فاطمیان در دو نقطه از شمال افریقا در سال های 297 تا 567 ق حکومت کردند؛ ابتدا در مغرب و سپس مصر. مهم ترین تشکیلات دینی تبلیغی دولت فاطمیان، تشکیلات دعوت بود که توسط این تشکیلات توانستند نفوذ و رهبری دینی خود را در اقصی نقاط دنیای اسلام گسترش دهند. از عوامل موفقیت آنان، حضور همه اقشار جامعه از جمله زنان، در تشکیلات دعوت فاطمی بود. نگاه آنان به حضور جنسیتی زنان در تشکیلات دعوت در مقام مقایسه با دیگر فرقه های دینی و حکومت ها، نگاهی متفاوت بود. این تفاوت نگاه، موجب مشارکتی نسبتاً گسترده از حضور زنان در صحنه های دینی، تبلیغی و سیاسی در عصر فاطمیان شد. زنان در دوره فاطمیان توانستند به بالاترین موقعیت عقیدتی دست یابند که در نزد حکومت ها و فرق دیگر چنین نمونه های مشابهی، کمتر دیده شده است. در این مقاله موقعیت زنان درتشکیلات دعوت فاطمیان در مغرب و مصر و مسائلی که زمینه ساز حضور زنان در جایگاه رهبری دینی- تبلیغی تشکیلات دعوت گردید و تفاوت هایی که جایگاه زنان در دعوت فاطمیان با جایگاه زنان در نزد فرق و حکومت های دیگر داشته، بررسی شده است.
عصر صفویه یکی از ادوار مهم ایجاد تاریخ روابط خارجی ایران با کشورهای اروپایی است از این رو بررسی سیاست و شقوق آن در آیینه نگاه شاهان و مردم ایران عصر صفوی و بخصوص در حوزه سیاست خارجی مهم ترین هدف این مقاله است. در این مقاله به این امر پرداخته شده است که ایرانیان در مقایسه با اروپاییان همان عصر دیدگاهی متفاوت نسبت به سیاست داخلی و خارجی داشته اند. این تفاوت ها بنیادین و مبتنی بر آموزه های تاریخی و تحولات در نظام معرفتی اروپاییان بوده است. هم چنین در این پژوهش بر این تأکید شده است که ایرانیان از پادشاه تا عموم مردم به دلایلی هیچگاه زمینه لازم برای درک تحولات موجود در اروپا را نداشتند و آنها هرگز نمی توانستند از اندیشه ای واحد در خصوص سیاست برخوردار باشند.
تاریخ نگاری محلی در ایران چندان که باید مورد توجه قرار نگرفته است. در این میان تاریخ نگاری محلی دوره تیموری بیش از دیگر دوره ها مغفول مانده است. در عهد تیموری، تواریخ محلی در عرضِ تواریخ عمومی و سلسله ای وجود داشته اند و در حقیقت این دوره از اندک دوره هایی است که هم تاریخ نگاری عمومی و سلسله ای و هم تاریخ های محلی هر دو از لحاظ کمیت قابل توجه اند. اما نکته قابل تأمل این است که در این عهد اگرچه مورخان تواریخ محلی، نمونه های موفق و معروفی از تواریخ عمومی و سلسله ای از روزگار گذشته و همزمان با خود را پیش روی داشتند، اما در فعالیت های تاریخ نگارانه بیش از آنکه به تواریخ عمومی و سلسله ای موفق و معروف گذشته و یا همزمانِ خود توجه نشان دهند، تحت تاثیر تاریخ های محلی ایالت های خود بوده اند. اندک توجهی نیز که به مورخان تواریخ عمومی و سلسله ای بیرون از قلمرو ایالت خود داشته اند، بیش از آنکه ناشی از پیروی از سبک و شیوه های تاریخ نویسی آن ها بوده باشد، بیشتر برای کسب مشروعیت ادبی و معتبر جلوه دادن تاریخ خویش بوده است. پژوهش کنونی می کوشد تا به گونه ای گذرا تکنیک ها و فنون تاریخ نویسی محلی دوره تیموری و همچنین میزان توجه مورخان تواریخ محلی این عهد به کتب تواریخ عمومی و محلی همزمان و دوره های پیش از خود را نشان دهد.