همراه با مداخلات دلبستکی محور در کاهش پرخاشگری کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای موثر است و می توان از این دو روش در کاهش پرخاشگری این کودکان استفاده کرد.
۹۸۳۲.

مدل یابی تاب آوری تحصیلی بر اساس سبک های دلبستگی، جو روانی- اجتماعی مدرسه با میانجی گری سبک های هویت دانش آموزان متوسطه اول شهر مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۰ تعداد دانلود : ۳۷۵
مقدمه: هدف از این پژوهش مدل یابی تاب آوری تحصیلی بر اساس سبک های دلبستگی، جو روانی- اجتماعی مدرسه با میانجی گری سبک های هویت بوده است.  روش: جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر و پسر متوسطه اول در شهرستان مرودشت که تعداد آن ها در سال تحصیلی 1399- 1398 بالغ بر 2280 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 357 نفر از دانش آموزان انتخاب و از روش پرسش نامه تاب آوری تحصیلی ساموئلز، سبک های دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید، جو مدرسه دلاویر و سبک های هویت برزونسکی مورد سنجش قرار گرفتند.  یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه هم زمان و هم چنین، رگرسیون سلسله مراتبی به شیوه بارون - کنی نشان داد که سبک هویت اطلاعاتی در رابطه بین سبک های دلبستگی اضطرابی با جهت گیری آینده، هم چنین، سبک دلبستگی (اضطرابی و وابستگی) با مهارت ارتباطی، هم چنین، با امنیت و مثبت نگری نقش واسطه ای سهمی ایفا می کند. سبک هویت هنجاری نیز در رابطه بین سبک های دلبستگی (وابستگی و اضطراب) با مهارت ارتباطی، هم چنین، اضطراب وجهت گیری آینده، امنیت و مثبت نگری دارای نقش واسطه گری سهمی و واسطه گری کامل آن با امنیت وجهت گیری آینده تایید می شود .سبک هویت سردرگم نیز در رابطه بین سبک دلبستگی اضطرابی با مهارت ارتباطی، امنیت ومثبت نگری دارای  نقش واسطه ای جزیی وباجهت گیری آینده نقش واسطه ای کامل ایفا می کند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مدل تاب آوری تحصیلی بر اساس سبک های دلبستگی، جو روانی- اجتماعی مدرسه با میانجی گری سبک های هویت دانش آموزان متوسطه اول شهر مرودشت از برازش مطلوبی برخوردار است. 
۹۸۳۳.

واکاوی پدیدارشناسانه (ازدواج سفید)، مورد مطالعه: جوانان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶۱ تعداد دانلود : ۶۰۳
ازدواج سفید یکی از شیوه های زندگی بدون ثبت رسمی است که در بین جوانان ایرانی مورد پذیرش قرار گرفته است. هدف از این مطالعه، واکاوی پدیدارشناسانه ازدواج سفید بود. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش، تمامی جوانان ۱۸ تا ۴۰ساله ای بودند که در خردادماه سال ۱۴۰۰ در یکی از مناطق ۲۲ گانه شهر تهران سکونت داشتند و حداقل ۶ ماه از شروع ازدواج سفید آنها گذشته بود. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد. همزمان با اشباع اطلاعات، روند نمونه گیری متوقف شد و تعداد نمونه های پژوهش به ده نفر رسید. برای واکاوی تجارب آنها از مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق استفاده شد. تحلیل داده های تحقیق با روش پدیدارشناسانه تفسیری (IPA) انجام گرفت. در پایان، ده تم اصلی و چهار مقوله هسته از متن مصاحبه ها استخراج شد. تم های اصلی این پژوهش بدین شرح بود: رضایت مندی، کمرنگ شدن اعتقادات دینی، گشودگی به تجربه، استقلال فردی، جهانی شدن، اجتناب گری از ازدواج، مقدمه ای برای ازدواج، فردگرایی، نقش هم سالان و زندگی حداقلی. به نظر می رسد که ازدواج سفید رابطه ای آزادانه و در عین حال متعهدانه است که همراه با فرایند گذار به سمت مدرنیته، بیش از گذشته به عنوان یک سبک زندگیِ جایگزین ازدواج یا پیش از ازدواج در دسترس برخی جوانان شهر تهران قرار گرفته است.
۹۸۳۴.

