"گزارش توسعه انسانی در سال 2003 راجع به ""اهداف توسعه در هزاره سوم"" است که منشوری برای ""گذار توسعه"" از هزاره دوم به هزاره سوم میلادی است. ""اعلامیه هزاره سوم"" که حاصل نشست سران 189 کشور جهان در سپتامبر 2000 بوده، مبنای این اهداف هشتگانه است که مشتمل اند بر: ریشه کن کردن فقر و گرسنگی مفرط، فراهم نمودن دسترسی به آموزش ابتدایی، ارتقای تساوی دو جنس و توانمند سازی زنان، کاستن مرگ و میر کودکان، ارتقای سلامت مادران، مبارزه با ایدز، مالاریا و سایر بیماری ها، تضمین حفظ محیط و ایجاد یک مشارکت جهانی برای توسعه، تا سال 2015.
""پیمان توسعه برای هزاره سوم"" که در گزارش 2003 طرح می شود، بر مبنای تعهدی طرح ریزی شده که رهبران جهان در کنفرانس تامین هزینه های توسعه (مونتری مکزیک، 2002) برای ""ایجاد مشارکتی نو بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در جهت اجرای موکد اعلامیه هزاره سوم"" ابراز نمودند؛ و چارچوب مبسوطی را ارایه می نماید که نشان دهد چگونه می توان راهکارهای ملی توسعه و حمایت های فرا ملی از جانب سازمان های کمک کننده و موسسات بین المللی را در جهت رسیدن به ""اهداف توسعه در هزاره سوم"" همسو وهماهنگ نمود. رویکرد جدید سیاست گذاری که در ""پیمان توسعه"" شرح داده شده، پیش از همه و بیش از همه، موانع ساختاری رشد اقتصادی و توسعه انسانی، یعنی آنچه که در مباحث توسعه در دهه 90 مورد غفلت قرار گرفته بود را مورد بحث و تاکید قرار می دهد.
"
" منابع ثروت طبق نظر سازمان های اقتصادی بین المللی به سه دسته تقسیم می شوند: انسانی، فیزیکی و طبیعی، که عمده ترین سهم را منابع انسانی هر کشور را تشکیل می دهد. کشور ایران با جمعیت جوان خود، دارای منابع و ثروت عظیم انسانی است از جمله 67 میلیون کنونی ایران 18 تا 19 میلیون آن را دانش آموزان مقاطع مختلف تحصیلی تشکیل می دهد. بدیهی است سیاستگذاری و برنامه ریزی مطلوب برای این منبع عظیم انسانی می تواند تحولات عمیقی را در بخش های گوناگون به وجود آورد.....
"
سینمای مستند به عنوان یکی از ابزارهای بصری و نمایشی قدرتمند عامل مهمی در ارائه موضوع های انسان شناسی و فرهنگی، محسوب جهان و ایران و به طور اختصاصی با توجه به این موضوع ها ساخته شده اند، عرصه ای جداگانه جهات بررسی و تحقیق را می طلبد. در بررسی فیلم از دیدگاه انسان شناسی، توجه به دو موضوع ضروری است: جهت گیری فیلم به دیدگاه و نظریات و مکاتب انسان شناسی و برخورداری فیلم از فنون هنری و سینمایی.
پی یر بوردیو و فرهنگ مدرسه
آینده تحصیلی برای فرزند شخصی از رده های بالای شغلی که شانسی بیش از پنجاه درصد برای ورود به دانشگاه دارد و بین اطرافیان خود و حتی اعضای خانواده، تحصیلات عالی را امری رایج و روزمره می بیند و فرزند یک کارگر، که شانسی کمتر از دو درصد برای راه یافتن به دانشگاه دارد و به واسطه اشخاص یا محیط های دیگر به طور غیر مستقیم با دانش و دانشجو آشنا می شود، متفاوت است ...
در حدود چهارسال پیش در جنوب شرق ایران در شهرستان جیرفت بخشی از عناصر فرهنگی گذشته های دور کشور در قالب اشیای تدفینی شگفت انگیز آشکار شد. ظروف ساخته شده از سنگ کلوریت و تزیین شده با نقوش انسانی،جانوری و گیاهی، مرصع با سنگ های نیمه بهادار و همچنین نمونه هایی از ظروف و اشیای تزیینی دیگری از جنس سنگ لاجورد،مرمر و فلز، از نوع مس و مفرغ، به وسیله دکتر یوسف مجیدزاده، برای نخستین بار در مجله باستان شناسی و تاریخ در ایران و اندک زمانی پس از آن در مجله مشهور و وزین فرانسوی ارکئولوژیا معرفی شد...
یکی از بزرگ ترین حوادث غیر مترقبه در سال های اخیر، در جمهوری ارمنستان رخ داد. مقاله حاضر با بررسی مطالعات گسترده ای که پس از وقوع حادثه در این کشور انجام شده، ضمن ارایه گزارشی مستند از آثار و پیامدهای روانی حادثه بر کودکان، روش ها و اقداماتی را که به منظور کنترل و درمان عوارض روانی صورت گرفته مطرح کرده است. نکته مهم و حایز اهمیت در این مقاله نشان دادن عوارض حاصل از سیاست های پس از وقوع حادثه است که دامن گیر کودکان شد که یا بی سرپرست شدند و یا پدر و مادر خود را گم کردند.
"روانشناسی تربیتی ثابت کرده است که اگر به کودکان اعتماد کنیم ، آنان افرادی متکی به نفس بار می آیند و اگر به آنها اجازه دهیم که در مسایل مربوط به خود تصمیم گیری کنند، مسوولیت پذیر خواهند شد. بر همین اساس ماده 12 کنوانسیون بین المللی حقوق کودک توصیه می کند که برای کودکان باید فرصتهایی فراهم آورده شود تا بتوانند در هر یک از مراحل دادرسی، اجرایی و قضایی مربوط به خود به طور مستقیم یا از طریق یک نماینده ابراز عقیده نماید.
دولت جمهوری اسلامی ایران در اسفند 1372 به کنوانسیون یاد شده محلق شد و تعهد کرد که مقررات آن را به شرط عدم مغایرت با موازین اسلامی یا قوانین داخلی، اجرا کند. مقاله حاضر به بررسی شیوه اجرای ماده 12 کنوانسیون در قوانین ایران می پردازد
"
"در جامعه ما اکثر پژوهشهای مربوط به خانواده، درباره طلاق و عوارض آن بوده است، لیکن در خصوص خانواده های پدر معتاد و رنج استخوان سوز فرزندان آنان اطلاعات چندانی در دست نیست. فرزندان خانواده های پدر معتاد از دید پژوهشگران و نهادهای تامین اجتماعی مخفی مانده است، زیرا برخلاف کودکان خیابانی، به ظاهر در خانواده به سر می برند .
اینک که تمرکز پژوهشگران بر کودکان بی سرپرست یا خانواده های تک والدی معطوف گردیده است این پژوهش بر فرزندان فراموش شده خانواده های پدر معتاد تمرکز دارد تا نشان دهد که وضعیت کودکان پدر معتاد به مراتب بحرانی تر است. این کودکان حضور فیزیکی پدر را در کنار خود احساس می کنند، اما پدری که دارای نقش مخرب و آزار دهنده است. نکته اساسی در این خانواده ها که مانع از توجه پژوهشگران و سیاستگذاران شده این است که کودکان پدر معتاد بر خلاف کودکان خیابانی، به ظاهر با خانواده زندگی می کنند، مانند سایر کودکان به مدرسه می روند و دارای پدر و مادرند، اما روند جامعه پذیری آنان به حدی پیچیده است که تا موضوع اعتیاد پدر فاش نشود و خانواده از هم گسیخته نگردد قابل ارزیابی نیست .
ضرورت پرداختن به کودکان پدر معتاد از این جا ناشی می شود که هنوز آنان بزهکار و مجرم نشده اند، اما برخلاف تصور، فرزندان، پس از جدایی والدین دچار کج رفتاری نمی شوند؛ بلکه فرایند یادگیری در درون نظام خانواده وشیوه کنشهای عناصر اصلی است که مسیرهای انحرافی را مهیا می سازد، زیرا معمولا الگوهای رفتاری پدر و مادر معتاد به فرزندان منتقل می شود. در این پژوهش تلاش شده است تا بر خلاف رسم رایج که بر فرزندان طلاق یا کودکان خیابانی تاکید می شود، درباره کودکان پدر معتاد اندیشه شود تا شرایط حاکم برای خانواده ها روشن و آینده کودکان به نوعی ترسیم گردد"
"مقاله حاضر ضمن مروری گذارا بر پیدایش جامعه شناسی مصایب جمعی، به معرفی کار پایه مفهومی این شاخه کم تر آشنای جامعه شناسی پرداخته و سپس از مدیریت بحران سخن به میان آورده و کوشیده است تا نشان دهد که چگونه جامعه شناس مصایب جمعی در زمینه های مختلف می تواند به یاری مدیریت بحران بشتابد. در این رابطه به ضرورت شناخت اجتماع مصیب زده و توصیف ویژگی های آن، تحلیل جامعه شناختی متغیرهای دخیل در زندگی اجتماعی محل حادثه، اهمیت رفتارهای جمعی در برخورد با مصایب جمعی و بالاخره رابطه رفتارهای دست جمعی و بحران پرداخته است. کوشش مقاله آن است که نشان دهد چگونه پنداشت ها و برداشت های ناروا به مباحث مربوط به مصایب جمعی راه یافته است و لازم است تا مباحث علمی از پندارهای یاد شده تفکیک شود. در فرجام ضمن مروری بر زلزله، سیل، بیماری های واگیر دار، قحطی و بمباران های شهری، ادعا شده است که علی رغم آشنایی دیرپای ایرانیان با مصایب جمعی، مدیریت بحران و شناخت مساله با کاستی های اساسی روبه رو است. خواننده با این پرسش تنها گذاشته شده است که چرا در جامعه ای با فهرست بی پایان مصایب جمعی، به سرعت چنین پدیده های مخربی فراموش می شوند و جامعه به انتظار مصیبت بعدی می نشیند؟ علاوه آن که دلیل انطباق سریع جامعه ایرانی با مصائب جمعی کدام است؟
کلیدواژگان: جامعه شناسی مصائب جمعی ، حادثه ، مدیریت بحران
"
"ممکن است در بازسازی زمین لرزه در ذهن، مفروض کردن رابطه جنسیت با این مقوله نامربوط به نظر رسد . ""خشونت ناگزیر""(The tyranny of the urgent) می تواند مقوله جنسیت را گونه ای تجمل جلوه دهد، اما هدف و نیت این مقاله آزمودن جایگاه جنسیت در سنجش استعداد آسیب پذیری و تسکین و تخفیف زلزله است. در متن مقاله موارد متعددی از تحلیل جنسیتی ارائه می شود که به آسیب پذیری زنان در برخی حوادث و رخدادها می پردازد. سپس به توصیه های لازم در باب آگاهی جنسیتی(gender-aware) که موجب تخفیف و کاهش آلام می شود پرداخته می شود و بعد درباره مرکزیت جنسیت در فجایع و بلایا از نظر سیاست های تصمیم گیری و روش های اجرایی بحث می شود. در ادامه، به قابلیت بالقوه تبدیل شوندگی (Transformative potential) موجود در بلایای زلزله، در ارزیابی و بازبینی مجدد رابطه جنسیت و بلایا، اشاره خواهد شد.
"