فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۴۸۱ تا ۲۹٬۵۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
معجزه اراده
منشور مدیران موفق
سه نوع زندگی و دکتر امیرحسین آریان پور
حوزههای تخصصی:
هرزآمیزی جنسی
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت زمان بر سهل انگاری (تعلل) و کمال گرایی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت زمان بر کاهش سهل انگاری (تعلل) و کمال گرایی دانشجویان بوده است. روش پژوهش طرح پژوهشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. 29 دانشجویی که همزمان دارای سهل انگاری (تعلل) و کمال گرایی بودند، از میان دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تاکستان انتخاب شدند و در دو گروه (14 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) به گونه تصادفی جایگزین شدند. در این پژوهش از مقیاس سهل انگاری تاکمن و مقیاس کمال گرایی اهواز استفاده شد. پس از جمع آوری داده ها و تجزیه و تحلیل آنها، از طریق آمار توصیفی و استنباطی، نتایج نشان داد که آموزش مهارت های مدیریت زمان در کاهش سهل انگاری (تعلل) و کمال گرایی دانشجویان موثر است.
تأثیر آموزش مهارت های ارتباطی بر الگوهای ارتباطی و احساسات مثبت نسبت به همسر در زوجین شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش مهارت های ارتباطی و افزایش احساس مثبت نسبت به همسر در زوجین شهر اهواز است. جامعه آماری این پژوهش زوجین شهر اهواز می باشند که به فراخوان محقق برای آموزش مهارت های ارتباطی پاسخ داده اند. نمونه این پژوهش را 48 نفر از زوجین تشکیل می دهند که از بین جامعه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی به دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شده اند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از: پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاری و پرسشنامه احساس مثبت نسبت به همسر. طرح پژوهشی، طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می باشد. ابتدا برای هر دو گروه پیش آزمون اجرا گردید، سپس مداخله آزمایشی (آموزش مهارت های ارتباطی) به گروه آزمایشی ارایه گردید و پس از اتمام برنامه آموزشی پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. نتایج تحلیل فرضیه ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی باعث افزایش حساسیت مثبت نسبت به همسر، بهبود الگوی ارتباطی سازنده متقابل و کاهش الگوی ارتباطی توقع/ کناره گیری و الگوی ارتباطی اجتنابی متقابل می شود.
تأثیر آموزش مهارت های هوش هیجانی بر کاهش تعارض های والد - فرزند در دختران نوجوان شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های هوش هیجانی بر کاهش تعارضات والد - فرزند در دختران نوجوان انجام شد. روش تحقیق تجربی و طرح تحقیق از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. 40 نفر از دختران نوجوان سال اول دبیرستان های دولتی شهر کرمان سال تحصیلی 84-85 از طریق نمونه برداری تصادفی چندمرحله ای انتخاب و به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به گروه آزمایش هشت جلسه مهارت های هوش هیجانی آموزش داده شد. ابزار سنجش، پرسشنامه تاکتیک های تعارض مورای - اشتراس فرم تعارض با والدین بود. داده ها از طریق آزمون کووراریانس و t مستقل تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های هوش هیجانی به دختران در افزایش مهارت استدلال، کاهش پرخاشگری کلامی و کاهش تعارض های آنان در ارتباط با والدین موثر بوده است. با این که میانگین نمره پرخاشگری فیزیکی در پس آزمون نسبت به پیش آزمون کاهش نشان داد، اما تفاوت از نظر آماری معنادار نبود.
اشتغال و انطباق - افراد دچار آسیب های شنوایی
حوزههای تخصصی:
تجارب تیم روان پزشکی از کار تیمی در بخش های روان پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تیم روانپزشکی درفرآیند درمان و مراقبت بیماران روانپزشکی نقش عمده ای ایفا می نمایند. دانستن تجارب این تیم برای ارتقای خدمات مراقبتی این بیماران ضروری به نظر می رسد. این مطالعه به منظور دستیابی به تجارب تیم روانپزشکی از کار تیمی در مجموعه های روانپزشکی انجام گرفته است. مواد و روش ها: این پژوهش به روش کیفی با رویکرد پدیدار شناسی انجام گرفته است. نمونه مورد مطالعه به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب گردیدند. در این مطالعه 10 نفر از پرسنل شاغل در بخش ها و واحدهای روانپزشکی از 4 بیمارستان دارای بخش روانپزشکی در شهر اصفهان در سال 1386 شرکت نمودند. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه های عمیق با شرکت کنندگان بود که هر مصاحبه بر روی نوار ضبط گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق روش 7 مرحله ای کلایزی انجام گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده ار تجارب شرکت کنندگان در این مطالعه در 3 مفهوم اصلی «ارتباط»، «توانمندی» و «تعارض» و 5 زیر مفهوم «همکاری»، «خود آگاهی»، «امید»، «صلاحیت» و «تعدد نقش» خلاصه گردید. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه می تواند در طرح ریزی های آتی برای ارتقای خدمات مراقبتی بیماران روانپزشکی در بیمارستان ها مفید واقع شود.