نقش استرس ادراک شده، صفات شخصیتی و خودکارآمدی در پیش بینی میزان رعایت پروتکل های بهداشتی درطول پاندمی کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۰۷
بیماری همه گیر ویروس کرونا (COVID 19) باعث ایجاد یک وضعیت اورژانسی بهداشت عمومی در سراسر جهان شده است و از آنجا که رعایت پروتکل های بهداشتی هم اکنون بهترین راه کار برای پیشگیری از سرایت بیماری گزارش شده است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش استرس ادراک شده، صفات شخصیتی و خودکارآمدی در پیش بینی میزان رعایت پروتکل های بهداشتی در طول پاندمی کووید 19 انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه ساکنین در شهر اردبیل در زمستان 1399 تشکیل دادند که 200 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به صورت اینترنتی و از طریق شبکه های مجازی، انتخاب و در این مطالعه شرکت کردند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های استاندارد خودکارآمدی عمومی شرر و مادوکس(GSE)(1982) ، پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران(14PSS, )(1983)، صفات شخصیتی پنج عاملی کاستا و مکری( NEO)(1992) و پرسشنامه محقق ساخته رعایت پروتکل های بهداشتی بودند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار24 Spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد رعایت پرتکل های بهداشتی با خودکارآمدی، برونگرایی، انعطاف پذیری، دلپذیری و مسئولیت پذیری در سطح معنی دار( 0.01> P) رابطه مثبت و با استرس ادراک شده و روان نژندی در سطح معنی دار(0.01> P) رابطه منفی وجود داشت. همچنین 6/73 درصد از کل واریانس رعایت پروتکل های بهداشتی بر اساس متغیرهای خودکارآمدی، استرس ادراک شده و صفات شخصیتی تبیین گردید. این نتایج نشان می دهد خودکارآمدی، استرس ادراک شده و صفات شخصیتی افراد، در نحوه رعایت پروتکل های بهداشتی نقش موثری ایفا می کنند و مراقبت های روانشناختی جهت توجه به اقدامات بهداشتی بیماران برای مقابله با بیماری و کاهش استرس و فشارهای روانی ضروری می باشند.
۹۸۳۵.

اثربخشی رفتار درمانی عقلانی_هیجانی (REBT) بر سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری(BAS/BIS)، رفتارهای پرخطر جنسی و اجتناب تجربی در نوجوانان دارای سابقه فرار از خانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۳۷۵
هدف اصلی این پژوهش تعیین اثربخشی رفتاردرمانی عقلانی_هیجانی (REBT) بر سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری(BAS/BIS)، رفتارهای پرخطر جنسی و اجتناب تجربی در نوجوانان دارای سابقه فرار از خانه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان مراجعه کننده به مراکز گذری کاهش آسیب و سرپناه شبانه زنان و مردان منطقه شوش –هرندی شهر تهران در 6 ماهه اول سال 1400 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای اندازه گیری مقیاس سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری (BIS/BAS) (کارور و وایت، 1994)، پرسشنامه رفتارهای پرخطر جنسی (RSBQ) (زارعی و همکاران،1389) و پرسشنامه پذیرش و عمل (AAQ- II) (باند و همکاران، 2011) بودند. رفتاردرمانی با رویکرد REBT بر سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری، رفتارهای پرخطر جنسی و اجتناب تجربی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که مشاوره گروهی با رویکرد REBT بر کاهش نشانه های سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری، رفتارهای پرخطر جنسی و اجتناب تجربی تأثیر داشته است (P<0.05). با توجه به اثربخشی رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی بر نشانه های سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری، رفتارهای پرخطر جنسی و اجتناب تجربی اجرای کارگاه های آموزشی مبتنی بر این مفاهیم در مراکز کاهش آسیب توصیه می شود.
۹۸۳۶.

