ارتباط تاریخ و فلسفه، دو دانشی که هر یک در شناخت و تحول زندگی بشری نقش مهمی ایفا می کنند، در ارتقای دانش تاریخ و رویکرد معرفتی بدان سهم اساسی دارد. بدبینی عمومی فلاسفه یونان به تاریخ در وجه معرفت شناسی و میراث خواری حکمای مسلمان از فلسفه یونان موجب شد که فلاسفه و البته مورخان مسلمان چندان توجهی به فلسفه علم تاریخ نکنند و در خصوص وجوه نظری و معرفتی تاریخ به تامل نپردازند. این مهم مانع از آن شد که علم تاریخ بتواند مسائل را در پیوند مستمر حال و گذشته بررسی کند و در یک نگاه ساختاری برای نیازهای موجود راه حل کارآمد ارائه دهد. این در حالی است که فلاسفه یونان توجه به تاریخ را برای شناخت بهتر زمان حال با اهمیت می دانستند. چنین برداشتی، اگر چه با رویکرد معرفت شناسی همراه نبود، اما بسیار جالب بود و از یک منظر با اندیشه تاریخی فلاسفه انتقادی تاریخ در قرن بیستم و به ویژه رویکرد معرفتی ایده آلیست ها برابری می کرد. در این مقاله ضمن بررسی جایگاه تاریخ در نزد فلاسفه و مورخان یونان و نگرش ساختاری آنها به این مقوله، غفلت عمومی فلاسفه (مشاء) مسلمان و به ویژه فارابی و ابن سینا از معرفت تاریخی و بی توجهی آنها به این دانش در تقسیم بندی های علوم و همین طور عدم نگرش ساختاری آنها به تاریخ مورد بررسی قرار می گیرد.
شیوه هاى مقابله با آشفتگى ها و بحران ها در جهت تضمین بقاى آثار تاریخى- فرهنگى را میت وان بخشى از راهبرد موزه ها و آرشیوها به شمار آورد. مقاله حاضر با تاکید بر اهمیت مدیریت بحران در برنامه هاى راهبردى حفاظت پیشگیرانه در موزه ها و آرشیوها، مبانى مدیریت بحران شامل مفهوم مدیریت بحران و راهبردهاى آن در موزه ها و آرشیوها را به اجمال مورد توجه قرار می دهد. شیوه مدیریت بحران در موزه ها و آرشیوها، در چهار بخش مورد مداقه قرار گرفته است: پیشگیرى از وقوع بحران (شیوه هاى مقابله با وقوع بحران)؛ شیوه هاى رویاروئى با بحران در هنگام وقوع آن (آمادگى اضطرارى در هنگام وقوع بحران)؛ راهبرد رویاروئى با بحران و اقدامات لازم پس از وقوع آن (شیوه هاى بازیافت آثار). در پایان، توصیه هائی جهت مقابله با بحران در آرشیوها و مخازن موزه ها، ارائه گردیده است.
تاریخ نویسان مسلمان، شروع درگیری های بین اعراب مسلمان با دولت ساسانی را از زمان ابوبکر می دانند، هرچند در زمان خلافت خلیفه دوم، فتوحات شدت بیشتری یافت. یکی از نبردهای بین اعراب مسلمان و ساسانیان، نبرد بویب بود که پس از نبرد جسر (پل) اتفاق افتاد و منجر به پیروزی ساسانیان شد، با این وجود ایران نتوانست از این موفقیت، بهره چندانی ببرد. اختلاف در سال وقوع جنگ و نام فرماندهان و هم چنین اختلاف در نام پادشاه ایران و خلیفه مسلمانان، از نکته های موجود در منابع می باشد. این پژوهش با بیان و مقایسه اختلاف موجود درمنابع، برآن است تا به زمان دقیق نبرد و نام فرماندهان جنگ و هم چنین نام پادشاه ایران از سویی و خلیفه مسلمانان از سوی دیگر دست یابد.
جدال امین و مامون و حامیان آنها برای خلافت، به جنگ منجر شد. با قتل امین در جنگ، تاریخ سیاسی خلافت عباسی نیز دگرگون شد. این مقاله رویکردی است برای واکاوی علت و چگونگی رویارویی نخبگان در این رویداد. هم چنین، با تکیه بر نظریه «منطق ساخت قدرت»، می توان از جدال نخبگان ایرانی و عرب درک بهتری داشت.
