هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرین های ادراکی _ حرکتی بر بهبود قابلیت های حرکتی کودکان با اختلال هماهنگی رشدی است. روش انجام تحقیق نیمه تجربی است. جامعة آماری پژوهش دانش آموزان دورة ابتدایی با اختلال هماهنگی رشدی (دختر و پسر) از سه منطقة انتخابی شهر تهران هستند که در سال تحصیلی 87-86 مشغول تحصیل بودند. نمونة آماری شامل 194 کودک است که به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. ابتدا از کل شرکت کنندگان پیش آزمون به عمل آمد. سپس گروه تجربی به مدت 2 ماه (24 جلسه) فعالیت های ادراکی – حرکتی را انجام دادند و بعد از طی این مدت، پس آزمون برای هر دو گروه به اجرا درآمد. کودکان توسط آزمون ارزیابی حرکتی که شامل مهارت های دستی، تعادل ایستا و پویا و مهارت های توپی بود. به منظور پاسخ به این سؤال که آیا تمرین های ادراکی – حرکتی انجام شده در بهبود اختلال هماهنگی رشدی کودکان مؤثرند یا خیر، مورد مطالعه قرار گرفتند. بعد از طی مراحل مذکور، اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار کامپیوتری SPSS : PC نسخة 13 تجزیه و تحلیل شد. نتایج بیانگر بهبود اختلال هماهنگی رشدی گروه تجربی نسبت به گروه کنترل است. از یافته های این تحقیق می توان استنباط کرد که تمرین های ادراکی – حرکتی سبب بهبود اختلال هماهنگی رشدی کودکان می شوند. بنابراین پیشنهاد می شود برای افزایش آمادگی حرکتی کودکان در مدارس و در نتیجه بهبود اختلال های رشدی، برنامه های تمرینی ادراکی – حرکتی اجرا شود.
پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر تمرینات ورزشی بر پرخاشگری دانش آموزان آهسته گام انجام شد. به این منظور از بین دانش آموزان آهسته گام 20 نفر با روش تصادفی ساده انتخاب، و به دو گروه آزمایش (10 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. آزمون ناکامی روزنزوایک به عنوان پیش آزمون بر روی دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش به مدت یک ماه به تمرینات جسمانی منظم پرداختند. پس از اتمام دورة مداخله، آزمون روزنزوایک بار دیگر بر روی هر دو گروه آزمایش و کنترل اجرا شد. در پایان نتایج تحلیل کوواریانس تفاوت معناداری (40/64 = F، 001/0 P>) بین دو گروه نشان داد. یافته ها نشان از افزایش سازگاری و کاهش پرخاشگری برای افراد گروه آزمایش داشت. بنابراین تمرینات منظم جسمانی ممکن است به کاهش پرخاشگری و افزایش سازگاری دانش آموز آهسته گام منجر شود.
عوامل مختلفی در رشد و تکامل مؤثرند. این عوامل به دو دستة ژنتیکی و محیطی تقسیم می شوند. تغذیه یکی از مؤثرترین عوامل محیطی بر رشد جنین است. عنصر روی نیز یکی از ریز مغذی های مهم است که تحقیقات اخیر نشان داده اند بررشد جسمانی تأثیر بسزایی دارد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر سطوح مختلف عنصر روی در دوران بارداری بر رشد و تکامل جسمانی نوزادان موش های صحرایی بود. جامعة آماری تحقیق، موش های نر و مادة (نژاد آلبینو – ویستار) انستیتو پاستور ایران بودند. بعد از مرحلة جفت گیری، 9 موش مادة باردار به طور تصادفی انتخاب و به 3 گروه تقسیم شدند : 1) گروه کمبود عنصر روی (ppm5/1 <Zn< 5/0)؛ 2) گروه کنترل (ppm 40 = Zn)؛ 3) گروه مکمل عنصر روی (ppm 50 = Zn). رژیم های غذایی مورد نظر در یک سوم آخر دورة بارداری به موش ها اعمال شد. پس از زایمان، 14 نوزاد به طور تصادفی از هر گروه به عنوان نمونة آماری انتخاب و برخی از شاخص های آنتروپومتریکی (قد و وزن) و رشد مغزی (وزن مغز، پهنای سر و طول سر) آنها اندازه گیری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. نتایج نشان داد که کاهش معنی داری در شاخص های آنتروپومتریکی (وزن بدن، طول بدن و طول دُم) و رشد مغزی (طول سر) گروه کمبود روی نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (05/0P<)، اما هیچ اختلاف معنی داری در وزن مغز و پهنای سر بین آنها مشاهده نشد (05/0P>). به علاوه کاهش معنی داری در طول بدن گروه دریافت کنندة مکمل روی نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (05/0P<)، اما هیچ اختلاف معنی داری در رشد مغزی آنها مشاهده نشد (05/0P>). یافته های این تحقیق بیان می کند که کمبود روی در دوران بارداری مادر به اختلال در رشد جسمانی و مغزی نوزادان آنها منجر می شود و اعمال مکمل بیش از حد طبیعی آن در دوران بارداری نیز تأثیر منفی بر رشد جسمانی نوزادان دارد.
