این پژوهش به منظور تعیین میزان اثربخشی درمان شناختی رفتاری در درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواس بی اختیاری انجام شده است. روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. از میان 62 فرد مبتلا به اختلال وسواس بی اختیاری مراجعه کننده به کلینیک، 10 نفر به گروه آزمایش و 10 نفر به گروه گواه اختصاص یافتند. مداخله شناختی رفتاری برای گروه آزمایش انجام و سپس بیماران توسط سیاهه وسواس بی اختیاری مادزلی (هاجسون و راچمن، 1977) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان دادند میانگین نمره های وسواس در گروه آزمایش به طور معناداری نسبت به گروه گواه کاهش یافته است و از نمره خرده مقیاس شدّت نشانه ها در طول درمان کاسته شد (01/0(P<. بدین ترتیب می توان دریافت درمان شناختی رفتاری در کاهش نشانه های بیماران مبتلا به اختلال وسواس بی اختیاری مؤثر است.
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی ابزار سوگ مزمن کندال (KCSI) در جمعیت مادران ایرانی دارای کودک مبتلا به سرطان بود. روش: ابزار سوگ مزمن کندال با استفاده از شیوه وایلد به فارسی ترجمه شد و 15 نفر از اعضای هیأت علمی که در زمینه های مختلف پرستاری و روان شناسی تخصص داشتند، روایی محتوایی و صوری آن را تعیین کردند. سپس 264 نفر از مادران دارای کودک مبتلا به سرطان که به یکی از سه بیمارستان مرکز طبی کودکان، مفید، یا حضرت علی اصغر (ع) مراجعه کرده بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و نسخه فارسی پرسشنامه را تکمیل کردند. روایی سازه ابزار با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی بررسی شد. برای بررسی همسانی درونی از تعیین ضریب آلفای کرونباخ و برای بررسی پایایی از آزمون مجدد 20 شرکت کننده، به فاصله 2 هفته، استفاده شد. یافته ها: تحلیل عاملی وجود سه عامل را تأیید کرد که 9/49 درصد واریانس نمرات ابزار را تبیین می کردند. ضریب آلفای کرونباخ برای کل ابزار 84/0 و ضریب همبستگی پیرسون بین دو بار اجرای ابزار 86/0 (001/0>p) بود. میانگین نمره سوگ مزمن شرکت کنندگان 4/76 (با انحراف معیار 8/15) بود. نتیجه گیری: می توان از ﻧﺴﺨﻪ ﻓﺎرﺳ ﯽ ابزار سوگ مزمن کندال (KCSI) ﺑ ﻪﻋﻨ ﻮان ﯾ ﮏ اﺑﺰار روا و ﭘﺎﯾﺎ برای اندازه گیری شدت سوگ مزمن در مادران دارای کودک مبتلا به سرطان استفاده کرد.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی پایایی و روایی مقیاس ترس مرضی اجتماعی روی دانشجویان دانشگاه های اهواز بود. روش: نمونه آماری پژوهش زمینه یابی حاضر شامل 800 دانشجوی دانشگاه های شهید چمران اهواز، علوم پزشکی جندی شاپور، پیام نور مرکز اهواز و آزاد اسلامی واحد اهواز (400 دختر و 400 پسر) بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس ترس مرضی اجتماعی (SPIN) استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مقیاس ترس مرضی اجتماعی سه عامل ترس، اجتناب و نشانه های فیزیولوژیک را می سنجد. روایی این مقیاس به دو روش تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی مورد سنجش قرار گرفت. تمامی گویه ها به طور معنی دار روی عامل مربوط به خود بار شدند. همسانی درونی کل مقیاس و عامل های سه گانه استخراج شده، همگی در حد قابل قبول بود. همبستگی میان گویه ها و نمره کل در دامنه 708/0-378/0 و همگی معنی دار بود (001/0p≤). ساختار عاملی اکتشافی با روش چرخش مایل، همانند پرسشنامه اصلی سه عامل به دست داد که روی هم 05/49 درصد واریانس مقیاس را تبیین کردند. آلفای کرونباخ نیز 869/0 به دست آمد. بر پایه نمره استاندارد Z، نمره آزمودنی ها با پنج مقیاس بدون نشانه آشکار (رتبه درصدی کمتر از 20)، خفیف (رتبه درصدی 20 تا40)، متوسط (رتبه درصدی 40 تا 70)، شدید (رتبه درصدی 70 تا 90) و بسیار شدید (90 به بالا) توصیف شد. نتیجه گیری: نسخه فارسی مقیاس ترس مرضی اجتماعی از نظر ویژگی های روانسنجی مناسب بوده، می توان از آن به عنوان یک وسیله غربالگری، پژوهشی و تشخیص بالینی استفاده کرد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین اولویت های سلامت روان کشور و به سفارش شبکه تحقیقات