جوک ها به منزله خرده فرهنگ های هر جامعه، معانی و مفاهیم اجتماعی گوناگونی را بازنمایی می کنند که نشانگر فضای ذهنی آن جامعه و ویژگی های افراد آن است. در این میان، جوک های جنسیتی نمایشگر نگاه اجتماعی جامعه به مقوله جنسیت هستند. اقبال جامعه ایران به فناوری های نوین تلفن همراه و پیام رسان ها ازجمله، تلگرام از یک سو و کشیده شدن جوک ها به این فضا از سوی دیگر، لزوم بررسی و مطالعه آن را بیشتر از قبل می طلبد. این مقاله با روش کیفی و شیوه مردم نگاری درون شبکه ای و با استفاده از نظریه برساخت گرایی اجتماعی، جوک های مختلف جنسیتی را در پیام رسان تلگرام مقایسه کرده است. نتایج بررسی سه کانال جوک تلگرامی که بعد از فیلترینگ و در تیر ۱۳۹۷ ارزیابی شده است، نشان می دهد ۵۰ درصد کل جوک های این کانال ها را جوک های جنسیتی تشکیل داده و به لحاظ شکلی، بیشترین جوک های جنسیتی مربوط به جوک های کلامی است که جوک های مربوط به زنان در هر سه کانال، تقریباً دو برابر جوک های مردان بوده است. برساخته های جنسیتی برای مردها در جوک ها بیشتر با موضوع جنسی و برای زنان بیشتر با موضوع کلیشه های جنسیتی مانند: «احمق شمردن»، استفاده بی رویه از لوازم آرایش، تمایل به ازدواج، ناتوانی در رانندگی، الزام به انجام کارهای خانه و زودرنجی است که به نوعی بازتعریف نقش اجتماعی زنان در شرایط اجتماعی فعلی است.
در تفکر توینبی (۱۸۸۹-۱۹۷5)، دوران ایستایی جامعه را می توان دوره نا پویایی، سکون و بی تحرکی دانست. اعضای چنین جامعه ای پاسخی در برابر چالش های پیش رو نداشته، حالتی منفعل به خود گرفته و تسلیم شرایط موجود می شوند. به عبارتی، جامعه ایستایی همچون ماد، جامعه ای است که در حالت کلی تا حدودی فاقد مکانیسم های اساسی دگرگون بخش بوده و نوعی راکد بودن و بی حرکتی از شاخصه های آن تلقی می شود. طبق چنین نظریه ای، پیدایش تمدن در ایران باستان نتیجه یک انقلاب و همچنین حرکت جامعه از گذشته ای ایستا به سوی آینده ای پویا تلقی می شود. درهرحال، این مقاله با استفاده از روش تحقیق تاریخی در پی این هدف است که مشخصه های جامعه ماد را پیش از مرحله پویایی با استناد به شواهد موجود موردبررسی قرار داده و تحلیل نماید. رهاورد این پژوهش نشان دادن چگونگی تطبیق یا احتمالاً عدم تطبیق نظریات تمدنی توینبی با بخشی از تاریخ ایران باستان است. درعین حال، تجزیه وتحلیل مشخصات کلی جامعه ایستای ماد با استناد بر حقایق و شواهد تاریخی و این که هرگز جامعه ای همچون ماد به رغم ایستایی به طور مطلق فاقد دگرگونی درونی نبوده، از دیگر دستاوردهای پژوهش حاضر است.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه الگوهای ارتباطی خانواده و سازگاری دانشجویان با دانشگاه با توجه به نقش واسطه ای راهبردهای مقابله با استرس، اجرا شد. پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بهبهان بود. برای انجام پژوهش 523 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و ابزارهای سنجش شامل پرسش نامه الگوهای ارتباطی خانواده، شیوه مقابله با موقعیت های استرس زا و پرسش نامه سازگاری دانشجویان با دانشگاه را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که الگوی گفت و شنود قدرت پیش بینی سازگاری با دانشگاه را به طور مستقیم و معنادار دارد. رابطه راهبرد مسئله مدار با سازگاری با دانشگاه به صورت مثبت و معنی دار و رابطه راهبرد هیجان مدار با سازگاری با دانشگاه به صورت منفی و معنی دار بود. هم چنین، بین الگوهای ارتباطی خانواده با راهبردهای مقابله با استرس رابطه معنی دار به دست آمد. علاوه بر این، الگوهای ارتباطی خانواده توانست از طریق واسطه گری راهبردهای مقابله با استرس، به نحو غیرمستقیم نیز سازگاری با دانشگاه را پیش بینی نماید. در مجموع می توان نتیجه گرفت که الگوی گفت و شنود خانواده از طریق راهبرد مسئله مدار و الگوی هم نوایی از طریق راهبرد هیجان مدار می توانند به ترتیب به صورت مثبت و منفی بر سازگاری دانشجویان با دانشگاه اثر بگذارند.
