اینستاگرام یکی از پرمخاطب ترین شبکه های اجتماعی است که می تواند به عنوان عامل تغییر سبک زندگی تأثیرگذار باشد. این امر در صفحات اینستاگرامی افراد معروف و شناخته شده مانند اینفلوئنسرها که زندگی تجمل گرایانه را به نمایش می گذارند نمود بیشتری پیدا می کند. پژوهش حاضر به این مسئله پرداخته است که با وجود نگرش های مختلف مخاطبان، اکثر قریب به اتفاق کاربران در اینستاگرام، گرایش بسیاری به بازنمود خود و بازنمایی زندگی تجمل گرایانه دارند. در این تحقیق با استفاده از روش نشانه شناسی، با تکیه بر نظریه بازنمایی ، فیلم های به اشتراک گذاشته شده در صفحات اینستاگرامی چهار نفر از اینفلوئنسرهای ایرانی که بطور متوسط بین۶۳۰ هزار تا ۴میلیون دنبال کننده دارند در بازه زمانی پنج ماهه از اول مردادماه تا ۳۰ آذر ۱۳۹۷، برای بررسی انتخاب شدند. نتایج این تحقیق نشان می دهد بازنمایی سبک زندگی تجمل گرایانه در اینستاگرام، چهار حوزه «محل زندگی و مسکن»، «اوقات فراغت و تفریح»، «وسایل شخصی برند (لباس، گوشی، ساعت و...)»، «خودرو»، «مدیریت بدن» و «روابط شخصی» را شامل می شود. آرامش، احساس رضایت، خودشیفتگی، سرسختی، جذابیت و قدرت احساساتی هستند که زندگی لوکس را در نظام معنایی مخاطب مثبت و خوشایند می نمایانند.
انتقال پیام دو ساختار دارد. ساختار دیالوژیکی و ساختار گفتاری. ساختار دیالوژیکی ساختاری افقی یا تعاملی است و ساختار گفتاری، عمودی، یکطرفه، و همراه با اقتدار است. مقاله حاضر بر ان است که با رویکردی هستی شناختی این دو نوع ساختار را در فرایندهای اطلاعاتی و پیام شناسی به همراه تجلیات...
هرچند در فرهنگ سنتی جوامع، طلاق پدیده ای شوم و بد کارکرد بوده است، اما امروزه با گسترش تغییرات اجتماعی گسترده در جوامع بسیاری از نگرش های افرادنیز دچار تغییر و تحول شده است. یکی از این حوزه ها که تغییرات ملموسی را تجربه کرده است، نگرش به طلاق است. این پژوهش با هدف بررسی نگرش های در حال تغییر نسبت به طلاق در بین دانشجویان دانشگاه های اردبیل به روش کمی و پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 400 نفر از دانشجویان دانشگاه های علمی کاربردی و آزاد اسلامی در سطح استان بوده است که حجم نمونه به صورت خوشه ای سیستماتیک انجام شده است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شده و نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داده است که نگرش دانشحویان به طلاق بیش از حد متوسط بوده و بین جنسیت و نگرش به طلاق تفاوت معناداری وجود ندارد.
این مقاله به بررسی نسلی ارزش های پست مدرن خانوادگی و عوامل موثر بر آن با تاکید بر نقش دین داری پرداخته است. جامعه آماری پژوهش افراد بالاتر از 18 سال شهر تهران بوده و با نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 600 نمونه انتخاب شده است. به لحاظ نظری از تئوری های تاثیر دین داری بر حوزه خانواده و تغییر نسلی ارزش های اینگلهارت و در تجزیه تحلیل آماری از آزمون های تفاوت میانگین، تحلیل واریانس، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد: ارزش های پست مدرن خانوادگی در نسل اول در 19/9 درصد افراد و محدود به پذیرش سقط جنین و لذت فردی بوده، در نسل دوم در 49/14 درصد و در نسل سوم در 71/21 درصد مشاهده شده و به پذیرش تساهل و تسامح در امور جنسی نیز تسری یافته است. ارزش های پست مدرن خانوادگی در هر سه نسل متاثر از مجموعه ای از متغیرهای اقتصادی اجتماعی و دین داری بوده و در نسل سوم به طور معناداری متاثر از مصرف رسانه نیز هست. در هر سه نسل اگرچه دین داری اثرگذارترین عامل بوده ولیکن توان تبیین آن از نسل اول به سوم کاهش یافته است.
این پژوهش به منظور مطالعه عوامل مؤثر بر مصرف موسیقی رادیو پیام و رادیو آوا و نیز شناخت دریافت های مخاطبان از موسیقی این دو رادیو صورت گرفته است. مصرف چندخوارگی پیترسون، مفهوم ذائقه و نظریه سبک زندگی برگرفته از رویکرد بوردیو در حوزه مصرف فرهنگی و نظریه دریافت، با تمرکز بر رویکرد هال، مبانی نظری پژوهش را تشکیل داده اند. برای اجرای پژوهش با 23 نفر از مخاطبان تهرانی دو شبکه رادیوییِ «پیام» و «آوا» مصاحبه عمیق صورت گرفته و برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. یافته های پژوهش در قالب 3 مضمون اصلی و 16 خرده مضمون استخراج شده اند. نتایج نشان می دهد که نمونه های مطالعه شده، ذائقه ای چندخواره دارند و رادیو برایشان در ردیف دوم منابع دسترسی به موسیقی قرار دارد. بر اساس نظریه دریافت، جایگاه اجتماعی افراد مهم ترین عامل مؤثر بر معنای دریافتی آنان از موسیقی رادیو است و هرکدام از این مخاطبان بر اساس جایگاه اجتماعی خود، تجربه های شخصی، ارزش ها، باورها و فرایندهای اجتماعی و سیاسی معنای مورد نظر خود را از موسیقی رادیو پیام و رادیو آوا دریافت می کنند. همچنین نتایج حاکی از آن است که مخاطبان، با توجه به وضعیت اجتماعی خود و فضای سیاسی حاکم بر جامعه، ایدئولوژی موجود در محتوای موسیقی های پخش شده از رادیو را در قالب خوانش های توافقی، تقابلی و انتقادی تفسیر می کنند.
یکی از مسائل پیچیده و نگران کننده که توجه بسیاری از محققین، جامعه شناسان، جرم شناسان، روانشناسان و متخصصین امور را به خود معطوف داشته است، موضوع بزهکاری نوجوانان است. یکی از انواع بزهکاری نوجوانان وندالیسم است. به همین سبب هدف پژوهش حاضر تعیین نقش بیگانگی اجتماعی در وندالیسم در بین دانش آموزان دوره اول و دوم متوسطه شهر یزد است. روش مورد استفاده در این تحقیق، از نوع پیمایشی می باشد؛ داده ها با ابزار پرسشنامه و با استفاده از نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای به طور ترکیبی و از 635 نفر از دانش آموزان مقاطع راهنمایی و دبیرستان شهر یزد گردآوری شده است. اعتبار ابزار به صورت صوری و همچنین تحلیل عامل محرز شده و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. داده ها به کمک نرم افزارهای آماری SPSS و اموس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان داد بیگانگی اجتماعی و ابعاد آن در وندالیسم و ابعاد آن تأثیر مستقیم و معناداری داشت. به عبارت دیگر با افزایش میزان بیگانگی اجتماعی، میزان وندالیسم نیز افزایش می یابد. یافته های پژوهش حاضر با نظریه سیمن در مورد نقش بیگانگی اجتماعی در وندالیسم هماهنگی دارد.
تا کنون تحقیقات زیادی در مورد رسانه تلویزیون ومخاطب انجام شده است با توجه به اینکه کودکانو نوجوانان بخش مهمی از مخاطبان را تشکیل می دهند ، تحقیقات انجام شده در مورد آنها سهم عمده ای را در بر می گیرند.
از مهم ترین مباحثی که در اسلام مطرح شده است، شیوه رفتار با همسر و فرزندان است. هدف این پژوهش، واکاوی سبک زندگی امام حسین(ع) با تأکید بر روابط خانوادگی ایشان می باشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه کتاب ها و مقالات مرتبط با سبک زندگی امام حسین (ع) است. نمونه در این پژوهش، شامل بیست کتاب و چهار مقاله می باشد. از روش کیفی تحلیل محتوا با رویکردی کاربردی به مطالعه کتاب ها و پژوهش های مربوط به سبک زندگی امام حسین(ع) پرداخته شده است. مولفه های سبک زندگی امام حسین(ع) شامل هفت مولفه اصلی (رفتاری، ساختاری، ارتباطی، اجتماعی، شناختی، عاطفی-هیجانی و معنوی) و سی مولفه فرعی می باشد. بر اساس یافته های پژوهش، مشخص می شود که سبک زندگی امام حسین(ع) با مولفه هایی همچون: آراستگی، صله رحم، حسن خلق، خوش رفتاری، ساده زیستی و تمکین و وفاداری نسبت به همسر، تربیت فرزند، مهارت ارتباط کلامی، اصلاح خود، تفریح، کنترل خشم، مرگ آگاهی، تاب آوری و مانند آن، می تواند الگوی بهبود روابط زوجین و فرزندپروری شایسته آنان شود و نیز مایه دوام یک زندگی مشترک پویا و در نهایت جامعه ای توانمند واقع گردد.
با توجه به نقش و اهمیت محلات در مطالعات توسعه پایدار شهری، مساله گرایش های جمعیتی به زندگی در محله های شهری تحت تاثیر عوامل اجتماعی، در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته است. از آنجایی که محله های شهری مهم ترین عناصر اجتماعی یک شهر محسوب می شوند نقش مهمی در روند رو به رشد شهرها دارند. محله بیش از آنکه یک عنصر فیزیکی در شهر باشد یک بافت اجتماعی است که از نظر فضایی توسط ساکنان آن درک و مشخص می شود و محل ایجاد ارتباط متقابل و هویت یابی مشترک میان شهروندان است. قدرت هر محله تابع تجانس اجتماعی ساکنان آن است به گونه ای که همسانی و شباهت در نوع زندگی، موجب نزدیک شدن و شناسایی متقابل افراد و احساس تعلق به گروه معین می شود. این سوال اساسی که «چه عوامل اجتماعی بر گرایش محله ای جمعیت ها نقش دارند» مساله اصلی در پژوهش حاضر می باشد. احساس گرایش محله ای براساس شاخص حس تعلق و همبستگی در نظر گرفته شده و به عنوان متغیر وابسته مورد سنجش و در رابطه با سایر متغیرها (متغیرهای مستقل) قرار گرفته است. عوامل اجتماعی که بر این گرایش و حس تعلق موثر فرض شده اند، متغیرهای سبک زندگی، پایگاه اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی می باشد. این فرض در نظر گرفته شده است که هریک از متغیرهای فوق در رابطه با حس تعلق و گرایش محله ای هستند و بر انتخاب ساکنان به عنوان محل سکونت دخیل بوده اند. برای انجام پژوهش حاضر و آزمون فرضیات از روش های اسنادی و کتابخانه ای و در مرحله بعد از روش پیمایشی با ابزار پرسشنامه استفاده شده است. نتایج و یافته های پژوهش نشان می دهد که بیشترین ارتباط معنادار و وجود همبستگی بین سبک زندگی و پایگاه اجتماعی افراد با حس تعلق و گرایش به محل زندگی بوده است. با توجه به اینکه پژوهش حاضر به صورت مطالعه تطبیقی میان دو منطقه 1 (شمالی) و منطقه 16 (جنوبی) شهر تهران صورت گرفته است، مقایسه میانگین نتایج دو منطقه وجود تفاوت معنادار میان عوامل اجتماعی مورد بررسی به عنوان شاخص های تاثیر گذار بر گرایش محله ای را نشان می دهد.