امروزه جهانی شدن و فن آوری های نوین - از جمله اینترنت - ارتکاب جرایم مرتبط با مواد (مخدر) را به تسهیل کرده است. اگر چه، مجرمانی که از فضای رایانه ای و اینترنتی برای اهدف سودجویانه خود استفاده می کنند، به طور عمده بر سو استفاده جنسی از کودکان و جرایم اقتصادی نظیر کلاهبرداری متمرکز شده اند. لیکن، نشانه هایی دال بر این که از فن آوری های نوین به طور فزاینده ای برای عملیات تولید، توزیع و قاچاق مواد (مخدر) استفاده می گردد، نیز دیده می شود. گزارش های سازمان ملل متحد نشان دهنده این است که تعداد بسیار زیادی از وب سایت ها در سراسر جهان وجود دارد که از آنها به منظور فروش مواد غیر قانونی - از حشیش گرفته تا هرویین، اکستسی و کوکایین - استفاده می شود. به این منظور دلالان مواد (مخدر) از گپ خانه های خصوصی (چت روم های خصوصی) در وب سایت ها استفاده می کنند.
احمدی، حبیب - نیک پور قنواتی، لیلا "ماهیت پیچیده انحراف، بزهکاری و جرم، موجب گردیده است تا جرمشناسی و جامعهشناسی انحرافات در مطالعه انحرافات اجتماعی نه تنها از دیدگاههای نظری متفاوت، بلکه از روشهای مختلف که در رویکردهای روش شناختی کمی و کیفی وجود دارد، استفاده نمایند. این گوناگونی روشها، فرصتهای فراوانی برای ارزیابی و ایجاد پیوند میان روشها، دادهها و نظریههای تحقیق را فراهم آورده است تا از این طریق اعتبار یافتههای تحقیقات در زمینه انحرافات اجتماعی را افزایش دهند. از دیدگاه «روش شناسی کیفی» بزهکاری و جرم میبایست به عنوان کنشهای کنشگران اجتماعی مورد ارزیابی قرار گیرند. بنابراین، روشهای کیفی در مطالعه انحرافات اجتماعی به دنبال دستیابی به «نظام معانی» کنشگران و تفسیر آنها از کنشهایشان خواهند بود «مشاهده مشارکتی»، «مصاحبه عمیق»، «گروه مرکز» و «قوم نگاری» از روشهای کیفی رایج در پژوهشهای مربوط به انحرافات اجتماعی هستند.
"
"هدف این مقاله ارزیابی سیاست های دولت در زمینه مبارزه با فقر و نابرابری اجتماعی در ایران و سنجش ظرفیت های نهادی موجود در کشور برای اجرای برنامه فقرزدایی در آینده است. برای این منظور تحول فقر مطلق و نابرابری در توزیع درآمد در دوره بعد از انقلاب به کمک شاخص های مناسب سنجیده شد و نشان داده شد که در هر دو زمینه بهبودهایی صورت گرفته است.
نابرابری اجتماعی خود حاصل مناسبات طبقاتی در جامعه و ماهیت عملکرد دولت در جامعه است. در این مقاله با مرور تاریخ تحولات اقتصادی ایران در سده بیستم میلادی نشان داده ایم که چگونه قدرت سیاسی از طریق توزیع رانت و نیز از طریق اعمال قدرت سیاسی، در ایجاد طبقات جدید اجتماعی و امحا طبقات دیگر و نیز تضعیف و تقویت آن ها ایفای نقش کرده است. استقلال نسبی دولت از طبقات اجتماعی به دلیل دستیابی به منابع نفت در کشور واقعیتی شناخته شده است.
در این مقاله به استناد قانون اساسی راهبردهای دوگانه جمهوری اسلامی برای مبارزه با فقر و نابرابری اجتماعی مشخص و مورد ارزیابی قرار گرفت و نشان داده شد که راهبرد اول یعنی امحا نظام سرمایه داری و ایجاد یک اقتصاد مبتنی بر عدل و قسط راه به جایی نبرده و مجدداً اقتصاد ایران شاهد سر برآوردن نظام سرمایه داری متکی بر رانت های دولتی بوده است. متأسفانه این راهبرد موجب از رشد ماندگی اقتصاد ایران در دوره بعد از انقلاب شده است و به همین سبب برنامه فقرزدایی دولت را تا حدودی ناکام کرده است.
راهبرد دوم جمهوری اسلامی برای مبارزه با فقر و نابرابری، یعنی گسترش عدالت توزیعی از طریق توسعه آموزش و بهداشت رایگان، توجه به توسعه روستایی، گسترش نظام تأمین اجتماعی و کمک های حمایتی دولت در کاهش فقر و نابرابری اجتماعی موثر افتاده ولی این راهبرد به صورتی اجرا شده است که خود موجب اتلاف منابع درخور توجه، کاهش کارایی اقتصادی و بی عدالتی بین نسلی شده است.