گسترش چشمگیر سکونت در کلان شهرها در سال های اخیر، مسائل و مشکلات خاصی را در زندگی شهری به وجود آورده است. زندگی شهری الزامات و ویژگی های مختلفی دارد که یکی از مهم ترین آنها توجه به سطح دانش و آگاهی مردم دربارة مسئولیت های شهروندی شان در شهرهاست که در ادبیات امروزی آن را آموزش شهروندی می گویند. روش تحقیق حاضر پیمایش است. جمعیت تحقیق را کلیة شهروندان شهر ساری با ضابطة سنی 18 سال و بالاتر تشکیل داده اند که از میان آنها 437 نفر، با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی، به منزلة جمعیت نمونه، انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد میزان آگاهی شهروندان از ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مسئولیت ها در سطح متوسط است. بیشترین آگاهی به بعد اجتماعی مربوط است و فقط تفاوت جنسیتی در بعد اقتصاد شهر معنادار است؛ به عبارت روشن تر، آگاهی زنان بیشتر از مردان است. ارزیابی مؤلفه های ابعاد حاکی از آن است که بیشترین میزان آگاهی، در بعد اجتماعی، مربوط به لزوم کمک به پیش برد اهداف شهر سالم، پویا و بانشاط؛ در بعد فرهنگی، درباب لزوم احترام به اقوام؛ در بعد اقتصادی، مربوط به لزوم پرداخت عوارض شهری؛ و در بعد سیاسی، مرتبط با لزوم چگونگی انتخاب مقامات شهری است.تطابقیافته های حاصل از ابعاد آگاهی از مسئولیت ها، برحسب متغیرهای زمینه ای معنادار، بر پایین بودن سطح آگاهی جوانان و تفاوت معنادار آن با آگاهی والدین دلالت دارد.
افزایش رقم شاخص امید زندگی، مدیون پیشرفت های علمی در حوزه بهداشت و سلامت بوده است که همگام با توسعه اقتصادی، از کشورهای توسعه یافته، آغاز و به سرعت به کشورهای درحال توسعه سرایت کرد. ازجمله نتایج این پیشرفت ها، افزایش تعداد جمعیت و تغییر ساختار سنی جمعیت کشورها به سمت سالخوردگی است. پدیده سالخوردگی جمعیت، تأثیرات زیادی بر متغیرهای کلان اقتصادی، ازجمله توزیع درآمد خواهد داشت. این مطالعه، به بررسی تأثیر ساختار سنی جمعیت ایران بر توزیع درآمد، طی سال های 1368-1364 می پردازد. نتایج حاصل از تجزیه ضریب جینی هزینه خانوار بر حسب گروه های سنی سرپرست خانوار نشان می دهد، همراه با افزایش سن سرپرست خانوار، نابرابری درآمد بین گروهای سنی و نیز در گروه سالمند (خانوارهای بالای 65 سال) افزایش می یابد. با توجه به اینکه نابرابری توزیع درآمدها، دومین عامل فقر در ایران است، گسترش جمعیت سالمند در دهه های آینده، احتمال پیوستن سالمندان به گروه فقیر را افزایش می دهد. به این ترتیب، حتی اگر دیگر نیروهای تشدیدکننده نابرابری و فقر، مثل تورم، رکود اقتصادی و... متوقف شوند، پدیده رو به رشد جمعیت سالمند، نیروی بالقوه ای برای رشد نابرابری و فقر در کشور است. بنابراین، از منظر رشد، برای اقتصادی که دچار یک الگوی نامتعادل در توزیع درآمدها است و گذار جمعیتی سریعی را تجربه می کند، پدیده سالخوردگی جمعیت می تواند چالش مهمی در سیاست گذاری رشد باشد.
