به تقریب می توان گفت که حدود یک قرن و نیم از ترجمه کامل مقدمه ابن خلدون به زبان فرانسوی می گذرد. از آن پس تاکنون علاوه بر اینکه این کتاب به زبانهای مختلف ترجمه شده بلکه محتوی آن نیز محل بحث و گفتگو میان صاحبان فکر و اندیشه بوده است. استادان‘ دانشجویان و محققان هر یک با دیدگاههای مختلف محتوی مقدمه را بررسی کرده اند و بر نو و ابتکاری بودن اندیشه ابن خلدون صحه گذاشته اند. با وجود این همه مفسران اندیشه ابن خلدون‘ او و مقدمه اش را در یک مرتبه و جایگاهی علمی قرار نمی دهند. گروهی ابن خلدون را پیشگام و حتی بنیانگذار بعضی از رشته های علوم اجتماعی‘ از جمله جامعه شناسی‘ می دانند. گروهی دیگر که جامعه شناسی را متعلق به عصر جدید می دانند‘ می گویند‘ می گویند علی رغم وجود مقولات یکسان و مشابه بین علم عمران و جامعه شناسی‘ ابن خلدون به لحاظ بنیانهای تفکر متعلق به عصرقدیم است. نویسنده کوشش می کند علاوه بر تسلیم این دو جریان تفکر و نشان دادن نمایندگان هردو گروه یافته های خود را درباره تفاوت بنیانهای تفکر هرگروه در اختیار خوانندگان و علاقه مندان قرار دهد‘ تا بر غنای این گونه مباحث بیفزاید.
به تقریب می توان گفت که حدود یک قرن و نیم از ترجمه کامل مقدمه ابن خلدون به زبان فرانسوی می گذرد. از آن پس تاکنون علاوه بر اینکه این کتاب به زبانهای مختلف ترجمه شده بلکه محتوی آن نیز محل بحث و گفتگو میان صاحبان فکر و اندیشه بوده است. استادان‘ دانشجویان و محققان هر یک با دیدگاههای مختلف محتوی مقدمه را بررسی کرده اند و بر نو و ابتکاری بودن اندیشه ابن خلدون صحه گذاشته اند. با وجود این همه مفسران اندیشه ابن خلدون‘ او و مقدمه اش را در یک مرتبه و جایگاهی علمی قرار نمی دهند. گروهی ابن خلدون را پیشگام و حتی بنیانگذار بعضی از رشته های علوم اجتماعی‘ از جمله جامعه شناسی‘ می دانند. گروهی دیگر که جامعه شناسی را متعلق به عصر جدید می دانند‘ می گویند‘ می گویند علی رغم وجود مقولات یکسان و مشابه بین علم عمران و جامعه شناسی‘ ابن خلدون به لحاظ بنیانهای تفکر متعلق به عصرقدیم است. نویسنده کوشش می کند علاوه بر تسلیم این دو جریان تفکر و نشان دادن نمایندگان هردو گروه یافته های خود را درباره تفاوت بنیانهای تفکر هرگروه در اختیار خوانندگان و علاقه مندان قرار دهد‘ تا بر غنای این گونه مباحث بیفزاید.
