این تحقیق در پی تحلیل دریافت افراد دارای معلولیت جسمی – حرکتی از تصاویر بازنمایی شده از آنها در سه فیلم: میم مثل مادر اثر رسول ملاقلی پور،شهر زیبا به گارگردانی اصغر فرهادی و زمانی برای دوست داشتن ابراهیم فروزش است. مخاطبان مورد نظر در این تحقیق شامل معلولین جسمی – حرکتی ای هستند که توان دیداری و شنیداری را توأمان دارند، و این مخاطبان شامل نابینایان، ناشنوایان، معلولین ذهنی و سایر معلولینی که این ویژگی را ندارند، نمی شود. تحقیق پیش رو در چارچوب مطالعات فرهنگی و با رویکرد تحلیل دریافت، سعی در پی بردن به دریافت مخاطبان از این فیلم ها را دارد، فیلم هایی که درباره معلولیت است و یا بخشی از فیلم به بازنمایی معلولیت پرداخته است. به این ترتیب به دنبال پاسخگویی به این سوال کلی بودیم که افراد دارای معلولیت چه دریافتی از این فیلم ها دارند. روش به کار برده شده در این تحقیق، روش کیفی است که البته برای انسجام بخشیدن به یافته ها از روش نظریه زمینه مبنا نیز برای کدگذاری و مقوله بندی آنها یاری جستیم؛ در این راستا از دو تکنیک مصاحبه عمیق و مشاهده مشارکتی استفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که از سوی مخاطبان خوانش های متفاوتی از فیلم ها صورت گرفته است، البته این تفاوت میان زنان و مردان بیشتر نمایان است. نتایج حاصل از این تحقیق نشانگر فعال بودن مخاطبان در عرصه دریافت است. در پایان، نتایج حاصل از یافته ها به صورت مقوله هایی ازقبیل ترحم، عدم امکان ازدواج، همجواری معلولیت با امور مقدس و غیره، قرار داده شده است.
فرهنگ شهرت از مفاهیم اساسی برای فهم کنش ها در بستر رسانه های اجتماعی است. هم اکنون، رسانه های اجتماعی قابلیت های ویژه ای در شکل گیری فرهنگ شهرت دارند. دراین بین، اینستاگرام، به سبب تصویرمحوربودن و فراهم سازی فضای تعاملی کاربران و سلبریتی ها، مورد توجه محققان قرار دارد. هدف مطالعه پیش رو، از یک سو، بررسی فرهنگ شهرت و پیامدهای فرهنگی و اجتماعی آن و، از سوی دیگر، بررسی میزان پیگیری صفحات شخصی سلبریتی ها از سوی کاربران یا مخاطبان است. از روش کمّی پیمایش و تکنیک پرسش نامه برای گردآوری داده ها و اجرای پژوهش استفاده شده است. در مبانی نظری، به «رهیافت فرهنگ سلبریتی»، «رهیافت سلبریتی سازی و سلبریتی شدن»، «رهیافت اکولوژی سلبریتی»، «رهیافت فضای خصوصی و عمومی سلبریتی»، و «رهیافت روان شناختی به هواداری و سلبریتی» پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد تقریباً 20 درصد کاربران اینستاگرام «اخبار و صفحات سلبریتی ها» را پیگیری می کنند. آن ها صفحات بازیگران، خوانندگان و ورزش کاران سلبریتی داخلی را بیش از سایر گروه های سلبریتی دنبال می کنند؛ به طوری که تقریباً یک سوم کاربران صفحات شخصی بازیگران و خوانندگان سلبریتی را پیگیری می کنند و تقریباً یک چهارم کاربران صفحات شخصی ورزش کاران را. روابط فرااجتماعی، هم ذات پنداری و پرستش سه شاخص گرایش به سلبریتی هاست. این مطالعه نشان می دهد که تقریباً 47 درصد کاربران فعال در حوزه سلبریتی ها به سلبریتی ها گرایش دارند؛ به نحوی که، علاوه بر علاقه به تعامل فرااجتماعی با سلبریتی ها، در بُعد انتزاعی به الگوبرداری از ارزش ها و نگرش های سلبریتی ها و در بُعد رفتاری به پرستش و تقلید سبک زندگی سلبریتی محبوب می پردازند.
شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی (۳۲۹ - ۴۱۶ ھ .ق) نه تنها سند احیای هویت ملی ایرانیان، که رکن مهم دوام بسط و نشر فرهنگ و هنر پربار ساکنان این سرزمین است. فردوسی بزرگ نوشتن این کتاب را تلاشی به منظور زنده کردن دوباره مردم ایران معرفی می کند. مقاله حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که آیا حکیم طوس به تنهایی بر احیای سنت های گذشته این مرز و بوم همت گمارده و یا سایر اقشار نظیر هنرمندان و صنعت گران این سرزمین نیز در احیا سنت ها و فرهنگ پیش از اسلام ایران تلاش داشته اند؟ فرض بر آن است که خالقان هنرها و صنایع نیز در تلاشی هم سو با احیاگر زبان فارسی نسبت به تجدید حیات هنری ایران اهتمام ورزیده اند. در نوشتار حاضر تلاش بر آن است تا با اتکا به شواهد باستان شناسانه مورد استفاده در پژوهش، میزان مشارکت هنرمندان و صنعت گران (به ویژه سفالگران، کاشی کاران و گچ بران) ایران در هم سویی با حکیم طوس به منظور تجدید حیات هنری و احیای سنت های روایی عصر ساسانیان مشخص گردد. بدین منظور، تزیینات نمونه هایی از اشیا سفالین، کاشی ها و گچ بری های قرون میانی اسلامی مورد مطالعه قرار گرفت. در نتیجه مشخص گردید که با وجود تأکید حاکمان عرب بر ممنوعیت شرح حال شخصیت های اسطوره ای ایران پیش از اسلام، بیشتر مردم ایران در تلاش بوده اند تا به هر نحو ممکن فرهنگ و سنت های گذشته خویش را بر آثار و مصنوعات خویش منعکس نمایند.
پژوهش حاضر، کوششی است که با هدف شناخت احساس طرد دانشجویان در رابطه با متغیرهای پایگاه اجتماعی-اقتصادی، قومیت و احساس تعلق قومی و ارزیابی سیاستهای دولتی، به انجام رسیده است. پرداختن به مسائل جوانان در سطح کشورهایی نظیر ایران، به سبب قرار داشتن جوانان در کانون تحولات و برنامه ریزیها، ضروری به نظر میرسد. از اینرو به مدد روش پهنانگر پیمایش و بهره گیری از ابزار پرسشنامه جهت سنجش متغیرها، پس از مرور رویکردهای نظری طرد اجتماعی و توضیح سطوح طرد اجتماعی، تدوین چارچوب و مدل نظری، از میان دانشجویان دانشگاههای سراسری و آزاد، نمونه گیری انجام داده و پس از انتخاب 325 نفر از دانشجویان، نتایج را به کمک آمار توصیفی و آزمونهای همگنی واریانس لون، آزمون اف، ضریب همبستگی، آزمون تی و مقایسه ی جفتی مورد مطالعه قرار دادیم. نتایج بدست آمده حاکی از رابطه ی معنادار و مستقیم میان احساس طرد اجتماعی و احساس تعلق قومی و همچنین احساس طرد اجتماعی و ارزیابی سیاستهای دولتی توسط پاسخگویان بود، به عبارت دیگر دانشجویانی که احساس طرد بیشتری را تجربه میکردند، احساس تعلق قومی بیشتر و همچنین برداشت منفی نسبت به سیاستهای دولت داشتند.
Purpose: The purpose of this study was to provide a talent management model for staff of Shahed University. Methodology: The methodology of the present study was applied in terms of purpose, qualitative in terms of data, and foundation data in terms of the nature and type of study. The statistical population of the study consisted of academic specialists. Thirty specialists in the field of management were selected using the targeted snowball sampling. The research tool was a semi-structured interview form were set up. Models, findings, studies and theories were first examined, then, the indices were counted by open coding; after the categorization of the central coding, the final form of the interview was sent to 30 field specialists to make selective coding. Findings: The results of the findings showed that the most important category of effective index on the promotion of talent management model is the "excellence" category which includes the indices: career path management, succession and organizational commitment. Subsequently, “recruit" category consists of indices: identification, selection and employment. Finally, the model of indices influencing the talent management model was drafted which included 13 indices in five main categories; "recruit ", " retaining ", "training and development", "performance management" and "excellence." in this model, the mean of each category and order of importance of indices in each category was presented. Conclusion: Applying this template, its dimensions, its components and indicators, enables universities to manage their human resources and, as a compass, change their scientific movement from day to day planning and improve the quality of the university. Provided.
