فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۵۶۱ تا ۳۰٬۵۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
جهان آموزش باز و از راه دور
ترجیحات ارزشی دانش آموزان تهرانی
حوزههای تخصصی:
میزان و چگونگی پوشش اخبار میراث فرهنگی در روزنامه ها و خبرگزاریها
حوزههای تخصصی:
توسعه اقتصادی و دگرگونی نیروی کار
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد خرد اقتصاد جمعیت و اقتصاد کار عرضه و تقاضای کار نیروی کار و اشتغال،اندازه و ساختار
- حوزههای تخصصی اقتصاد توسعه اقتصادی،تغییر تکنولوژیکی،رشد توسعه اقتصادی منابع انسانی،توسعه انسانی،توزیع درآمد،مهاجرت
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
گزارشی از سمینار ارائه یافته های تحقیقاتی
حوزههای تخصصی:
بررسى مسائل حاشیه نشینى با تاکید بر جنبه هاى اجتماعى فرهنگى (مطالعه موردى مناطق ارزنان و دارک اصفهان
حوزههای تخصصی:
"هدف از این تحقیق، بررسى مسائل و مشکلات حاشیه نشینى است. حاشیه نشین ها به کسانى گفته مى شود که در اطراف شهر ساکن هستند ولى جذب نظام اقتصادى اجتماعى آن نشده اند. آن ها اغلب مهاجرانى هستند که براى به دست آوردن زندگى بهتر، به سمت شهرها مهاجرت کرده اند، ولى به علت عدم تمکن مالى و همچنین نداشتن سرمایه، مهارت و تحصیلات نتوانسته اند جذب اقتصاد شهر شوند. در نتیجه، به حاشیه ها رانده شده اند. این افراد قشر فقیرى را تشکیل مى دهند که با عوارضى چون بهداشت ناکافى، انحرافات، بیکارى، و بزهکارى سروکار دارند.
این بررسى سعى کرده است به جنبه هاى مختلف اقتصادى، اجتماعى و سیاسى مسئله توجه کند و این معضل را در مفهوم جدید بررسى نماید. پژوهش حاضر به روش پیمایشى صورت گرفته است. با توجه به فرضیات مطرح شده، پرسش هایى تهیه گردید و با استفاده از روش نمونه گیرى تصادفى، نتایج جمع آورى شد. در فرضیات، متغیرهاى حاشیه نشینى و شغل قبلى به عنوان متغیرهاى مستقل و مشارکت هاى اجتماعى، سیاسى و فرهنگى، انحرافات، بیکارى و کار کردن به عنوان متغیرهاى وابسته انتخاب شدند.
این فرضیات با کمک نرم افزار SPSS و روش ناپارامترى بررسى شد و از ضرایب گاما، کندال و اسپیرمن براى مشخص کردن میزان پیوند و از آزمون هاى خى دو و t-test براى تایید یا رد فرضیات استفاده شد که نتایج بیانگر تایید ارتباط حاشیه نشینى با مشارکت هاى سیاسى، اجتماعى و فرهنگى، انحرافات، بیکارى و شغل قبلى بود، ولى فرضیه ارتباط حاشیه نشینى و کار کودکان رد گردید.
"
مفاهیم بنیادی در مباحث رفاه اجتماعی (سیاست اجتماعی، حمایت اجتماعی، رفاه و تأمین اجتماعی)
حوزههای تخصصی:
"و حیطه کنش آنها به طرحی کلی از این مفاهیم دست یافت.
""رفاه اجتماعی"" تعبیری است که بیشتر به یک وضعیت چند جانبه - اقتصادی، اجتماعی و سیاسی معطوف است و حفظ شان انسانها و مسوولیت پذیری جامعه در قبال آن و ارتقای توانمندی کلیت جامعه در عرصه های فردی و جمعی از اهداف اساسی آن است.
سیاست اجتماعی، گرچه از جنبه های مختلف با رفاه اجتماعی همسوست؛ به نوعی که گاه مترادف یکدیگر به کار می روند، اما از نظر نوع رویکرد به مساله و نیز نحوه کارکرد، با رفاه اجتماعی مرزبندی دارد. سیاست اجتماعی از یک سو معطوف به تدبیر و اجراست و به نوعی ابزار پیوند برنامه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی محسوب می شود و از سوی دیگر به عنوان پوششی عام برای برنامه های مختلف دولت در عرصه های سیاست گزاری گوناگون به شمار می رود.
