دوره کوتاه استبداد صغیر آکنده از آشوب و بحران بود.همین فضای پرتلاطم، دولت های روس و انگلیس را واداشت تا با ارائه طرح هایی مشخص، راه های رهایی از بحران را جست وجو کنند.موضوع اصلی این مقاله، معرفی و ارزیابی این طرح هاست که با رویکرد توصیفی- تحلیلی به بررسی و تبیین آن پرداخته است.این طرح ها متعدد و متنوع بودند و در پی ناکامی هر یک، بی درنگ طرح دیگری جایگزین آن می شد.طرح های روسیه که با هدف تقویت و تثبیت جایگاه شاه ارائه می شد، در قالب مجلس شورای مملکتی به جای مجلس شورای ملی و حتی بازنگری در قانون اساسی عرضه گردید و طرح های انگلیس که با هدف بازگردانی مشروطه مطرح می شد در آغاز عبارت بود از ایجاد یک مشروطه کنترل شده با حضور شاه و سپس طرح ایجاد مشروطه نیم بند در غیاب شاه که در نهایت، همین طرح به اجرا درآمد.
با سقوط پادشاهی رضاشاه در پی حمله متفقین به ایران در شهریور 1320، فضای سیاسی ایران نیز دگرگون شد، در این دوره که با آزادیهایی در عرصه نشر و مطبوعات توام بود، نگاهی مجدد به تاریخ دوره بیست ساله گذشته و چگونگی برآمدن استبداد پهلوی اهمیت خاصی یافت، گوشههایی از این بحث با توجه به اهم مطالب منتشر شده در این زمینه، موضوع اصلی این بررسی را تشکیل میدهد.
سالهای حد فاصل مشروطه تا پایان دوره رضا شاه (1285-1320 ش.) به تبع تحول ذهنی سالهای پیش از آن، دوره تظاهر مادی مدرنیته در سراسر ایران بود. در پیامد این امر جامعه ایرانی نه تنها محمل ذهنیت جدیدی از مفهوم کودکی که پذیرای تعریف نوینی از بازی های کودکانه و انواع آن گردید. در این مقاله برآنیم تا به این پرسش پاسخ گوئیم که جامعه ایرانی در این دوره چه درک و دریافتی از بازی های کودکانه داشت و این ذهنیت عمومی تحت تأثیر چه علل و عواملی تجدّد و تحّولیافت؟حاصل این پژوهش آن است که جامعه ایرانی از تعریف بازی به مثابه ابزاری برای سرگرمی به تعریف جدیدی رسید که در آن از بازی ها و سرگرمی ها برای تربیت صحیح کودکان در خانه، کودکستان و مدرسه استفاده می گردید. علاوه بر این همانگونه که همه کودکان ایرانی به آموزش جدید دسترسی نداشتند بهره مندی از بازی ها و سرگرمی های جدید هم محدود به طبقات و اقشار بالای جامعه بود.