در اینجا نشان داده شده است که در دوره بعد از انقلاب، نابسامانی اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم اقتصادی، رشد سریع جمعیت و نرخ های تورم بالا موجب آسیب پذیری اقشار تهی دست و افزایش نابرابری اجتماعی شده است.
در این مقاله استدلال شده است که مبارزه با فقر و نابرابری اجتماعی خود در گرو دو دسته راهبرد است. راهبرد اول مربوط به بهبود محیط کسب و کار و فراهم ساختن زمینه سرمایه گذاری خصوصی در کشور و اعتلای رشد اقتصادی است و راهبرد دوم مربوط به توانمندسازی فقرا، ایجاد فرصت های مناسب و امنیت لازم برای آن ها است.
دولت برای اتخاذ و اجرای سیاست های رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی باید ابتدا اصلاحات ساختاری لازم را در درون خود به وجود آورد به نحوی که بتواند براساس معیارهای حکمرانی خوب، سیاست ها و برنامه های خود را به مورد اجرا بگذارد. اما با توجه به ضعف موجود در حکمرانی می توان گفت به احتمال زیاد دولت فاقد ظرفیت های نهادی لازم برای طراحی و اجرای موفقیت آمیز برنامه مبارزه با فقر و نابرابری اجتماعی خواهد بود."
"جهانی شدن کسب و کار و دسترسی گسترده به رسانهها به واسطه فناوریهای جدید، وضعیت سازمانها را بیش از پیش شفاف کرده است. با توجه به اینکه آشنا نبودن سازمانها با نحوه مدیریت رسانهها در زمان بحران ممکن است خسارت ناشی از آن را افزایش دهد، آگاهی از نحوه ارتباط با رسانهها در همه اوقات برای سازمانها امری ضروری است. بنابراین هدف این مقاله دستیابی به درکی عمیقتر از نحوه ارتباط سازمان با رسانهها در زمانهای بحرانی است که در این خصوص سعی شده است از تمامی نظریات مربوط به این امر برای ارائه یک مدل پیشنهادی اقتضایی کمک گرفته شود. بدین منظور پس از بررسی و تجزیه تحلیل نظریات چندین صاحبنظر، استراتژیهای ارتباط با رسانهها در طول بحران در قالب مدل پیشنهادی ارائه شده است. از نکات قابل توجهی که در این مقاله میتوان به آن اشاره کرد، ضرورت حفظ ارتباط با رسانهها در طول بحران است که باید تلاش کرد همواره حفظ شده و ادامه یابد. لزوم تدوین برنامه ارتباطی بحران و تعیین یک شخص سخنگو برای برقرار کردن ارتباط با رسانهها، مشخص کردن مخاطبان هدف و در نهایت علاقهمندی مدیران و کارکنان سازمان به حل بحران در مرحله پس آن از دیگر نکات نکات مورد توجه در این مقاله است.
" "استراتژی ارتباطی، رسانههای ارتباطی، مدیریت بحران، ارتباط بحرانی و برنامه ارتباطی
"
البرز مرکزی که از دره سفیدرود تا رودخانه آستاراچای را در برمی گیرد. یکی از قدیمی ترین سکونت گاه های اقوام ایرانی به حساب میآید. بخش شمالی که به استان گیلان شهرت دارد از نظر تنوع فرهنگی و قومی قابل توجه است. اکثر ساکنین شرق این استان گیل مردان هستند و در مناطق کوهستانی اقوام تالش، تات و کرد اسکان یافتهاند. هر چه از کناره ی دریای خزر به سمت کوهستان برویم از جمعیت گیل مردان کاسته و به تعداد تالش های دامدار و کشاورز افزوده میشود و برای نزدیک شدن به تات زبان ها، باید به سمت خط الراس سلسله جبال البرز حرکت کرد. بالاخره اگر از مناطق شرقی به سمت غرب برویم با آذری های ساکن دراین استان رو به رو میشویم. در مناطق کوهستانی جزیرههایی از قوم ایرانی کرد زندگی می نند که کثرت آن ها در منطقه ی عمارلو بیش تر مشاهده می شود. این مقاله درصدد است نحوه پراکندگی این اقوام را در استان گیلان ترسیم نماید.