سلامت روان کشور انجام شد. مهم ترین فایده اولویت بندی، سرمایه گذاری و بودجه بندی اثربخش در مورد معضلات سلامت روان است. با اولویت بندی دقیق، هزینه- اثربخشی مداخلات افزایش می یابد و از هدر رفتن منابع ملی جلوگیری می شود. روش: متخصصان از رشته های گوناگون مرتبط، برنامه ریزان و مسئولان، مدیران اجرایی و ارائه کنندگان خدمات در این امر مشارکت داشتند. در مرحله اول، از طریق مرور منابع و بارش فکری، فهرست جامعی از موضوعات بهداشت روان کشور تهیه و حیطه بندی شد. در مرحله دوم، شاخص های اولویت بندی موضوعات به تفکیک هر حیطه و ضریب تأثیر هر یک تعیین شد. در مرحله سوم، با استفاده از روش گروه اسمی، تعداد 50 موضوع به دست آمده غربال و 25 موضوع انتخاب شد. این 25 موضوع به زیرموضوع هایی تقسیم شد و سپس فرد یا افرادی که در آن موضوع صاحب نظر بودند، شواهد داخلی و در صورت نیاز، شواهد خارجی مربوط به شاخص های تعیین شده برای هر زیرموضوع را مرور و ارائه کردند. با استفاده از شواهد موجود، دوباره با استفاده از روش گروه اسمی، رتبه بندی موضوعات در هر حیطه و بر اساس شاخص های اولویت بندی انجام شد. یافته ها: در نهایت، 25 موضوع انتخاب شد. 10 موضوع اول منتخب به عنوان اولویت های ملی سلامت روان، عبارت بود از: سه موضوع از میان اختلالات روان پزشکی، شامل اعتیاد، افسردگی و خودکشی؛ دو موضوع از میان مشکلات و عوامل تعیین کننده سلامت روان، شامل خشونت خانگی و رفتارهای پرخاشگرانه، فشار روانی و بلایا؛ سه موضوع از میان سیاست ها و نظام ارائه خدمات سلامت روان و سوء مصرف مواد، شامل ادغام خدمات سلامت روان و اعتیاد در مراقبت های بهداشتی اولیه، خدمات بهداشت روان شهری و خدمات فوریتی روانپزشکی؛ و دو گروه از میان جمعیت های خاص، شامل کودکان و نوجوانان و زنان آسیب پذیر. نتیجه گیری: وجود سند اولویت های سلامت روان که مورد پذیرش افراد صاحب نفوذ این حیطه باشد، موجب حمایت و ارتقای هرچه بیشتر سیاست ها و برنامه-های سلامت روان کشور در جهت اولویت های تعیین شده می شود.
شهر تاریخی اصفهان، بسیاری از کهن ترین یادواره های دانش و هنر و فرهنگ ایران و جهان را در خود دارد. مقاله حاضر حاصل مطالعه ای است غیرسیستماتیک و می کوشد خلاصه ای از مستندات موجود در ادبیات تاریخ طب این شهر را از آغاز نخستین جنبش های اجتماعی و علمی در مراقبت از بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی تا امروز که شاهد رویش و گسترش علم روانپزشکی و شاخه های تخصصی آن به عنوان بخش ویژه ای از علم طب در شهر اصفهان هستیم روایت کند.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین ویژگی های روان سنجی نسخه جدید سیاهه کمال گرایی در نوجوانان دختر انجام شد. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه دختران پیش دانشگاهی دبیرستانهای دولتی شهر تبریز در سال تحصیلی93-1392 بود. از میان آن ها 832 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به سیاهه کمال گرایی هیل، هالسمن، فار، کیبلر، ویسنتی و کندی (2004) پاسخ دادند. برای تعیین روایی عاملی سیاهه کمال گرایی از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و برای بررسی همسانی درونی آن از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی با استفاده از چرخش وریمکس نشان داد که سیاهه کمال گرایی از هشت زیرمقیاس نگرانی درباره اشتباه ها، فشار والدینی ادراک شده، نشخوار ذهنی، نیاز به تأیید دیگران و معیارهای بالا برای دیگران، تلاش برای ممتاز بودن، نظم و سازماندهی و هدف مندی تشکیل شده است. هم چنین، نتایج الگو های تحلیل اکتشافی و تأییدی ساختار مرتبه بالاتر سیاهه کمال گرایی از الگوی هشت مقیاسی سیاهه کمال گرایی و هم چنین از دو عامل ترکیبی سیاهه کمال گرایی شامل کمال گرایی وظیفهمحور و کمال گرایی خود ارزیابانه به طورتجربی حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی درونی هشت مقیاس بین 58/0 تا 86/0 بود. نتیجه گیری: سیاهه کمال گرایی برای اندازه گیری مفهوم کمال گرایی در نوجوانان ایرانی ابزاری سودمند و کارآمد است و می توان از آن برای مقاصد بالینی و پژوهشی استفاده کرد.
