این پژوهش با هدف «مطالعه کیفی انتقال فرهنگ دینی از طریق خانواده به فرزندان دهه 80-60» انجام شده است. این مطالعه با پذیرش این پیش فرض که فرهنگ دینی به مثابه امری متغیر که در طول چند دهه اخیر با تغییرات اساسی روبرو بوده به شناسایی و تفسیر انتقال فرهنگ دینی از سوی خانواده ها به فرزندان پرداخته است. بدین منظور با مروری بر مطالعات پیشین، در قالب رویکرد تفسیری و با استفاده از روش پژوهش کیفی و انتخاب تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته به عنوان تکنیک پژوهش اطلاعات جمع آوری شد. جامعه آماری شامل متولدین دهه 60 تا 80 شهر تهران است که با 32 نفر به اشباع نظری رسید. یافته های پژوهش بیانگر آن است که در نسل های دهه 80-60 ، فرهنگ دینی که در قالب اعتقادات، باورها، مناسک و عواطف مورد بررسی قرار گرفته است به امری فردی، شخصی، کمتر الزامی، آزادانه و مبتنی بر تعقل و خردورزی تبدیل شده است؛ همچنین انتقال فرهنگ دینی تاثیرپذیری کم تری از نهادهای رسمی دینی و اجباری دارد. در بعد اعتقادی انتقال فرهنگ دینی، خانواده ها موفقیت نسبی داشته و توانسته اند فرهنگ دینی را نهادینه سازند. هم چنین در بعد پیامدی، هنوز دین به مثابه یک امر دینی، نقش بازدارنده ای در پیشگیری از آسیب های فردی و اجتماعی دارد.
رسانه ها، بویژه شبکه های تلویزیونی در قالب برنامه های متعدد مخصوصا سریال های تلویزیونی همواره درصدد هستند تا الگوهای مختلف سبک زندگی را ترویج نمایند. در این تحقیق، شبکه های ماهواره ای من و تو و جم به عنوان مهم ترین شبکه ها با کارکرد ترویج سبک زندگی انتخاب و با روش تحلیل محتوای کمی و با بهره گیری از آزمون کای اسکوئر الگوی ارائه شده در آنها تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان می دهد، در شبکه های مورد مطالعه، در قلمرو موضوعی فرد و خانواده، فرهنگی، اجتماعی و دینی شبکه «من و تو» به ترتیب با فراوانی 300، 1103، 256 و 38 بیشتر از شبکه جم به به تولید و پخش برنامه پرداخته است. شبکه های مورد بررسی بیشترین تولیدات خود را به حوزه فرهنگی و کمترین را به حوزه دینی اختصاص داده اند. به طوری که «الگوی خرید و مصرف» و «اوقات فراغت» از مولفه های سبک زندگی در حوزه فرهنگی، به ترتیب دارای بالاترین درصد فراوانی هستند و مقوله ی «پوشش و آرایش» دارای بالاترین میزان فراوانی است. در قلمرو موضوعات فرهنگی مولفه های تنوع طلبی، سرگرمی و تفریح بیش از دیگر مولفه های سبک زندگی در امر برنامه سازی دارای اهمیت است. این برنامه ها به ارائه الگوهای مدرن غربی در مدیریت خرید و مصرف فرد و جامعه با تاکید بر اشاعه نوع و میزان پوشش و آرایش، تشویق و ترغیب مخاطبان (به ویژه زنان) به عریانی و پوشش های نیمه عریان می پردازند که نشان دهنده تلاش این شبکه ها برای اشاعه عریانی در جامعه ایران به عنوان الگوی صحیح سبک زندگی است.
معمولاً عرفان را نوعی خلوت گزینی و دوری جستن از مردم می دانند، اما در این نوشتار با بررسی تعاریف و تعلیمات عرفانی، روشن می شود که این برداشت به طور کامل، درست نیست. حداقل در برخی مراحل عرفان اسلامی، حضور در جامعه برای عارف، موضوعیت می یابد. این پژوهش، با هدف ارائه تصویری از عرفان اجتماعی، به ارزیابی مؤلفه های حضور عارف در جامعه و عمل اجتماعی او می پردازد و ضمن بررسی مباحث عرفان نظری و شواهد تاریخی در این زمینه، روشن می سازد که حضور اجتماعی سالک، در صورت برخورداری از پشتوانه علم به مضارّ و منافع خلق و بر عهده گرفتن مسئولیت هدایت و ایصال آنها به سوی حق، مرحله ای از سلوک وی است که با تأیید الهی همراه خواهد بود. بنابراین، نادیده گرفتن سلوک اجتماعی عارف و بسنده کردن به دو سفر ابتدایی از اسفار اربعه، به معنای این است که بخش بزرگی از سیر عرفانی سالک، مورد غفلت واقع شده است. با بررسی منازل عرفانی «خلق»، «فتوت» و «بسط» در منازل السائرین خواجه عبداله انصاری روشن می شود که مسئله علمِ الزام آور و مسئولیت تعهدساز عارف در اجتماع، در متون اولیه عرفان اسلامی مورد عنایت بوده است.