بررسی ارتباط بین آرام سازی و تمرینات ریتمیک با نظر به ساز و کارهای انعطاف پذیری – کارکردی سیستم عصبی، از موضوع هایی می باشد که در تحقیقات اخیر به آن اشاره شده است. هدف از تحقیق پیش رو، بررسی تاثیر تمرینات ریتمیک بر عمق بخشی آرام سازی جودو کاران تیم ملی بود. 30 ورزشکار مرد از تیم ملی جودو، در سه گروه ده نفرة کنترل، تجربی 1( گروه تمرینات آرام سازی) و تجربی 2 (گروه تمرینات آرام سازی و ریتمیک)، در این تحقیق مشارکت داشتند. بر اساس یک دورة اجرایی سه ماهه (دو دورة شش هفته ای که در شش هفتة اول، تمرینات آرام سازی برای دو گروه تجربی 1 و 2 در نظر گرفته شد و در شش هفتة دوم، برای گروه کنترل همانند دورة قبل، تمرینی در نظر گرفته نشد و برای دیگر گروه ها، تمرینات آرام سازی و ریتمیک به اجرا در آمد)، با استفاده از شاخص اندازه گیری EMG، داده ها ثبت شد و با به کارگیری آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه و اندازه گیری های مکرر، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها، بیانگر این بود که بین آرام سازی گروه ها، اختلاف معنی داری وجود دارد. به عبارتی می توان گفت دوره های تمرینی و همچنین تمرین ریتمیک، در ارتقا آرام سازی تأثیر بسزایی دارد. یافته ها با توجه به فرضیه های اخیر و دیدگاه هایی که در زمینة تمرینات ریتمیک و آرام سازی مطرح اند، مورد بحث قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که تمرینات ریتمیک آرام سازی را توسعه می دهد و موجب عمق بخشی آن می شود.
هدف: هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر خدمات روانشناختی دورة بازتوانی برخودپندارهی منفی، اضطراب، افسردگی و عزت نفس معتادان مرکز اجتماع درمان مدار شهرستان اهواز درسال های 87-1386 بود. روش: طرح پژوهشی از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و یک گروه بود. جامعهی آماری این تحقیق کلیهی معتادان خود معرف مرد (50 نفر) بودند که برای درمان درفاصلهی زمانی چهار ماهه در این مرکز پذیرش شدند. نمونهی این پژوهش شامل، 50 نفر از معتادان مرکز یاد شده بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پس از انتخاب گروه نمونه، قبل از ارایهی خدمات روانشناختی، پیش آزمون اجرا شد و پس از طی دورهی چهارماهه در مرکز بازتوانی و ارایهی خدمات روانشناختی، از آن ها پس آزمون به عمل آمد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه خودپندارهی راجرز، اضطراب کتل، افسردگی بک و عزت نفس کوپر اسمیت.
بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که شرکت در مراکز اجتماع درمان مدار و گرفتن خدمات روانشناختی بر کاهش میزان خود پندارهی منفی، افسردگی، اضطراب و افزایش میزان عزت نفس موثر است.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مقابله مثبت بر کاهش اعتیادپذیری، دانشجویان دختر خوابگاهی بود. روش: آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. گروه نمونه به این صورت انتخاب شد که ابتدا 160 پرسشنامه اعتیادپذیری بین دانشجویان خوابگاه توزیع شد. از این تعداد 20 دانشجو که نمره بالاتر از نمره برش در آزمون اعتیادپذیری داشتند، انتخاب شده و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. برای افراد گروه آزمایش، جلسات آموزشی به مدت 10 جلسه و هر جلسه به مدت 90 دقیقه برگزار شد. آموزش مقابله مثبت بر مبنای سه مولفه اصلی روابط اجتماعی، هدف گذاری و معنویت و برگرفته از نظریه باب موری بود. بعد از اتمام دوره، پس آزمون بر روی افراد گروه آزمایشی وگروه گواه اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش مقابله مثبت به طور معنا داری باعث کاهش آمادگی اعتیاد در دانشجویان میشود. نتیجه گیری: آموزش مقابله مثبت در کاهش آمادگی اعتیاد دانشجویان دختر موثر است.
ماهیت پیچیده و چندبُعدی سازه مقابله، به شکل گیری خانواده های مختلفی از راهبردهای مقابله ای منجر شده است که به رغم ویژگی های مختلف و تأثیر عوامل فرهنگی و سرشتی متفاوت، همبستگی زیادی با یکدیگر دارند. به منظور شناسایی ماهیت خانواده های مقابله در جامعه ایرانی، پژوهش حاضر ساختار عاملی مقیاس ایرانی مقابله را با گروه نمونه ای به حجم 1060 دانشجو، 470590 دختر و پسر) و کاربرد تحلیل عاملی تأییدی سلسه مراتبی مورد آزمون قرار داد. یک مدل تک عاملی و چهار مدل چند عاملی که بر پایه پیشینه پژوهشی و تحلیل عاملی اکتشافی راهبردهای مقیاس مقابله ایرانی توسعه یافته بود آزمون شد. نتایج نشان داد که مدل سه عاملی: الف فعال (شامل راهبردهای بازسازی شناختی، حل مسئله و حمایت معنوی)، ب فعل پذیر (شامل راهبردهای انحراف توجه، اجتناب شناختی و تسلیم)، و پ نامنعطف (شامل راهب ردهای ح مایت جویی و تفکر آرزومندانه نگران ی) از بیشترین برازندگی با داده ها برخوردار است. منطق زیربنایی خانواده های استخراج شده براساس نظریه های مقابله و فرهنگی تحولی مورد بحث قرار گرفت.
سرسختی روان شناختی یک ساختار شخصیتی محافظت کننده در مقابل فشارهای زندگی است، که در قالب یک سازه ی سه مؤلفه یی مرکب از تعهد، کنترل و مبارزه جویی توسط کوباسا مفهوم سازی شده است. نقش این ویژگی در پژوهش های گوناگونی تأیید شده، اما زمینه های شکل گیری و پیشایندهای محیطی آن کم تر مورد مطالعه بوده است. این پژوهش به منظور شناسایی عملکردهای (تعاملات خانوادگی) مرتبط با سرسختی در یک نمونه ی 324 نفری (170 دختر و 154 پسر) از دانش آموزان دوره ی سه ساله متوسطه شهر کرمانشاه انجام شده است. برای سنجش تعاملات خانوادگی، مقیاس 75 پرسشی عملکرد خانواده برنارد بلوم (FFS) که پانزده بُعد از عملکرد خانواده را می سنجد، و برای سنجش سرسختی، مقیاس 45 پرسشی سرسختی نوجوانان (AHS) که سه مؤلفه ی سرسختی را می سنجد، به کار رفته است. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه ی آزمون، تحلیل شدند. و شواهد لازم دال بر وجود ارتباط معنی دار بین عملکرد خانواده و سرسختی به دست آمده است. یافته ها نشان دهنده ی آن است که برای پیش بینی نمره های سرسختی، ضریب های ابعاد سبک خانواده ی آزادمنش، جامعه پذیری خانواده، سبک خانواده ی قانون مند و انعطاف پذیری خانواده معنی دار بوده اند. یافته های این پژوهش اهمیت تعاملات مثبت در خانواده و ضرورت اجتناب از تعاملات منفی را متذکر شده و ره گشای یاوران خانواده برای راهنمایی و اصلاح تعاملات آنها می باشد.