نوشتارحاضر با هدف بررسی انگار ه های هویت ایرانی درنگارش بناکتی در روضه اولی الباب انجام گرفته است. عرصه ی تاریخ نگاری محمل مناسبی برای اهل قلم ایرانی بوده تا روایت گر گفتمان دور ه ی خود باشند. تاریخ بناکتی روایت گر حلقه ی دوم هویتی ایران در دوره ی ایلخانان، یعنی عهد-مسلمانی آنان است. مقاله به دنبال پاسخ گویی به این سوال عمده است که انگار ه های هویت ایرانی در اندیشه تاریخ نگاری بناکتی چگونه بازتولید و بازیابی شده اند؟ بدین منظور با بهره گیری ازمفهوم حافظه ی جمعی و سهم آن در حفظ هویت جوامع به واکاوی و ردیابی خوانش این مورخ از مؤلفه های کلان هویت ایرانی می پردازیم.
دستاورد تحقیق حاکی از این است که بناکتی در بازیابی انگار ه های هویت بخش ایرانی، رخدادها را به گونه ایی معنا دار روایت کرده است. وی بااستفاده از قالب هایی نظیر روایت گونه کردن، بازتعریف قهرمان و اسطور ه های ملی مذهبی و بازتفسیر نمادها و عناصر هویتی به بازتولیدآگاهانه ی انگار-ه های هویت ایرانی دست زده است. نگرش تساهلی ایلخانان از یک سو، و قلم زدن بناکتی در عهد مسلمانیِ ایلخانان _ که جامعه ایرانی دوره ی تقابل و ستیز با مغولان را از سرگذرانده بود_ سبب شد وی مجال بیشتری از پیشینان خود برای رّدگیری انگار ه های هویت بخشِ ایرانی داشته باشد.
محمدبن ابوبکر از معدود چهره های شاخص در تاریخ فرهنگ اسلامی است که اصالت و شرافت خاندانی و ایمانی را توأمان در خود جمع کرده بود. از یک سو، پیوند نَسَبی او با ابوبکر، و از سوی دیگر، پیوند ولایی او با امام علی(ع) موجب شد که چهره ی وی در منابع شیعی و سنی بازتاب های مختلف یابد.
چرایی بازتاب متفاوت چهره ی محمدبن ابوبکر در منابع فریقین، عمده ترین مسئله ای است که این مقاله میکوشد با توسل به روش توصیفی- تحلیلی، به ایضاح آن همت گمارد و نشان دهد که تاریخ نگاری اسلامی، با عنایت به موقعیت دودمانی و ایمانی او، چهره ی دوگانه ای از وی ترسیم کرده است که از حیث ارزشی با یکدیگر برابر نیستند. این نابرابری که در قالب دو سیرت پاک و ناپاک از او بازتاب یافته است، ریشه در نوع نگرش منابع شیعی و سنی به زیست نامه و شجره نامه ی وی دارد که به مثابه ی ابزاری برای این ترسیم دوگانه، مورد بهره برداری قرار گرفته اند.