فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶٬۱۶۱ تا ۲۶٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
بررسی توانایی شناسایی واج آغازین کلمه ها و ناکلمه ها در کودکان بهنجار پنج تا شش ساله فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مقایسه توانایی شناسایی واج آغازین، به عنوان بخشی از مهارت آگاهی از واج در کلمه ها و ناکلمه ها (کلمه های بی معنا) و اثر بعضی متغیرها (شیوه تولید و واک-داری یا بی واکی واج هدف و موقعیت واج) بر این مهارت در کودکان پنج تا شش ساله فارسی زبان.
روش: در این مطالعه که از نوع توصیفی- تحلیلی بود، 100 کودک طبیعی(50 دختر و 50 پسر) پنج تا شش ساله فارسی زبان مهدکودک های شهر تهران مقایسه شدند. ابزار پ ژوهش 24 کلمه و 24 ناکلمه بود که تمامی آنها در موقعیت آغازین کلمه یا ناکلمه بودند. پایایی و روایی تکالیف با استفاده از روش های شاخص روایی محتوایی، تکرارپذیری نسبی و خطای معیار اندازه گیری بررسی شد. برای مقایسه توانایی کودکان در شناسایی واج آغازین کلمه ها و ناکلمه ها و بررسی سایر متغیرها از روش آماری t گروه های وابسته استفاده شد و دخترها و پسرها با آزمون t در نمونه های مستقل مقایسه شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که تکالیف طراحی شده از پایایی و روایی خوبی برخوردار است. در هر دو گروه پسر و دختر توانایی شناسایی واج آغازین کلمه بیشتر از ناکلمه (05/0p<) و شناسایی واج های سایشی، بی واک و آغازکننده هجای اول آسان تر بود (05/0p<). دو گروه دختر و پسر در هیچ کدام از تکالیف تفاوت معناداری نشان ندادند (78/0p=).
نتیجه گیری: توانایی شناسایی واج در کودکان سنین پیش از دبستان متاثر از متغیرهای مختلفی است. شناسایی واج آغازین کلمه های معنادار راحت تر از ناکلمه ها بود. امتیاز دختران در تکالیف طراحی شده کمی بیشتر از پسران بود، ولی این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود. تکالیف طراحی شده معیار مناسبی برای ارزیابی شناسایی واج آغازین در کودکان طبیعی است.
مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی، درمان با فلووکسامین و درمان ترکیبی بر بهبود باورهای فراشناختی و پریشانی ذهنی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی اثر درمان فراشناختی، درمان با فلووکسامین و درمان ترکیبی (درمان فراشناختی و درمان با فلووکسامین) بر بهبود باورهای فراشناختی و پریشانی ذهنی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری.
روش: در یک طرح آزمایشی 21 بیمار سرپایی مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری، به طور تصادفی، در یکی از سه گروه درمانی فراشناختی، فلووکسامین و ترکیبی قرار داده شدند. بیماران هر سه گروه 10 هفته تحت درمان قرار گرفتند.برای سنجش پریشانی ذهنی بیماران از مقیاس واحدهای ذهنی ناراحتی و برای سنجش باورهای فراشناختی آنها از پرسشنامه فراشناخت-30 در شروع و پایان درمان استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان دادند که درمان فراشناختی و ترکیبی بیشتر از درمان با فلووکسامین باعث بهبود معنادار شدت پریشانی ذهنی، باورهای مثبت به نگرانی، باورهای منفی به نگرانی، اعتماد شناختی و نیاز به کنترل افکار می شوند (01/0 p<). اثر درمان فراشناختی و درمان ترکیبی بر بهبود بیماران هیچ تفاوت معناداری نداشت.
نتیجه گیری: درمان فراشناختی و ترکیبی بیش از درمان با فلووکسامین بر بهبود باورهای فراشناختی و پریشانی ذهنی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری تاثیر دارد.