اعتباریابی مقدماتی نسخه تجدیدنظر شده پرسشنامه حالت صفت بیان خشم در جمعیت دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسخه بازنگریشده پرسشنامه حالت- صفت بیان خشم (STAXI-2) دارای ۵۷ عبارت است و امکان مطالعه و ارزیابی خشم را به عنوان یک پدیده چندوجهی فراهم می آورد. این آزمون به کمک ۶ مقیاس و ۵ خرده مقیاس، ارزیابی حالت خشم، صفت خشم، شیوه بیان خشم و شیوه کنترل خشم را میسر می دارد. مطالعه حاضر می کوشد تا نتایج تلاش های نخستینی را که با هدف ارزیابی پایایی و اعتبار این پرسشنامه در میان یک جمعیت دانشجویی ایرانی (۵۷۰ = n) انجام شده است، معرفی کند. در مجموع، نتایج این مطالعه اولیه حاکی از اعتبار و پایایی قابل قبول پرسشنامه حالت- صفت بیان خشم در میان جمعیت مورد مطالعه است.
ویژگیهای روان سنجی مقیاس های سیستم بازداری و فعال سازی رفتار در دانشجویان دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقیاس های سیستم بازداری رفتار(BIS) و سیستم فعال ساز رفتار(BAS) یک ابزار خود گزارش دهی است که توسط کارور و وایت، براساس نظریه گری ساخته شده است. هدف این مطالعه، بررسی الگوی کارور و وایت در گروهی از دانشجویان دانشگاه شیراز بوده است. بدین منظور، از روش تحلیل عاملی اکتشافی برای بررسی ساختار عاملی مقیاس های بازداری/ فعال سازی رفتار(BIS/BASS) استفاده گردید. این مقیاس ها، روی 188 نفر از دانشجویان دانشگاه اجرا شد. برای برآورد ضرایب اعتبار از روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی استفاده گردید که نتایج آن ها رضایت بخش بود. تحلیل عامل نشان داد که این ابزار از چهار عامل به نام های بازداری(BIS)، کشاننده(BASD)، پاداش(BASR)و جستجوگری) (BISF ساخته شده و 98/47 درصد از واریانس کل را تبیین می کند. پایایی همگرا و واگرا، از دیگر شاخص هایی بودند که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. این اعتبار ها، از طریق دو زیرمقیاس افسردگی و اضطراب فهرست تجدیدنظر شده 90 سؤالی (SCL-90-R) بررسی گردید. ضرایب همبستگی مقیاس بازداری رفتار با افسردگی و اضطراب معنادار و به ترتیب برابر 22/0 و31/0 بود و نشانگر این است که مقیاس مذکور از روایی همگرا برخوردار است. نتیجه این که الگوی کارور و وایت [1] قابل تعمیم به فرهنگ ایرانی است.
رابطه بین سبک های رهبری مدیران و تنیدگی روانی ناشی از شغل کارکنان با تاکید بر گونه های شخصیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیران برای دست یافتن به اهداف مورد نظر خود و نفوذ در رفتار کارکنان از سبک های رهبری خاصی استفاده می کنند. به کارگیری هر یک از سبک های رهبری ممکن است در افزایش یا کاهش تنیدگی روانی ناشی از شغل /فشار روانی (استرس) کارکنان مؤثر باشد. از طرفی گونه های شخصیتی B ،A)) کارکنان نیز می تواند در افزایش و یا کاهش میزا ن تنیدگی روانی شغلی آنان ایفای نقش کند. در این پژوهش رابطه بین سبک های رهبری مدیران (متغیر مستقل) و میزان تنیدگی روانی ناشی از شغل /فشارهای روانی (استرس) کارکنان (متغیر وابسته) با در نظر گرفتن گونه های شخصیتی B ،A)) آزمودنی ها (متغیر مداخله گر)، مورد بررسی قرار گرفته است. برای اجرای پژوهش مورد نظر، یکی از سازمان های دولتی مستقر در تهران به عنوان جامعه آماری انتخاب گردید. پس از تعیین نمونه آماری)80 = n) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نامتناسب، از ابزار پرسشنامه (پرسشنامه سنجش سبک رهبری، پرسشنامه سنجش تنیدگی روانی ناشی از شغل / فشار روانی (استرس) و پرسشنامه تعیین گونه شخصیتی) برای جمع آوری داده های مورد نیاز از نمونه آماری، اقدام شده است. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از نرم افزارهای اکسل (Excel) و SPSS مورد آزمون قرار گرفت. نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های تحقیق و تحلیل های آماری (توصیفی و استنباطی) حاکی از آن است که بین سبک های رهبری مدیران سازمان مورد مطالعه و میزان وجود تنیدگی روانی ناشی از شغل / فشار روانی (استرس) کارکنان شاغل در سازمان مورد نظر، رابطه معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر، تایید فرضیه های فرعی تحقیق، بیانگر تایید فرضیه اصلی تحقیق است. رابطه مورد بحث با در نظرگرفتن نتایج به دست آمده از هر یک از سبک های رهبری و میزان شیوع تنیدگی روانی ناشی از شغل/ فشار روانی (استرس) در بین گونه های شخصیتی B ،A)) با یکدیگر متفاوت است. بر اساس نتایج این تحقیق در مجموع، میزان شیوع تنیدگی روانی ناشی از شغل / فشار روانی (استرس) در سبک رهبری اقتدارگرا (استبدادی- استثماری) از همه بیش تر و در سبک رهبری مشاوره ای-مشارکتی از همه سبک های رهبری کم تر است. سبک های رهبری حمایتی (پدر مآبانه- خیرخواهانه) و تفویضی- ایجابی از نظر میزان شدت شیوع تنیدگی روانی ناشی از شغل /فشار روانی، به ترتیب در مرتبه های دوم و سوم قرار گرفته اند.
بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس حافظه وکسلر (نسخه سوم WMS-III) در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، وارسی ویژگی های روان سنجی مقیاس حافظه وکسلر- سخه سوم (WMS-III) است. به همین منظور، این آزمون بر روی یک نمونه 266 نفری (120مرد،144 زن) از دانشجویان دو دانشگاه شاهد و تربیت معلم تهران که به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند، اجرا گردید. ضرایب پایایی به روش آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس ها از دامنه 65/0 تا 85/0 و برای شاخص ها از 75/0 تا 86/0 قرار داشت. همچنین ضرایب پایایی به روش دونیمه کردن برای خرده مقیاس ها نیز از 62/0 تا 84/0 و برای شاخص ها از 70/0 تا 85/0 متغیر بود. پایایی به شیوه توافق بین ارزیاب ها در خرده مقیاس هایی حافظه منطقی I،II و تصاویر خانواده I،II ) که احتیاج به قضاوت بالینی داشتند حاکی از توافق بالای (85/0) ارزیاب ها است. برای ارزیابی اعتبار آزمون از روش های مختلف برآورد اعتبار سازه استفاده شد. همبستگی نمرات WMS-III با شاخص ها و نمره کلی آزمون WAIS-R short form محاسبه شد که ضرایب، معنادار و پایین تر از متوسط بیانگر تمایز دو ساختار حافظه و هوش در عین ارتباط بین آن ها است. همبستگی متقابل بین شاخص ها و خرده مقیاس های WMS-III نیز حکایت از همبستگی بالا بین خرده مقیاس ها بعد – ویژه با هم و همبستگی پایین با خرده مقیاس های دیگر دارد که نشان دهنده اعتبار سازه قابل قبول این مقیاس است. از روش تحلیل عامل اکتشافی (روش مؤلفه های اصلی با چرخش واریمکس) برای بررسی ساختار عاملی مقیاس استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان دهنده ساختار سه عاملی (حافظه شنیداری، حافظه دیداری، حافظه فعال) مقیاس است که این عامل ها روی هم رفته 845/76 درصد واریانس کل آزمون را تبیین می کنند. این داده با یافته های به دست آمده از تحقیقات مختلف در زمینه تعداد عوامل هماهنگ، اما در زمینه خرده مقیاس های زیربنایی عامل حافظه شنیداری اختلاف دارد.
بررسی اثربخشی آموزش تفکر انتقادی بر عزت نفس و مهارت های حل مسأله دانش آموزان دخترمقطع متوسطه
حوزههای تخصصی:
هدف ازاین پژوهش بررسی اثربخشی پرورش تفکر انتقادی بر مهارت های حل مسأله و عزت نفس دانش آموزان و ارائه پیشنهادهایی براساس یافته های پژوهش به روان درمانگران، مشاوران، برنامه ریزان و کارشناسان آموزش و پرورش جهت پرورش تفکر انتقادی در دانش آموزان می باشد.
این پژوهش که به روش آزمایشی انجام شده است و سؤال اصلی آن این است که آیا آموزش تفکر انتقادی به افراد گروه آزمایش، باعث افزایش مهارت های حل مسأله و عزت نفس در آنان می گردد. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر دبیرستانی شهرستان کلاله می باشند که روی 80 نفر از کسانی که مایل به شرکت در گروه بودندآزمون های عزت نفس، حل مسأله و تفکر انتقادی اجراگردید و از بین افرادی که نمره پایینی در این سه آزمون کسب کرده بودند (تعداد 30 نفر)، تعداد 22 نفر، به صورت تصادفی انتخاب گردیدند و در دو گروه آزمایش (11 نفر) و کنترل (11 نفر) قرارداده شدند.
افراد گروه آزمایش در10 جلسه 2 ساعتی (هر هفته یک جلسه)، جهت آموزش تفکر انتقادی شرکت نمودند، سپس از هر دو گروه (آزمایش وکنترل) پس آزمون گرفته شد و با استفاده از آزمون t تفاوت میانگین های پیش آزمون و پس آزمون از لحاظ آماری مورد بررسی قرارگرفت. نتایج نشانگر کارایی و اثربخشی عمل آزمایشی بوده است. از مجموع یافته های بدست آمده ازآزمودنی ها و اجرای t همبسته و مستقل نتیجه می شود که فرضیه های پژوهش تأیید شده و به نظر می رسدکه آموزش تفکر انتقادی به افرادگروه آزمایش موجب افزایش میزان عزت نفس و مهارت های حل مسأله آنان شده است.