اثربخشی سبک فرزند پروری ذهن آگاهانه برکاهش استرس، اضطراب و افسردگی درزنان تک والد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۶ تعداد دانلود : ۷۷۸
هدف:  هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی سبک فرزندپروری ذهن آگاهانه بر کاهش استرس، اضطراب و افسردگی در زنان تک والد بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و گواه و طرح پیش آزمون- پس آزمون با پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری 1730 نفر از زنان تک والد شهر اصفهان در سال 1396 بودند. نمونه های تحقیق به صورت تصادفی ساده و پس از رعایت ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به طور تصادفی 30 نفر از آنان در گروه گواه و گروه آزمایش جایگزین شدند؛ گروه آزمایش، مطابق برنامه آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه بوگلز و رستیو (2014) در هشت جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. سپس پرسشنامه داس-42 لویباند و لویباند (1995) در هر دو گروه و در سه مرحله، اجرا شد و نتایج از طریق واریانس اندازه های تکراری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه بر کاهش استرس (0.010= F=7.60، P)، اضطراب (0004=F=9.72، P) و افسردگی (0.015=F=6.75,P) در مرحله پس آزمون و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود. نتیجه گیری: از آنجا که آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانانه استرس، اضطراب و افسردگی زنان تک والد را کاهش می دهد استفاده از نتایج این تحقیق برای مدرسان فرزندپروری، محققین و نیز برای استفاده مربیان و زنان تک والد پیشنهاد می شود.
۹۸۳۷.

رابطه جهت گیری مذهبی و بهباشی روان شناختی با توجه به عوامل شخصیتی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۳۷۱
امروزه رویکرد مثبت به بهداشت روان گسترش یافته و بر مفهوم بهباشی روان شناختی، با مؤلفه های مثبتی مانند عزّت نفس، روابط اجتماعی مناسب و رضایتمندی تأکید شده است. بهباشی روان شناختی، تحت تأثیر متغیرهای بسیاری قرار می گیرد که این متغیرها، با توجه به محیطی که فرد در آن قرار دارد و ویژگی های فردی، متنوع می باشند. هدف این پژوهش، بررسی نقش تعدیل کننده عوامل شخصیتی در رابطه جهت گیری مذهبی و بهباشی روان شناختی است. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان و طلاب شهر قم تشکیل دادند که با نمونه گیری در دسترس، 384 دانشجو و طلبه به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به پرسش نامه های عوامل شخصیتی گلدبرگ و مقیاس تجدیدنظرشده جهت گیری مذهبی هیل و مقیاس بهباشی روان شناختی ریف پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان داد که بین جهت گیری مذهبی و بهباشی روان شناختی، رابطه معناداری وجود دارد. همچنین، تنها عامل شخصیتی وظیفه شناسی، نقش تعدیل کننده در این همبستگی دارد. بنابراین، تقویت باورهای مذهبی در افرادی که وظیفه شناسی بالایی دارند، می تواند بهباشی روان شناختی را به میزان زیادی افزایش دهد، همچنین، توصیه می شود افراد با جهت گیری مذهبی بالا، و دارای وظیفه شناسی پایین، وظیفه شناسی آنان تقویت شود تا با اثربخشی تعاملی با جهت گیری مذهبی، موجب افزایش بهباشی روان شناختی آنان شود.
۹۸۳۸.

تاثیر آموزش بر اساس چهارچوب فعالیت های متمایز شده آشکار یادگیری( DOLA ) بر پیشرفت تحصیلی درس تفکر و سواد رسانه ای و گرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان پسر پایه دهم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۰۰
هدف: این تحقیق مقایسه تاثیر سطوح مختلف آموزشی  ( DOLA ) در چهار سطح( انفعالی، فعال، سازنده گرا و تعاملی) بر پیشرفت تحصیلی درس تفکر و سواد رسانه ای وگرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان است. روش: پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع طرح های پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل است.جامعه آماری 117 نفر(30 نفر در گروه گواه و 87 نفر در گروه های آزمایشی ) که به طور تصادفی خوشه ای در شهر میاندوآب  در چهار دبیرستان پسرانه و در هر دبیرستان یک کلاس انتخاب شدند. پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس و پرسشنامه محقق ساخته پیشرفت تحصیلی تکمیل شدند. هر یک از گروه های آزمایشی به مدت 8 جلسه تحت آموزش و گروه کنترل به صورت انفعالی (سنتی) تحت آموزش قرارگرفت. بعد از جمع آوری داده ها ، با استفاده از نرم افزار SPSS   آزمون کوواریانس یک راهه ( ANCOVA ) و مقایسه زوجی بونفرونی به کار گرفته شد. نتیجه: نشان داد که آموزش در سطوح فعال چهارچوب ( DOLA ) بر گرایش به تفکر انتقادی و میزان پیشرفت تحصیلی تاثیر مثبت و معناداری دارد.آموزش در سطح فعالیت تعاملی بیشترین تاثیر و آموزش در سطح انفعالی (سنتی)کمترین تاثیر را بر یادگیری دارد . همچنین به ترتیب با حرکت ازسطح انفعالی به سمت سطح تعاملی نمرات دانش آموزان نیز افزایش پیدا می کند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گیری کرد که هرچقد آموزش ها در مدارس به صورت فعالانه تدریس شوند به همان میزان تفکر انتقادی و یادگیری دانش آموزان  پیشرفت محسوسی خواهد داشت.
۹۸۳۹.

اثربخشی آموزش هوش زناشویی بر کیفیت زندگی زناشویی و تمایزیافتگی زوجین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۸ تعداد دانلود : ۳۸۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش هوش زناشویی بر کیفیت زندگی زناشویی و تمایزیافتگی زوجین انجام گرفت. روش : پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زوجین دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره اصفهان در سه ماهه زمستان سال 1398 بود. در این پژوهش تعداد 30 زوج 20 تا 45 سال دارای تعارضات زناشویی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله آموزش هوش زناشویی را طی سه ماه دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تعارض زناشویی؛ کیفیت زندگی زناشویی و تمایزیافتگی بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش هوش زناشویی بر کیفیت زندگی زناشویی و تمایزیافتگی زوجین تأثیر معنادار دارد (p<0/001). نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که آموزش هوش زناشویی با بهره گیری از فنونی همانند آموزش همدلی، صمیمیت، خودآگاهی، اصلاح مداوم الگوهای احساسی، جنسی، رفتاری و شناختی مشترک واقدامات اثربخش می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود کیفیت زندگی زناشویی و تمایزیافتگی زوجین مورد استفاده قرار گیرد.
۹۸۴۰.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد گروهی بر افکار خودآیند منفی و انعطاف پذیری روان شناختی مراجعین افسرده مراکز مشاوره(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۸ تعداد دانلود : ۳۵۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد گروهی بر افکار خودآیند منفی و انعطاف پذیری روان شناختی مراجعین افسرده مراکز مشاوره انجام گرفت. روش : پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مراجعان دارای اختلال افسردگی بودند که در فصول پاییز و زمستان سال 1398 به مراکز مشاوره شهر اهواز مراجعه کرده بودند. در این پژوهش تعداد 40 فرد دارای افسردگی از بین جامعه آماری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (در هر گروه 20 فرد). گروه آزمایش مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز و همکاران، 2004) را طی دو ماه و نیم در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی (بک و همکاران، 1996)، پرسشنامه افکارخودآیند منفی (کندال و هولون، 1980) و پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی (دنیس و وندروال، 2010) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افکار خودآیند منفی و انعطاف پذیری روان شناختی مراجعین افسرده مراکز مشاوره تأثیر معنادار دارد (p<0/001). بدین صورت که این درمان توانسته بود منجر به بهبود کاهش افکار خودآیند منفی و بهبود انعطاف پذیری روان شناختی مراجعین افسرده مراکز مشاوره شود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با بهره گیری از فنونی همانند شناسایی و تصریح ارزش ها و عمل متعهدانه می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت کاهش افکار خودآیند منفی و بهبود انعطاف پذیری روان شناختی افراد دارای افسردگی مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان