"مقصود از حقوق رسانهها، مجموعه قواعد و مقرراتی است که بر کار رسانهها و افراد فعال در این عرصه حکومت میکند. مباحث این رشته، گاه مربوط به حقوق عمومی و گاه مربوط به حقوق خصوصی است؛ همانگونه که در عین داخلی بودن، بیارتباط با مقررات بینالمللی نیست.
تأثیر دو سویه و فزایندة رسانه و توسعه موجب شده است حقوق رسانهها در برنامه توسعه کشورها از جایگاه رفیعی برخوردار شود. قانون برنامه چهارم توسعه در کشور ما نیز چشمانداز قابل قبولی در این زمینه ترسیم کرده و از جمله، تدوین قانون جامع رسانهها را تکلیف کرده است.
نگارنده، پس از تشریح موضوعات یاد شده تلاش کرده است براساس بیش از یک دهه تحقیق و تدریس حقوق ارتباطات و با استفاده از تجربه عملی و نیز مطالعه تطبیقی در حقوق سایر کشورها، بایستهها و ضرورتهای لازم را برای برداشتن این گام بلند تبیین کند.
جامعیت میان حقوق و حدود، عمومیت و رسانه محوری، تقویت جایگاه خود تنظیمی و اخلاق حرفهای، تاکید بر نظارتهای صنفی و مدنی و سرانجام رعایت اصول قانوننویسی، پنج معیاری است که برای دستیابی به نظام حقوقی مطلوب رسانهها مورد تأکید قرار گرفته است.
"
مقاله حاضر مطالعه ای در زمینه جامعه شناسی تاریخی و جامعه شناسی فرهنگی است. هدف اصلی این تحقیق مقایسه دو دوره تحول فرهنگی در شرق و غرب است که به فاصله زمانی حدود هفت قرن از یکدیگر روی داده اند. در شرق در سده سوم و چهارم هجری (مقارن قرن نهم و دهم میلادی)، انقلاب فرهنگی قابل توجهی روی داد که پیشرفتی گسترده در معرفت و تجارب علمی مردم بعضی جوامع شرقی درپی داشت. در تحولی دیگر، مردم اروپای غربی از قرن پانزدهم تا هجدهم میلادی با نوزایی فرهنگی پرنفوذی روبرو بودند که به رنسانس معروف شده است. منابع تاریخی گواهی می دهد که شباهتهای بنیادی و محتوایی بین این دو تحول فرهنگی وجود دارد. مهمترین شباهتها این که هر دو تحول فوق با ظهور چشمگیر تفکر انسان گرایی و عقل گرایی همراه بوده است. از سوی دیگر، در اثر دخالت متغیرهای زمانی و مکانی، برخی تفاوتهای نسبی در محتوای این تحول وجود داشته است. بر اساس این شباهتها و تفاوتها می توان این فرضیه را مطرح کرد که وقوع تحولات فرهنگی (در مکانها و زمانهای متفاوت) باید تابع قانونمندی کلی باشد، که تفاوتهای جانبی آن متأثر از شرایط تاریخی و اجتماعی متفاوت روی داده، روابط تاریخی قابل مطالعه ای با یکدیگر دارند، که این روابط تا به امروز ادامه داشته است. آیا این زمینه های مشترک و روابط تاریخی و اجتماعی و نیز تبعیت تحولات فرهنگی از قواعد مشترک مفروض نمی تواند به نوعی وحدت نسبی فرهنگی در جهان در قرن بیست و یکم منجر شود؟
" اعتماد اجتماعی از جمله مفاهیمی است که در چند دهه اخیر با چشم انداز خاصی مطرح شده است؛ به طوری که اندیشمندان متعددی از جمله اوچی، اعتماد اجتماعی را کلید موفقیت سازمانی دانسته اند و در تایید آن اوسلانر، از آن به عنوان تسهیل گر روابط انسانی یاد کرده است. در این پژوهش که در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز صورت گرفته است، توجه اصلی پژوهش به متغیرهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مؤثر بر اعتماد اجتماعی قرار گرفته است. لذا با توجه به تحقیقات صورت گرفته درباره این موضوع، برخی از عوامل اجتماعی (سرمایه اجتماعی، تعاملات هم کاری جویانه و ...) عوامل سیاسی (عمل کرد دولت، احزاب سیاسی و ...) و عوامل اقتصادی (فقر، تورم و ...) شناسایی شده اند که بر اعتماد اجتماعی تاثیر داشته اند.
برای تبیین روابط منطقی بین متغیرهای یادشده و اعتماد اجتماعی از نظریه های گوناگونی استفاده شده است که عبارت اند از نظریه تونیس (گمانشافت، گزلشافت)، وبر (کنش عقلانی)، زتومکا (مخاطره)، گیدنز (اعتماد به نظام های انتزاعی) و چلبی (روابط انجمنی).
روش تحقیق مطرح شده در این پژوهش پیمایشی بوده و داده های حاصله از 248 نفر دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز، که نمونه آماری ما را تشکیل می دهند، گردآوری شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که میزان اعتماد اجتماعی در بین نمونه مطالعه شده متوسط بوده است و رابطه آن با عوامل اجتماعی ـ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی با استفاده از آزمون های آماری از جمله پیرسون،T-Test و آزمون آنالیز واریانس، به جز در چند مورد، خطی است. در واقع چنین می توان گفت که بر اساس یافته های مطالعات پیشین و نظریات طرح شده، به جز سه متغیر اعتماد به نظام های انتزاعی، جنس، و تحصیلات، بقیه متغیرهای مستقل با متغیر وابسته اعتماد اجتماعی، رابطه خطی داشته اند.
به علاوه نتایج حاصله از مدل رگرسیونی چند متغیره تحقیق نشان می دهد که 76 درصد از تغییرات متغیر وابسته، با متغیرهای مستقل پژوهشی تبیین و پیش بینی می شود. نتیجه نهایی پژوهش این که در تبیین اعتماد اجتماعی عوامل عمده ای دخیل است، در پژوهش حاضر نیز سهم عوامل اجتماعی و فرهنگی بیشتر از سایر عوامل بوده است."
محدوده مجاز ـ و یا مطلوب زناشویی در بین خویشاوندان در ادیان مختلف ، از جمله مسائلی است که از دیرباز ، مورد توجه و مطالعه مردم شناسان و جامعه شناسان ـ به ویژه در حوزه های انسان شناسی فرهنگی ، جامعه شناسی خانواده ، جامعه شناسی حقوقی و جامعه شناسی ادیان ـ قرار گرفته است . در این مقاله تلاش شده است موضوع زناشویی های خویشاوندان از دیدگاه اقلیت های دینی ایران ـ زرتشتیان ، مسیحیان و یهودیان ، به گونه ای مستند بررسی شود . شایان ذکر است که در این بررسی ، علاوه بر پژوهش کتابخانه ای ، از بعضی از شیوه های پژوهش میدانی و از جمله مصابحه با صاحب نظران و مطلعان ـ به ویژه روحانیان این اقلیت ها ـ استفاده شده است .
شکاف دیجیتالی اختلاف سطح در دستیابی به امکانات سخت افزاری و تجهیزات نرم افزاری در بهره وری از دانش و معرفت روز آمد در سطح ملی و بین المللی است . در این چارچوب ، مسئله دسترسی به لوازم ارتباطی و سنجش معیارهای آن ، از مسائلی بوده که دیدگاه جامعه شناسان را در عدالت اجتماعی حوزه اطلاعات به خود معطوف داشته ، و راه های متنوعی در سنجش معیارهای دسترس پذیری به اطلاعات مورد توجه قرار گرفته است . ...
می دانیم که هدف مردم شناسی مطالعه ضمیر ناخودآگاه جمعی، رسیدن به خصوصیات عام تمامیت زندگی اجتماعی و فرهنگی و توصیف و تشریح و تحلیل آن با استفاده از روش تعمیم متکی به یک نظام پیوسته و فهم این مسئله که چگونه ده ها رشته متکامل بشری در وجود انسان به هم مرتبط می شوند، از انسان سرچشمه می گیرند در وی متمرکز می شود و حاصل او است. بنابراین علم مردم شناسی که موضوع آن انسان و فرهنگ اوست، شیوه زیست انسان را بر روی زمین مورد مطالعه قرار می دهد و در این راستا به بررسی سه نوع رابطه می پردازد...
"در این مقاله به تحلیل یکی از مباحث مربوط به گفتمان هویتهای جمعی خرد و کلان و ارتباط آن با جهانی شدن میپردازیم و با بررسی دیدگاههای کلاسیک جامعهشناسی و گفتمان پست مدرنیسم و نیز نظریه اندیشمندان متأخر، به نقایص نظری و روش شناختی کار آنها اشاره میکنیم. هدف آن است که بدانیم چگونه در تحلیل این به یک دیدگاه تلفیقی نایل آییم. در این بررسی، بر خلاف رویکردهای یاد شده، بر این باوریم که از یکسو، جهانی شدن، فرایندی واقعی و غیر قابل اجتناب است و جامعه بشری به سوی برخی الگوهای فرهنگی و سیاسی جهانشمول به مثابه یک هویت عام، حرکت میکند و از سوی دیگر، در کنار آن هویتهای خرد و محلی نیز در حال احیاء و بازسازیاند اندیشه اصلی مقاله حاضر تأیید این مدعا است.
"