در سال های پایانی حکمرانی ناصرالدین شاه و دوران حکمرانی مظفرالدین شاه، تاریخ نویسی سنتی ایران به شیوه جدید، دگرگون شد. این دگرگونی، نتیجه ارزنده ی ارتباط با اندیشه گران جدید اروپایی بود. میرزا فتح علی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی از نخستین اندیشمندانی بودند که انتقاد تاریخی نوگرایی در تاریخ نویسی را به کار بردند و دیگران راه آنها را دنبال کردند. در این مقاله روند تکوین جریان انتقاد به تاریخ نویسی سنتی در ایران عصر قاجار مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
دوره حکومت غازان خان (703- 694 ق) به جهات گوناگون در تاریخ عصر ایلخانان مغول در ایران اهمیت دارد. مسلمان شدن رسمی او و مغولان ساکن در ایران و تلاش برای انجام یک رشته اصلاحات گسترده در عرصه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از جمله نشانه های این اهمیت است که توجه مورخان معاصر او و به دنبال آنها پژوهشگران را به خود جلب کرده است. در نتیجه چنین شرایطی است که خاطره ای از یک پادشاه باکفایت و دوره ای از آرامش و رونق نسبی از این زمان به یادگار مانده است. با این حال به نظر می رسد ترسیم چنین سیمای پر زرق و برقی از عصر غازانی موجب شده تا حوادث یک سال پایانی فرمانروایی او که از بسیاری جنبه ها متفاوت با سال های پیش از آن است، کمتر مورد توجه قرار گیرد. در این یک سال غازان خان که به شدت بیمار بود، بسیاری از قابلیت های خود را به عنوان فرمانروایی پرتکاپو و مصمم از دست داد و حکومت ایلخانی با تنش ها و بحران هایی جدی در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مناسبات خارجی مواجه شد. در واقع رویدادهای این یک سال که خود پیامد بعضی از تحولات و سیاست های دوره متأخر غازانی بود، بر ساخت و ارکان قدرت پس از مرگ غازان خان تأثیرگذار شد. با چنین فرضی در مقاله حاضر تلاش شده تا با نگاهی دقیق و جزئی نگر، رویدادهای یک سال پایانی حکومت غازان خان مورد بازبینی قرار گیرد. برای دست یابی به تحلیلی روشن و گویا در این زمینه، روش مقایسه میان گزارش های منابع اعم از متون تاریخ نگاری دوره ایلخانی و در مواردی منابع مملوک به کار گرفته شده است. یافته اصلی پژوهش نیز ارائه تحلیلی نسبتاً متفاوت از دوره فرمانروایی غازان خان و بویژه واپسین سال آن است مقاله همچنین موضوع مرگ غازان خان را از زاویه ای جدید مدنظر قرار داده است. موضوعی که البته همچنان می تواند با بررسی های بیشتری همراه باشد.
مناسبات مذهبی ایران و عثمانی در ادوار مختلف، متفاوت بوده است. هدف اصلی این تحقیق که بر اساس روش تاریخی صورت گرفته است، شناخت علل بروز اختلافات بین دو کشور و تاثیر قراردادهای فی ما بین در تنش زدایی بین آنان می باشد. حاصل تحقیق حاکی از این است که با وجود اختلافات روزافزون دهه های نخست تأسیس حکومت صفوی، در زمان شاه تهماسب در اثر موافقتنامه آماسیه اختلافات مذهبی کاهش یافت و روابط به روابط نسبتاً دوستانه ای تبدیل شد. بعد از انعقاد معاهده زهاب بین شاه صفی و سلطان مراد چهارم، نیز، عثمانی ها از مخالفت با ایران دست کشیدند و تأثیرگذاری عامل «مذهب» به عنوان یکی از عوامل اختلاف بین دو کشور، تا اندازه ای تخفیف پیدا کرد. در دوره افشاریه، نادرشاه پس از سال ها جنگ با عثمانی سرانجام به این نتیجه رسید که باید بین مسلمانان صلح برقرار گردد. لذا، «انجمن دینی نجف» را تشکیل داد. علمای بزرگ شیعه و سنی در آن مجلس بزرگ مشورتی، اجتماع کردند و تا اندازه ای بر سر مسائل اختلاف برانگیز به تفاهم رسیدند.
