به سربردن در شرایط پناهندگی به معنی یافتن راه های جدیدی است برای گذران زندگی، راه هایی که با شیوه های معمول نوین شده توسط تاریخ و فرهنگ تفاوت پیدا می کنند. این مقاله به ارزیابی راه هایی می پردازد که زنان افغانی پناهنده برای زندگی در ایران به آن متوسل شدند و نشان می دهد که چگونه این تجارب منجر به کسب خودآگاهی نزد این زنان شده است.
نقش و جایگاه واقعه عاشورا در استمرار مذهب تشیع در ادوار مختلف تاریخی، موجب شده است تا تاریخ نگاران وهابی در تکاپوهای خود برای ردّ و انکار مبانی عقیدتی و تاریخی تشیع، در قالب آثاری عاشورانگارانه به بررسی تاریخی این قیام شیعی روی آورند. تاریخ نگری منبعث از جریان عقیدتی-سیاسی وهابیت به گونه ای در این آثار خودنمایی می کند که موجب شده است تا به جای به دست دادن تبیین های متفاوت علمی و واقع بینانه، تصویری باژگونه و عمدتاً غیرواقعی از قیام امام حسین (ع) ترسیم و ارائه شود. تلاش های مستمر برای فراگیر کردن این تصویر خاص و شاذّ از قیام عاشورا لازم می نماید تا عاشورا نگاری وهابیت، که می توان از آن با تعبیر روایتی وهابی از واقعه عاشورا یادکرد، موردبررسی تحلیلی و انتقادی قرار گیرد. در شرایطی که عاشورا نگاران وهابی تلاش دارند با انتخاب عناوین مشابه با تاریخ پژوهان شیعه درباره قیام امام حسین (ع)، جایگاهی را برای آثار عاشورا ستیزانه خود فراهم آورند، روایت آن ها از واقعه عاشورا از ویژگی های مشخصی برخوردار است که از آن جمله می توان به مشروع جلوه دادن خلافت یزید بن معاویه به قیمت عصیان و خروج نشان دادن قیام امام حسین (ع) ویاران آن حضرت، برجسته کردن برخی مسائل حاشیه ای برای زیر سؤال بردن مسائل اساسی مرتبط با قیام و نادیده انگاشتن اهداف اصلی این قیام و مسکوت گذاشته فلسفه آن اشاره کرد.
بنی هود یکی از سلسله های مهم ملوک الطوایف اندلس (حک:422 898ق./ 031 1493م.) بود که از 431 تا 503ق در شمال شرقی اندلس؛ یعنی ثغر اعلی به مرکزیت سَرقسطه حکومت می کردند. آنها در طول هفتاد سال حکومت برای حفظ قدرت منطقه ای خود به ایجاد روابط سیاسی و نظامی با همسایه مسیحی خویش، حکومت قشتاله پرداختند. این پژوهش بر اساس منابع تاریخی و با رویکردی تحلیلی – توصیفی، مناسبات سیاسی و نظامی حکومت های بنی هود و قشتاله و عوامل ایجاد دوستی و یا دشمنی میان آنها را بررسی می کند و نتیجه می گیرد که هدف برقراری روابط سیاسی و نظامی هودیان با قشتاله، دست یابی متحدی مورد اعتماد در منطقه بود تا از این راه به سلطه سیاسی خود در شرق اندلس ادامه دهند، اما پادشاهی قشتاله از این مناسبات، اهداف دیگری چون منافع اقتصادی، گسترش قلمرو حکومت خود و نفوذ به سرزمین های اسلامی را جست وجو می کرد.
توسعه طلبی حکومت ایوبیان از مصر تا سرزمین شام و جزیره و جنگ با صلیبیان از یک سو، و مبارزه با حکومت و اندیشة اسماعیلیان در مصر و شام از سوی دیگر، فضای سیاسی، نظامی و مذهبی متمایزی را در قلمرو این دولت به وجود آورد. مطالعه استقرایی تاریخ نوشتههای این دوره از تأثیر مستقیم چنین فضایی بر روند تاریخنگاری مصر و شام حکایت می کند. ابوشامه از جمله مورخان شاخصی است که متأثر از همین شرایط، به نگارش تاریخ روی آورده است. دو کتاب تاریخی وی، یعنی «الروضتین» و ذیل آن، منابعی مهم در تاریخ ایوبیان و جنگهای صلیبی بهشمار می روند. نوشتار حاضر بر آن است که با مطالعة این دو اثر به عنوان نمونهای از تاریخنگاری عصر ایوبیان، بازتاب این تحولات را بر صورت و محتوای این آثار و نیز بر بینش و نگرش تاریخی، سیاسی و مذهبی مورخ نشان دهد. نتایج این تحقیق نشان از آن دارد که تاریخ نگاری ابوشامه گامی مهم در جهت گسترش تاریخنوشته های دودمانی این دوره است و مضامین سیاسی و نظامی بر محتوای آنها غلبه ای آشکار دارد. او، که در آثار خود ایوبیان را دولتی مشروع و مطلوب معرفی کرده، در بزرگداشت مقام آنان و سرکوب رقبای سیاسی و مذهبی شان، یعنی فاطمیان کوشیده است.