تأثیر حالات فراانگیزشی و شرایط تکلیف بر خودکارامدی و عملکرد حرکتی پرتاب کنندگان مبتدی دارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی حالت های فراانگیزشی و شرایط تکلیف بر ادراک کارامدی و عملکرد حرکتی پرتاب کنندگان مبتدی دارت در تکالیف آسان و مشکل اجرا شد. در این راستا پرسشنامة تسلط فعالیت محور (کوک و گرکوویچ، 1993) بین 140 دانشجوی پسر توزیع شد و در نهایت براساس نمره های به دست آمده در پرسشنامه، 32 نفر به صورت تصادفی در دو گروه 16 نفری هدف محور و فعالیت محور قرار گرفتند. هر تکلیف شامل 3 بلوک 8 کوششی و هر کوشش شامل 4 پرتاب بود. شرکت کنندگان در پیش آزمون و بعد از کوشش های 8، 16، 24 مقیاس خودکارامدی (فلتز و چیس ، 1998) را تکمیل کردند. داده ها به کمک روش های آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، کوواریانس و آزمون تعقیبی LSD تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین دو گروه در ادراک کارامدی (تکلیف مشکل) تفاوت معنی داری وجود دارد، اما در عملکرد حرکتی تفاوت معنی داری مشاهده نشد. این نتایج تنها بخشی از اصول موجود در نظریة بازگشتی را تایید کرد.
امکان ساخت نظریه ی مشاوره و روان درمانی مبتنی برعرفان اسلامی
حوزههای تخصصی:
با مرور تاریخ نظریه های مشاوره و روان درمانی می توان چنین استنباط کرد که برای شکل گیری هر رویکرد مشاوره و روان درمانی پنج گام اساسی بایستی برداشته شود. گام نخست عبارت است از پی ر یزی بنیادها یا به تعبیری مفروضه های فلسفی مشتمل بر هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی. گام دوم عبارت است از ریشه یابی اختلالات و نابسامانی های روانی، به تعبیر دیگر، مشخص سازی ریشه ی اصلی اختلالات روانی. در گام سوم، هدف از مشاوره و روان درمانی بایستی تعریف گردد. گام چهارم، روشن سازی چگونگی درمان یا به بیان دیگر، شیوه ی درمان است و در نهایت گام پنجم به پژوهش های بالینی از قبیل مطالعات موردی اختصاص دارد. هدف از این گام، ارزیابی نظریه، تأیید، اصلاح، شرح و بسط آن می باشد. بدین ترتیب، روشن است که سه گام نخست بیش تر جنبه ی نظری داشته (و یا می تواند داشته باشد) و گام چهارم و پنجم، بیش تر عملی است. با توجه به سه گام بر شمرده، این مقاله در صدد پاسخگویی به این پرسش است که آیا به نوعی می توان به رویکردی در مشاوره و روان درمانی بر مبنای عرفان اسلامی دست یافت؟ به بیان دیگر، آیا عرفان اسلامی قابلیت منجر شدن به رویکرد مشاوره ای و روان درمانی را دارد؟ برای پاسخگویی به پرسش بالا از روش تحلیلی استنتاجی استفاده شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد که با توجه به مبانی فلسفه ی عرفان اسلامی و هم چنین، الگو قرار دادن فرآیند سیر و سلوک و نیز اقتباس از نقش پیر و مرشد در این فرآیند، می توان به نظریه ای برای مشاوره و درمان مبتنی بر عرفان اسلامی دست یافت.
