" تحولات عظیم و سرنوشت ساز پدیده انقلاب صنعتى در سده هجدهم به صورتى هم زمان با خود، آثار و پى آمدهایى مثبت و منفى به همراه آورد.
بنابر اصل مهم «نیاز مادر اختراع است» براى حفظ و استمرار دست آوردهاى مثبت این رویداد شکوهمند و نیز در جهت درامان ماندن از گزند سهمگین این رُخداد عظیم تقریبآ به صورتى هم زمان دو فرزند خلف و شایسته این انقلاب که اولى سازمان دهى و مدیریت علمى و دومى تعاون و تعاونى بود و هردو ریشه در همکارى هدفمند دارند، تولد یافتند.
نزدیک به 158 سال از تولد نخستین شرکت تعاونى رسمى یا علمى با نام «تعاونى مصرف پیشگامان منصف و عملگراى راچدیل» مى گذرد؛ این بنگاه اجتماعى - اقتصادى براى
نخستین بار بر اساس اصولى مدون با مرام نامه یا مانیفستى معین و به عبارت بهتر با اساس نامه اى مشخص سازمان دهى و سامان دهى گردیده است. طى این مدت بارها از سوى متولیان امور تعاونى تلاش هایى ارزشمند و آگاهانه در جهت تلفیق و ترکیب پویاى این دو پدیده مهم (تعاونى رسمى و سازمان دهى مدیریت علمى) به عمل آمده که حاصل و نتیجه آن بهره مندى تعدادى از کشورهاى توسعه یافته و درحال توسعه از عملکرد نسبتآ مثبت این اقدام خردمندانه و هوشمندانه بوده است. لیکن در کشور عزیر ما ایران با وجود حمایت هاى قانونى که از بخش تعاونى به عمل آمده متاسفانه تعاونى ها از کارآمدى و موفقیت لازم بهره مند نبوده اند. در بررسى هایى که تاکنون در خصوص ناکارآمدى و عدم ثمربخشى یعنى عدم بهره ورى تعاونى ها به عمل آمده است، دیدگاه ها و انگاره هاى بسیارى از صاحبان اندیشه و قلم و حتى صاحب نظران تعاونى و فن سالاران امر سازمان دهى و مدیریت حاکى از آن است که عدم بهره ورى بهینه و مطلوب فعالیت هاى تعاونى هاى مختلف، به ویژه تعاونى هاى مصرف کنندگان، ریشه در ساختار وارداتى و مشکلات درون زا و برون زاى آن ها دارد، به گونه اى که فرآیند این گونه تنگناها و مشکلات ساختارى از نهادینه کردن ارزش هاى تعاونى که خلاصه آن تلاش در جهت انسانى نمودن اقتصاد به جاى اقتصادى نمودن انسان است، جلوگیرى نموده و متاسفانه هنجارهاى تعاونى نه تنها در میان اعضا بلکه حتى در میان ارکان اصلى تعاونى ها (هیئت مدیره و بازرسان) و مدیرعامل نیز نهادینه نگردیده است. درنتیجه این گونه نهادهاى اجتماعى و اقتصادى از بهره ورى لازم برخوردار نگردیده اند.
در مقاله مربوط به پژوهش پیش رو که از نوع تحقیقات کاربردى و به روش پیمایشى و نظرسنجى و با خصلتى توصیفى ، تحلیلى و تبیینى و در سطح خُرد انجام یافته است، تلاش گردید تا دیدگاه ها و آراى یکصد نفر گروه نمونه از اعضاى جمعیت آمارى عضو تعاونى مصرف دانشگاه که همگى داراى مشاغل و تحصیلات بالا و دانشگاهى بوده اند و در نتیجه واریانس دیدگاه هاى آن ها قاعدتآ اندک است و ضمنآ با اندیشه تعاون بیش از سایر طبقات اجتماعى آشنایى دارند در مورد عواملى که بر میزان و ارتقاى بهره ورى در تعاونى هاى مصرف نقش دارند، از آن جمله متغیرهاى مستقلى مانند سطح تحصیلات، میزان آگاهى از ارزش هاى فرهنگ تعاونى، میزان کاردانى و مسئولیت پذیرى، نحوه اطلاع رسانى، نحوه برخورد و تایید صلاحیت ارکان اصلى تعاونى و نیز میزان مشارکت هاى اجتماعى - مالى و اقتصادى اعضا و سایر متغیرهاى مستقل مورد بررسى، به دقت مورد تدقیق و کاوش علمى قرار گیرد. در بخش توصیفى مربوط به پرسش هاى تحقیق در خصوص متغیرهاى مستقل، علاوه بر جداول توزیع فراوانى درصدى و تجمعى و مواردى نمودارها از معرف هایى مانند شاخص هاى مرکزى و پراکندگى استفاده گردید تا با منطق اعداد و ارقام به توصیف و توجیه ویژگى هاى مورد نظر محقق درباره هریک از عواملى که بر میزان و ارتقاى بهره ورى نقش دارند پرداخته شود.
