مناسبات مکانی، به عنوان یک لایه نشانه شناختی در مطالعات گفتمانی، در بازتولید روابط قدرت، تولید هژمونی و مشروعیت به ایفای نقش می پردازند. در این پژوهش، سعی بر آن داریم تا با بررسی نسبت های مکانی زن شخصیت اصلی رمان، طوبی، نشان دهیم که چطور مکان دلالتگر می شود و چطور به واسطه جنسیت، نشاندار می شود. خانه، نقشی محوری در رمان طوبی و معنای شب ایفا می کند؛ خانه ای که با شروع داستان، طوبیدر حیاط آن توصیف می شود و تا پایان رمان که پیری و مرگ طوبیاست، او را در بر گرفته است. پیوند خوردن این خانه و زنِ شخصیت اصلی رمان، دلالت های چندی را در پی دارد که در این پژوهش با استفاده از نظریه نشانه شناسی مکان به تبیین آن پرداختیم. فرض این پژوهش بر این است که در این رمان، تقابل دوتایی درون/ بیرون با تقابل دوتایی زن/ مرد متناظر است؛ به این معنی که درون با زنانگی و بیرون با مردانگی نشان دار می شود و برهم زدن این تناظر به فاجعه می انجامد. این ساختار تمایزی تا جایی ادامه پیدا می کند که ذهن، درونی ترین لایه مکانی می شود که شخصیت های زن در آن زندگی می کنند. همچنین این ساختار تمایزی به تقسیم کار جنسیتی و برخی کلیشه های جنسیتی در رمان دامن می زند.
مقاله حاضر به بررسی سنجش اعتماد اجتماعی و ابعاد آن در بین مردم شهر بندرعباس وعوامل موثر برآن می پردازد. به منظور بررسی اعتماداجتماعی در شهر بندرعباس، 295 نفر از افراد بالای 15 سال ساکن شهر بندرعباس اعم از (زن و مرد) به روش نمونه گیری خوشه ای متناسب و تصادفی ساده انتخاب شدند. این تحقیق به روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه انجام گرفته است و داده های حاصل از پرسشنامه با استفاده از روش های آماری در دوبخش آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد توصیف و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
بر اساس نتایج تحقیق، میانگین اعتماداجتماعی در بین ساکنان شهر بندرعباس در حد متوسط وکمتر ازآن است. نتایج تحقیق، حاکی از وجود رابطه معنی دار بین متغیرهای سن،میزان تحصیلات ، احساس تعلق جمعی و پایبندی دینی با میزان اعتماد اجتماعی می باشد. بین نوع شغل و میزان درآمد با میزان اعتماد اجتماعی رابطه معنی داری وجود نداشت و نیز تفاوت معنی داری در بین دو گروه جنسیت زنان و مردان با میزان اعتماد اجتماعی وجود نداشت. وضعیت تاهل نیز رابطه معنی داری با اعتماد اجتماعی نشان داد ومیزان اعتماد اجتماعی دربین افراد متاهل بیشتر از مجرد است.
به گفته بسیاری از اندیشمندان، مهمترین عاملی که چهرة قرن بیست و یکم و شیوة زندگی فرزندان ما را تعیین خواهد کرد، فناوری است که به ویژه در زمینه ارتباطات در صدد است تا جهانی متفاوت با آنچه که میشناسیم بنا کند. پیشگامان دنیای آینده مدتهاست که به زندگی ما راه یافتهاند و ماهوارههای بینالمللی که برنامههای آنها به طور مستقیم از طریق گیرندههای خانگی دریافت خواهد شد نیز در راهند. دگرگونی مهمی که در پی این اتفاق رخ خواهد داد، به ویژه در کشورهای جهان سوم چنان اهمیت دارد که نه فقط دولتمردان بلکه همه ما باید به آن بیندیشیم.
امواج ماهوارهای با قانون، مقررات و ابزار رسانهای موجود قابل کنترل نیست. بنابراین، سیاست استفادة صحیح از آن باید مدنظر مدیران و برنامهریزان جوامع از جمله مدیران و برنامهریزان کشور ما باشد.
بی تردید زن رکن اساسی خانواده است. اگر پزشک و روانشناس و جامعه شناس، برای بهبود وضعیت جامعه تلاش می کنند، یک معلم به ویژه اگر زن باشد کجا می تواند نقش آفرینی کند؟ سروده های حماسی ایلیاد هومر، حماسه های ملی چین و ژاپن، گاتاهای زرتشت، مزامیر داود و قصاید سلیمان و وِداها و اوپانیشادهای هندی، کهن ترین آثار مکتوب بشری هستند. رسالت این متون، از دیر باز گشودن روزنه های شناخت به روی انسان و راهی مطمئن جهت برقراری ارتباط میان آنان بوده است. مارکوس لوکانوس، از شعرای روم قدیم ، در باره ی شعر گفته است: ای نیروی مدهش و شگفت آور الهی...ای شعر! تنها تو می توانی همه را از چنگال مرگ نجات دهی! به خاطر همین نیروی شگفت است که در طول تاریخ ادبای بسیاری در رشته های مختلف اعم از پزشکی و فیزیک و غیره خالق ادبیات شده اند. امروزه منتقدان بسیاری معتقدند که ادبیات، تعادل روانی خواننده و جامعه را برقرار می سازد. سازمان جهانی یونسکو هر ساله برنامه هایی با عنوان ادبیات درمانی، تدارک می بیند. با پیچیدگی های زندگی انسان معاصر و توجه به جایگاه های بالای مدیریتی زنان در جهان، می توان نسخه ی درمانی قابل اطمینانی برای جامعه ی بیمار جهانی نوشت. بایستی با برقراری ارتباط بیشتر میان زنان و اقشار مختلف جامعه، با ادبیات و با به کارگیری توان بالای ارتباطی زنان، جامعه را به سمت آرامش سوق داد. پیشگامی زنان در این فراخوانی، کم هزینه ترین، ساده ترین و در دسترس ترین نسخه ی درمان بیماری جامعه ی جهانی است. اگر جامعه ی جهانی بتواند به این مهم دست یابد، به آرامش و شکوفایی وامنیت انسان دست یافت.
امروزه رسانههای گروهی نقش اساسی و مهمی را در شکل دادن به حیات ملتها ایفا میکنند و ازجمله عوامل موثر در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع و مخصوصا کشورهای درحال توسعه بهشمار میآیند.
اما به رغم کارکردهای مثبت رسانهها، متاسفانه امروزه کشورهای سلطهجو با نفوذ در عرصههای گوناگون نظام ارتباطی و رسانهای، تمایلات و خواستههای نامشروع خود را به مخاطبان جهان سوم تحمیل میکنند.
از یک سو شبکههای وسیع خبررسانی که عمدتا در اختیار مجموعههای سیاسی و اقتصادی غرب قرار دارند با ارسال اخبار و اطلاعات تحریف شده و مغرضانه، افکار عمومی جهان سوم را گمراه میکننند و ازسوی دیگر، با برنامههای تلویزیونی و سینمایی جذاب، به القاء اطلاعات و باورهای نادرست درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به مخاطبان جهان سوم میپردازند.
در مقاله حاضر تلاش شده است جنبههای مختلف این جریان و علل آن بررسی شود.