پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله شناختی رفتاری مبتنی بر مدل مارلات بر کاهش عود در افراد وابسته به مواد افیونی انجام شده است. در یک طرح آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل، 30 نفر از افراد وابسته به مواد افیونی مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد خرم آباد، به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) بررسی شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 2 ساعته تحت درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدل مارلات قرار گرفتند و گروه گواه درمان خاصی دریافت نکردند. همه شرکت کنندگان در آغاز پژوهش و پایان جلسات هفتگی، بوسیله آزمایش ادرار مورد سنجش قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها، روش های آمار توصیفی و آزمون خی دو به کار برده شد. نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ میزان عود، از هفته چهارم درمان به بعد تفاوت معناداری وجود دارد، یعنی میزان عود در گروه کنترل از هفته چهارم به بعد به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. با توجه به یافته ها می-توان چنین نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدل مارلات بر کاهش عود در افراد وابسته به مواد افیونی موثر است.
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی سلامت عمومی براساس مؤلفه های خودشفقتی (خودمهربانی، خودقضاوتی، انسانیت مشترک، انزوا، ذهن آگاهی و شناخت بیش از حد) در دانشجویان دختر دارای تجربه ی شکست عاطفی دانشگاه های شهر اهواز بود. روش پژوهش حاضر همبستگی و از نوع پیش بین بود و آزمودنی های آن را 190 دانشجوی دارای تجربه ی شکست عاطفی در طی یک سال گذشته تشکیل می دادند. انتخاب گروه نمونه به روش نمونه گیری هدفمند انجام شد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های سلامت عمومی گلدنبرگ و خودشفقتی نف بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل ممیز استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که ترکیب خطی متغیرهای پژوهش قادر به پیش بینی سلامت عمومی در دانشجویان دختر دارای تجربه ی شکست عاطفی دانشگاه های شهر اهواز است. همچنین در تحلیل ممیز به روش گام به گام مشخص گردید که کارآمدترین متغیرها در پیش بینی سلامت عمومی به ترتیب شناخت بیش از حد و انسانیت مشترک هستند. در بررسی متغیرها به صورت جداگانه نیز مشخص گردید که همه ی متغیرها شامل خودمهربانی، خودقضاوتی، انسانیت مشترک، انزوا، ذهن آگاهی و شناخت بیش از حد، پیش بین های معنی داری برای سلامت عمومی در دانشجویان دختر دارای تجربه ی شکست عاطفی در دانشگاه های شهر اهواز می باشند.
هدف از پژوهش حاضر طراحی و آزمودن الگویی از پیشایندها و پیامدهای هدف گزینی در دانش آموزان سال سوم رشته ریاضی-فیزیک دبیرستان های شهر اهواز می باشد. جامعه آماری، شامل کل دانش آموزان سال سوم رشته ریاضی فیزیک دبیرستان های اهواز در سال تحصیلی 90-89 بود که به روش تصادفی چند مرحله ای، 592 نفر به عنوان نمونه از میان آنها انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، مقیاس نظریه تلویحی هوش (ITIS)، مقیاس الگوهای یادگیری انطباقی (PALS) و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) بوده اند. ارزیابی مدل پیشنهادی با روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار AMOS-16 صورت گرفت. جهت آزمون روابط غیر مستقیم از روش بوت استراپ در دستور کامپیوتری ماکرو پریچر و هیز استفاده شد. مدل پیشنهادی برازش قابل قبولی را با داده ها نشان داد و با ترسیم مسیر هدف عملکردگرا به هدف تبحرگرا برازش مطلوبی با داده ها به دست آمد. نتایج نشان داد که باورهای هوشی می تواند در هدف گزینی دانش آموزان نقش معنی داری ایفا نماید و هدف گزینی نیز می تواند به طور معنی داری برخی مؤلفه خودتنظیمی (از جمله خودکارآمدی و راهبردهای یادگیری خودتنظیم) را پیش بینی نماید.
کمک طلبی تحصیلی یکی از راهبردهای مهم خودتنظیمی است که در فرایند یادگیری دانش آموزان نقش به سزایی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین متغیرهای انگیزشی، شناختی و شخصیتی با کمک طلبی و اجتناب از کمک طلبی تحصیلی در درس ریاضی بود. برای دستیابی به این هدف 557 دانش آموز پایه های اول تا چهارم مدارس متوسطه شهر بوشهر به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای در پژوهش شرکت کردند و پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت و پرسشنامه انگیزشی شناختی زوشو و بارنت را تکمیل نمودند. از میان متغیرهای بررسی شده، عوامل فراشناخت، اهداف عملکرد- گرایشی، ارزش تکلیف، سازماندهی، نیاز به شناخت و ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی بهترین پیش بینی کننده کمک طلبی تحصیلی بودند و عوامل آموختن سریع، مرور، ویژگی شخصیتی روان رنجوری، تعلل ورزی، ارزش تکلیف و فراشناخت بهترین پیش بینی کننده اجتناب از کمک طلبی بودند . بر طبق نتایج، عوامل انگیزشی، شناختی و شخصیتی بر رفتار کمک طلبی تحصیلی نقش دارند. در پایان نتایج تحقیق بر اساس نظریه های هدف گرایی، شخصیت و فراشناخت مورد بحث قرار گرفته اند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی ویژگی های شخصیتی، رضایت از زندگی و هوش معنوی با آمادگی اعتیاد به مواد مخدر در کارکنان یک شرکت صنعتی در شهرستان مهران انجام شد. بدین منظور تعداد 115 نفر از کارکنان شرکت مربوطه به صورت در دسترس انتخاب شدند و 4 پرسشنامه ویژگی های شخصیتی، رضایت از زندگی، هوش معنوی و پرسشنامه ایرانی آمادگی به اعتیاد را تکمیل نمودند. طرح تحقیق از نوع همبستگی است و داده های تحقیق با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش ارتباط مثبتی میان روان رنجوری با آمادگی به اعتیاد نشان داد. و همچنین میان دیگر متغیرهای پیش بین با آمادگی به اعتیاد رابطه ی منفی وجود داشت. بالاترین ضریب همبستگی مربوط به روان رنجوری است که مهم ترین متغیر پیش بین در این پژوهش است. بین تجربه گرایی و آمادگی به اعتیاد رابطه معناداری به دست نیامد. ضرایب تحلیل رگرسیون با روش ورود مکرر برای ترکیب خطی متغیرهای ویژگی های شخصیتی، هوش معنوی و رضایت از زندگی با آمادگی به اعتیاد در سطح کمتر از 05/0 معنی دار بود. یافته های پژوهش از وجود رابطه بین ویژگی های شخصیتی، هوش معنوی و رضایت از زندگی با آمادگی اعتیاد به مواد مخدر در کارکنان یک شرکت صنعتی حمایت می کند.
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین رابطه بین متغیرهای رهبری اخلاق مدار، شادی در کار و احساس انرژی با رفتار شهروندی سازمانی در پرستاران شهر اصفهان بود. شرکت کنندگان در پژوهش 254 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های اصفهان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های شادی در کار، رهبری اخلاقی، رفتارهای شهروندی سازمانی بودند. طرح پژوهش همبستگی بود و داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان دادند بین رهبر ی اخلاقی، شادی در کار و احساس انرژی با رفتارهای شهروندی سازمانی رابطه ی مثبت معنی داری وجود دارد. بدین معنا که بالا بودن رهبری اخلاقی در مدیران، شادی در کار و احساس انرژی با رفتارهای شهروندی سازمانی همراه است. با توجه به رابطه معنادار متغیر احساس انرژی و شادی در کار به عنوان متغیرهای مرتبط با رفتار شهروندی سازمانی به خصوص در فضای پر استرس شغل پرستاری انجام اقداماتی در ایجاد جوی شاد و پرانرژی و هم چنین کارگاه های آموزش روان شناسی شادی و شادی در کار پیشنهاد می گردد.
هدف پژوهش حاضر آزمودن الگو رابطه تعارض کار-خانواده و بهزیستی کاری با میانجی گیری فشارهای روان شناختی در کارکنان سازمان های دولتی شهر اهواز بود. جامعه پژوهش کلیه کارکنان متأهل سازمان های دولتی شهر اهواز بود و اعضای نمونه شامل 203 نفر کارمند زن بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرشسنامه های سلامت عمومی، بهزیستی کار و تعارض کار-خانواده پاسخ دادند. داده ها به روش الگویابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مسیرهای مستقیم انواع تعارض کار-خانواده به فشار روان شناختی و بهزیستی کاری و نیز مسیر غیر مستقیم تعارض کار-خانواده مبتنی بر فشار روان شناختی به بهزیستی کاری از طریق فشارهای روان شناختی معنی دار بودند.
مقدمه: ایران تجربه 8 سال دفاع مقدس را داشته است و در حال حاضر بیش از 5000 جانباز دفاع مقدس در شهر تهران ساکن هستند؛ اما اطلاعات دقیقی از وضعیت سلامت روان آنها در دست نیست. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع اختلال استرس پس از سانحه در جانبازان شهر تهران انجام شده است. روش: طرح پژوهش، با توجه به ماهیت و اهداف آن، توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. تعداد 172 نفر از جانبازان مناطق پنج گانه شهر تهران، با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. افراد نمونه مقیاس استرس پس از سانحه می سی سی پی (اشل) و پرسشنامه بالینی چند محوری میلون3 برای تحلیل داده های جمع آوری شده از آزمون مجذور کای استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، شیوع اختلال استرس پس از سانحه در جانبازان 39درصد بود. میزان جانبازی زیر 25 درصد و تحصیلات بالاتر از کارشناسی با خطر کمتر ابتلا به این اختلال همراه بود. شایع ترین اختلال شخصیت همراه با این اختلال در میان جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه و غیر مبتلا، اختلال شخصیت مرزی بود (9/17 درصد در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه ،8/4 درصد در جانبازان غیر مبتلا)، فراوانی اختلالات شخصیت اجتنابی (4/10درصد در مقابل 9/1 درصد)، وابسته (4/10 درصد در مقابل 0/0 درصد) و منفی گرا (5/7 درصد در مقابل 0/1 درصد) نیز در جانبازان مبتلا نسبت به سایر جانبازان بالاتر بود. نتیجه گیری: اختلال استرس پس از سانحه در جمعیت جانبازان دفاع مقدس بالا است و همبودی قابل توجه آن با برخی اختلالات شخصیت، نیاز به ارزیابی دقیق وضعیت سلامت روان این افراد را نشان می دهد.
زمینه و هدف: شواهد نشان می دهند که هم عواطف منفی و هم مثبت در گرایش افراد به مصرف مواد نقش دارند، با توجه با این امر پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط تحمل آشفتگی، اضطرار مثبت و منفی با شدت وابستگی و ولع مصرف در افراد وابسته به مواد انجام گرفت.
مواد و روش ها: در یک مطالعه همبستگی از وابستگان به مواد که در نیمه دوم سال 1391 به مراکز ترک اعتیاد شهر اردبیل مراجعه کردند تعداد 120 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده و بعد از مصاحبه بالینی به پرسش نامه های جمعیت شناختی، تحمل آشفتگی، اضطرار مثبت و منفی، شدت وابستگی و ولع مصرف پاسخ دادند. داده های به دست آمده نیز با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان با کاربرد نرم افزار SPSS 18 تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که شدت وابستگی به مواد با میزان تحمل (33/0-r= ؛ 002/0≥p )، جذب (26/0- r= ، 01/0 ≥p ) و نمره کلی مقیاس تحمل آشفتگی (25/0- r= ، 02/0≥p ) رابطه منفی، ولی با اضطرار منفی رابطه مثبت معنی داری دارد (23/0 r= ، 04/0≥p ). ولع مصرف ماده نیز تحمل (35/0-r= ؛ 001/0≥p)، ارزیابی (30/0- r= ؛ 002/0≥ p)، جذب (34/0- r= ؛ 001/0≥ p)، تنظیم (23/0- r=؛ 03/0≥p ) و نمره کلی مقیاس تحمل آشفتگی (45/0-r= ؛ 001/0≥ p) رابطه منفی ولی با اضطرار منفی (29/0 r=؛ 01/0≥p ) و اضطرار مثبت (26/0r= ؛ 03/0≥ p) رابطه مثبت معنی داری دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز آشکار کرد که 31 درصد واریانس ولع مصرف به صورت معکوس توسط تحمل آشفتگی تبیین می شود.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش و اهمیت ولع مصرف به عنوان یک عامل مهم در عود اعتیاد، آموزش مهارت های مقابله با عاطفه منفی به ویژه افزایش قدرت مقابله با آشفتگی در کنار درمان های معمول سوء مصرف و وابستگی به مواد به درمان جویان معتاد پیشنهاد می شود.
اهداف: اساتید یکی از ارکان اصلی دانشگاه محسوب می شوند و نحوه عملکرد آنها در بازدهی کل نظام آموزشی نقش اساسی ایفا می کند. هدف این پژوهش، بررسی عوامل زمینه ای تاثیرگذار بر نحوه ارزشیابی اساتید دانشگاه توسط دانشجویان بود.
روش ها: این پژوهش توصیفی- تحلیلی در 12339 دانشجوی دانشگاه علوم و فنون مازندران در نیم سال دوم سال تحصیلی 91-1390 انجام شد. معدل کل دانشجویان به عنوان شاخص تعیین وضعیت عملکرد تحصیلی دانشجو مورد استفاده قرار گرفت. برای تحلیل نتایج پژوهش از نرم افزار SPSS 17 و آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه، تعقیبی توکی، همبستگی پیرسون و T مستقل استفاده شد.
یافته ها: میانگین نمره ارزشیابی اساتید با توجه به وضعیت عملکرد تحصیلی، جنسیت و مقطع تحصیلی دانشجویان، وضعیت تاهل، سابقه تدریس و رتبه استاد و همچنین نوع درس و زمان ارایه آن تفاوت معنی دار داشت. توان علمی- آموزشی و رفتار اجتماعی اساتید در کلاس درس در سطح اطمینان 100% دارای رابطه معنی دار و مثبت بود (0001/0=p).
نتیجه گیری: مولفه های عملکرد تحصیلی دانشجو، جنسیت استاد و دانشجو، دوره تحصیلی دانشجو، نوع درس، توان علمی- آموزشی استاد، مرتبه علمی، سابقه تدریس، زمان ارایه درس و وضعیت تاهل استاد بر ارزشیابی اساتید توسط دانشجو موثر است، ولی وضعیت استخدامی استاد رابطه ای با این ارزشیابی ندارد.
اهداف: ویژگی هایی که با هوش هیجانی تعریف می شود می تواند توسط دین بارور شود. این ویژگی ها قابل آموزش و یادگیری هستند. پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه معنی داری اعتقادات دینی و هوش هیجانی در بین دانشجویان دانشگاه انجام شد.
روش ها: این پژوهش توصیفی- همبستگی در 551 دانشجوی دانشگاه های (دولتی، پیام نور و آزاد) شهر رشت در سال تحصیلی 91-1390 با روش خوشه ای چندمرحله ای انجام شد. گردآوری داده ها با استفاده از دو پرسش نامه شامل هوش هیجانی با چهار مولفه ""خوش بینی""، ""درک عواطف خود و دیگران""، ""کنترل عواطف"" و ""مهارت های اجتماعی"" و پرسش نامه رشد اعتقادات دینی شریفی انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 16 و آزمون T مستقل و همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: همبستگی معنی داری بین میانگین امتیازات ""اعتقادات دینی"" (90/17±41/88) و ""هوش هیجانی"" (07/9±39/52) مشاهده نشد (063/0=r؛ 139/0=p). اما اختلاف امتیازات دانشجویان دختر و پسر در زمینه اعتقادات دینی و هوش هیجانی معنی دار و در دانشجویان دختر بیشتر بود.
نتیجه گیری: بین اعتقادات دینی و هوش هیجانی دانشجویان همبستگی مثبتی وجود ندارد.