پژوهش حاضر باهدف تحلیل محتوای بازی های رایانه ای آموزشی بر اساس اصول و استانداردهای عمومی طراحی بازی است. سؤالات اساس این پژوهش عبارت اند از: 1. آیا بازی های رایانه ای آموزشی تولیدشده بر اساس استانداردهای طراحی بازی های رایانه ای جدی ساخته شده اند؟ 2. آیا بازی های رایانه ای آموزشی تولیدشده با عناصر و اصول عمومی طراحی بازی مطابقت دارند؟ روش پژوهش، توصیفی و از نوع تحلیل محتواست. جامعه آماری این پژوهش تمام بازی های رایانه ای آموزشی تولیدشده می باشد. جهت انتخاب نمونه از نمونه گیری در دسترس استفاده شده است و به این ترتیب 9 بازی رایانه ای آموزشی انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها شامل یک چک لیست محقق ساخته می باشد. برای محاسبه ضریب پایایی در این پژوهش از روش ضریب پایایی مرکب استفاده شد و توافق 94/0 به دست آمد. این چک لیست دربرگیرنده مقیاس پنج درجه ای لیکرت است و داده ها با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که همه بازی های مورد بررسی از نظر دارا بودن اصول و همچنین استانداردها در وضعیت نسبتاً مطلوب (متوسط) قرار دارند.
در دنیای امروز تمام ابعاد حیات سازمان ها دستخوش تغییر و تحول شده است اغلب صاحب نظران و نویسندگان معتقدند که سازمان ها درست مانند انسان ها دارای شخصیت و موقعیت هستند و از آن جایی که مدیران برای حفظ و بقای سازمان هایشان تلاش می کنند بنابراین به دنبال آن می باشند تا از طریق یک فرهنگ سازمانی قوی، سرآمد و ممتاز به عنوان سازمان هایی با انعطاف بالا و خلاق معرفی شوند و به سمت نوآوری و کیفیت در رقابت برتر حرکت کنند می توان گفت فرهنگ سازمانی عاملی مهم در رسیدن به توسعه است. این پژوهش نظر روش کیفی است که در ابتدا از روش فراترکیب (متاسنتز) به بررسی و تحلیل منابع مرتبط بافرهنگ پرداخته و سپس با استفاده از تکنیک مدلسازی ساختاری مدل آن طراحی شده است. به منظور خوشه بندی ابعاد فرهنگ نیز از روش MICMAC استفاده شده است. یافته ها نشان داد که چنانچه در مدل ساختاری پژوهش مشاهده می شود الگوی فرهنگ دارای 7 بعد اصلی می باشد که در 6 سطح طبقه بندی شده است سطح بندی مذکور نشان می دهد که از بین ابعاد ساختار سازمانی و مأموریت دارای بیشترین قدرت نفوذ و بعد سازگاری و بعد از آن خلاقیت دارای بیشترین وابستگی هستند
شهروندگرایی فراملی در مفهوم جدید خود، در پی تامین رضایت حداکثری شهروندان است. از این رو، این الگو به نظام های دمکراتیکی تعلق دارد که مشارکت شهروندان و مدیریت پاسخگوی شهری جزء مولفه های اصلی آنها به شمار می آید. واکاوی نقش شهروندگرایی فراملی بر حاکمیت دولت های محلی، توجه به دگردیسی این مفهوم، مفهوم شناسی دولت های محلی و مولفه های آن، رابطه این دولت ها با دولت مرکزی، مفهوم شناسی شهروندگرایی فراملی و مولفه های اصلی آن و تفاوت آن با مشتری مداری را ضروری می سازد. استدلال ها بر تاثیر شهروندگرایی فراملی بر حاکمیت دولت های محلی از رهگذر بررسی نظری و جامعه شناختی الگوی شهروندگرایی فراملی در فرانسه و ایران انجام می پذیرد. یافته های این پژوهش نشانگر آن است که اولا؛ مشارکت شهروندان تضمینی برای بقای دولت های محلی است. ثانیا؛ دگردیسی در مفهوم حاکمیت تلاش دولت های محلی را برای مشارکت بیشتر شهروندان به منظور افزایش و تقویت حاکمیت خود موجب می شود. و در نهایت؛ شهروندگرایی فراملی می تواند به تقویت حاکمیت دولت های محلی رهنمون گردد.