"امروزه یکى از مهم ترین مسایلى که اهمیت و نقش روابط عمومى ها در دستگاه ها و سازمان هاى دولتى و خصوصى را به طور جدى مطرح کرده، پیچیدگى و پویایى روزافزون اجتماعات بشرى است. در این راستا گستره و افق توسعه ارتباطات بین سازمانى دستگاه ها و ضرورت هاى انعکاس و انتقال یافته ها و دستاوردها به عموم مردم و برقرار ماندن پل ارتباطى بین مسئولان و مردم از مهم ترین عواملى است که نقش، اهمیت و ضرورت ارتقاى کارآیى و نوآورى روابط عمومى را ضرورى ساخته است.
به طور کلى، هدف مقاله عوامل مؤثر برکارآیى روابط عمومى و ترسیم سیماى آن در سازمان ها از دیدگاه مدیران اجرایى و مدیران روابط عمومى مى باشد.
"
"پرداختن به نقش رسانهها در نحوة نگرش عمومی مردم به بحرانهای بینالمللی، به مثابه یکی از عوامل مهم انگارهسازی، از اهمیت خاصی برخوردار است. اصولاً در جریانهای سیاسی خارجی، هنگامی که کشوری دارای موضعگیری است، اطلاعرسانی رنگ و بوی خاصی به خود میگیرد و در گزینش خبر، از روشهای خاصی برای تنظیم و انعکاس آن استفاده میشود.
نویسنده در این مقاله به نقش رسانه ملی در حوادث یازدهم سپتامبر و چگونگی پوشش این حوادث در اخبار سیما پرداخته و برای رسیدن به این هدف کوشیده است به دو پرسش پاسخ دهد 1ـ مطالب ارائه شده درباره حوادث یازدهم سپتامبر در اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران به چه میزان بوده است؟ 2 ـ آیا اخبار تلویزیون ایران توانسته است موضعگیری کشورمان را در قبال این حادثه به خوبی منعکس کند؟
شایان ذکر است این مقام برگرفته از پژوهشی با همین عنوان است که در مرکز تحقیقات مطالعات و سنجش برنامهای صداوسیما انجام شده است.
"
اتکاى اجتماع محلى به خود براى ارتقاى کیفیت زندگى و رفع مشکلات جمعى، ایده محورى در اندیشه مکاتبى چون اجتماع گرایان (communitarianists) و نیز ایدئولوژى هاى سیاسى راست جدید یا چپ جدید یا راه سوم به شمار مى آید. اساس این دیدگاه ها بر ظرفیت سازى و بسیج منابع و سرمایه هاى محلى قرار دارد. به نظر مى رسد سرمایه اجتماعى شناختى و ساختارى در کنار یکدیگر مفاهیم تحلیلى مناسبى براى شناسایى پتانسیل رفتارهاى اجتماع گرایانه و رفاه اجتماعى در اجتماعات مختلف مکانى محسوب مى شوند و از این رو هر اندازه گیرى سرمایه اجتماعى در واقع اندازه گیرى ظرفیت جامعه براى مدیریت خویش است. به ویژه آن که سرمایه اجتماعى عامل موثرى در افزایش کارآیى سایر اشکال سرمایه (انسانى، اقتصادى، کالبدى) نیز محسوب مى شود. مقاله حاضر در دو سطح تحلیل خرد (فردى) و کلان (منطقه شهرى) به دنبال نشان دادن عوامل موثر بر تغییر سرمایه اجتماعى در مناطق مختلف شهرى و ارتباط این سرمایه با اشکال دیگر سرمایه و تاثیر آن بر کیفیت زندگى در مناطق شهرى است. اطلاعات سطح خرد تحقیق مبتنى بر پیمایش معرفى در شهر قوچان است. در سطح کلان نیز از مجموعه اى از منابع اسنادى و تحلیل ثانویه براى شاخص سازى مفاهیم مرتبط با تحقیق استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر تغییرپذیرى ساختى سرمایه اجتماعى در مناطق مختلف شهرى است. سطح سرمایه اجتماعى در دو بعد ذهنى و ساختى با سطوح سرمایه کالبدى ارتباط مستقیم دارد. این یافته مؤید مفهوم سازى کلاسیک بوردیو از تعامل و ارتباط سرمایه ها با یکدیگر است. سرمایه اجتماعى همچنین با دوام شبکه هاى روابط محلى و همسایگى، طول مدت اقامت شهرى و جابه جایى هاى درون شهرى و نیز سرمایه انسانى در مناطق مختلف شهرى ارتباط نشان مى دهد. در مجموع، یافته هاى تحقیق نقش حیاتى سرمایه اجتماعى در حفظ سرمایه هاى کالبدى و توانمندسازى اجتماع محلى براى بسیج منابع و دارایى هاى آن و نیز ضرورت برقرارى عدالت اجتماعى در سطح کلان براى حل ریشه اى این مسئله را آشکار مى سازد.