مقدمه: این پژوهش با هدف ساخت و هنجاریابی پرسشنامه تمایل به خودکشی در سربازان شکل گرفت.
روش: در این تحقیق 300 نفر از سربازان مشغول به خدمت در پادگان های نظامی به شیوه در دسترس مشارکت داشتند. به این منظور پرسشنامه 35 سوالی برای بررسی تمایل خودکشی در سربازان با استفاده از مبانی نظری و خصوصیات و رگه های شخصیتی افراد اقدام کننده به خودکشی ساخته شد. پس از تکمیل پرسشنامه توسط سربازان با استفاده از نرم افزار آماری SPSS داده ها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه که حاکی از پایایی و همسانی درونی آن است برابر 933/0 می باشد که در حد بالا و مناسبی است. روایی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی در بخش روایی سازه، در حد مطلوب می باشد. همچنین نتایج تحلیل عاملی اکتشافی به روش واریماکس، در نهایت پرسشنامه ای 34 سوالی با 5 مولفه به دست داد که عبارتند از: مقیاس های سلامت روانی، فردی و خانوادگی، امید به آینده، نگرش به خویشتن و سازگاری. در انتها نیز نقطه برش کلی آزمون و به تفکیک هر یک از پنج خرده مقیاس از طریق میانگین و خطای استاندارد میانگین به دست آمد.
بحث: در صورت شناسایی سربازان مستعد خودکشی، می توان با اقدامات حمایتی و فوریتی روانشناسانه و اجتماعی جلوی بسیاری از اقدامات خشن علیه خویش را گرفت و افراد بسیاری را مورد حمایت قرار داد.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه توانمندسازی روان شناختی و عملکرد شغلی با میانجی گری نگرش های شغلی بود. روش: جامعه آماری همه کارکنان شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون- اهواز بودند، که از بین آن ها 216 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های توانمندسازی روان شناختی (اسپریتزر، 1995)، رفتار نابارور شغلی (آکینو، لویس، و برادفیلد، 1999)، رفتار شهروندی سازمانی (پودساکف، مک کنزی، مورمن، فتر، 1990)، رفتار درون نقشی (ویلیامز و اندرسون، 1991)، خشنودی شغلی (آیرونسون، اسمیت، برانیک، گیبسون، پل، 1989)، و تعهد عاطفی (ماودی، استیرز، و پورتر، 1979) بودند. این پرسشنامه ها از روایی و پایایی قابل قبولی در پژوهش حاضر برخوردار بودند. نتایج با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری (SEM) بر اساس AMOS20 و SPSS16 بدست آمد. برای آزمون فرضیه های ساده از روش همبستگی ساده و آزمون فرضیه های میانجی گر از روش بوت استرپ استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از برازش خوب مدل با داده ها بود. تحلیل های بیشتر مربوط به فرضیه های ساده نشان داد که توانمندسازی روان شناختی رابطه مثبت معنی داری با خشنودی شغلی، تعهد عاطفی، رفتار شهروندی سازمانی، رفتار درون نقشی و رابطه منفی معنی داری با رفتار نابارور شغلی دارد. نتایج مربوط به فرضیه های میانجی گر نیز نشان داد که تعهد عاطفی میانجی گر هم رابطه توانمندسازی روان شناختی با رفتار شهروندی سازمانی و هم رابطه توانمندسازی روان شناختی با رفتار درون نقشی است، امّا خشنودی شغلی تنها میانجی گر رابطه توانمندسازی روان شناختی با رفتار شهروندی سازمانی است. نتیجه گیری: بنابراین با نتایج بدست آمده می توان نتیجه گیری کرد که تلاش برای افزایش توانمندسازی روان شناختی بر نگرش های شغلی، و در نهایت بر عملکرد شغلی اثر مثبت می گذارد.
این پژوهش با هدف تعیین نقش میانجی گری تعادل کار-خانواده در رابطه بین استقلال در کار و رفتارهای مدنی سازمانی طراحی و اجرا گردید. روش پژوهش توصیفی و از نوع رابطه ای بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان یک سازمان دولتی در شهر اصفهان بود که در نیمه دوم سال 1392 در این سازمان مشغول به کار بودند. تعداد 150 نفر از اعضای جامعه آماری به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای به کار رفته شامل پرسشنامه تعادل کار خانواده (کارلسون، 2009)، پرسشنامه رفتار مدنی سازمانی (ویلیامز، 1991) و پرسشنامه ویژگی های شغلی (سیمز، 1976) است که ویژگی های روان سنجی آن ها مطلوب به دست آمد. پایایی این پرسشنامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ برابر با تعادل کار-خانواده 832/0، رفتار مدنی سازمانی معطوف به فرد 612/0 رفتار مدنی سازمانی معطوف به سازمان 697/0 و استقلال در کار 606/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش از الگو سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده گردید. نتایج نشان داد که تعادل کار-خانواده میانجی کامل رابطه بین استقلال در کار با رفتار مدنی سازمانی معطوف به فرد می باشد. در حالی که این متغیر میانجی کننده جزیی استقلال و رفتار مدنی سازمانی معطوف به سازمان است. در یک نتیجه گیری کلی می توان بیان نمود که با افزایش استقلال، افراد توانایی بیشتری در برقراری تعادل وظایف شغلی و خانوادگی پیدا کرده و در نتیجه میزان رفتارهای مدنی سازمانی بیشتری می شود.
مقدمه: هدف تحقیق حاضر، شناسایی برخی از عوامل مختل کننده سلامت عمومی و روانی سربازان در دوره آموزش رزم مقدماتی و ارائه راهکارهای پیشگیری و یا کاهش این مشکلات است.
روش: جامعه مورد مطالعه سربازان 3 دوره آموزش رزم مقدماتی نظامی، طی سال 1391 بودند. حجم نمونه 920 نفر بود که به شیوه سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ) و پرسشنامه مشخصات دموگرافیک بود. پس از تکمیل پرسشنامه ها، اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS18 و روش های آماری (توزیع فراوانی، میانگین، انحراف معیار و آزمون تی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: 60/19 درصد آزمودنی ها دارای مشکلاتی از نظر سلامت عمومی بودند. بالاترین فراوانی این مشکلات مربوط به کارکرد اجتماعی با 53/27 درصد و بیشترین میزان آن در افراد دارای تحصیلات دانشگاهی دیده شد. کمترین فراوانی 89/15درصد در نشانه های افسردگی دیده شد که بالاترین فراوانی افراد دارای این مشکل مربوط به افراد متأهل بود. بالاترین فراوانی در هر چهار مقیاس پرسشنامه سلامت عمومی در بین سربازان غیر بومی دیده شد که طبق نتایج آزمونt دارای تفاوت معنا داری نیز بوده است.