بروز آسیب های اجتماعی گوناگون و فقدان برنامه ریزی های کلان در کشورها، امکان ادامه روند رشد طبیعی و زندگی برای برخی از کودکان را مختل و جوامع را با پدیده نوظهور کودکان کار و خیابان روبرو ساخته است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های کارآفرینی اجتماعی، در پی تبیین نقش آن بر توانمندسازی کودکان کار و خیابان بر مبنای مطالعه ای توصیفی-همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارکنان ستادهای توانمندساز شهر تهران است که تعداد 600 نفر می باشد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه 27 سوالی است که روایی آن به دو روش محتوایی و سازه و پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ (935/0) تأیید گردیده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Amos 21 و به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شده است. نتایج حاصل از بررسی فرضیه های پژوهش نشان داد که کارآفرینی اجتماعی به شکل مستقیم بر ارتقاء توانمندی های کودکان کار و خیابان تأثیرگذار است. همچنین در بین مؤلفه های کارآفرینی اجتماعی مؤثر در توانمندسازی کودکان کار-خیابان، مؤلفه «اصول اساسی کارآفرینی اجتماعی» با ضریب رگرسیونی 831/0 و مؤلفه «برنامه های کارآفرینانه اجتماعی» با ضریب رگرسیونی 691/0 به ترتیب بیشتر و کمتر از سایر مؤلفه های کارآفرینی اجتماعی بر توانمندسازی کودکان کار-خیابان در ستادهای توانمندساز تأثیرگذار بوده است.
زمینه و هدف: تغییرات محیط کار سازمان ها را مجبور نموده که به منظور بقای خود در دنیای متلاطم امروزی، در سیستم های مدیریت خود بازبینی و بازنگری کنند و در اینجا است که توانمندسازی کارکنان به موضوع اصلی در ارتباط با عملکردهای رهبری و مدیریت تبدیل می گردد. رهبران خدمتگزار همواره تمایل زیادی به پرورش کارکنان و تأثیر بر رشد و پیشرفت سازمان نشان می دهند. ازاین رو، هدف این تحقیق بررسی رابطه رهبری خدمتگزار و توانمندسازی کارکنان می باشد. روش: این مطالعه از نوع کاربردی با روش توصیفی- پیمایشی در سال 94 بر روی کارکنان ستاد فرماندهی انتظامی استان همدان انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق، 407 نفر بود که از این میان 197 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند، 220 پرسشنامه توزیع و 200 پرسشنامه جمع آوری شد و آزمودنی ها با استفاده از شماره پرسنلی و روش نمونه گیری تصادفی نظام مند انتخاب شدند. و با تکمیل پرسشنامه محقق ساخته در این پژوهش شرکت کردند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و با کمک آزمون های آماری توصیفی و تحلیلی تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد بین رهبری خدمتگزار و توانمندسازی کارکنان ارتباط آماری معنی دار وجود دارد. همچنین نتایج وجود رابطه ی مثبت و معنی داری بین تمامی ابعاد رهبری خدمتگزار شامل خدمت رسانی، تواضع و فروتنی، قابلیت اعتماد و مهرورزی با توانمندسازی کارکنان را تأیید می کند. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه و تأیید وجود ارتباط مثبت و معنی دار بین رهبری خدمتگزار و توانمندسازی کارکنان، توجه به این سبک رهبری و ابعاد آن بسیار حائز اهمیت می باشد، و پیشنهاد می شود آموزش های لازم در خصوص سبک رهبری برای مدیران سازمان در نظر گرفته شود.
هدف این پژوهش، شناخت رابطه بین فردگرایی و محرومیت نسبی با بی تفاوتی اجتماعی با تأکید خاص بر جوانان شهر کرمانشاه است. روش مورد استفاده پیمایشی و ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه مورد مطالعه جوانان 20 تا 30 ساله شهر کرمانشاه است که تعداد 400 نفر از آن ها با روش نمونه گیری لین و تصادفی خوشه ای مورد مطالعه قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس و آموس مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان می دهد که میزان محرومیت نسبی با مقدار همبستگی (134/0=r) و فردگرایی با مقدار همبستگی (202/0=r) با بی تفاوتی اجتماعی جوانان ارتباط معناداری دارند. نتایج رگرسیون نشان می دهند مقدار T برای فردگرایی برابر (76/3 T=) و برای میزان محرومیت نسبی برابر (38/2 T=) است. این دو متغیر روی هم رفته توانستند مقدار 24/0 از تغییرات درونی متغیر میزان بی تفاوتی اجتماعی را تبیین کنند. نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری (آموس) نشان می دهد که مقدار P-value برای چهار متغیر (محرومیت نسبی با مقدار 949/0، فردگرایی با مقدار 260/0، میزان تحصیلات با مقدار 210/0 و متغیر مدت زمان سکونت با مقدار ضریب رگرسیون استاندارد برابر 255/0) در سطح خطای کوچک تر از 05/0 است که نشان می دهد تأثیر متغیرهای مذکور بر متغیر وابسته معنادار هستند. نتایج مذکور براساس شاخص های برازش مدل برای RMR برابر 233/0، شاخص RMSEA برابر با 046/0، شاخص CMIN/DF برابر 012/2 و شاخص های CFI و PCFI با مقادیر 943/0 و 767/0 در حد قابل قبولی مدل را مورد تأیید قرار می دهند.
ازآنجایی که اعضای خانواده به مثابه بازیگران مهم در بازتولید و بازتوزیع سرمایه اجتماعی و تقویت رفتارهای اجتماعی مطلوب و حس نوع دوستی در فرزندان ایفای نقش می نمایند ، مطالعه حاضر به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی خانواده و رفتارهای اجتماعی مطلوب در دانشجویان پرداخته است. روش تحقیق، پیمایش و جامعه آماری آن کلیه دانشجویان دانشگاه یزد در سال تحصیلی 94-93 می باشد. نمونه 372 نفری از دانشجویان دانشگاه یزد با استفاده از فرمول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه سه بخشی سرمایه اجتماعی درون خانواده، سرمایه اجتماعی بیرون خانواده و رفتارهای اجتماعی مطلوب استفاده شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، تی و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج مشخص کرد که میانگین رفتارهای اجتماعی مطلوب دانشجویان 4/78 بوده که از متوسط مقیاس بالاتر است. از طرفی ابعاد نزدیکی و نظارت سرمایه اجتماعی درون خانواده و ابعاد مشارکت اجتماعی، هنجار اجتماعی، اثربخشی، اعتماد به محیط و اعتماد نهادی سرمایه اجتماعی بیرون خانواده با رفتارهای اجتماعی مطلوب دانشجویان همبستگی معنی داری دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای هنجار اجتماعی، اعتماد به محیط، مشارکت اجتماعی، اعتماد نهادی و نظارت توانسته اند 17 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
امروزه سازمان ها به منظور حفظ و بقای خود باید از مزایای رقابتی نظیر نوآوری و توجه به مشتری با ارائه محصولات و خدمات جدید و نوآورانه برخوردار باشند. این امر برای بانک ها، ماندگاری بیشتر مشتریان، جذب مشتریان جدید و بهبود عملکرد مالی و سودآوری را به دنبال خواهد داشت. کیفیت و تازگی خدمات ارائه شده توسط بانک در نگرش مشتریان نسبت به میزان برتری خدماتی سازمان نسبت به رقبا مؤثر است. به همین دلیل در پژوهش حاضر، تأثیر هوش معنوی بر عملکرد شغلی کارکنان با نقش واسط نوآوری فردی در بانک به عنوان محیطی با ویژگی های خاص پرداخته شده است. جامعه آماری پژوهش 398 نفر از کارکنان بانک مهر اقتصاد استان خراسان رضوی است که از این تعداد، 182 نفر به عنوان نمونه با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که هوش معنوی و نوآوری فردی بر عملکرد شغلی کارکنان اثر مثبت دارند و نوآوری فردی در این رابطه نقش واسط دارد.
پساتلویزیون که با تحقق همگرایی رسانه ای و گذار از شکل سنتی تلویزیون آغاز می شود، نه به معنای مرگ تلویزیون بلکه تجدید ساختار در شیوه های تولید، توزیع و مصرف محتوای تلویزیونی است. همگرایی رسانه ای که به مثابه تحولی ساختاری سازمان های پخش تلویزیونی را به چالش کشیده است، سازمان صداوسیما را بواسطه موقعیت انحصاری اش با وضعیت خطیرتری کرده است. این مقاله در صدد بررسی واکنش های صداوسیما به همگرایی رسانه ای و ارزیابی این واکنش هاست و برای این منظور از روش کیفی مصاحبه عمیق و سندپژوهی بهره می برد. در مجموع با 17 نفر از کارشناسان و سیاست گذاران حوزه تلویزیون مصاحبه گردید. یافته های تحقیق حاکی از این است که صداوسیما با درک مخاطرات و فرصت های فضای جدید، اقدامات زیادی را در دستور کار قرار داده است؛ راه-اندازی پخش زمینی دیجیتال، افزایش شبکه های تلویزیونی، «اچ. دی » کردن بعضی از شبکه ها، بهره-گیری از تکنولوژی ماهواره و توزیع سیگنال تلویزیونی در سطح ملی و قرار دادن شبکه های ملّی و استانی بر روی ماهواره برای دسترسی به مخاطبان بیشتر در سطح ملّی و نیز و راه اندازی شبکه های ماهواره ای تلویزیونی در سطح منطقه ای و جهانی بخشی از این اقدامات است. سیاست ها و اقدامات صداوسیما با نقدهایی جدی نیز روبرو است از جمله این که در توسعه شبکه ها و خدمات رویکردی تکنولوژیک غلبه دارد؛ بواسطه فقدان سازوکارهای بازار و انحصار صداوسیما، اقدامات انجام شده مبتنی بر برنامه ریزی متمرکزی است که هزینه های زیاد و کارایی کم را به همراه دارد و این که در بسط همگرایی و پیامدهای آن رویکردی اغلب امنیتی و سیاسی مشهود است.