این مقاله به بررسی نقش زبان در فرایند زندگی اجتماعی فرد می پردازد‘ و به پرسشهایی‘ که در ذیل خواهد آمد‘ پاسخ داده می شود. 1. زبان چگونه فراگرفته می شود؟ 2. انسان چگونه (به واسطه زبان) می اندیشد؟ 3. نقش تعاملات اجتماعی در زبان چگونه است؟ هالیدی معتقد است که فرایند یادگیری زبان و به کارگیری آن‘ در کودک‘ در طی چند مرحله صورت می گیرد. 2. فهم اشاره و حرکتها‘ 2. فهم اصوات به مثابه دالها و مدلولهای آن‘ 3. استفاده معانی آوایی در بافتهای محدود‘ مانند محیط خانواده‘ 4. قاعده مند کردن زبان آغازین با ابزار دستوری و بسط ذخیره لغوی. ویگوتسکی سه مرحله از توسعه گفتار و تفکر را عنوان می کند: 3. گفتار اجتماعی‘ 2. گفتار خود محوری‘ 3. توسعه گفتار درونی. برنشتانی‘ بر این عقیده است که ساخت اجتماعی معین‘ رفتار و زبانی معین را به وجود می آورد و متعاقب آن ساخت اجتماعی معینی بازتولید می شود. در این مقاله نظریه جامعی از ترکیب سه نظر ارائه شده است که در آن دیدگاهای جامعه شناسی‘ زبان شناسی و روان شناسی هر یک سهم خود را در توصیف کاملتر موارد ذکر شده ادا می کنند
پرداختن به مسائل و مشکلات جامعه در قالب طنز، اززمانهای قدیم به شکلهای مختلف وجود داشته است. در فرهنگ نامههای گوناگون از طنز تعریفهای متعددی ارایه شده است؛ از جمله «طنز روش ویژهای در نویسندگی است که ضمن دادن تصویر هجوآمیزی از جهات زشت و منفی و ناجور زندگی: عیبها و فسادهای جامعه و حقیقتهای تلخ اجتماعی را به صورت آغراقآمیز یعنی زشتتر و بد ترکیب تر از آنچه هست، نمایش میدهد تا صفتها و مشخصات آنها روشن تر و نمایانتر جلوه کند و تضاد عمیق وضع موجود با اندیشه یک زندگی عالی آشکار شود.«مبنای طنز ایجاد شادی و خنده است اما این خنده، خنده شوخی و شادمانی نیست.خندهای است تلخ و جدی و دردناک و همراه با سرزنش و کمابیش زننده و نیشدار که خطاکاران را به خطای خود متوجه میسازد و عیب ها و نقص هایی را که در حیات اجتماعی پدید آمده، برطرف می:ند و خلاصه، هدف آ“ اصلاح و تزکیه است نه ذم و قدح و مردم آزادی بلکه کسانی را که معروض آن هستند به اندیشه و تفکر وا میدارد. در واقع طنز بایستی ناظر برحوادث کلی زندگی باشد و نباید حربه تعرض و تجاوز بر شخصیت کسانی قرار گیرد که به نظر نویسنده، پسندیده و خوشآیند نیستند.»
طنز و فکاهه از دیرباز یکی از شاخه های مهم فرهنگ و ادبیات کشورهای مختلف و ملل گوناگون جهان بوده است . در کشور ما ایران نیز چه قبل و چه بعد از اسلام جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است.می توان گفت طنز از حیث باطن با نقد جدی تناسب و همخوانی دارد و از حیث ظاهر با فکاهه و هزل یکسان می نماید.هر اندازه صراحت بیشتری در طنز وجود داشته باشد باعث جذابیت آن می شود در حالی که در برنامه های جدی صراحت موجب تشتت و اختلاف می شود و برنامه ، لطمه می خورد و احتمالا تبعات حقوقی نیز خواهد داشت .یکی از شیوه های ایجاد جاذبه در طنز استفاده از نمادهای جانبی برای فضاسازی است که این شیوه در کاریکاتور نیز کاربرد فراوان دارد و باعث گیرایی بیش از پیش آن می شود .
متن حاضر برگرفته از سخنرانی استفن لویس جانشین مدیر اجرایی یونیسف در جولای 1996 است که به دلیل نکات حائز اهمیت آن در حوزه کودک و رسانه - معاهده حقوق کودک - از نظرتان میگذرد
دومین اجلاس جهانی«تلویزیون برای کودکان»، از نهم تا سیزدهم مارس 1998 در لندن، بیش از 1300 گوینده رادیو تلویزیونی، تهیه کننده، نویسنده، سیاستگذار، تنظیم کننده، معلم، پژوهشگر و مصرف کنندگان مختلفی را از 74 کشور جهان به خود جلب کرد، که ریاست این اجلاس به عهده آناهوم، مدیر برنامه های کودکان تلویزیون بیبیسی،بود.