بحث: بنابر نتایج این تحقیق، مواردی که به نظر می رسد در جهت کاهش مشکلات عمومی و روانی سربازان در دوره آموزشی مفید باشد عبارت است از: تفکیک دوره های آموزشی سربازان بر حسب مقاطع تحصیلی، تأهل، بومی و غیر بومی و بالطبع فرماندهان و مربیان آموزشی دارای تحصیلات بالاتر و یا حداقل در سطح مقاطع تحصیلی این سربازان مد نظر قرار گیرد.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه دینداری و تاب آوری در دانش آموزان شهر شیراز بود. بدین منظور از میان کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمایی و دبیرستان شهر شیراز، 540 نفر (281 دختر و 259 پسر) به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه دینداری گلاک و استارک (1965) و مقیاس تاب آوری کونور و دیوید سون (2003) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آماره های توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون قدم به قدم و آزمون تی مستقل) انجام شد. نتایج نشان داد همه ابعاد دینداری، رابطه مثبت و معنا داری با تاب آوری دانش آموزان دختر و پسر داشتند. با این حال تنها ابعاد پیامدی و عاطفی، پیش بین معنا داری برای تاب آوری بودند. بعد عاطفی در دانش آموزان پسر و ابعاد عاطفی و پیامدی در دانش آموزان دختر، تنها پیش بین های معنا دار تاب آوری بودند. همچنین میانگین تاب آوری دانش آموزان پسر به طور معنا داری بالاتر از میانگین دانش آموزان دختر بود. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که دینداری می تواند موجب ارتقاء تاب آوری در دانش آموزان شود. بر این اساس پیشنهادهایی برای استفاده پژوهشگران و دست اندرکاران تعلیم و تربیت دینی ارائه شد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل نیم رخ عشقی در زوجین باور و نابارور مراجعه کننده به پژوهشکده رویان بر اساس نظریه عشق استنبرگ انجام شده است. برای این مطالعه تعداد 210 زوج که از طریق روش نمونه گیری تصادفی منظم بدست آمده با 10 سال انتخاب شدند. در مقابل همین میزان از زوج های - دامنه سنی ازدواج بین 5 سالم انتخاب گردید. نتایج نشان داد که افراد گروه نابارور تعهد بالاتری نسبت به افراد گروه بارور نشان می دهند و این تا حدی با تعریفی که استنبرگ از تعهد در مثلث عشق خود بیان می دارد در یک سو قرار می گیرد. از طرفی مشخص گردید افراد نابارور بیشتر دارای عشق معاشرتی هستند، در حالیکه در گروه بارور، نوع عشق بیشتر از نوع عشق رمانتیک است.
امروزه جمعیت عظیمی در دنیا از اینترنت استفاده می نمایند. با وجود مزایای بی شمار این فناوری و تحولات مثبتی که در زمینه ی ارتباطات ایجاد کرده است، متأسفانه برخی از مطالعات، عوارض خطرناکی را به استفاده از اینترنت نسبت داده اند که از جمله مخرب ترین عوارض آن می توان به اعتیاد اینترنتی اشاره نمود. پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط مؤلفه های حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی اجتماعی- عاطفی با اعتیاد به اینترنت در جامعه ی دانشجویی انجام شد. تعداد 173 نفر (95 دختر و 78 پسر) از دانشجویان دانشگاه تبریز به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و علاوه بر اطلاعات دموگرافیک به پرسش نامه های حمایت اجتماعی ادراک شده، احساس تنهایی اجتماعی- عاطفی و اعتیاد به اینترنت پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. بین نمرات افراد در تمام مؤلفه های های حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی اجتماعی- عاطفی با اعتیاد به اینترنت ارتباط معناداری وجود داشت (P
فلسفه پساساختارگرایی به عنوان فلسفه حاکم بر جوامع غربی با ارائه مبانی فلسفی و معرفت شناسی نوین در گسترش روزافزون استفاده از فنآوری اطلاعات و ارتباطات و شبکه ای در آموزش مجازی می تواند تأثیر گذار باشد. مقاله حاضر ضمن معرفی مختصر معرفت شناسی مکتب پساساختارگرایی به عنوان زمینه رشد ایده ساختارشکنی درصدد است با سه برداشت ضمنی از این ایده فلسفی، کاربرد آن را در آموزش مجازی تشریح نماید. برداشت اول، اینکه ساختارشکنی بر پرسشگری تأکید دارد که متضمن نوعی از تعامل است، البته تعاملی که فرد نه با دیگران بلکه با خویشتن دارد، برداشت دوم بر نوعی از خوانش متن تأکید می کند که پیامد آن امکان وجود قرائت ها یا تفسیرهای چند گانه از متن/محتوا توسط یادگیرنده می باشد. این امر با وجود عنصری به نام فرا متن در فضای مجازی تشدید می شود به طوری که تفسیر های چند بعدی جایگزین تفسیر های تک بعدی می شود. برداشت سوم براساس، تأکید دریدا بر نوشتار است، بر اساس آن یادگیرنده در آموزش مجازی می تواند با استفاده از ارتباط نوشتاری (متن) نقطه نظرات خود را به صورت نوشتار منعکس نماید. در نتیجه بار دیگر نوشتن از منزلت خاصی در تعلیم و تربیت برخوردار می گردد.
