برخلاف تاریخنگاری که به شرط گذشت زمان و تاریخی شدن رویدادها اقدام به آن میسر می گردد، نقد تاریخنگاری و به عبارتی روشمندساختن اصول تاریخنگاری، یک پیش نیاز به شمار می آید. چنانچه این پیش نیاز تاکنون از سوی محافل علمی، پژوهشی و فرهنگی کشور مرتفع شده بود، شاید اکنون شاهد آسیبهای کمتری در روند تاریخنگاری انقلاب اسلامی بودیم و با معضلات موجود دست و پنجه نرم نمی کردیم. بااین همه گویی هنوز هم بسیاری از اشخاص حقیقی و حقوقی عرصه تاریخنگاری این مسائل را جدی نگرفته اند. مقاله زیر پژوهشی است آسیب شناسانه، دقیق و مفصل در مورد این فرایند فرهنگی که بدون شک اهمیت آن به هیچ وجه از فرایندهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی کمتر نیست.
آئین فتوت و جوان مردی یکی از پدیده های دیرپای تاریخ ایران، از دوران باستان تا روزگار معاصر، به حساب می آید. به رغم نفوذ و گسترش این مسلک در میان بسیاری از گروه های اجتماعی، بیش تر تحقیقات و پژوهش هایی که در این زمینه به خامه آمده است به طور عمده جنبه های عیاری و جنگاوری این سنت اجتماعی را به بحث گذاشته و زوایای اجتماعی و اقتصادی آن را فرو گذاشته است. این مقاله، با بررسی ابعاد مختلف آئین فتوت در سرزمین خراسان، به اثبات این موضوع می پردازد که در خلال دورة مورد بحث تا آغاز عصر خلافت ناصرلدین الله و کوشش او در شکل دهی به این آئین سنت فتوت با آئین تصوف درآمیخت. همچنین در طی این دوره، این آئین جنبه های اجتماعی برجسته ای یافت؛ چنان که این ویژگی ها در سنت فتوت بغداد به شکل پراکنده و اندک یافت می شد و فقط در زمان خلافت ناصر خلیفة عباسی و آن هم در دورة محدودی شکل سازمان یافته به خود گرفت. این مقاله ویژگی فتوت ناصری را مورد پژوهش قرار نمی دهد و محدودة آن منحصر به دورة یادشده و آن هم در سرزمین خراسان است، زیرا تاکنون مقاله و تحقیق مستقلی در این زمینه صورت نگرفته است. روش این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و شیوة گردآوری اطلاعات آن کتاب خانه ای است.
این مقاله به بررسی طرح معماری گنبد آرامگاه شیخ زاهد گیلانی، یکی از آثار به جا مانده از اواخر دوران تیموری و اوایل دوران صفوی در لاهیجان، می پردازد. فرضیه پژوهش حاضر این است که طرح گنبد مورد اشاره، بر مبنای روابط و ترسیمات هندسی دقیقی شکل گرفته است و هدف از پژوهش حاضر آن است که از این هندسه پنهان پرده بردارد. در این مقاله پس از اشاره به اهمیت مطالعه طراحی گنبد هرمی خاص این بنا و نیز اشاره به جایگاه محوری هندسه در طراحی معماری قدیم، هندسه شکل دهنده به گنبد این بنا در نمای اصلی ساختمان معرفی می گردد. مقاله در ذکر اهمیت رمزگشایی از هندسه پنهان در طرح این بنا، به دو مطلب اشاره می نماید: اول این که پی بردن به این هندسه، تذکر مجددی بر جایگاه ممتاز هندسه در طراحی معماری قدیم است که خود به فهم صحیح تر معماری سنتی کمک ارزنده ای می کند؛ دوم این که با نگاهی به وضعیت نامطلوب فعلی طراحی گنبد در شهرها و روستاهای کرانه جنوبی دریای خزر، نظام هندسی مورد استفاده در طراحی این گنبد می تواند به گونه ای خلاقانه در طراحی گنبدهای جدید در این پهنه جغرافیایی-فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد
پس از آن که حکومت هخامنشی به دستان داریوش سپرده شد، مدعیان حکومت در گوشه و کنار مرزهای هخامنشی سربه شورش نهاده و داریوش را با مشکلات عدیده ای روبرو ساختند. دو سال اول حکومت داریوش به برقراری نظم و امنیت و دفع آشوب در سراسر مرزها گذشت. پس از پیروزی های ۵۲۱-۵۲۲ ق.م. داریوش تصمیم گرفت شرح جلوس خود برتخت سلطنت و فتوحات خود را ثبت کند. او به این منظور صخره بیستون را بر گزید. دشت کرمانشاه در پای این صخره در فاصله کمی از جاده بزرگی قرار دارد که از طریق فلاتی٬ بابل را به اکباتان متصل می کند. در پژوهش حاضر دلایل انتخاب این مکان برای نگارش کتیبه بیستون مورد بررسی قرار گرفته و مسائل مختلفی از جمله موقعیت جغرافیایی منطقه، وجود شاهراه ارتباطی اکباتان–بابل، اهمیت مذهبی کوه بیستون، خط و زبان بکار رفته در کتیبه و وقایع تاریخی 521-522ق.م. کنکاش شده و براساس داده های بدست آمده این نتیجه بدست آمد که موقعیت ارتباطی، جغرافیایی، مذهبی و علاوه بر آن شرایط تاریخی و سیاسی که داریوش در آن قرار داشت او را به انتخاب این مکان برای نگارش کتیبه بیستون واداشت. این تحقیق از نظر هدف جز تحقیقات نظری می باشد و به لحاظ ماهیت و روش کار در ردیف تحقیقات تاریخی قرار می گیرد که به شیوه توصیفی-تحلیلی به نگارش در آمده است.
پیامدهای انقلابها از جمله عرصه هایی است که کمتر مورد مطالعه وسیع و جدی قرار گرفته است. مقاله حاضر به منظور جبران این خلا در زمینه ادبیات داستانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی توسط یکی از صاحب نظران این عرصه نگاشته شده است. نکته اساسی تکرارشونده در این گونه مباحث همانا رویارو شدن با نشانه های متضاد تحول و تغییر مثبت، از یک سو، و فاصله بسیار و قابل تامل با آرمانها و اهداف، از سوی دیگر، می باشد که ضمن یادآوری ضرورت آسیب شناسی تغییرات، امیدواری و برنامه ریزی برای هدایت آنها را الزامی می سازد.
سیداحمدخان هندی از علمای قرن بیستم شبه قاره هند و یکی از رهبران تاثیرگذار هندوستان در تحولات سیاسی و منطقه ای هند در زمان استعمار انگلیس بود.ایشان در برخی مباحث دینی نظریاتی متفاوت از دیگر علمای اسلام ارائه داده اند از جمله: مباحثی در رابطه با ملک،جن، بهشت، دوزخ و معجزه. که بیان و نقد نظریات ایشان ضرورت پرداختن به این موضوع را چند برابر می کند چرا که با بیان نظریات متفاوت مفسرین و تحلیل بررسی جداگانه ی هر کدام می توان هر چه بهتر و بیشتر به دیدگاه واقعی و درست پی برد. هدف از این نوشته، بیان، دسته بندی، نقد و آسیب شناسی اندیشه ی سیداحمدخان درباره ی معجزه است که به روش توصیفی - تحلیلی با رویکردی قرآنی ارائه می شود و در آخر نتیجه می گیرد که سید، معجزه را به دلیل تخطی اش با قوانین طبیعت، منکر بوده وآن را به عنوان دلیلی بر نبوت و رسالت پیامبران نمی پذیرد
حکومت قراختاییان کرمان هم زمان با حملهٔ مغول به ایران شکل گرفت و دورهٔ اوج آن در زمان ترکان خاتون بود. تاریخ ایران در دورهٔ حکومت ترکان خاتون شاهد پیشرفت های اقتصادی و فرهنگی در کرمان است و از وجود امنیت در این برهه از زمان در آنجا حکایت دارد. اگر امنیت، ایجاد شرایط مطلوب سیاسی برای دستیابی به اطمینان خاطر از حفظ و بقای ارزش ها و برقراری آرامش و رفاه در جامعه دانسته شود، رشد اقتصادی و فرهنگی کرمان در زمان ترکان خاتون می تواند به عنوان عوامل پنهان در مفهوم امنیت، نشان دهندهٔ وجود آن در جامعهٔ کرمان باشد. این مقاله در صدد است تا چگونگی و چرایی دستیابی به امنیت و نقش آن در توسعهٔ اقتصادی و فرهنگی این دیار را دریابد. فرض بر آن است که ترکان خاتون به اقتضای هوشمندی سیاسی و درک شرایط زمانی و مکانی، شناخت موقعیت سیاسی و استفادهٔ بهینه از سنت ها و روش های معمول، توانسته بود امنیت را در کرمان برقرار کند و با اجرای برنامه های اقتصادی مهمی از جمله سنت وقف، موجب مهاجرت گروهی از دانشمندان و عالمان ایرانی، به ویژه از ماوراءالنهر و فارس به کرمان شده و این منطقه را در آن برههٔ خاص از زمان به یکی از کانون های علمی ایران تبدیل کرده بود.
علامه امینی جلوهای تام و تمام از یک انسان مخلص و کوشا بود. نشانههای این اخلاص را میتوان در تقدیمیه الغدیر که در ابتدای آن آمده است و در وصیتنامه او نیک دریافت (سندهای شماره 1 و 2) وی با انتخاب هوشمندانه موضوع غدیر در ایجاد اتحاد واقعی و مستحکم میان مسلمین کوشش میکرد. لذا این امر در زمان حیات او توسط متفکران متعدد (همچون استاد شهید مطهری) مورد توجه قرار گرفت و پس از رحلت آن بزرگمرد نیز به گواهی اسناد ساواک، مبارزان در مجالس بزرگداشت آن مرحوم بر این وجه از تلاش علمی او انگشت تاکید نهادند.
در دهه نخست انقلاب مشروطه، یزد شاهد حوادث و آشفتگیهای فراوانی بود. حاکمان یزد در زمان مظفرالدین شاه، قبل از وقوع انقلاب مشروطه، به دلیل ضعف جسمی و روحی شاه، بسیار گستاخ بودند و مستبدانه به غارت و چپاول و گرفتن اضافه جمعهائی بر مالیات از اهالی یزد می پرداختند. اهالی یزد، با بست نشینی و تحصن اعتراض می کردند، ولیکن هر حاکم جدید به نوع دیگری به آزار و اذیت ایشان می پرداخت. قحطی، خشکسالی و شیوع وبا نیز مزید بر علت بود. اقلیتهای مذهبی چون زرتشتیان نیز، تاوان سنگینی می پرداختند.
پس از امضا شدن فرمان مشروطیت، نهضت مشروطه خواهی در یزد شکل گرفت و حاج محمدتقی مازار، نقش برجسته ای در آن نهضت داشت. زرتشتیان یزد نیز طرفدار مشروطه بودند، ولیکن چون حاکمان یزد همچنان همان افراد سابق بودند، درگیریهای شدیدی پیش آمد که به کشته شدن حاج محمدتقی مازار و ترور پرویز شاهجهان، تاجر زرتشتی انجامید.
اعتراض عمومی مردم یزد به تصویب مالیات، تشکیل انجمن ولایتی، تعیین نماینده یزد برای دور اول مجلس، محاصره شدن یزد به دست دزدان فراغه ای و چپاول آن به دست نظامیان بختیاری در زمان حکومت سران بختیاری بر یزد، توقیف و دوخته شدن دهان شاعر مبارز، فرخی یزدی نیز از جمله دیگر موارد مورد بررسی است.
از دوره شاه عباس صفوی بندرعباس به عنوان برترین بندر تجاری ایران در سواحل خلیج فارس شناخته می شد. این برتری تا انتهای دوره صفویه برقرار بود؛؛ ولی پس از آن بندرعباس هرگز رونق سابق را نیافت. این بندر در دوره قاجار به عنوان بندر مجاور بندر بوشهر که مهم ترین بندر تجاری ایران در دوره قاجار محسوب می شد، فعالیت می کرد؛؛ ولی در دوره پهلوی اول که به سبب رشد بندر خرمشهر بندر بوشهر از رونق افتاد، وضعیت اقتصادی بندرعباس به سمت افول بیشتر پیش رفت. نوشتار پیش رو با روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از آمار و اسناد در پی پاسخ به این پرسش است که وضعیت اقتصادی بندرعباس در دوره پهلوی اول چگونه بوده است. این پژوهش بر این فرضیه استوار است که بندرعباس در دوره پهلوی به رکودی که با افول دولت صفوی آغاز شده بود ادامه داد.اگرچه نتیجه بررسی های انجام شده نشان از رشد میزان تجارت و صنعت این بندر دارد؛ اما در این زمان به واسطه بالا رفتن حجم تجارت خارجی خلیج فارس و بنادر خوزستان به دلیل دسترسی ریلی به سراسر ایران، حجم تجارت خارجی تمام بنادر رشد داشته است و بندرعباس در این زمان به لحاظ کیفی همچنان در رکود به سر می برد. نه تنها تجارت خارجی بلکه صنعت، کشاورزی و اقتصاد داخلی بندرعباس نیز نسبت به سایر شهرهای ایران ضعیف و ناکارآمد بود.