شناخت درمانی مبتنی بر حضورذهن و درمان فراشناختی از درمان های موج سومی هستند که اثربخشی آن ها در دامنه ای از اختلال های روانی مختلف آزمون شده است. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن و درمان فراشناختی در دانشجویان با نشانه های افسردگی، باورهای فراشناختی مثبت و منفی درباره نشخوارفکری و اجتناب تجربه ای بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. به این منظور با استفاده از فراخوان، از دانشجویان برای شرکت در جلسات گروه درمانی دعوت شد. 28 نفر از افراد با نشانه های افسردگی طبق نمره برش پرسشنامه افسردگی بک (28-10) انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه شناخت درمانی مبتنی بر حضورذهن 15 نفر و درمان فراشناختی 13 نفر قرار گرفتند. پرسشنامه افسردگی بک(بک و همکاران)، مقیاس باورهای فراشناختی مثبت درباره نشخوار فکری(پاپاجورجیو و ولز) ، مقیاس باورهای فراشناختی منفی درباره نشخوار فکری(پاپاجورجیو ، ولز و منیا) و پرسشنامه پذیرش و عمل- نسخه دوم(بوند و همکاران) قبل و بعد از درمان اجرا شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس یک راهه تک متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که درمان فراشناختی نسبت به شناخت درمانی مبتنی بر حضورذهن تأثیر بیشتری در کاهش باورهای مثبت (05/0 >P) و منفی (05/0 >P) فراشناختی درباره نشخوار فکری دارد. همچنین شناخت درمانی مبتنی بر حضورذهن اثربخشی بیشتری در کاهش اجتناب و افزایش پذیرش داشت (01/0P<). به این ترتیب یافته های پژوهش حاضر نشان دهنده اثربخشی بیشتر درمان فراشناختی برای باورهای مثبت و منفی فراشناختی درباره نشخوار فکری و اثربخشی بیشترشناخت درمانی مبتنی بر حضورذهن برای افزایش انعطاف پذیری روان شناختی هستند. امید است پژوهش های آینده مکانیزم های اثربخشی دو درمان مذکور را روشن تر کنند. کلید واژه ها
مقدمه: براساس فرضیه خلق همخوان و نظریه باور، افراد اطلاعات هیجانی خوشایند و ناخوشایند را به صورت انتخابی پردازش می کنند. هدف اصلی مطالعه حاضر تعیین اثر درماندگی آموخته شده بر بازیابی خاطرات ناخوشایند در اشخاصی است که درمعرض شکست مکرر در حل مسأله قرار گرفته اند. روش: چهل و پنج شرکت کننده (20 مرد و 25 زن) درمطالعه شرکت داشتند. شرکت کنندگان به طور تصادفی به یکی از سه گروه زیر تقسیم شدند: 1. گروه آزمایشی 2. گروه کنترل 3. گروه انتظار. در ابتدا، نسخه فارسی مقیاس BIS/BAS وایت و کارور (1994)، آزمون خود ارزیابی تصاویر آدمک (SAM) و پرسشنامه سبک اسنادی(ASQ) توسط شرکت کنندگان پر شد. برای همه آزمودنی ها، کلمات هیجانی برای به خاطر سپردن، ارائه شد. سپس به شرکت کنندگان در گروه آزمایشی و کنترل مسائلی ارائه شد. شرکت کنندگان درگروه آزمایشی فیدبک غیر مرتبط با پاسخ برای عملکردشان دریافت کردند، گروه کنترل هیچ فیدبکی دریافت نکرد و گروه انتظار به هیچ مسأل ه ای پاسخ نداد. زمان واکنش، سوگیری پاسخ و حساسیت پاسخ، برای بازشناسی کلمات هیجانی با استفاده از تئوری تشخیص علامت محاسبه شد. یافته ها: تفاوت معناداری در زمان واکنش در میان گروه ها یافت نشد اما سوگیری پاسخ و حساسیت پاسخ در بین سه گروه تفاوت داشت. نتیجه گیری: نتایج نشان داد اشخاصی که در معرض درماندگی آموخته شده قرار گرفتند، از راهبرد سهل گیرانه تری در بازشناسی کلمات منفی استفاده کردند.