جلیل صفربیگی شاعر فعال و توانای ایلامی است. او بیشتر با رباعی سرایی به عنوان شاعری نوگرا و خلاق برای اهل ادب امروز شناخته شده و به خوبی توانسته است در این قالب با مخاطبان خویش ارتباط برقرار کند. یکی از جنبه های مهم و از شاخصه های شعر صفربیگی، به کارگیری طنز است. هرگونه بررسی و کند و کاو در طنز او، داده هایی ضروری و ارزشمند را در اختیار خواننده قرار خواهد داد.در این مقاله با هدف بررسی طنز در رباعیات صفربیگی، شواهد طنز در تمام رباعیات ایشان (10 مجموعه)، استخراج و از لحاظ مضمونی و ادبی، طبقه بندی و تحلیل شد. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و شیوه انجام پژوهش، توصیفی- تحلیلی بود. سؤال کلی پژوهش نیز این بود که بازنمود طنز در رباعیات صفربیگی چگونه است؟یافته ها حاکی از آن است که در رباعیات صفربیگی 34 مورد طنز اجتماعی، 32 مورد طنز شخصی، 19 مورد طنز مذهبی و 20 مورد طنز فلسفی وجود دارد و این به طور صریح بیانگر توجه خاص شاعر به طنز اجتماعی (فقر، خودکشی، بی عاطفگی و ...) است. او به خوبی توانسته طنز را به مثابه شگردی هنری برای بیان مقاصد هنری و اجتماعی خود به کار گیرد و از هر فرصتی برای آفرینش طنز و گوشه و کنایه های مطایبه آمیز و گاه نیش دار استفاده کند.
در این پژوهش، رابطه فرهنگ سازمانی حاکم و تأثیر آن بر رفتار شهروندی سازمانی را با عملکرد اداری پردیس های دانشگاه فرهنگیان در استان مرکزی مطالعه می شود. بدین منظور، از پرسشنامه فرهنگ سازمانی دنیسون (2000) شامل ابعاد چهارگانه مشارکتی، یکپارچگی، انعطاف پذیری و موفقیت در مأموریت، براساس طیف لیکرت و پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانیاورگانوکانوسکی (1996) استفاده شده است. این پرسشنامه شامل ابعاد پنج گانه رفتار شهروندی سازمانی شامل 1. نوع دوستی، 2. وظیفه شناسی، 3. ادب و مهربانی، 4. جوانمردی و 5. فضیلت مدنی است. به علت محدودیت جامعه آماری، نمونه گیری انجام نشد و تحقیق به صورت تمام شمار انجام گرفت. با توجه به سطح سنجش گویه ها و متغیرها و همچنین تعداد نمونه، برای بررسی رابطه بین فرهنگ شهروندی و رفتار سازمانی از آزمون کندال استفاده شد و درنهایت نتایج زیر به دست آمد: رابطه ای مستقیم و معنادار بین عملکرد سازمانی و فرهنگ سازمانی وجود دارد؛ از میان مؤلفه های ابعاد شهروندی، تأثیر ادب و مهربانی بر مشارکت سازمانی در بالاترین سطح است؛ ابعاد نوع دوستی و وجدان، در بیشتر موارد با ابعاد فرهنگ سازمانی رابطه معنا دار ندارد. از این رو، فقط نوع دوستی در ثبات و یکپارچگی بعد فرهنگ سازمانی مؤثر است. وجدان نیز در رشد بعد انعطاف پذیری فرهنگ سازمانی تأثیرگذار است؛ ابعاد جوانمردی، رفتار مدنی و ادب و ملاحظه (از ابعاد شهروندی سازمانی) قطعاً موجب رشد همه ابعاد مشارکتی شامل ثبات، انعطاف پذیری و موفقیت در مأموریت فرهنگ سازمانی می شود. نتایج مدل رگرسیون هم نشان می دهد که مدل ارائه شده تا 14 درصد بیانگر فرهنگ سازمانی است.