در بخش تحلیلى و تبیینى از مباحث آمار استنباطى جهت تعمیم نتایج حاصل از آزمون هاى آمارى نربوط به نمونه علمى استفاده شده است. از معتبرترین آزمون هاى آمارى که مورد استفاده قرار گرفت آزمون t و z و آزمون کاى دو ( 2c ) براى جداول یک بُعدى و دوبُعدى مربوط به پرسش ها و فرضیات تحقیق را مى توان نام برد.
از بررسى نهایى نتایج حاصل از پرسش ها و فرضیات تحقیق ملاحظه شد که فرضیات تحقیق با میزان اعتماد (99%) تایید گردید
"
شناخت ماهیت و کارکردهای هر فناوری نوینی، گام اول در تعیین راهبردها و سیاستهای ملی و بینالمللی در راستای تعیین نحوة بهرهگیری یا کنترل آن است. بدیهی است راهبردها و سیاستهای تعیین شده توسط اندیشمندان و کارشناسان پس از این شناخت، در قالب قوانین و مقررات حقوقی ملی یا بینالمللی صورت اجرایی به خود میگیرند و قابل پیگیری و اعمال میشوند. شناخت کارکردهای ماهواره نیز نخستین گام برای تعیین نظام حقوقی حاکم بر آن به حساب میآید. از این رو، نگارنده در این مقاله کوشیده است با اشارة گذرا به کارکردهای ماهواره در عرصههای نظامی ـ امنیتی، ارتباطی و علمی، اقتصادی و تجاری و بالاخره سیاسی و فرهنگی دورنمایی از نیازها و مباحث حقوقی مربوط به این حوزه را مورد بحث و بررسی قرار دهد.
هر چند آثار و تبعات مثبت احتمالی مترتب بر پخش مستقیم برنامههای تلویزیونی از طریق ماهواره در ادبیات رسانهای فراوان به چشم میخورد، اما بدون تردید، این امر در همه جوامع به ویژه در میان ملتهایی که به دلیل برخورداری از اصالت فرهنگی، دغدغه دور شدن از فرهنگ بومی و تن سپردن به فرهنگهای بیگانه را دارند، موجب نگرانیهای عمیقی شده است. بخشی از این نگرانیها و دغدغهها در قالب آثار نویسندگانی نمود یافته است که آنها را اعضای مدرسه فرانکفورت یا «مکتب انتقادی» میشناسیم. عمدة مطالعات این نویسندگان در این زمینه، حول محور رابطه میان صنایع فرهنگی از جمله خوراک فرهنگی تهیه شده توسط رسانهها و اهداف و سیاستهای صاحبان سرمایه و قدرت در عصر حاضر است.
نگارنده در این مقاله ضمن ارائه تعریفی از صنایع فرهنگی به بررسی اثرات تولید انبوه محصولات فرهنگی تحت تأثیر عوامل سودجویانه صاحبان سرمایه بر فرهنگ ملتها پرداخته و پس از مرور آرا و اندیشههای نظریهپردازان مکتب انتقادی، برخی از مبانی اسلامی را که راهبردهای عملی و کارآمدی جهت مقابله با این پدیده نوظهور در اختیار میگذارد مورد بحث قرار داده است. وی در پایان با اشاره به نقش تعیینکننده اهداف و نیازهای انسان بر چگونگی استفاده از این رسانه جدید، بر لزوم تقویت نیازهای برتر و متعالی مخاطبان از یک سو و ارتقای کیفیت و جاذبه تولیدات رسانهای در عین توجه به ارزشهای فرهنگی از سوی دیگر، تأکید ورزیده است.
یکی از حوزههایی که جهانی شدن در آن تأثیرات مشخص و روشنی بر جای گذاشته، حوزه فرهنگ است. جهانی شدن فرهنگ، در مناطق مختلف جهان و در حوزههای متنوع فرهنگی چالشهایی جدی پدید آورده است. منطقه خلیجفارس و کشورهای حاشیه جنوبی آن نیز از این امر مستثنی نبودهاند و جهانی شدن فرهنگ بخشهای مختلف زندگی آنها را تحتالشعاع قرار داده است.
جهانی شدن فرهنگ که با استفاده از گسترش فناوریهای رسانهای در قالب شبکههای متنوع ماهوارهای و راهاندازی شبکة جهانی اینترنت خود را بر این منطقه تحمیل کرد، تأثیرات شگرفی را به دنبال داشت. از عمدهترین این تغییرات کاهش سطح وفاداریهای قبیلهای و تقویت مفهوم شهروندی، تعریف دوباره از جایگاه زن و افزایش تضاد میان نخبگان فکری را میتوان نام برد. راهبرد دولتها و اندیشمندان این کشورها در مقابل این پدیده در حال تبدیل از مقاومت به تعامل است و باز کردن فضای فرهنگی، فاصله گرفتن از ملتها، سنن و عادات عشیرهای و حرکت به سمت ترکیب مناسب عناصر ارزشمند سنتی، فرهنگی و ارزشهای جدید متخذ از میراث بشری، از جمله اقدامات آنان به شمار میرود.
در این مقاله تلاش شده است بخشی از فرایند جذب و ادغام تاریخی گروهی از اقوام ترک و عرب تبار در تمامیت فرهنگی ایران تحلیل شود. این تمامیت، خود یک واحد تلفیقی و ترکیبی است که باید آن را حاصل ادغام اقوام و فرهنگ های گوناگون در یک حوزه یگانه دانست. فرهنگ ایرانی تا حد زیادی از این دو قوم به هر دو صورت مثبت و منفی تاثیر پذیرفته و به همین دلیل شناخت چگونگی این تأثیرها در بازشناسی فرهنگ ایرانی پر اهمیت است.
اقوام ترک تبار از سده پنجم هجری تا آغاز عصر پهلوی به طور پیوسته بر حوزه فرهنگی- اجتماعی ایران تسلط نظامی و سیاسی داشتهاند و در نتیجه بر تحولات این کشور مؤثر بوده اند. ورود اعراب نیز به حوزه فرهنگ ایرانی، با گسترش دین نوینی همراه بود که تاثیر عمیقی بر ذهنیت و رفتارها داشت و هم چنین از خلال زبان (واژگان، مفاهیم، خط) نیز در ایران تاثیرات زیادی برجای گذاشت که این امر به ویژه از عناصر تعیین کننده و تداوم بخش این فرهنگ به شمار می آید.
مقالة حاضر میکوشد با استفاده از تجربههای سیاستگذاری ماهوارهای در کشورهای آسیایی، به بررسی انتقادی سیاست ماهوارهای ایران بپردازد. برای پاسخ به سؤالهای مربوط به سیاست رسانهای مطلوب، مقاله در ابتدا به شرح و توصیف عصر «فناوریهای اطلاعات و ارتباطات» میپردازد و سپس، مفهوم سیاستگذاری رسانهای در دوران معاصر را به طور خلاصه توضیح میدهد. وضعیت ماهواره در کشورهای آسیایی و بهرهوری از کانالها و برنامههای مورد قبول در این کشورها، نقایص سیاست ماهوارهای ایران را نشان میدهد: عدم توجه به اصل بهرهوری و تکیة بیش از حد به ممنوعیت قانونی، از عمدهترین دلایل عدم موفقیت در کنترل مصرف ماهوارهای مردم و جلوگیری از پیامدهای سوء آن بوده است.