این تحقیق به منظور بررسی تأثیر ادراک از الگوهای ارتباطات خانواده (الگوی ارتباطی گفت و شنود و الگوی ارتباطی همنوایی) و ساختار کلاس (تکلیف، سخت گیری در ارزشیابی، تأکید بر ارزشیابی و مرجعیت) بر روی سرزندگی تحصیلی با بررسی نقش واسطه ای ابعاد خودکارآمدی صورت گرفت. شرکت کنندگان این پژوهش 337 نفر از دانش آموزان (176 دختر و 161 پسر) در مقطع متوسطه ی شهر مهریز بودند که به روش خوشه ای تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش، نسخه ی ابزار تجدید نظر شده ی الگوهای ارتباطات خانواده، پرسشنامه ی ساختار کلاس، نسخه ی ابعادخودکارآمدی و پرسشنامه ی سرزندگی تحصیلی بودند. برای بررسی پایایی این ابزارها از آلفای کرونباخ و برای بررسی روایی آن ها از روش تحلیل عامل و همسانی درونی استفاده شد. ابزارها پایایی و روایی مطلوبی را نشان دادند. برای تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل مسیر با به کارگیری رگرسیون همزمان و مطابق با مراحل پیشنهادی بارون و کنی (1986) استفاده شد. به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که اول، برخی از ابعاد الگوهای ارتباطات خانواده و ساختار کلاس به صورت مستقیم قدرت پیش بینی سرزندگی تحصیلی را دارند. دوم، برخی از ابعاد الگوهای ارتباطات خانواده و همچنین ساختار کلاس پیش بینی کننده ی مستقیم ابعاد خودکارآمدی هستند. سوم، پس از بررسی ضرایب مسیرهای بدست آمده، معلوم شد که متغیر ابعاد خودکارآمدی نقش واسطه ای میان الگوی ارتباطی گفت و شنود، جذابیت تکلیف و مرجعیت از یک سو و سرزندگی تحصیلی از سوی دیگر دارد. یافته ها با توجه به تحقیقات پیشین به بحث گذاشته شده و پیشنهادهایی به منظور پژوهش بیشتر در این زمینه مطرح شده است
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی عامل های خطرساز برای اقدام به خودکشی و مقایسه این عامل ها در افرادی می باشد که چنین سابقه ای ندارند.
مواد و روش ها: در یک طرح مورد- شاهدی، 120 نفر از اقدام کنند گان به خودکشی مراجعه کننده به بیمارستان شهید مدنی شهرستان آذرشهر در سال 1390 با 140 نفر از افراد گروه گواه که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر جمعیت شناختی با یکدیگر همتا شده بودند، مقایسه شدند. داده ها به کمک پرسش نامه ابزار سنجش خانواده (FAD یاFamily Assessment Device ) ، سبک های مقابله ای (Style Questionnaire ) و چک لیست رویدادهای استرس زای زندگی (researcher-made stressor life events checklist ) گردآوری و با استفاده از آزمون t و رگرسیون لجستیک تحلیل شدند.
یافته ها: اقدام کنند گان به خودکشی در ویژگی هایی هم چون: ارتباط (02/0p=)، حل مسأله (001/0p=)، نقش ها (001/0p=)، همراهی عاطفی (01/0p=)، آمیزش عاطفی (001/0p=)، عملکرد کلی خانواده (001/0p=)، عملکرد ضعیفی داشتند، از سبک های هیجان مدار استفاده می کردند (001/0p=) و رویدادهای استرس زای بیشتری را در مقایسه با گروه گواه تجربه کرده اند (001/0p=). 66 درصد واریانس مربوط به اقدام به خودکشی توسط متغیرهای حل مسأله، عملکرد کلی خانواده، سبک مسأله مدار و رویدادهای استرس زای زندگی تبیین شد که از این میان رویدادهای استرس زای زندگی بیشترین سهم (58 درصد) و عملکرد کلی خانواده کمترین سهم (1 درصد) را داشتند.
نتیجه گیری: ویژگی های خانوادگی نامطلوب، سبک های حل مسأله غیر مؤثر و رویدادهای استرس زای زندگی می توانند منجر به افزایش مشکلات روان شناختی از جمله اقدام به خودکشی شوند.