مقدمه: هدف از انجام این مطالعه استانداردسازی و هنجاریابی پرسشنامه حافظه گذشته نگر آینده نگر کرافورد و همکاران (2003) برای دانشجویان متناسب با حافظه گذشته نگر آینده نگر در فرهنگ ایرانی است. روش: این ابزار برای تعیین اندازه و میزان حافظه گذشته نگر آینده نگر توسط کرافورد و همکاران (2003) ساخته شده است. روایی محتوایی آن توسط اساتید روانشناسی و مشاوره تأیید و سپس بر روی یک نمونه 382 نفری از دانشجویان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی اجرا گردید. سؤالات با روش آماری مناسب تحلیل و میزان روایی و اعتبار، نقطه برش و نمرات هنجار تعیین گردید. یافته ها: نتایج آزمون کلوموگروف اسمیرنف برای فرض نرمال بودن داده ها برای حافظه گذشته نگر آینده نگر برابر با 703/0 در سطح (05/0p≤) معنی دار نیست، از این رو می توان گفت که توزیع داده های بدست آمده از پرسشنامه در بین نمونه با توزیع آن در جامعه نرمال است. همچنین، مقدار آزمون کیزر میر اولکین برابر با 77/0 و آزمون بارتلت 835/1632 که در سطح خطای، کوچکتر از 01/0 معنی دار است و مقدار آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه برابر 38/0 می باشد. نتیجه گیری: لذا نتایج نشان دهنده پایایی بالایی آزمون می باشد.
مقدمه: افراد از طریق پردازش اطلاعات اجتماعی، درباره ی دنیای اجتماعی اطلاعات کسب می کنند. شیوه ی توجه و تفسیر افراد درباره ی اطلاعات، اثری واضح بر نتیجه گیری آن ها از تعاملات اجتماعی شان دارد. این اطلاعات به شکل های متنوعی شامل رفتارهای غیرکلامی، نشانه های عروضی در کلام و جلوه های هیجانی چهره ای حاصل می شود. این مطالعه به منظور بررسی و مقایسه ی سوگیری توجه به جلوه های هیجانی در مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی و افراد غیرمضطرب، از دستگاه ردیاب چشمی استفاده کرده است. روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش، تمام دانشجویان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی در دامنه ی سنی 30-18 سال مراجعه کننده در نیمه ی دوم 1390 و نیمه ی اول 1391 به کلینیک دانشکده ی روان شناسی دانشگاه فردوسی مشهد و جامعه ی بهنجار، دانشجویان غیرمضطرب 30-18 ساله ی دانشگاه فردوسی مشهد بودند. آزمودنی ها 30 فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی و 30 فرد غیرمضطرب بودند. آزمودنی ها پرسش نامه های جمعیت شناختی، هراس اجتماعی و افسردگی بک را تکمیل کردند و توسط تکلیف دات پروب برای اندازه گیری توجه دیداری به جلوه های هیجانی چهره ای پویا با استفاده از دستگاه ردیاب چشمی مدل SMI RED250 آزمون شدند. اطلاعات با آزمون های تحلیل واریانس و تحلیل تی با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه ی 16 تحلیل گردید.
یافته ها: افراد مضطرب اجتماعی نسبت به گروه غیرمضطرب، به طور معنی داری گوش به زنگی سریع تری به جلوه های چهره ای تهدیدکننده دارند (05/0P<). آزمودنی های مضطرب اجتماعی نسبت به گروه غیرمضطرب در 500 میلی ثانیه ی اول ارایه ی محرک ها، اجتناب بیشتری از جلوه های تهدیدکننده نشان دادند و در سرتاسر دوره ی ارایه ی محرک ها (3000 میلی ثانیه) به نشانه های تهدید اجتماعی، مدت زمان بیشتری توجه می کنند.
نتیجه گیری: افراد با اختلال اضطراب اجتماعی مفروضه های منفی درباره ی این که چگونه افراد، آن ها را می بینند شکل می دهند که باعث توجه خاصی به نشانه های محیطی تهدیدآمیز می شود.