در اواخر سده سوم هجری، متون عرفان و تصوف اسلامی شاهد آفرینشِ بن مایه مشهوری به نام «شمع و پروانه» با مضمون «سوختن» و «ایثار» بود که به تدریج در دیوان شعرای صوفی به کار رفت و در فرهنگ و ادبیات ایران تا دوره ی معاصر، گسترش کم نظیری یافت و کلیشه شد. نظریه هایی درخصوص منشأ مضمون «سوختن» ارائه شده است، اما به نظر می رسد با توجه به اینکه سوختنِ «انسانِ کامل» در باورها و مناسک مسلمانان و همچنین ادیان ایران باستان جایگاهی ندارد، باید آن را با توجه به جغرافیای مشترک خراسان بزرگ با سرزمین های شرقی، نقش جاده ابریشم و هم نشینی معناییِ سنت سوختن انسان کامل در ادیان هندوبودایی و بن مایه های شمع و پروانه در اشعار صوفی شاعران به گفتمان فکری دیگری گره زد. هدف این مقاله تعیین امکان میزان تأثیرگذاری مناسک هندو بودایی و انتقال و استحاله مضمون «سوختن» در گفتمان تصوف اسلامی، درقالب بن مایه نمادین شمع و پروانه است.
دو گونۀ شاخص از داده های فرهنگی مربوط به نواحی شرقی زاگرس مرکزی، سفال خاکستری یانیقی مربوط به عصر مفرغ قدیم (هزارۀ سوم قبل ازمیلاد) و سفال خاکستری عصر آهن (هزارۀ دوم و اول قبل ازمیلاد) هستند که شناسایی، بررسی و بازسازی تکنیک پخت این دو گونۀ سفال در پژوهش پیش رو، مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. هدف اصلی پژوهش، بازسازی شرایط مشابه پخت این دو گونه بوده که با استفاده از روش های باستان شناسی تجربی و بازسازی عملی و کوره های سنتی محقق گردیده است. پرسش های پژوهش عبارتنداز: 1. سفال خاکستری به واسطۀ قرار گرفتن در معرض حرارت مستقیم به سفال خاکستری تبدیل شده یا این که در فرآیند پخت و احیاء به سفال خاکستری تبدیل می شود؟ 2. مهم ترین عامل تفاوت دو نوع سفال خاکستری عصر مفرغ و عصر آهن در چیست؟ در این مسیر با تکیه بر داده های باستانی و مقایسۀ آن با نمونه های بازسازی شده، به شباهت ها و تفاوت های تکنیکی موجود پرداخته شده است؛ سپس، به بازسازی 2 نمونه از هر یک سفال های خاکستری عصر مفرغ و عصر آهن مبادرت ورزیده و نمونه هایی تولید شده و با بازسازی کوره هایی سنتی که از امکانات امروزی آزمایشگاهی و وسایل دقیق اندازه گیری دما بهره می برد، در معرض حرارت قرار گرفته و در فرآیند پخت و احیاء مورد آزمون و خطا قرار گرفته اند. با نتایج حاصله از آزمون خطای روش مذبور، در انتها می توان چنین نتیجه گرفت که پخت به روش احیاء و رنگ خاکستری حاصله، مهم ترین شاخصۀ مشترک تفاوت سفال خاکستری با دیگر گونه هاست. نوع تکنیک پخت و معماری ساختمان کوره، مهم ترین عامل در تفاوت دو نوع سفال خاکستری عصر مفرغ و عصر آهن است. آن چه مسلم است، با تکامل ساختمان کوره ها، حرارت تولید شده از حدود 700 درجۀ سانتی گراد در سفال خاکستری یانیقی عصر مفرغ، به حدود 1000درجۀ سانتی گراد، در نمونه های عصر آهنی افزایش یافته و باعث بالاتر رفتن کیفیت پخت و همچنین، احیای مناسب و کامل سفالینه ها شده است. مقایسۀ عملی نمونه های بازسازی شده، انطباق کامل مشخصات آن ها را، با نمونه های باستانی (تپه پیسا، تپه توشمالان و تپه احمدآباد) نشان داده و هم چنین از راز تولید این دو گونۀ شاخص سفال خاکستری پرده برداشته است.
مکان یابی آخرین میدانگاه نبرد سلطان محمد خوارزمشاه با مغولانسرانجام زندگی سلطان محمد خوارزمشاه از تلخ ترین سرانجام های انسان هایی است که در سایه قدرت تو خالی و پوشالی به زندگی دنیا دل خوش کرده اند. او فرمانروایی است که درصدد ایجاد تمامیت ارضی ایران دوره ساسانی بعد از حکومت های محلی ای بود که در طول شش سده بعد از اسلام بر بخش هایی از ایران فرمان می راندند. چنین بود که محدوده فرمانروایی او از جنوب سیبری و مرزهای ترکستان و چین آغاز می شد و تا نزدیکی بغداد مرکز خلافت عباسی ادامه می یافت. قدرت وی آنچنان نمود پیدا کرده بود که چنگیز مغول و خلیفه بغداد از در افتادن با او می ترسیدند و مایل به برقراری ارتباط و دوستی با وی بودند. وی در اثر بی تدبیری متکی بر غرور و سرمستی، با صدور دستور کشتار بازرگانان مغول آتش خشم مغولان را تیز کرد و کشور آباد و مردمان نجیب ایران را هدف سم ستوران آنان نمود، به گونه ای که همه چیز نابود شد. ذخایر و نقدینه اش به تاراج رفت، فرزندانش کشته شدند و زنان حرمش به اسارت مغولان درآمدند و خود در واپسین روزهای عمر خود کفنی نداشت تا جسدش با آن پوشیده شود. نظر به اینکه آخرین نبرد جدی او با مغولان در دشت یا مرغزار دولت آباد ملایر رخ داده است، صاحب این مقاله درصدد بررسی علل حمله مغولان و مکان یابی آخرین منزلگاه های پایان زندگی سلطان محمد خوارزمشاه از جمله آخرین نبرد او در دشت ملایر بوده است. روش تهیه و تدوین مقاله توصیفی مبتنی بر منابع کتابخانه ای و روش تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق روش تحلیل محتوا است. سؤال اصلی تحقیق که این مقاله به دنبال پاسخ یابی آن است عبارت است از: علل حمله مغولان به ایران چیست و میدانگاه آخرین نبرد سلطان محمد خوارزمشاه با سپاهیان مغول کجا بوده است؟
یکی از موضوعات مهم و مورد منازعه انگلیسی ها پس از تسلط بر هند، تغییر نظام آموزشی این سرزمین بود. در دوره تسلط کمپانی هند شرقی بر هند، میان مدیران کمپانی و دولتمردان و برخی از مستشرقان و دانشمندان انگلیسی منازعات و اختلافات شدیدی درباره چگونگی سامان دادن و مدیریت آموزش در هند، وجود داشت. عده ای از این افراد با دخالت دولت انگلیس و کمپانی در نظام آموزشی هند و ارائه آموزش های جدید به هندیان مخالف بودند و چنین دخالتی را در تعارض با منافع انگلیس در هند می دانستند و عده ای دیگر معتقد بودند که برای تأمین بهتر و بیشتر منافع هند باید هندیان را با زبان انگلیسی آشنا کرد و دانش های جدید غربی را به آنها آموخت. به رغم مخالفت های شدیدی که با دخالت دولت بریتانیا و کمپانی در نظام آموزشی هند صورت می گرفت، پس از فراز و فرودهای فراوان و ارائه طرح ها و برنامه های متنوع، در نهایت دولت بریتانیا و مدیران کمپانی بر آن شدند که نظام آموزشی جدید را به همراه زبان انگلیسی وارد هند سازند و نظام آموزشی بومی و سنتی هند را از میان بردارند. نتیجه این سیاست، تأسیس مدارس، کالج ها و دانشگاه های گوناگون در شهرهای مختلف هند بود. برخی از این دانشگاه ها تا امروز از مشهورترین مراکز آموزشی هند به شمار می روند. این مقاله به منازعات طرفداران و مخالفان ارائه آموزش های جدید به هندیان پرداخته و چگونگی تغییر نظام آموزشی سنتی هند و ایجاد نظام آموزشی جدید را بررسی کرده است. در نوشتار حاضر، با بهره گیری از روش تاریخی و با مطالعات کتابخانه ای، به بازخوانی و تحلیل محتوایی موضوع پرداخته شده است.