رابطه شکل های متفاوت سؤال (تشریحی - چند گزینه ای) با فرایندهای فراشناخت و عاطفه در ارزشیابی درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویژگیهای روان سنجی فرم کوتاه سیاهه حل مسئله اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ه دف مطالعه حاضر اعتباریابی و رواسازی فرم کوتاه سیاهه حل مسئله اجتماعی (SPSI؛ درزیلا و دیگران، 2002 ) بود. چهارصدوسه دانشجو (245 زن و 158 مرد) دانشگاه آزاد اسلامی با دامنه سنی 18 تا 48 سال به سیاهه افسردگی بک (بک و دیگ ران، 1961)، فرم کوت اه مقیاس افس ردگی شادکام ی (ج وزف و دیگران، 2004)، مقیاس رض ایت از زندگی (دینر و دیگران، 1985) و سیاهه هراس اجتماعی (کانر و دیگران، 2000) نیز پاسخ دادند. ضرای ب همس انی درون ی و بازآزم ایی SPSI به ترتی ب برابر ب ا 86/0 و 65/0 و ضرایب همبست گی آن ب ا افسردگی ب ک (48/0-=r)، افس ردگی شادکام ی (38/0=r)، مقی اس رضای ت از زن دگی (18/0=r) و هراس اجت ماعی (39/0-=r) به دست آم د. نتایج، روایی سازه و همزمان SPSI را تأیید و نیاز ب ه پژوهشهای گسترده تر را مشخص ساخت.
میزان فرسودگی شغلی و رابطه آن با منتخبی از متغیرهای جمعیتشناختی در اعضای هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان فرسودگی شغلی اعضای هیأت علمی در ابعاد مختلف تحلیل عاطفی، مسخ شخصیت و عدم موفقیت فردی بود. روش: روش توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای و 116 مرد و 40 نفر زن) عضو هیأت علمی دانشگاه ) نمونه 156 شهید بهشتی بود که به روش طبقه ای متناسب انتخاب شدند. داده های با استفاده از پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ- مقیاس معلمان (ماسلاچ، جکسون و لایتر، 1996 ) و پرسشنامه اطلاعات برای t جمعیت شناختی گردآوری و برای تحلیل داده ها از آزمون گروه های مستقل و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. یافتهها: یافتهها نشان داد میزان فرسودگی شغلی اعضای هیأت علمی در بعد تحلیل عاطفی و مسخ شخصیت پایین تر از نمره های هنجار است، اما میزان عدم موفقیت فردی آن ها بالاتر از میانگین هنجار برای معلمان است. همچنین از میان متغیرهای جمعیت شناختی (سن، جنس، وضعیت تأهل، نوع استخدام، رشته تخصصی، سابقه کار و مرتبه علمی) تنها در متغیر وضعیت تأهل تفاوت معنا داری بین شرکت کنندگان مشاهده شد و افراد مجرد تحلیل عاطفی بالاتری نسبت به افراد متأهل گزارش دادند. نتیجهگیری: اگرچه میزان فرسودگی شغلی اعضای هیأت علمی در ابعاد تحلیل عاطفی و مسخ شخصیت پایین است، ولی حدود نیمی از آن ها نسبت به شغل خود احساس عدم موفقیت فردی میکنند.
نقش پردازشگر کلمه همراه با راهبردهای خودپرسشی بر بهبود مشکلات املایدانشآموزان پایه سوم ابتدایی دچار اختلال نوشتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش، تعیین اثربخشی پردازشگر کلمه همراه با راهبردهای خودپرسشی بر بهبود مشکلات املای دانشآموزان ابتدایی دچار اختلال نوشتن بود. روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری دانش- آموزان پایه سوم ابتدایی شهر تهران بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای 20 دانشآموز دارای مشکلات املا، پس از اجرای آزمونهای تشخیصی انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. پس از اجرای پیشآزمون- ها، گروه آزمایش به مدت 15 جلسه 45 دقیقهای تحت آموزش رایانه ای راهبردهای خودپرسشی قرار گرفت. اما گروه گواه آموزشی ندید. سپس پسآزمون نوشتن در گروههای مذکور اجرا شد، و پس از گذشت 4 ماه از مدت آموزش، پسآزمون نوشتن (آزمون پیگیری) اجرا شد. دادهها با روش آماری تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر انجام شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که تفاوت بین میانگین نمره- های املای گروه آزمایشی و گروه گواه تفاوت معنادار و خطاهای املای گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه کاهش بیشتری یافته است. نتیجهگیری: پردازشگر کلمه همراه با راهبردهای خودپرسشی می- تواند به عنوان یک فن آموزشی مؤثر، در جهت بهبود املای دانش- آموزان ابتدایی دارای اختلال نوشتن به کار گرفته شود.
