ماهیت مکانهای پرتجمع عموما اقتضا می کند که افراد زیادی از مشاغل متحرک و پراکنده و سازمان نیافته مانند انواع دستفروشیها و بیکارها و پرسه زنها در آن مکان ها گرد هم آیند. در این شرایط از نظر اجتماعی، امنیت، ثبات و موازین اخلاقی مورد تهاجم واقع شده و مامن مناسبی برای بروز انواع آسیبها و خلافکاریهای اجتماعی پدید می آید.در میدان آزادی که نمونه چنین فضایی است، وجود انواع خلافکاریها و آسیبهای اجتماعی ماهیت فضایی آن را که می توانست به واسطه وجود برج و مجموعه فرهنگی آزادی یک فضای فرهنگی و نمادین باشد دچار اختلال نموده و در پی آن، فضای بوجود آمده خود عامل موثر در رشد و تقویت رفتارهای نابهنجار اجتماعی شده است. مهمترین نابهنجاریها و آسیبهای اجتماعی موجود در میدان به دلیل حضور مداوم جمعیت ناپایداری است که به واسطه اصلی ترین نقش میدان یعنی نقش ترافیکی از آن گذر می کنند. عبور حجم بالای جمعیت ناپایدار در طول شبانه روز بدون ایجاد ارتباط موثر و سازنده امکان مناسبی را برای مخفی شدن و بروز رفتارهای نابهنجار پدید آورده است. انواع دستفروشیهای سازمان نایافته و ناپایدار و گاه مشکوک، جیب بری و کیف زنی، خرید و فروش و مصرف مواد مخدر، ولگردی، بیکاری، تکدی و فحشا، مواردی از آسیبهای اجتماعی میدان و محدوده پیرامون آن هستند که در فضاهای غیرشفاف و کور میدان امکان بروز و ظهور می یابند. این آسیبنهای اجتماعی البته جدای از موارد دیگر ناهنجاری های اجتماعی همچون سروصدا و فریاد و رفتارهای خشن، ناشادابی و کدورت و کسالت، تنه زدن و تنه خوردن، آلودگی و میکروب و زباله، بی اعتنایی به محیط زیست و به کار بردن الفاظ رکیک و درگیریهاست که در جای جای میدان به سادگی قابل مشاهده هستند...
امروزه مطالعه درباره رسانههای جمعی بدون درنظرگرفتن رسانههای رایانهای امکان پذیر نیست؛ وسیلهای که بافت و بستر ارتباطات را دگرگون ساخته است و تاثیری شگرف برزندگی بشر و همچنین ایجاد و گسترش فنآوریهای گوناگون داشته و خواهد داشت. در واقع، امروزه در چکاچک امواج ماهوارهای و همسایگی مجازی ابناء بشر به یکدیگر، اندیشه دهکده جهانی ملموس تر و پذیرفتنیتر شده است.
شبکه گسترده و به هم پیوسته جهای اطلاعات و ارتباطات باعث شده تبادل دانش،
اطلاعات و اخبار، مصاحبت حضوری با دیگران، سرگرمی و بازی چندگانه، دسترسی به منابع و مراکز فرهنگی تمامی نقاط جهان و به روز بودن فهم بشری مممکن گردد.
این پژوهش پیمایشی از قدمهای نخستین در شناخت میزان آگاهی و استفاده دانشجویان از اینترنت است.
دراین مقاله آمده است که براساس بررسی، قالببندی در رادیو توجه مخاطبان را جلب میکند و بهترین قالبها آنهایی هستند که کمتر قابل رویت باشند. این قالبها باید احساسی مانند زندگی را به شنوندگان بدهند و مثل رایانه ماشینی نباشند. براین اساس، متقاعدکردن شنوندگان هرروز دشوارتر میشود و رقابت شدید و افزایش آگهی آنها را دلزده میسازد که در این زمینه به ویژه و فقه تبلیغاتی در افزایش بیتوجهی آنان موثر است. وقفه تبلیغاتی به این معناست که موسیقی باید قطع و آگهی پخش شود و با افزایش وقفه شمارشنوندگان نیز کاهش مییابد. نویسنده با ترسیم چرخه حیات اندیشه قالببندی در برنامهسازی و تقسیم آن به پنج مرحله(معرفی، رشد، بلوغ، اشباع، نزول)، مدلی پنج مرحلهای (شامل تجربهاندوزی، شرایط، فن، شکوفایی و نزول) را برای نوآوری در این زمینه پیش نهاد میکند.