هدف از این پژوهش، تحلیل نظریه آر.جی. کالینگوود درباره تاریخ برای نشان دادن ابهام هایی اساسی در آن است. ابهام هایی که به باور نگارنده، دال بر وجود تعارضی ناگزیر میان دو اصل بنیادین معرفت شناسی کالینگوود است؛ یعنی قول به تاریخیت ذهن و حیات آدمی و باور به امکان بازآفرینی دقیق گذشته از طریق عنصر پیشینی تخیل تاریخی. با وجود این، با علم به تفسیری بودن نتایج خویش، راه را برای تأملات بیشتر باز خواهیم دانست.
شکست سپاهیان هولاکوخان در نبرد عین جالوت ( 658ه /1260م) باعث گرایش وتمایل ایلخانان ودول مسیحی اروپا به برقراری و گسترش روابط سیاسی ، نظامی و اقتصادی فی مابین گردید .تا پیش از مواجه شدن ایلخانان با مقاومت ممالیک نه مغولان به فرستادگان پاپ ودول اروپایی اعتنای در خوری مبذول می داشتند ونه اروپا ئیان به مغولان اعتماد داشتند . شکست عین جالوت وناکام ماندن لشکر کشی های بعدی ایلخانان به شام از یک سو وقدرت گرفتن ممالیک در مصر وشام وسیاست آنان مبنی بر بیرون راندن صلیبی ها از سواحل فلسطین ویورش به حکومت مسیحی ارمنستان صغیر از سوی دیگر باعث شد تا دولتهای اروپایی در صدد جلب دوستی وحمایت ایلخانان برآیند .بررسی منابع ومدارک موجود نشان می دهد مقابله با ممالیک به عنوان دشمن مشترک سبب ارتباط دربار ایلخانی با دستگاه پاپ ودول اروپایی وبالعکس گردید.
در دوره ی ساسانی، آیین زرتشتی چهارچوب روابط بین تمامی اعضای خانواده را مشخص نموده بود. پدر به عنوان که خدا یا رئیس خانواده در نهاد خانواده راس قرار داشت. تمامی اعضای خانواده موظف بودند از وی فرمانبرداری نمایند. در مرتبه ی پایین تر، زن یا کدبانو قرار داشت. کدبانو موظف بود کارهای داخل خانه را انجام دهد، از فرزندان و سایر اعضای خانواده سرپرستی نماید و در اقتصاد خانواده که شامل کار در مزارع و یا نگهداری دامها بود، شرکت نماید. با توجه به اینکه سیستم خانواده دوره ی ساسانی مبتنی بر پدرسالاری بود، زن می بایست فرمانبردار شوهر خود باشد، ولی زن در کانون خانواده از خود اختیاراتی داشت از جمله: هنگام ازدواج نظر دختر را جویا می شدند و حق نداشتند او را به زور شوهر دهند، زن می توانست به فعالیت های اقتصادی بپردازد، از خانواده ارث دریافت می داشت و می توانست سرپرستی خانواده را در صورت فوت شوهر به عهده گیرد. علاوه بر این زن حق طلاق نیز داشت.
پس از انقلاب 1917م روسیه و روی کار آمدن کمونیست ها در این کشور، رهبران این کشور که با مشکلات داخلی و خارجی فراوانی روبرو بودند، برای مدت کوتاهی سعی نمودند با برخی اقدامات، زمینه های روابط دوستانه با ایران را فراهم نمایند. اما این وضع چندان دوام نیافت و پس از انعقاد قرارداد 1919م ایران و انگلیس و برخی عوامل دیگر روسها در سیاست خارجی خود در ایران چرخش های اساسی ایجاد کردند و سیاست تسامح را کنار گذاشته و در اولین مرحله اقدام به حمله نظامی به گیلان کردند، که این امر پیامدهای متعددی را در پی داشت. سعی ما در این مقاله بر آن است که نگاهی گذرا بر سیاست روس های کمونیست در ایران پس از قرارداد 1919م تا انعقاد قرارداد 1921م، مودّت ایران و روسیه و پایان نهضت جنگل داشته باشیم تا بتوانیم این ادعا را به اثبات برسانیم که تغییر حکومت روسیه، تحولات اساسی در سیاست خارجی آنان نسبت به ایران ایجاد نکرده و آنان بر خلاف شعارهای کمونیستی خود همواره در صدد کسب منافع بیشتر در ایران بوده اند و در این راه از هیچ اقدامی ابایی نداشته اند.