تامین اجتماعی و حمایت اجتماعی، زیر مجموعه ای از رفاه اجتماعی و ابزاری در سیاست اجتماعی محسوب می شود. اختلاف مهم بین تامین اجتماعی و حمایت اجتماعی در نحوه تامین منابع مالی آنها و نیز منطق توزیع آن منابع است. از لحاظ مفهومی و کارکردی، تامین و حمایت اجتماعی در مقابل مفاهیم چند بعدی رفاه اجتماعی و سیاست اجتماعی عمدتا بعد قوی تری دارند.
کلید واژه: واژه های ""رفاه"" و ""تامین "" به خصوص با صفت ""اجتماعی"" واژه هایی هستند مولود تحولات مدرن و به خاطر همین ویژگی، پیچیدگیهای مناسبات اجتماعی مدرن در تفسیر و تاویل آنها راه جسته است. از این رو، ارائه تعریفی دقیق و روشن از آنها که مورد اجماع کارشناسان باشد، چندان امکانپذیر نیست، اما به رغم آن می توان با بررسی فرایند شکل گیری این واژه ها و نیز چگونگی کارکرد و حیطه کنش آنها به طرحی کلی از این مفاهیم دست یافت.
""رفاه اجتماعی"" تعبیری است که بیشتر به یک وضعیت چند جانبه - اقتصادی، اجتماعی و سیاسی معطوف است و حفظ شان انسانها و مسوولیت پذیری جامعه در قبال آن و ارتقای توانمندی کلیت جامعه در عرصه های فردی و جمعی از اهداف اساسی آن است.
سیاست اجتماعی، گرچه از جنبه های مختلف با رفاه اجتماعی همسوست؛ به نوعی که گاه مترادف یکدیگر به کار می روند، اما از نظر نوع رویکرد به مساله و نیز نحوه کارکرد، با رفاه اجتماعی مرزبندی دارد. سیاست اجتماعی از یک سو معطوف به تدبیر و اجراست و به نوعی ابزار پیوند برنامه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی محسوب می شود و از سوی دیگر به عنوان پوششی عام برای برنامه های مختلف دولت در عرصه های سیاست گزاری گوناگون به شمار می رود.
تامین اجتماعی و حمایت اجتماعی، زیر مجموعه ای از رفاه اجتماعی و ابزاری در سیاست اجتماعی محسوب می شود. اختلاف مهم بین تامین اجتماعی و حمایت اجتماعی در نحوه تامین منابع مالی آنها و نیز منطق توزیع آن منابع است. از لحاظ مفهومی و کارکردی، تامین و حمایت اجتماعی در مقابل مفاهیم چند بعدی رفاه اجتماعی و سیاست اجتماعی عمدتا بعد قوی تری دارند."
سخن نخست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"امروزه در عصری زندگی میکنیم که رسانهها و وسایل ارتباط جمعی تقریباً بر تمام شئون زندگی ما سایه افکندهاند. هیچ موضوع یا مسئلهای را اعم از اقتصادی، اجتماعی، نظامی، فرهنگی و… نمیتوان تصور کرد که رسانهها در آن نقش نداشته باشند. اگر در گذشته خانوادهها مهمترین نقش را در آموزش و پرورش افراد و ایجاد جامعهای امن و سالم برعهده داشتهاند، اکنون رسانهها با پیشرفتهای نرمافزاری، سختافزاری و به طور کلی فناورانه، این نقش را به تصرف و قبضه خود درآوردهاند. دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم بیش از آن که دنیایی واقعی، عقلانی و منطقی باشد، دنیایی مجازی، تخیلی و احساسی است که رسانهها برایمان ساختهاند. متأسفانه باید گفت تصویری که رسانهها به ویژه برای کودکان و نوجوانان از جهان ترسیم کردهاند، اغلب زشت، وحشتناک، ناامن و پر از آشوب و جنگ و نزاع است. خوبیها، زیباییها، دوستیها، ایثارگریها و... کمتر توسط رسانهها نشان داده میشود.
ای کاش وضعیت جهان و عملکرد رسانهها به گونهای بود که نام این ویژهنامة فصلنامه پژوهش و سنجش به جای «رسانه و جنگ»، «رسانه و صلح» انتخاب میشد. اما مرور و مطالعه جنگهای به وقوع پیوسته به ویژه در یک قرن اخیر نشان میدهد که بیشتر جنگها با جنگ روانی و رسانهای آغاز شده و با آن ادامه یافته و پایان گرفتهاند. لهذا پیروزی و شکست کشورها در قالب سیاستهای رسانهای رقم میخورد؛ این رسانهها هستند که پیروزی میآفرینند، مغلوب میسازند و افکار عمومی را به سمت و سویی که میخواهند هدایت میکنند. چنان که میتوان جنگ جهانی اول را جنگ روزنامهای، جنگ جهانی دوم را جنگ رادیویی، جنگ ویتنام را جنگ تلویزیونهای سیاه و سفید، جنگ اول خلیج فارس را جنگ تلویزیونهای ماهوارهای و جنگ دوم خلیجفارس را جنگ رسانههای مدرن نامید. البته باید اذعان کرد که رابطه رسانهها و جنگ یک رابطة دوطرفه و دو سویه است، یعنی، از یک طرف رسانهها در تحریک و تهییج، آمادهسازی و اقناع افکار عمومی برای آغاز، پیشبرد و پایان جنگ نقش دارند و از سوی دیگر، خود جنگ همچون میدان و آزمایشگاهی است که در پیشرفت و توسعه و رشد و تکامل و آزمون اثربخشی رسانهها نقش ایفا میکند. برای مثال، میتوان گفت همچنانکه جنگ اول خلیجفارس در سال 1991، موجبات شهرت بیشتر و تکامل شبکه تلویزیونیCNN را فراهم آورد (به طوری که برخی این جنگ را جنگCNN لقب دادند)، جنگ افغانستان بیشترین کمک را به مطرح شدن شبکه تلویزیونی الجزیره و جنگ دوم خلیجفارس بیشترین کمک را به شهرت یافتن شبکه العالم کرده است.
رسانهها علاوه برنقشهای مختلفی که در جنگ ایفا میکنند، فرماندهی نوعی از مهمترین و اثربخشترین جنگها، یعنی «جنگروانی» را نیز بر عهده دارند. جنگ روانی از جمله جدیدترین سلاحهای جنگی دوران معاصر علیه باورها، اندیشهها، اعتقادات و احساسات افراد است. این جنگ در عین حال که نوعی دفاع به شمار میرود، حالت هجومی نیز دارد، چرا که در عین تقویت روحیة ملت و سربازان خودی، به تضعیف روانی دشمن میپردازد. اهداف مهم جنگ روانی عبارتند از: الف) از بین بردن امید مخاطبان کشور مقابل، ب) ترویج بیاعتمادی نسبت به رهبران کشور مقابل و ج) ایجاد شکاف در جامعه مورد نظر. در اهمیت جنگ روانی همین بس که در سال91-1990 استفاده مناسب امریکا از ابزار اطلاعاتی جنگ روانی موجب شد که در حدود 87000 نظامی عراقی خود را تسلیم کنند.
با توجه به اهمیت و نقش بسیار مهمی که رسانهها در جنگ دارند موضوع این شماره فصلنامه پژوهش و سنجش به جنگ و رسانه اختصاص داده شد.
بیشک بدون مساعدت و همکاری بیدریغ اساتید، اندیشهورزان و پژوهشگران عزیز امکان تهیة چنین مجموعهای میسر نبود. از خوانندگان و مخاطبان فهیم و نکتهسنج انتظار میرود با ارائة پیشنهادها و انتقادهای سازندة خود به مجموعه عوامل دستاندرکار فصلنامه منت نهاده، موجبات رفع خطاها و لغزشهای احتمالی و نیز افزایش غنای فصلنامه را در شمارههای آتی فراهم سازند. توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.
"
رسانه: سلاح جنگ یا ابزار حل منازعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نگرش تجاری به خبر و آراستن آن همچون یک کالای قابل فروش به مخاطب، سبب انحراف از اخلاق حرفهای روزنامهنگاری شده است. تا چندی پیش عقیده بر این بود که با افزایش دانش و تواناییهای فنی، قدرت همدلی نوع بشر نیز افزایش خواهد یافت اما امروز که انسان بر قلة فناوریهای مافوق تصور ایستاده و رسانهها مرزهای زمان و مکان را درنوردیدهاند، هراس از جنگ، آن هم نه جنگی محدود به دو کشور خاص بلکه جنگی فراگیر و بینالمللی قلب بشریت را تسخیر کرده است.
