این مقاله کوششی برای ارائه تبیین قشربندی اجتماعی و اثبات تجربی آن در ایران است. در این مقاله ضمن نقد برخی از اصول نظریه کارکردگرایی دیویس و مور به مفهوم سازی جدید از تبیین قشر بندی اجتماعی می پردازیم. ادعای ما این است که از زمان انتشار اولین مقاله دیویس و مور در سال 1945 میلادی تاکنون این کوشش نظری صرفا در سطح تأملات نظری باقی مانده است در حالیکه قشربندی اجتماعی کماکان موضوع اصلی شکل گیری اجتماعات انسانی از یک سو و مشغله فکری جامعه شناسان از سوی دیگر بوده است. ما در این مقاله نشان می دهیم که کوشش دیویس و مور باید مجدداً مورد توجّه قرار گیرد تا تبیین قشر بندی اجتماعی در جوامع معاصر با آنها پیوند یابد. امّا کوشش ما، ضمن هموار ساختن نقص های نظریه دیویس و مور یک امتیاز دیگر هم خواهد داشت و آن عبارت است از اینکه ما یک مدل تجربی (اثبات تجربی) را ارائه خواهیم کرد که قابل بکارگیری در سایر جوامع خواهد بو
مساله مورد بررسی این تحقیق پی بردن به علل و عوامل عمده خشونت در فوتبال است. می خواهیم بدانیم (از نظر تماشاگران) تا چه حد خشونت فوتبال از فقر فرهنگی و اجتماعی نشات می گیرد. با توجه به نظریه های کم و بیش مشخصی که در مورد هیجانات سنین جوانی و برخوردهای احتمالی جوانان که اغلب در بین جمعیت تماشاگر و برگزار کننده فوتبال بروز می کند، بعضی از سوالاتی که تعیین کننده ظهور خشونت بوده است پاسخگیری شده است و درجه تطابق یافته های تحقیق با فرضیات مد نظر، مورد آزمون قرار گرفته است. از جمله دست آوردهای این تحقیق این است که به دلیل هیجان آفرینی ورزش فوتبال، نسل های جوان تر که پرشور و پر تحرک هستند از این مسابقات هیجان آمیز فوتبال که تنها ورزش و سرگرمی ارزان قیمت برای محصلین و جوانان غیر شاغل نیز میباشد استقبال بیشتری به عمل میآورنده اند لیکن وجود این هیجان در جوانی لزوما دلیلی بر بروز خشونت آنها نمیتواند باشد. ارتقاء فرهنگ عمومی خاصه وسایل ارتباط جمعی و جراید ورزشی، ایجاد زمینه های متعدد تفریح هیجان زا و نیز اشتغال جوانان، برنامه ریزی برای تربیت هیجانات (به ویژه جوانان) با جلب مشارکت نیروی امنیتی و تنظیم برنامه برای تعیین روز خشونت زدایی فوتبال و مطلوب سازی نحوه بروز هیجان در دوره جوانی از جمله پیشنهادات این تحقیق است
در نظامهای سنتی، شکلگیری هویت بر مبنای اطلاعات و درونشدهایی است که فرد از خانواده، مدرسه، گروه همسالان و دیگر عوامل مهم دریافت میکند. بدین دلیل در طول قرون و اعصار گذشته، هویت فرهنگی و اجتماعی افراد باعث تشخص آنها شده و با بازنمایی ویژگیهای فرهنگی همگن در یک چهارچوب و مرزبندی معین به شکلگیری جوامع متمایز انجامیده است. همگرایی مرزهای جغرافیایی و فرهنگی، به تنوع فرهنگها و تمدنهای بشری کمک شایانی کرده و تبادلات فرهنگی رشد و بالندگی جوامع مختلف را تضمین کرده است. اما امروزه در جهان معاصر، رشد روزافزون فناوریهای اطلاعات و ارتباطات (ICT) از جهات گوناگون موجب شده است هویت فردی و فرهنگی جوامع تحت تأثیر قرار گیرد. ورود اطلاعات و درونشدهای فرافرهنگی و فراملی به نظام هویتی افراد، با ایجاد تعارض در این نظام مشکلاتی را فرا راه جوامع مختلف به ویژه جوامع سنتی و در حال توسعه قرار داده است. بهرهجویی قدرتها و کشورهای سلطهجو از این ابزار برای تأمین اهداف و مقاصد خود، ابعاد این مسئله را گستردهتر کرده و نگرانیهای عمدهای را در سطح جوامع مختلف برانگیخته است. آشنایی با ساز و کار تأثیر این فناوریها و به ویژه ماهواره بر نظامهای هویتی میتواند نقش مؤثری در پیشگیری از آثار و پیامدهای آنها داشته باشد.