رابطه بین هوش سیال،ابعاد شخصیت (برون گرایی،روان رنجوری و روان پریش)و هوش هیجانی با موفقیت تحصیلی دانش آموزان مقطع دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان ارتباط ساده و چندگانه بین هوش سیال،ابعاد شخصیت (برون گرایی، روان رنجوری و روان پریشی) و هوش هیجانی با موفقیت تحصیلی انجام شد. روش: روش پژوهش،توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 133 دانش آموز مقطع متوسطه و پیش دانشگاهی شهرستان دزفول بود که به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای به دست آوردن اطلاعات آزمون ماتریس های پیشرونده ریون،نسخه میانی (بزرگسالان)استاندارد شده به وسیله براهنی (1353) پرسشنامه شخصیت آیزنک(1975)،آزمون بهر هیجانی بار- ان(2000) اجرا شد و معدل تحصیلی سال گذشته شرکت کنندگان به عنوان ملاک پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری (گام به گام) تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که هوش سیال و برون گرایی با موفقیت تحصیلی و موفقیت تحصیلی با نمره کل هوش هیجانی و ابعاد هوش درون فردی و انطباق پذیری ارتباط مثبت اما روان پریشی با موفقیت تحصیلی ارتباط منفی دارد. هرسه متغیر با موفقیت تحصیلی رابطه دارند و در تعامل با هم در مجموع 32 درصد از تغییرات موفقیت تحصیلی تبیین را می کنند. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختران به طور معنادار بیشتر از دانش آموزان پسر است. نتیجه گیری: از نتایج این پژوهش در برنامه ریزی برای بالا بردن کیفیت آموزش یا توجه به ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی یادگیرندگان می توان استفاده کرد.
پیش بینی سبک های هویت بر اساس حساسیت نسبت به پاداش و تنبیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه حساسیت نسبت به پاداش و تنبیه مطابق با الگوی گری(1987)در مورد دو نظام فعال ساز و بازدارنده رفتاری و انواع سبک های هویت در دانشجویان بود. روش پژوهش از نوع همبستگی و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود که 188 نفر(82 دختر و 106 پسر) دانشجوی دوره کارشناسی از سه دانشکده دانشگاه آزاد شهرستان کازرون به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه حساسیت نسبت به پاداش و تنبیه تروبیا،آویلا، مولتو و کاسراس(2001)و مقیاس سبک های هویت وایت،وامپلر و وین (1998) بود روابط بین متغییرها به ترتیب با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی به شیوه سلسله مراتبی تحلیل شد. یافته ها نشان داد حساسیت نسبت به پاداش و تنبیه می تواند 13 درصد واریانس سبک هویت اطلاعاتی و 11 درصد واریانس سبک هویت هنجاری را تبیین کند. این در حالی بود که تنها حساسیت نسبت به تنبیه قادر به پیش بینی سبک هویت سردرگم اجتنابی آن هم به میزان 14 درصد بود. با توجه به نتایج این پژوهش های گذشته استفاده از حساسیت نسبت به پاداش برای شکل دهی هویت،مناسب ترین روش به نظر می رسد. همچنین استفاده از حساسیت نسبت به تنبیه برای شکل دهی هویت علاوه بر اثرات مثبت می تواند به اثرات منفی و ایجاد سبک هویتی سردرگم- اجتنابی منجر شود.