وسایل ارتباط جمعی محصولی اندیشه انسانها و متاثر از آن هستند و لذا برمبنای تفکری که آنها را اداره میکند، میتوانند تاثیرگذار باشند. امروزه پس از پیشرفتهای زیاد، رسانه های جمعی امکان سازمان داشتن و ساخت یابی را دارند و ساختار سازمانی رسانهها از بحثهای مهم در دانش ارتباطات است؛ اینکه دولتی بودن این سازمان چه مضار و منفعت هایی دارد و چنانچه مستقل از دولت باشد، چگونه است؟ دراین نوشتار،درصدد بحث در تمامی جنبه های آن نیستیم.لاسول در اثری به نام «ساخت و کارکرد ارتباط در جامعه» به ساخت پذیری ارتباطات و حتی تشابه جامعه انسانی با دیگر اجتماع موجودات از این دیدگاه اشاره دارد و رسانههارا مجموعهای به هم پیوسته میداند که مجموعهای پنج عضوی یعنی چه کسی، چه میگوید، از کدام مجرا، با چه کسی، با کدام نتیجه،از وی معروف است.
طنز هم مانند دیگر مقولات «ادبیات» هنوز تعریفی جامع و مانع نیافتهاست. تعریفهای متعددی هم که عرضه شدهاند هریک با اصرار برجنبهای سعی در تبیین دیدگاهی ویژه دارند اما آنچه درمیان همه تعاریف مشترک است، وجه انتقادی آن است که رویکردی اجتماعی دارد. نقطع اشتراک دیگر نیز ریشخندی است که لازمه طنز است تا از دیگر قالبهای انتقادی متمایز شود. طنز گونهای موثرتر و کاراتر از صریح گویی و حتی کنایهاست گرچه خود از کنایه بهره میجوید. در تناسب اجتماعی بودن کارکرد صداوسیما و کاربرد طنز بحثی نیست. پس محور سخن حول محتوای آن یعنی نقد اجتماعی و واکنش ریشخند در مخاطب خواهد بود.
جون شنیدن نقاط ضعفو انتقاد بر بنیآدم تلخ میآید، لازم است انتقاد با پوششی شیرین همچون خنده ارایه شود.این خنده دراثر تضاد میان حکم عقل و رفتار نمایشی شخصیت کمیک پیش میآید و ازخنده ناشی از هزل و هجوبه خوبی قابل تمیز است.
مقاله ذیل این دو موضوع را در برنامه های طنز صداوسیما بررسی میکند.
عنوان این پژوهش «مقایسه جایگاه طنز در رادیو و تلویزیون ما و دیگر کشورها»ست که باتوجه به تغییرات عمدهای که در نظام ارتباط رادیو و تلویزیونی، به ویژه درچندسال اخیر، در جهان روی داده است، مدخل ورود به بحث، مییابد بر ارایه تعریفی از دو پدیده مهم ارتباطی عصر حاضر؛ یعنی رسانه بومی (Native media) و رسانه مدرن (Modern media) استوار شود. طبق پژوهشهای تحلیلی - آماری متخصصان علوم ارتباطات، دودهه اخیر را میتوان به صراحت، عصرجالش و رویارویی دورسانه بومی و مدرن نامید و تمام عوارض و پیامدهایی که در حوزههای فرهنگ، سیاست و اقتصاد این دو دهه مشاهده میکنیم، بهطور ضمنی ناشی از برآیند و تعامل این دو نظام ارتباطی است.
گزارشی از کمیته حقوق کودک در سازمان ملل ه منظور بحث عمومی درباره موضوع«کودکان و رسانه ها»در هفتم اکتبر 1996 کمیته حقوق کودک در سازمان ملل جلسهای تشکیل داد، که طی آن از نمایندگان تشکیلات، هیئتها و نمایندگان ویژه سازمان ملل، سایر هیئتهای ذیصلاح از قبیل سازمانهای غیردولتی، نمایندگی از رسانه ها، موسسات علمی و تحقیقاتی و کودکان، دعوت شده بود تا ضمن بحث و تبادل نظر درباره موضوع یاد شده، دیدگاههای کارشناسان نیز مطرح گردد.