برون گرایی از مهم ترین ارکان اقتصاد مقاومتی است که به روابط اقتصادی بین المللی کشور ها با یکدیگر مربوط می شود. راهبرد برون گرایی از این منظر که زمینه های دستیابی به قوام اقتصادی را در خود دارد و آن را از اهداف خود می داند از اهمیت بالایی برخوردار است. تقویت ساخت درونی اقتصاد و بهره جستن از مزایای اقتصادی حاصل از روابط بین الملل به نحوی که اولاً منافع ملی تأمین شود و ثانیاً کشور را در برابر تکانه های اقتصادی داخلی و خارجی حفظ نماید نیازمند شناسایی مؤلفه هایی است که بیان گر ابعاد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حقوقی-قانونی راهبرد برون گرایی است. در این مقاله با تأکید بر مؤلفه های فرهنگی راهبرد برون گرایی، گردآوری داده های موردنیاز با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای و اسنادی صورت پذیرفته و با استفاده از روش تحلیلی-استنباطی سعی شده است از میان ادبیات اقتصاد بین الملل، به خصوص بازاریابی بین المللی و همچنین اقتصاد مقاومتی، مؤلفه های فرهنگی راهبرد برون گرایی شناسایی گردد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تکنولوژی و فرهنگ مادی، نهاد های اجتماعی از قبیل خانواده، کار و تفریح و همچنین آموزش و تحصیلات، ارزش ها و مذهب، آداب ورسوم، انگیزه ها و رفتار ها، رسانه و تبلیغات، زبان، زیبایی شناسی و نهایتاً گردشگری از جمله مؤلفه های فرهنگی هستند که توجه به آن ها در طراحی راهبرد برون گرایی در چارچوب اقتصاد مقاومتی ضروری است.
پژوهش حاضر به بررسی وضعیت حمایت اجتماعی بیماران مبتلا به دیابت شهر یزد و رابطه آن با سرمایه اجتماعی پرداخته است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است که به شیوه مقطعی بر روی 245 بیمار دیابتی مراجعه کننده به مرکز تحقیقات درمانی دیابت یزد انجام شده است. نمونه پژوهش به روش تصادفی از میان بیماران مراجعه کننده به این مرکز انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده چندبعدی ( MSPSS ) زیمت و همکاران (1988) و سرمایه اجتماعی محقق ساخته است. داده ها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 20 و با کمک آزمون های آمار توصیفی، جدول توزیع فراوانی و آزمون های آماری (آزمون t ، ضریب همبستگی پیرسون) تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد میانگین حمایت اجتماعی در بین بیماران مبتلا به دیابت در شهر یزد بالاتر از حد متوسط است و میانگین شاخص سرمایه اجتماعی در حد متوسط است. ضریب همبستگی پیرسون میزان حمایت اجتماعی و ابعاد سرمایه اجتماعی عبارت است از: اعتماد اجتماعی (218/0 = r )، هنجار اجتماعی (184/0 = r )، شبکه اجتماعی (277/0 = r ) که به لحاظ آماری معنادار بودند. نتایج نشان می دهد که بین میزان حمایت اجتماعی و ابعاد سرمایه اجتماعی رابطه معنی دار و مستقیمی وجود دارد و با افزایش سرمایه اجتماعی، حمایت اجتماعی افزایش می یابد.
شهرهای مرزی ایران در دهه های اخیر به دلیل رونق تجارت غیررسمی و افزایش میزان گردشگران تغییرات زیادی را داشته اند که بر پایداری این گونه شهرها تأثیر بسیار زیادی گذاشته است. در شهر بانه بیشتر اشتغال غیررسمی تنها در محدوده کوچکی از شهر رخ می دهد تمرکز فعالیت ها که اغلب کالاها را با کیفیت مناسب و با قیمت بسیار پایین در اختیار مشتریان قرار می دهد باعث شده سالانه میلیون ها نفر به این شهر هشتادهزارنفری جهت خریدوفروش روانه شوند. در این پژوهش تلاش می گردد اثرات اشتغال غیررسمی بر پایداری اجتماعی شهر بانه و خصوصاً محدوده تمرکز این فعالیت ها مورد بررسی قرار گیرد. روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی - تحلیلی بوده و روش گرداوری اطلاعات با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی، مصاحبه و توزیع پرسشنامه می باشد. در تحلیل آماری از روش مقایسه میانگین ها در دو محدوده مورد مطالعه از آزمون من ویتنی و آزمون T-test استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که در پایداری اجتماعی اختلاف معنی داری در محدوده مرکزی و محدوده پیرامونی وجود دارد (0.043)Sig= و با توجه به آن که میانگین محدوده پیرامونی 3.226 و محدوده مرکزی 2.691 می باشد، بنابراین نتایج تحقیق نشان می دهد که به دلیل تمرکز اشتغال غیررسمی، در محدوده مرکزی به نسبت محدوده پیرامونی ناپایداری اجتماعی شدیدتر می باشد. با توجه به نتایج تحقیق راهکارهایی جهت کاهش اثرات منفی تجارت غیررسمی بر شهر بانه و محدوده تمرکز فعالیت ها ارائه شد که از مهم ترین آن می توان به جلوگیری از قاچاق کالا، سرمایه گذاری در سایر پتانسیل های شهر، ایجاد اشتغال و تدوین قوانین جهت جلوگیری از ساخت مجتمع های تجاری و تمرکز فعالیت ها در مرکز شهر بانه اشاره کرد.