رابطه میان سخت رویی روان شناختی، رضایت از زندگی و امید با عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تعیین رابطه میان سخت رویی روان شناختی، رضایت از زندگی و امید با عملکرد تحصیلی بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی چندگانه است.364 نفر دانش آموز دختر پیش دانشگاهی شهر اهواز با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند وبه پرسشنامه دیدگاه های شخصی کوباسا(1979)، مقیاس رضایت از زندگی دینر(1985) و مقیاس امید بزرگسالان اسنایدر(2000) پاسخ دادند. داده ها با آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شد. یافته ها: نتایج آشکار ساخت که میان سخت رویی روانشناختی(تعهد، کنترل و مبارزه طلبی)، رضایت از زندگی و امید با مؤلفه های امید ( کارگزار و گذرگاه) ارتباط مثبت معناداری وجود دارد.علاوه بر این، میان سخت رویی روان شناختی و رضایت از زندگی و میان امید و رضایت از زندگی ارتباط مثبت و معناداراست.مؤلفه های کارگزارامید، تعهد، کنترل و گذرگاه به ترتیب بیشترین سهم را در پیش بینی رضایت از زندگی و نیز رضایت از زندگی و سخت رویی روان شناختی سهم بیشتری در پیش بینی و تبیین عملکرد تحصیلی داشتند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، ضرورت توجه متولیان نظام آموزشی کشور را در جهت تدوین برنامه هایی برای بکارگیری جنبه های روان شناختی به منظور افزایش سخت رویی، رضایت از زندگی، امید و تأثیر این عوامل در ارتقای عملکرد تحصیلی دانش آموزان مورد تأکید قرار می دهد.
مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه در افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: هدف مطالعه حاضر مقایسه طرحوارههای ناسازگار در افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری بود.
روش: این مطالعه در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول، بهمنظور شناسایی افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری، 151 نفر از افراد چاق مقیاس پرخوری را کامل کردند. در مرحله دوم، آزمودنیهایی که در مرحله اول، در مقیاس پرخوری نمره بیشتر از 17 کسب کرده بودند، بهعنوان افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری انتخاب شدند (30=n). افرادی که نمره آنها در مقیاس پرخوری 6 یا کمتر از 6 بود، بهعنوان افراد چاق فاقد اختلال پرخوری انتخاب شدند (30=n). این دو گروه پرسشنامه طرحواره یانگ را کامل کردند. بهمنظور اجتناب از تاثیر متغیرهای مزاحم، دو گروه براساس سن و جنس همتا شدند.یافتهها: افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری در مقایسه با افراد چاق فاقد اختلال پرخوری در طرحوارههای رهاشدگی/بیثباتی، محرومیت هیجانی و خویشتنداری و خودانضباطی ناکافی بهطور معنیداری نمرات بیشتری کسب کردند.
نتیجهگیری: طرحوارههای رهاشدگی/بیثباتی، محرومیت هیجانی و خویشتنداری و خودانضباطی ناکافی نقش مهمی در شناخت تفاوتهای بین افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری بازی میکنند."
مقایسه بین نارسایی های شناختی و مولفه های فراشناخت با توجه به متغیر تعدیلی میزان سوانح شغلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: این پژوهش نقش تعدیلی متغیر سانحه شغلی را در رابطه بین نارساییهای شناختی و مولفههای فراشناخت مورد بررسی قرار داد.
روش: پژوهش حاضر از نوع رابطهای است. جامعه آماری 4726 نفر از کلیه کارکنان زن و مرد (رسمی و غیررسمی) یک کارخانه تولید ماشین در سال 1386 بودند. در نهایت 254 نفر بهعنوان نمونه آماری مورد مطالعه قرار گرفتند. پرسشنامه نارساییهای شناختی و (CFQ) و پرسشنامه فراشناخت ( MCQ ) ابزار جمعآوری دادهها بودند. شرکتکنندگان براساس میزان سوانح به دو گروه با سوانح و بدون سوانح تقسیم شدند. بهمنظور بررسی ارتباط و مقایسه بین متغیرها از روشهای آمار توصیفی مناسب، همبستگی، آزمون T مستقل و تحلیل عاملی استفاده شد. یافتهها: بین دو گروه از نظر میزان فراشناخت و نارساییهای شناختی تفاوت معنیدار وجود داشت. همچنین رابطه بین نارساییهای شناختی و مولفههای فراشناخت در دو گروه معنیدار بود.