با توجه به افزایش بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان، در این پژوهش ضمن بررسی میزان بروز رفتارهای پرخطر و میزان بیگانگی اجتماعی در بین جوانان شهر مشهد، تأثیر بیگانگی اجتماعی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در بروز رفتارهای پرخطر مورد سنجش قرار گرفته است. در پژوهش حاضر ازنظریه عمومی فشار اگینو، همنشینی افتراقی ساترلند، بازدارندگی اجتماعی هیرشی و گادفردسون و نظریه بیگانگی اجتماعی سیمن به عنوان چارچوب نظری بهره گرفته شد. این پژوهش در قالب یک پیمایش و به صورت مقطعی انجام شد. داده های تحقیق از 384 نفر از جوانان شهر مشهد جمع آوری شد. روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای و ابزار سنجش رفتارهای پرخطر، پرسشنامه خطرپذیری جوانان ایرانی بوده است؛ در این راستا، پایایی و اعتبار مقیاس از طریق آلفای کرونباخ و روایی محتوا تأییدشده است. آلفای کرونباخ، در همه سازه ها بیشتر از 7/0 بوده و داده ها به کمک نرم افزارهای آماری SPSS و Amos تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان داد که رفتارهای پرخطر در بین پسران بیش از دختران بوده اما تفاوت معناداری بین بیگانگی اجتماعی پسران و دختران در شهر مشهد وجود نداشته است. همچنین رابطه سن با رفتارهای پرخطر و بیگانگی اجتماعی معنادار نبود. میانگین رفتارهای پرخطر جوانان مجرد در ابعاد گرایش به الکل، گرایش به خشونت، گرایش به رفتارهای جنسی و گرایش به رانندگی پرخطر بیشتر از متأهلین و میانگین میزان بیگانگی اجتماعی در ابعاد احساس انزوای اجتماعی و احساس تنفر از خود نیز بیشتر از متأهلین بوده است. نتایج نشان داد که بین بیگانگی اجتماعی و ابعاد آن با رفتارهای پرخطر و ابعاد آن رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد، به عبارت دیگر با افزایش میزان بیگانگی اجتماعی، ارتکاب رفتارهای پرخطر نیز افزایش می یابد.
در راستای تحریک اتحاد و حفظ وفاداری میان افراد در گروه های مختلف، تقویت سرمایه اجتماعی درون گروهی امری ضروری است. هدف از پژوهش حاضر تحلیل سرمایه مذکور به منظور توسعه پایدار روستایی در روستای رستم آباد علی چارک از توابع شهرستان ریگان استان کرمان است که در آن توانمندسازی جوامع محلی عملیاتی شده است. جامعه آماری در این مطالعه اعضای گروه های توسعه روستایی است که 149 نفر در غالب 9 گروه را شامل می شود. در این تحقیق میزان روابط اعتماد و مشارکت در شبکه ذی نفعان با استفاده از پرسشنامه های تحلیل شبکه ای و براساس مشاهده مستقیم و مصاحبه با تمام کنشگران، همچنین توجه به سنجش شاخص های سطح کلان شبکه مانند تراکم، دوسویگی، انتقال یافتگی و میانگین فاصله ژئودزیک در دو مرحله قبل و بعد از اجرای پروژه بررسی شده و بیانگر میزان اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی متوسط پیش از اجرای پروژه توانمندسازی جوامع محلی است. پس از اجرای این پروژه میزان این شاخص ها افزایش پیدا کرده و به حد مطلوبی رسیده است. سرعت گردش و تبادل اعتماد و مشارکت بین افراد پس از اجرای طرح در مقایسه با قبل از اجرای آن افزایش یافته و اجرای طرح، اتحاد و همبستگی بین افراد را بیشتر کرده است؛ از این رو اجرای این پروژه میزان اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی را افزایش داده و درنتیجه بسترهای اجتماعی مورد نیاز برای تحقق مطلوب توسعه پایدار روستایی را فراهم کرده است.
جامعه ایران در سده اخیر شاهد دگرگونی های اجتماعی و سیاسی گوناگونی از جمله تغییر در نقش و پایگاه زنان و تحولات خانواده بوده است. این مقاله رابطه این دو تحول، یعنی مدرن شدن زنان (مدرنیت عینی و مدرنیت ذهنی) و تحول شیوه های صمیمیت را در شهر تبریز، طی سه نسل اخیر بررسی می کند. منظور از مدرنیت عینی، حضور فرد در فضاهای مدرن و مصرف محصولات جدید است. مدرنیت ذهنی نیز به خصلت های انگیزشی، نگرشی و رفتاری افراد برای انطباق با شرایط جدید گفته می شود. هدف از انجام دادن این پژوهش، شناخت مسیر دگرگونی صمیمیت زناشویی و عوامل مؤثر بر آن است. جامعه آماری شامل همه زنان متأهل شهر تبریز است که نمونه 997 نفری از آنان در قالب سه نسل بررسی شد. متغیرهای مستقل شامل نسل، تحصیلات، طبقه اجتماعی، مدرنیت عینی و مدرنیت ذهنی هستند. متغیر وابسته (صمیمیت) با تحلیل رگرسیونی و به وسیله نرم افزار Amos Graphics آزموده شد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد چهار متغیر مدرنیت ذهنی، مدرنیت عینی، طبقه اجتماعی و نسل، برخلاف متغیر تحصیلات، بر متغیر صمیمیت تأثیرگذارند. نتایج آزمون مدل نیز نشان می دهد داده های تجربی، مدل نظری پژوهش را تأیید می کنند. با اتکا به یافته های این پژوهش می توان گفت شیوه های صمیمیت در سه نسل مورد بررسی دگرگون شده و مدرن شدن زنان نقشی مهم در این دگرگونی داشته است.
گردشگری از دیرباز به عناوین مختلف مورد توجه ادیان و آموزه های دینی بوده است و در عمده ادیان جهان در خصوص سفر، گردش، سیر و سیاحت سخنانی آموزنده در قالب وحی یا اسطوره سخن به میان آمده است. در همین راستا این پژوهش به منظور سنجش نگرش پیروان ادیان توحیدی در مورد توسعه گردشگری پایدار شهر اصفهان به روش کمی انجام شده است که با اتکا بر رویکردهای نظری موجود در ارتباط با نگرش پیروان ادیان توحیدی پرسشنامه ای مشتمل بر 114 پرسش 5 گزینه ای انجام شده و سپس این پرسشنامه بر طبق فرمول کوکران 384 نمونه مشخص شد که با توجه به حجم میلیونی تعداد مسلمانان در اصفهان در مقابل جمعیت چند صد تا چند هزار نفری مسیحیان، یهودیان و زرتشتی ها، فرمول کوکران تعداد آنها را در نمونه آماری لحاظ نمی نمود، لذا به کمک روش لگاریتمی حجم نمونه تعداد 951 مشخص شد که به جهت جلوگیری از خطاهای احتمالی و افزایش دقت 980 نمونه آماری مورد تحقیق پیمایش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که میان «نگرش پیروان ادیان توحیدی برساخته از آموزه های کتب مقدس» و «نوع دین ایشان» در مورد توسعه گردشگری پایدار شهر اصفهان تفاوت معناداری وجود دارد. در کل نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان می دهد، مناسب ترین مدل برای پیش بینی توسعه گردشگری پایدار برای پاسخگویان «متدین به ادیان چهارگانه توحیدی» در شهر اصفهان متغییرهای: مناسکی، اعتقادی و پیامدی است که معادله آن نشان می دهد که 4/13 درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای سه گانه فوق (متغیرهای مستقل) تبیین می شود.
دیجیتالی شدن سبک های نوین زندگی را به جزئی اساسی و جدایی ناپذیر از زندگی انسان تبدیل کرده است. ارتقاء سطح سواد رسانه ای در جامعه ایرانی به ویژه برای خانواده هادر جهت آگاه سازی فرزندانشان در استفاده از فضای سایبر، یک نیاز و ضرورت برای فرهنگ، سیاست و امنیت ملی محسوب می شود. به همین دلیل پژوهشگر،سعی داردتامطالب ویافته هایی راجهت ارتقای والدگری رسانه ای در خانواده جهت مدیریت مصرف صحیح رسانه ای فرزندان فراهم آورد.در این تحقیق سوال اصلی پژوهشگر"مقوله های موثر درسبک زندگی رسانه ای خانواده هادراستفاده ازفضای مجازی کدام است؟روش تحقیق از نوع تلفیقی (کیفی- کمی) است. درمدیریت مصرف فضای مجازی از نظریه الیزابت تامن و سه لایه بودن پیام رسانه ای و نظریه هاودیدگاههایی درزمینه شیوه های فرزندپروری از جمله نظریه بامرینداستفاده شده است. نتایج نشان می دهد مولفه ها و ابعاد موثر در سبک زندگی رسانه ای والدین در 3 بعد اصلی آموزش(با 6 مفهوم اصلی و 43 زیر مفهوم) که به «والدگری رسانه ای» و شیوه های تربیتی در آن اشاره داشته، بعد ارتباط موثر(با 3 مفهوم اصلی و 15 زیر مفهوم)که به «تعامل و گفتگو» بعد جامعه پذیری رسانه ای( با 3 مفهوم اصلی و 12 زیر مفهوم) به «هویت والدینی» می پردازد.
شاید زمانی که یوگنی زامیاتین و جورج اورول، رمان های «ما » و«1984» را در اعتراض به سیطره فاشیسم و توتالیتاریسم نوشتند و از فجایع قرن مخوف بیستم در قالب داستان و به زبان استعاره و ایهام، پرده برداشتند، هیچگاه تصور نمی کردند تنها اندک سال هایی بعد، اینبار عصر فردیت نئولیبرالی در زمانه جامعه اتمیزه شده بر جان و جهانِ آدمیان امروزین آوار شود. اگر تجربه آغاز و میانه قرن بیستم، تجربه بلشویسم، فاشیسم، نازیسم و جنگ های جهانی و ... بود، امروز همه آن تمامیت خواهی، شکل جهانِ سرد و انزواطلبانه نهیلیستی را به خود گرفته است.
خانواده، نظام ارتباطی پیچیده و درهم تنیده ای است که تعاملات متقابل اعضاء با یک دیگر، روابط را شکل می دهد. ارتباطات سالم، برای پرورش یک خانواده بسیار حیاتی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر نقش میانجی مثلث سازی در رابطه بین خصومت آشکار والدین و مشکلات رفتاری نوجوانان می باشد. بدین منظور، 900 نفر (450 دختر و 450 مادر) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. پرسش نامه های مثلث سازی از نظر نوجوانان، مثلث سازی از نظر والدین و پرسش نامه های خصومت آشکار اولری پورتر و فرم خودگزارشی جوانان (YRS) برگرفته از نظام سنجش مبتنی بر تجربه آشنباخ، توسط شرکت کنندگان تکمیل شدند. داده ها، به روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شد. اثر واسطه ای مثلث سازی (از نظر نوجوان و از نظر والدین) در رابطه خصومت آشکار والدین و مشکلات درونی سازی به طور کامل دیده نشد؛ هرچند مثلث سازی، اثر واسطه ای جزئی خود را در رابطه نشان داد. نیاز است که هنگام بروز مشکلات زناشویی، نوجوانان خود را از اختلافات آن ها دور نگه داشته و بتوانند احساسات و هیجانات خود را به شکل مناسبی مدیریت کنند، تا کم تر درگیر تنش های والدین شان شوند .
گسترش حاشیه نشینی در قرن گذشته و قرن اخیر از معضلات مهم شهرهای بزرگ جهان، بخصوص در کشورهای در حال توسعه است، که پیامدهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی متعددی به دنبال داشته است. حاشیه نشینان دارای وضعیت اجتماعی و اقتصادی نامناسبی بوده و به ندرت جذب ساختارهای مدرن شهری می شوند. این پژوهش با هدف مطالعه ی اثر سکونت، در سکونت گاه های حاشیه ای شهری بر انحرافات اجتماعی شهروندان ساکن در شهر سنندج در شهرک نایسر انجام شده است. روش پژوهش حاضر از نظر نوع کاربردی و توسعه ای و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی است. این مطالعه از تکنیک پیمایش بهره برده است و پرسشنامه ی محقق ساخته مبتنی بر روایی و پایایی مناسب و با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در میان پاسخگویان توزیع گردیده است. نتایج نشان داد که نظام ارزشی شهروندان که شامل ارزش های مذهبی و فرهنگی است با ضریب (35/0-) اثر معکوس و معناداری بر میزان انحرافات اجتماعی دارد و پایگاه اجتماعی- اقتصادی و ساختار قدرت، در خانواده هر کدام با ضرایب (15/0) و (30/0) اثر معناداری بر میزان انحرافات اجتماعی دارند.
هدف این مقاله توصیف دین داری سرپرستان طبقه متوسط شهر تهران است. بدین منظور مطابق با چارچوب نظری بوردیو میزان دین داری به عنوان سرمایه فرهنگی در ساختار طبقه متوسط مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تصویر دقیق تر از دین داری طبقه متوسط، این طبقه در سه لایه متوسط بالا، متوسط میانی و متوسط پایین بر اساس دو شاخص هزینه خانوار و تحصیلات دسته بندی و میزان دین داری به عنوان نوعی از سرمایه فرهنگی در این لایه ها بررسی گردید. دین داری نیز در چهار بعد اعتقادی، عبادی، مناسکی و پیامدی مورد سنجش قرار گرفت. اجرای این بررسی به روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه انجام شد. بدین منظور نمونه ای به حجم 613 نفر و به روشpps جهت جمع آوری اطلاعات انتخاب شدند. نتایج بررسی نشان داد که بعد اعتقادی پاسخگویان در حد بسیار بالایی است ولی سایر ابعاد دین داری نسبت به بعد اعتقادی به صورت قابل ملاحظه ای پایین تر است. نتایج تحقیق نشان می دهد که دو بعد اعتقادی و پیامدی رابطه معکوس و ضعیفی با پایگاه اقتصادی و اجتماعی افراد دارد به صورتی که افراد لایه بالای طبقه متوسط میزان کمتری از دین داری را نسبت به دو لایه متوسط و پایین از خود نشان می دهند. همچنین بین دو متغیر تحصیلات و هزینه خانوار و بعد پیامدی و اعتقادی دین داری رابطه معکوسی وجود دارد. چارچوب نظری تحقیق نتایج نشان می دهد بعد پیامدی دین داری به عنوان نمودی از سرمایه فرهنگی امکان ایجاد تمایز در طبقه متوسط را دارا می باشد.