تقاطع یافتگی توضیح می دهد که نظام های سلطه همچون نظام طبقاتی، جنسیتی، و ملیتی چگونه در هماهنگی با هم عمل و یکدیگر را بازتولید می کنند. در این مقاله بر تجربه ستم دیدگی زنان افغانستانی در رابطه با نهاد آموزش تمرکز می کنیم. مردم نگاریِ نهادی روش شناسی مناسبی برای مطالعه تجربه فرودستی است. این مردم نگاری تجربه مردم را در بستر روال های نهادی حاکم مطالعه می کند. این پژوهش با نظر به موقعیت زنان افغانستانی توصیفی از وظایف مادری آنان در قبال آموزش فرزندانشان به دست می دهد. این که زنان افغانستانی که به طور همه جانبه به حاشیه رانده شده اند، چگونه با این گونه وظایف مراقبتی مواجه می شوند از مهم ترین محورهای این پژوهش است. موانع زبانی و بی/کم سوادی در تجربه آنان ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند. فنون اصلی گردآوری داده ها مشاهده و مصاحبه بوده است.
Purpose: The present study aimed to provide a structural model of creative problem solving in the managers of the Islamic Azad University of Tehran based on the decision: evaluation of the mediating role of organizational culture. Methodology: This research was an applied, descriptive-correlational study. The statistical population of this study included all managers of the Islamic Azad University of Tehran in the academic year 1398-1397 that from the mentioned population with a volume of 1300 people, using Krejcie and Morgan table, 297 people were selected by cluster random sampling. The data were collected using the Creative Problem Solving Questionnaire of Basader Managers (1995), Scott and Bruce Decision Making (1995) and Edgarschin (2004) Organizational Culture. Structural equation modeling was used to analyze the data. Findings: The results showed that decision making and organizational culture significantly predict creative problem solving in the managers of Islamic Azad University of Tehran and organizational culture mediates the relationship between decision making and creative problem solving in the managers of Islamic Azad University of Tehran. he does. Conclusion: Decision making and creativity is one of the most central processes in organizations, especially in educational environments and is considered as the main task of managers at all levels.
Purpose: The purpose of this study was to provide a talent management model for staff of Shahed University. Methodology: The methodology of the present study was applied in terms of purpose, qualitative in terms of data, and foundation data in terms of the nature and type of study. The statistical population of the study consisted of academic specialists. Thirty specialists in the field of management were selected using the targeted snowball sampling. The research tool was a semi-structured interview form were set up. Models, findings, studies and theories were first examined, then, the indices were counted by open coding; after the categorization of the central coding, the final form of the interview was sent to 30 field specialists to make selective coding. Findings: The results of the findings showed that the most important category of effective index on the promotion of talent management model is the "excellence" category which includes the indices: career path management, succession and organizational commitment. Subsequently, “recruit" category consists of indices: identification, selection and employment. Finally, the model of indices influencing the talent management model was drafted which included 13 indices in five main categories; "recruit ", " retaining ", "training and development", "performance management" and "excellence." in this model, the mean of each category and order of importance of indices in each category was presented. Conclusion: Applying this template, its dimensions, its components and indicators, enables universities to manage their human resources and, as a compass, change their scientific movement from day to day planning and improve the quality of the university. Provided.