در این میان رسانهها نه تنها کمکی به حل منازعات نمیکنند بلکه در جریان بحرانهای داخلی و خارجی، خود به عنوان یک پای منازعه وارد میشوند.
رسانهها با پاره حقیقتگویی، اغراق یا بیاهمیت نشان دادن خسارات جنگ، کتمان یا اندک جلوه دادن مخالفتهای عمومی با سیاستهای جنگطلبانه و ارائه اخبار بحرانها و منازعات به نحوی هیجانانگیز، به همسویی با سیاستهای جنگطلبانة صاحبان قدرت میپردازند.
مؤلف در مقالة حاضر میکوشد نحوة عمل رسانهها را در دامن زدن به جنگها و بحرانها نشان دهد.
"
درآمدی بر نقش تلویزیون در تربیت دینی کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"کودکان و نوجوانان، تأثیرپذیرترین مخاطبان تلویزیون به شمار میآیند. این مسئله نگرانیهای عمدهای را بین والدین، متخصصان و صاحبنظران علوم اجتماعی و رقبا برانگیخته و تحقیقات زیادی را به خود اختصاص داده است. یکی از مهمترین مباحثی که در این گستره مطرح است، تناسب محتوا و پیامهای رسانهای با ظرفیتها و تواناییهای تحولی (developmental) کودکان و نوجوانان است. پژوهشگران معتقدند کودکان در مراحل مختلف رشد و تحول شناختی و عاطفی دارای ظرفیتها و محدودیتهای ویژهای هستند، بنابراین در انتقال مفاهیم باید میزان درک کودکان از این مفاهیم به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. این مقاله با بررسی ویژگیهای شناختی کودکان و نحوة مفهومسازی آنان از پیامهای تلویزیونی، موضوع آموزش مفاهیم مذهبی را مورد واکاوی قرار میدهد. شاکله اصلی این مقاله را چکیدة دو پژوهش انجام شده در این حوزه با عناوین «نقش تلویزیون در شکلگیری و تقویت مفاهیم مذهبی و اخلاقی کودکان دورة ابتدایی» (دادستان و همکاران، 1377) و «کودک، تلویزیون و مفهوم مرگ» (رضاییبایندر، 1378) تشکیل میدهد.
"
تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق
حوزههای تخصصی:
"تاثیر متقابل رسانه و دین از دغدغه های روزگار ماست. از سویی رسانه ها تاثیر عمیق و گسترده بر دین و اخلاق جامعه باقی می گذارند و از سویی دیگر مجبورند در کارکردهای ذاتی خویش آموزه ها و خطوط قرمز دینی را مراعات کنند. این واقعیتی است ه در جهان شاهد آنیم و در عین حال مخالفانی نیز دارد.
کسانی هستند که نه تنها کارکرد دینی و ارزش گرا را نافی فلسفه وجودی این پدیده نو ظهور می دانند، که آن را ناقض حقوق اولیه بشر تلقی می کنند؛ همان گونه که کسان دیگری رسانه را به عنوان موضوعی نو پیدا، خارج از قلمرو احکام و دستورات دینی می دانند و به این ترتیب منکر تعامل دین ورسانه هستند.....
"
سخنشناسی رادیو در دوران معاصر
منبع:
رادیو ۱۳۸۲ شماره ۱۸
حوزههای تخصصی:
سنت گرایی، آفت صدای پایتخت
منبع:
رادیو ۱۳۸۲ شماره ۱۸
حوزههای تخصصی:
ترکیب و زیباسازی صدا
منبع:
رادیو ۱۳۸۲ شماره ۱۸
حوزههای تخصصی:
جنبه فرهنگی رادیو (قسمت دوم)
منبع:
رادیو ۱۳۸۲ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
رادیو در دسترسترین رسانه
منبع:
رادیو ۱۳۸۲ شماره ۱۸
حوزههای تخصصی:
روابط عمومی ها مظلوم واقع شده اند
حوزههای تخصصی: