در قالب نگرشی جامع و نظاموار و مبتنی بر واقعیات منطقه به منظور رسیدن به چارچوبی علمی و کاربردی برای مطالعه و تحلیل محور مطالعاتی سطح بندی فضایی ضروری می نماید. براین اساس سامانه بندی گردشگری بخش سامان در سه سطح (ماکروسامانه مزوسامانه، میکروسامانه که در این مقاله به عنوان سطح برنامه ریزی محسوب می شوند و بر اساس حوضه آبریز، سرشاخه های اصلی و فرعی رودخانه زاینده رود تقسیم بندی گردیده اند) قابل سطح بندی و مطالعه است. به این ترتیب کل محدوده (بخش سامان) تشکیل یک ماگرو سامانه توریستی را می دهد و کل حوزه مطالعاتی را شامل می شود. این محدوده به لحاظ طبیعی و انسانی تشکیل حوزه ای همگن را می دهد، ماکرو سامانه گردشگری سامان در سطح میانی به چند مزو سامانه گردشگری تبدیل می گردد که همپوشی کاملی را در سطح محدوده مطالعاتی ارایه می دهد. این مزو سامانه ها که منطبق بر مرز حوضه های آبخیز و عوامل ترپوگرافیک به عنوان شاخص ترین عناصر طبیعی و بهترین محدوده برای برنامه ریزی صنعت گردشگری می باشند، مبنای علمی و اجرایی برای سامانه بندی گردشگری ارایه می دهند و در صورت برخورداری از کانون های جذاب و نقطه ای امکان برنامه ریزی و توسعه گردشگری را در سطح محدوده مطالعاتی فراهم می نمایند. برای شناسایی جایگاه و نقش هر یک از مزوسامانه می بایست روشی به کار گرفته شود که ضمن معرفی توانمندی های هر مزو سامانه جایگاه آن را نیز، در نظام اولویت بندی مشخص سازد. براین اساس اقدام به طراحی 25 شاخص در زمینه قابلیت های طبیعی - اکولوژیک، اجتماعی فرهنگی و قابلیت های خدماتی گردید. و برای اینکه نحوه ارتباط میان سطح دو (مزو سامانه ها) و سطح سه (میکروسامانه ها) یا کانونهای جاذب برقرار گردد می بایست با یکی از روش های ممکن به استانداردسازی امتیازها در هر شاخص اقدام شود. به این ترتیب پس از انجام بررسی های لازم روش Z.Scour برای استانداردسازی شاخص ها انتخاب و اعمال می شود. به این ترتیب با کمک نرم افزار Spss/ps، Exell در توزیع Z انحراف معیار هر یک از مقادیر مربوطه به شاخص طبیعی – فرهنگی - اجتماعی و خدماتی نسبت به میانگین بدست آمده و پس از حصول نمره Z اقدام به تشخیص و تبیین سطح زیر منحنی برای هر یک از نمرات بدست آمده، Z می شود تا نمره نهایی برای بدست آوردن نمره (S) که جمع نمرات آن بیانگر رتبه هر مزو سامانه می باشد و در نهایت خدمات قابل پیش بینی را لازم دارد، بدست آید
فردگرایی و جمع گرایی از گرایشات تعیین کننده ای است که در تحلیل کنش ها و نگرش های اجتماعی نقشی اساسی دارد. این مقاله به بررسی مفهوم دوراهی اجتماعی به عنوان یکی از جدیدترین مفاهیم ارایه شده در مناقشه فردگرایی و جمع گرایی می پردازد. دوراهی اجتماعی نوع خاصی از تعارض میان نفع جمعی و نفع فردی است، که در آن برای هر فرد، صرف نظر از انتخاب دیگران، بهترین گزینه، انتخاب نفع فردی است. اما اگر اکثر افراد آن را انتخاب کنند، وضعیتی ایجاد خواهد شد که برای همه افراد بدتر از حالتی استکه در صورت انتخاب گزینه همیارانه یا نفع جمعی، برایشان حادث میشد. مساله دوراهی اجتماعی، در نظریه انتخاب عقلانی و با استفاده از نظریه بازی و نظریه تصمیم گیری قابل بررسی است. از دو منظر متفاوت می توان دوراهی اجتماعی را تعریف کرد: هزینه های بیرونی و درونی، و بازی دو راهی زندانی. مهمترین انواع دوراهی اجتماعی، دوراهی منابع مشترک و دو راهی کالاهای همگانی است. در این مقاله علاوه بر ذکر مثال هایی از دوراهی اجتماعی، تلاش شده تا با کاوش در این مفهوم و تعاریف ذکر شده در باب آن، تعریف و تشریح دقیق و روشنی از مفهوم «دوراهی اجتماعی» ارایه شود و گرایش های فردگرایانه و جمع گرایانه در واقعیت جامعه مورد تحلیل قرار گیرد. تحلیل دستاوردهای پژوهش های صورت گرفته و بررسی قابلیت مفهوم دوراهی اجتماعی در تحلیل گرایش های فردگرایانه و جمع گرایانه پایان بخش مقاله است
در مقدمه تاریخچه ای از وضعیت فعلی انواع نظام های بهره برداری از زمین در حوزه آبریز کرخه و دیدگاه های مربوطه پیرامون نظام های بهره برداری آمده است. سپس به لحاظ نظری رابطه سرمایه اجتماعی با توسعه یافتگی بررسی شده است. این پژوهش با روش پیمایش بر روی 49 روستا و 375 خانوار در حوزه آبریز کرخه صورت گرفته و در آن انواع نظام های بهربرداری از زمین بررسی شده است. در این مطالعه، سرمایه اجتماعی در بین انواع نظام های بهره برداری بررسی شده است و با هدف مقایسه تطبیقی بین دو شیوه فردی و جمعی از نظام های بهره برداری، یعنی بهره برداری های دهقانی و تعاونی با سایر انواع نظام های بهره برداری، به مطالعه وضعیت مشارکت، هنجار های همیاری و نوگرایی در دو نوع نظام دهقانی و تعاونی، پرداخته شده است. نتیجه بررسی نشان می دهد که، مشارکت، هنجار همیاری و تمایل به کار گروهی، نوگرایی و بهره وری در بهره برداران تعاونی، به شکل معناداری بالاتر از بهره برداران در واحد های خرد و دهقانی است
دینداری عبارت است از پایبندی و آگاهی از اصول و شعائر یک مذهب؛ به گونه ای که این پیروی بر زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار باشد. از آنجایی که دین به برآورده ساختن نیازهای پذیرفته شده اجتماعی و سود جمعی که آرزوهای گروه در آن نهفته باشد، می پردازد، در جوامع امروز از دین انتظار می رود که بتواند به جذب و ایجاد تعهد در بین پیروانش نایل شود. در این میان شهرهای جدید، به تبع دگرگونیها و تحرکات جمعیتی گسترده خود با چالشهای زیادی، به ویژه در زمینه پایبندی به ارزشهای دینی وحفظ آن مواجه هستند. هدف از مقاله حاضر، تبیین جامعه شناختی میزان دینداری ساکنان شهر جدید بهارستان و تاثیر آن بر سرمایه اجتماعی است. روش اصلی تحقیق پیمایش (با استفاده از پرسشنامه بسته از نوع طیف لیکرت) بوده است. شیوه نمونهگیری با توجه به سن، جنس و محل سکونت افراد طبقه ای بوده که به صورت تصادفی در بین 384 نفر از ساکنان این شهر به انجام رسیده است. یافتهها حاکی از رابطه مثبت و معنادار بین میزان پایبندی مذهبی(دینداری) افراد با تاثیرپذیری آنها از گروههای مرجع و میزان مصرف رسانههای داخلی و رابطه معکوس و معنادار میزان پایبندی مذهبی با متغیرهای میزان مصرف رسانههای خارجی و عرفی شدن و پایگاه اجتماعی- اقتصادی افراد است. همچنین نتایج حاصل در زمینه تاثیر دینداری بر سرمایه اجتماعی، با توجه به دیدگاههای نظری مطرح در مقاله مؤید این رابطه است.
در این مقاله به بررسی مقوله استقرار صنعت در مناطق روستایی به عنوان یکی از شیوههای رایج بسط اقتصاد غیرزراعی در روستاها و تغییرات اقتصادی و اجتماعی در شیوه زندگی روستاییان به واسطه این امر پرداختهشدهاست. کمبود در برخی ازعوامل اصلی تولید کشاورزی همچون منابع آب و خاک در عین فراوانی عامل نیروی کار در این مناطق علاوه بر ایجاد فشار روز افزون بر زمینهای زراعی، موجب مهاجرت گسترده روستاییان و به تبع آن درگیر ساختن دیگر مناطق با مشکلات ناشی از این مهاجرتها میشود. در چنین وضعیتی استقرار صنعت به ویژه در مناطقی که از قابلیت کافی در زمینه تولید کشاورزی برخوردار نیستند میتواند ابزاری مناسب برای تثبیت مکانی جمعیت روستایی و ارتقاء سطح شاخصهای مختلف اقتصادی و اجتماعی همچون اشتغال، درآمد و برخورداری از امکانات بهداشتی، درمانی و آموزشی در عین صیانت از منابع طبیعی تجدید ناشونده همچون منابع آب و خاک باشد. نتایج این تحقیق نیز در بیشتر موارد مؤید این اثرات است. در عین حال برخی اثرات سوء زیستمحیطی و در مواردی مهاجرتِ ناشی از توانمندی اقتصادی را نیز به عنوان وجه دیگر فرآیند مورد اشاره، نباید از نظر دور داشت.
یکی از چالش برانگیزترین رویکرد های معاصر در خلال یک دهه اخیر، رویکرد پست مدرنیسم بوده است. برخی متفکرین بر این باورند که این رویکرد را می توان بعد از پارادایم های اثباتی، تفسیری و انتقادی، به عنوان پارادایم چهارم علوم اجتماعی تعریف کرد. ظهور و گسترش این رویکرد در خلال چند دهه اخیر حتی بر مفاهیم و اصول اولیه علوم اجتماعی و انسانی مؤثر واقع شده است. قسمت عمده گسترش این رویکرد به درون علوم اجتماعی، مرهون تلاش های نظری ژان فرانسوا لیوتار فیلسوف فرانسوی به عنوان بنیان گذار و پیشگام علوم اجتماعی پست مدرن است. در این مقاله سعی شده است نخست به مبانی کلاسیک اندیشمندی لیوتار پرداخته شود. سهم نظری وی در پیدایش علوم اجتماعی پست مدرن، و نیز ابعاد مختلف دستگاه فلسفی - جامعه شناختی وی مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، مبانی پارادایمی رویکرد لیوتار شامل معرفت شناسی، هستی شناسی و روش شناسی وی نیز واکاوی و بررسی شده است. مقاله حاضر با نقد و ارزیابی پروژه نظری لیوتار به پایان رسیده است.
این مقاله به بررسی اجمالی کتاب درمانی، وب درمانی و اهمیت مطالعه منابع وب در درمان مشکلات جسمی، روحی و روانی می پردازد. این مقاله پیشنهاد می کند که وب درمانی به عنوان جایگزین یا مکمل کتاب درمانی و سایر فنون روان درمانی به کار گرفته شود.