طرد اجتماعی، به معنای واپس زنیِ افراد از جامعه و منابع و فرصت های آن استو افراد کم برخوردار، ازجمله کسانی هستند که در برابر طرد اجتماعی آسیب پذیری بیشتری دارند. بااین وجود، پژوهش هایی که از نگاه خودِ افراد کم برخوردار به پدیده طرد اجتماعی بنگرد، در کشور ما کمتر انجام شده است. پژوهش حاضر با هدف کشف احساسات و تجارب افراد کم برخوردار درباره طرد اجتماعی و شناسایی بیشتر ویژگی های طرد و ارتباط آن با فقر صورت پذیرفته است. بدین منظور، از روش کیفی و ابزار مصاحبه استفاده شده است؛ مصاحبه شوندگان 18 نفر از افراد کم برخوردار شهر مشهد بوده اند و نمونه گیری در این پژوهش، به شیوه نمونه گیری نظری بوده است. داده های حاصل از این مصاحبه ها، با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمون موردنظر براون و کلارک (2006) بررسی و تجزیه وتحلیل شده است. یافته های این پژوهش نمایانگر دو گونه اصلی طرد اجتماعی است؛ طرد تعاملاتی که شامل طرد از خانواده و خویشان و کاهش تعاملات با افراد برخوردار است و طرد از فرصت های اقتصادی- اجتماعی که طرد از منابع مالی (دسترس ناپذیری وام و تسهیلات)، طرد از بازار کار (دسترس ناپذیری شغلی) و عدم حمایت بایسته سازمان ها و نهادهای دولتی را در برمی گیرد.
مطالعه حاضر مفهوم پژوهشگری را از دیدگاه استادان رشته های مختلف موردبررسی قرارداد. به این منظور یک رویکرد ترکیبی متوالی اتخاذ گردید. بخش اول پژوهش با اهداف اکتشافی، روش پدیدارنگاری و مصاحبه با 30 نفر از اعضای هیئت علمی که در رشته های علمی مختلف تدریس و پژوهش می کردند انجام شد. به دنبال آن، به منظور تعمیم نتایج، پژوهش با استفاده از روش توصیفی پیمایشی با نمونه ای120 نفره از اعضای هیئت علمی ادامه یافت. ابزار مورد استفاده مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه محقق ساخته بر اساس نتایج بخش کیفی بود. نتایج بخش کیفی گویای آن بود که پنج الگوی متفاوت از تجربه پژوهشگری استادان دانشگاهی می توان احصا نمودکه عبارت اند از: تحقیق به مثابه مسئولیت حرفه ای، کار هنری، سفر به ناشناخته ها، جورچین و داوری. پژوهشگران همچنین توانستند از داده های بخش کمّی نیز پنج عامل را به شرح ذیل استخراج نمایند که تقریباً با مفاهیم بخش کیفی معادل بودند: کشف حقیقت، گردآوری اطلاعات، حل مسئله، بازکاوی و برداشت نادرست از تحقیق. الگوها و عامل های احصاءشده از مفهوم پژوهشگری در تحقیق حاضر شیوه ای برای درک مشکلات یا عدم تکمیل دروس و دوره های پژوهشی به دلیل عدم تناسب مفاهیم استاد و دانشجو فراهم می کند. ازآنجا که هر الگو، گونه مختلفی از جهت گیری را در ارتباط با فرآورده های پژوهشی در بر دارد، چارچوب تحقیق حاضر ابزاری مفید در مباحث مربوط به بررسی عملکرد پژوهشی اعضای هیئت علمی فراهم می کند. اشارات کاربردی مطرح شده در پژوهش حاضر مبنایی را برای درک برخی پدیده های مرتبط با پژوهش در نظام آموزش عالی ارائه می کند که تاکنون به صورت کامل درک نشده است.
بررسی درس ها و فرامین قرآن در حوزه ارتباطات انسانی به ویژه در زمینه فعالیت های رسانه ای و تعامل رسانه ها با مخاطبان، از جمله مواردی است که کمتر به آن پرداخته شده است و نسخه دقیقی درباره شیوه های رفتاری رسانه وجود ندارد. در تحقیق حاضر تلاش شده است به بیان دستورالعمل قرآن درباره حقیقت گویی و لزوم مراعات دقیق آن در امر ارائه پیام از سوی رسانه ها پرداخته شود.
قرآن همه پیام آورانش را به حق گویی و دوری از خیانت در امانت (پیام) توصیه کرده است و مصلحت اندیشی های بی مورد را درست نمی داند. کلام خدا و همه رسولانش بر حق استوار است و از این آموزه حتی برای رضایت عده ای و همراه شدن آنها با دین خدا، کوتاه نمی آیند. رسانه ها و صاحبانشان نباید به خاطر مصالح شخصی و گروهی و ترس از خدشه دار شدن موقعیت ظاهری اجتماعی سیاسی خود از گفتن حق چشم بپوشند و طبق هوا و هوس مردم یا گروهی خاص سخن بگویند.