نتیجهگیری: نارسایی شناختی در سنخ صبح (افرادی که بیشترین آگاهی و هوشیاری را در صبح دارند) از افراد سنخ عصر (افرادی که بیشترین آگاهی و هوشیاری را در عصر دارند) بیشتر است. با توجه به این نکته، با گماردن افراد سنخ عصر به مشاغلی که نوبت کاری و شیفت شبانه دارند، میتوان از سانحه پیشگیری کرد."
شیوههای مقابله ای با اختلال تنیدگی پسآسیبی و نشانههای تنیدگی مزمن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی رابطه اختلال تنیدگی پسآسیبی و شیوههای مقابلهای با نشانههای جسمانی و روانشناختی تنیدگی مزمن انجام شد. روش: 452 جانباز با شدت آسیب 25 تا 70% (مطابق استاندارد سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران که در پرونده افراد ثبت شده بود) بهروش نمونهگیری تصادفی طبقهای نظامدار (براساس شدت آسیب) از میان جامعه جانبازان شهر قم انتخاب شدند. ابزار مطالعه پرسشنامه شیوههای مقابلهای شییر و کارور (شکل کوتاه)، مقیاس نشانههای پسآسیبی و چکلیست نشانههای تنیدگی مزمن بودند.
یافتهها: اختلال تنیدگی پسآسیبی، شیوههای نارسا و هیجانمدار مقابله و سکونت در منطقه 1 شهر قم، با نشانههای تنیدگی مزمن رابطه داشتند و آن را پیشبینی کردند.
نتیجهگیری: مقابلهدرمانگری و درمان دارویی همزمان میتوانند به جانبازان برای دستیابی به سلامت روانی و جسمانی کمک کنند."
اثربخشی مداخله شناختی- رفتاری بر پاسخ های مقابله ای و راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات زنان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مداخله شناختی- رفتاری بر پاسخهای مقابلهای و راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات در زنان بود.
روش: این پژوهش مطالعهای نیمهتجربی به همراه پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری است. از میان کارمندان زن داوطلب دانشگاه الزهرا(س)، 58 نفر بهطور تصادفی در دو گروه آزمایشی و لیست انتظار قرار گرفتند (29=n). دوازده جلسه سهساعته آموزش درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی برای هر دو گروه در زمانهای متفاوت به اجرا درآمد. از پرسشنام ه پاسخهای مقابلهای و پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات برای جمعآوری دادهها استفاده شد. دادهها با آزمونهای T مستقل، تحلیل کوواریانس و اندازهگیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: مداخله شناختی- رفتاری، تفاوت معنیداری در مقیاسهای پاسخ مقابلهای و راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات بین دو گروه مورد مطالعه نشان داد. همچنین، تغییرات ایجادشده در پیگیری سهماهه نیز ماندگار بود.
نتیجهگیری: اجرای مداخله شناختی- رفتاری موجب افزایش استفاده از پاسخهای مقابلهای مسالهمدار، راهبردهای شناختی متمرکز بر برنامهریزی، بازنگری و ارزیابی مجدد بهصورت مثبت در تنظیم هیجانات و نیز کاهش استفاده از پاسخهای مقابلهای هیجانمدار و راهبردهای شناختی خودسرزنشگر، نشخوار ذهنی، فاجعهآمیزکردن در تنظیم شناختی هیجانات میشود."
رازهای شاد زیستن
حوزههای تخصصی: