حجاب به عنوان هنجار اجتماعی، یکی از مهم ترین دستورات دینی در حوزه عمومی و جامعه است. این امر دینی در جمهوری اسلامی به عنوان قانون فرض شده است. در سال های اخیر نمونه هایی از کم حجابی در جامعه دیده شده است. این نوشتار، به دنبال آن است تا با استفاده از روش تحقیق رویش نظریه که روشی کیفی محسوب می شود، به دلایل کنش کم حجابی بپردازد. در این راستا، با ۲۹ خانمِ کم حجاب مشهدی مصاحبه صورت گرفته است و پس از فرایند کدگذاری، دو دسته تیپ بندی مربوط به میزان رعایت حجاب شرعی و همچنین نگرش آنان به حجاب به دست آمده است؛ سپس دلایل زنان برای کم حجابی کشف شده است. به صورت کلی، زنان کم حجاب مشهدی در یک فرایند تشدید شونده از تأثیرات اجتماعی و کم اهمیت شدن حجاب در ذهن آنان، حجاب خود را به شکل ناقص رعایت می کردند. آنان عموماً حجاب را فاقد کارکردهای اجتماعی و فردی می دانستند. از طرف دیگر، تلقی شان از جامعه این بود که به سمت کم حجابی می رود، بنابراین در جهت همرنگ شدن با جامعه عمل می کنند.
"برتراند بادی ، استاد موسسه مطالعات سیاسی پاریس آثار متعددی در زمینه نظام بین الملی * تالیف کدره است . او بتازگی دست به انتشار کتابی تحت عنوان ( دولت وارداتی ) ( نشر فایارد ) زده که در آن به اثرات سوء تسلط سیاسی غرب بر کشورهای جنوب پرداخته است . وی بیان می کند که نگرفتن پیوند الگوهای غربی در این کشورها ، ریشه آشفتگی های عدیده اجتماعی و عامل بی نظمی و اغتشاش در روابط بین المللی است.
"
مشارکت شهروندان در امور جامعه و کیفیت مشارکت آنان، نوعی ضرورت اجتماعی و از شاخص های مهم پیشرفت و نشانه توسعه یافتگی کشورهاست که به صورت سازهای اجتماعی مبتنی بر بسترهای اجتماعی و فرهنگی جامعه همراه با تنوع فرهنگها، معانی مختلفی را در جامعه شکل می دهد. این پژوهش با هدف تحلیل ساختاری فرهنگ شهروندی و تأثیر آن بر اجرای حقوق و تکالیف شهروندی در میان شهروندان سنندجی، به روش توصیفی و با تکنیک پیمایش انجام پذیرفته است. پرسشنامه محقق ساخته دارای اعتبار و پایایی مناسب به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در میان 400 نفر از شهروندان 18 سال به بالای شهر سنندج توزیع شد. یافته ها نشان داد میانگین نمرات شهروندان سنندجی در نمره نگرش به وضعیت تعلق شهروندی در اجتماع ایرانی پایین تر از میانگین سایر مؤلفه های شهروندی است. در رتبه بعدی نمره میانگین عضویت و حس تعلق به اجتماع ایرانی (سنجش تعلق عینی شهروندی) قرار دارد که به تبعیت از وضعیت ذهنی این بعد نیز پایین تر از متوسط بوده و حکایت از آن دارد که شهروندان سنندجی عمدتاً و در درجه اول خود را متعلق به اجتماع محلی دانسته و سپس اجتماع ایرانی را مهم به شمار می آورند. یافته ها تحلیلی مطالعه نیز نشان می دهد که متغیرهای مستقل مسئولیت پذیری و مشارکت، هویت اجتماعی، قانون مندی و آموزش شهروندی اثر مستقیم و معناداری بر فرهنگ شهروندی شهروندان سنندج داشته اند و همچنین خود فرهنگ شهروندی اثر معناداری بر رعایت حقوق شهروندی و انجام تکالیف شهروندی داشته است.
نظریه ادراکات اعتباری، از مهمترین زوایای فلسفه اسلامی است که ارائه نظام مند آن به ابداع علامه طباطبایی، صورت گرفت. اهمیت این نظریه در نظام فلسفی علامه طباطبایی آنقدر زیاد است که در اکثر قریب به اتفاق آثار ایشان، اشاره ای موجز یا مبسوط به آن شده است. این نظریه با تمایزی که میان ادراکات حقیقی و اعتباری قائل می شود، از یک سو علوم حقیقی را از گزند خطاهای معرفت شناسانه حفظ می کند و از دیگر سو خلأ تئوریکی که میان ذخائر غنی فلسفه اسلامی و علوم اجتماعی کاربردی شکل گرفته را پُر می نماید. از این رو، می تواند تأثیر عمیقی بر حوزه های گوناگون علوم انسانی و علوم اجتماعی بگذارد. پیوند اعتباریات با حقایق، از مهمترین اجزای این نظریه است که تمایز جدی آن با رویکردهای اثبات گرا و معناگرا را نشان می دهد. تبیینی که علامه در آثار گوناگون خود از این نظریه داشته اند، زمینه خوبی برای تحلیل و نقادی رویکردهای اثبات گرا و معناگرا فراهم می کند و بَستر تحول در علوم انسانی بر اساس مبانی و مبادی حکمت اسلامی را فراهم می آورد.
زمینه و هدف: نیروی انتظامی یکی از سازمان هایی است که عملکرد آن بر بهبود همه ابعاد زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی شهروندان تأثیر چشم گیری دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش های عملی دانش آموختگان دوره 21 کارشناسی ارشد رشته فرماندهی و مدیریت دانشکده فرماندهی و ستاد دانشگاه علوم انتظامی امین بر عملکرد مدیریتی آنان است. روش: این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی بوده که با استفاده از روش تحقیق توصیفی– تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری شامل تمام دانش آموختگان دوره 21 کارشناسی ارشد فرماندهی و مدیریت و فرماندهان و مدیران مستقیم آنان به تعداد 96 نفر بوده که از روش نمونه گیری تمام شمار استفاده شده است. در این پژوهش پس از شناسایی متغیرهای تحقیق با استفاده از دو پرسش نامه «ویژه دانش آموختگان» و «ویژه فرماندهان»، اطلاعات موردنیاز جمع آوری شد. یافته ها: با ورود داده های موردنیاز به محیط نرم افزار «اس.پی.اس.اس» و با استفاده از آزمون های آماری مربوطه، به تحلیل داده های گردآوری شده پرداخته شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که تأثیر آموزش های عملی بر دانش حرفه ای دانشجویان 905/3، بر بینش حرفه ای دانشجویان 8895/3 و بر مهارت حرفه ای دانشجویان 86684/3 بوده است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل داده ها بیانگر آن است که آموزش های عملی دافوس در هر سه بعد ارتقاء دانش حرفه ای، بینش حرفه ای و مهارت حرفه ای دانش آموختگان موثر هستند، ولی این آموزش ها بیشترین تأثیر را بر ارتقاء دانش حرفه ای دانشجویان داشته است. نتایج کلی حاصل از تحقیق نشان داد که آموزش های عملی ارائه شده به دانشجویان بر عملکرد مدیریتی آنان تأثیر معنا داری دارد