ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۶۰۱ تا ۲۴٬۶۲۰ مورد از کل ۲۸٬۸۳۲ مورد.
۲۴۶۰۲.

طرز زندگی سکایی و اصلاحات زردشت

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۷ تعداد دانلود : ۵۱۷
در سال ۱۷۷۱ میلادی انکتیل دوپرون، پژوهشگر فرانسوی، نخستین ترجمهٔ اوستا، کتاب مقدس زردشتی را انتشار کرد. پیش از آن از نوشته های یونانی و سایر منابع شناخته شده بود که مردمان ایرانی در گذشته های دور اصلاح گری دینی به نام زردشت را داشتند که دینی نو را تأسیس کرد و نام آن را «دین زردشتی»، به نام پیامبر، و یا «مزداپرستی»، به نام اهوره مزدا، خدای بزرگ آن نام نهاد. این دین بر ایران تا فتح اعراب تسلط داشت و بعدها اسلام آن را کنار گذاشت. پیروزی دین اسلام، پیروزی ایدئولوژیک صلح آمیز نبود، بلکه انهدام دین باستانی همراه با خون ریزی و خشونت و تعصب مذهبی بود. آخرین پیروان دین زردشتی از سرکوب دینی به هند فرار کردند و تا اکنون آنجا زندگی می کنند.
۲۴۶۰۳.

«دولت مقتدر» و مسئله «وحدت ملی» در مجله آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۸ تعداد دانلود : ۴۳۲
از دل زمانه پرآشوب مشروطیت دو ایده مهم برآمد که بر مبنای یک «زمینه» مهم گسترش یافت: «دولت مقتدر» و «وحدت ملی». این دو مفهوم پس از مشروطیت به عنوان «انگیزه» و «نیت» بسیاری از روشنفکران رشد کردند. در این میان، تأمین امنیت یکی از اصلی ترین خواسته های روشنفکران و رجال آن روزگار بود که هم تشکیل دولتی مقتدر را طلب می کرد و هم موجب ایجاد وحدت ملی می شد. از این رو، در نوشته های دوران گذار از قاجار به پهلوی این موضوع بسیار مورد توجه قرار گرفت. مسئله اساسی این مقاله یافتن نسبت این دو مفهوم از خلال بررسی یکی از مهم ترین مطبوعات اواخر قاجار و اوایل پهلوی، یعنی آینده و گفتارهای بنیانگذار آن، محمود افشار یزدی، است. این مقاله با تکیه بر روش هرمنوتیک قصدگرایِ اسکینر به دنبال پاسخ به این پرسش است که میان مسئله «وحدت ملی» و ایده «دولت مقتدر» در مجله آینده چه نسبتی وجود دارد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد مجله آینده با تأکید بر لزوم وحدت ملی و تبیین شاخص های آن، «دولت مقتدر ملی مشروطه» را یکی از لوازم اساسی برای تحقق آن می داند. همچنین، ایده وحدت ملی، در آینده ، به صورت یک تفکر «منظومه» ای با مقولاتی چون امنیت و تعلیم و تربیت نیز ارتباطی وثیق دارد.
۲۴۶۰۴.

نقش خاندان بوشهری در تحولات دو سده گذشته بحرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۹ تعداد دانلود : ۵۰۵
بحرین به دلیل قرابت های جغرافیایی و اشتراکات فرهنگی با کرانه های شمالی خلیج فارس، به ویژه بندر بوشهر، از گذشته مقصد بسیاری از مهاجران ایرانی از جمله مهاجران بوشهری بوده است. این مهاجران به دلیل جمعیت قابل توجه، همواره از گروه های تأثیرگذار اجتماعی در بحرین محسوب می شدند. نمونه بارز این مهاجران، خاندان بوشهری است. این خاندان از هنگام مهاجرت در سال 1860م تاکنون، نقش پررنگی در عرصه های گوناگون جامعه بحرین داشته و از خاندان های پرنفوذ این کشور به شمار می رود. این پژوهش درصدد است با نگاهی تحلیلی به منابع کتابخانه ای و اینترنتی و پژوهش های میدانی، به بررسی دلایل گوناگون مهاجرت مردم منطقه بوشهر به بحرین و نقش این مهاجران در تحولات جامعه بحرین، با تکیه بر نقش و جایگاه «خاندان بوشهری» در آن کشور در طول دو سده اخیر (به ویژه پیش از استقلال این کشور) بپردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است در سده های 19 و 20م عواملی چون قرابت جغرافیایی بوشهر با بحرین، موقعیت مناسب اقتصادی بحرین در خلیج فارس، مشابهت های فرهنگی و مذهبی این دو سرزمین، موجب مهاجرت بسیاری از مردم بوشهر به بحرین شده است. جمعیت قابل توجه و تواتمندی اقتصادی این مهاجران، سبب شده است که این مهاجران از گروه های بانفوذ و اثرگذار در عرصه های مختلف جامعه بحرین باشند.
۲۴۶۰۷.

فرار رعایا؛ ابزار چانه زنی با قدرت در عصر قاجاریه (دوره پیشامشروطه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۶ تعداد دانلود : ۳۰۶
استثمار مطلق رعایا توسط نخبگان حاکم در عصر قاجاریه و پذیرش منفعلانه این بهره کشی ها از سوی توده ها، تصویری نادرست و گمراه کننده از حیات سیاسی فرودستان در آن دوران به دست می دهد.رعایا در برخی مواقع ابزارهایی کارا برای چانه زنی با قدرت در اختیار داشتند . فرار از روستا و وانهادن مزارع یکی از این سلاح های موثر بود. پرسش اینجاست که فرار رعایا در عصر قاجاریه از چه عواملی متاثر بود؟ رعایا با استفاده از «تهدید به فرار» با کدام دسته از نخبگان مسلط و در چه موضوعاتی چانه زنی می کردند و واکنش حکام به این تهدیدها چگونه بود؟ فرض ما این است که فرارها از کمبود نیروی کار در کشور، سهولت مهاجرت رعیت و نیز تعارض منافع ملاکان و حکام مناطق مبدأ و مقصد فرارها تأثیر می پذیرفت. همچنین رعایا با تهدید به فرار تلاش می کردند حکومت را به پذیرش طیف متنوعی از مطالبات شان وادارند. در این میان گروه های متعددی از فرادستان از اربابان و ملاکان گرفته تا حکام ولایات و شخص شاه با تهدید به فرار به چالش کشیده می شدند. تلاش حاکمان ولایات برای دریافت مالیات فراریان از ساکنان باقی مانده معمولا با موفقیت همراه نبود و برخی از ایشان با جدی گرفتن تهدید رعایا سعی می کردند حکومت را به تعدیل مالیات ها مجاب کنند. روش پژوهش توصیفی-تبیینی با استفاده از اسناد درجه اول به ویژه عرایض ارسال شده به مجلس تحقیق مظالم در عصر ناصری است.
۲۴۶۱۰.

بررسی تطبیقی-محتوایی اسطوره بودا با روایت عامیانه ای از شهرستان فسا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۶ تعداد دانلود : ۳۵۴
ادبیات عامیانه بازتاب نگرش مردم و توصیف گر اندیشه ها و اعتقادات آنهاست. در همه فرهنگ ها قصه های عامیانه ای وجود دارد که از اساطیر سرچشمه گرفته است. پژوهش های دهه های اخیر مردم شناسان، در سراسر جهان، از پیوند اسطوره و ادبیات عامه حکایت می کند. این ارتباط تنگاتنگ و عمیق با بررسی و موشکافی فرهنگ عامه ملت ها بیشتر آشکار می شود. در این جستار به واکاوی و تحلیل نمونه ای از شباهت اسطوره و قصه های عامیانه پرداخته شده است. این اسطوره مربوط به سرگذشت بودا، رهبر مذهبی هند است که با روایت دلنشینی از قصه های عامیانه شهرستان فسا، در استان فارس مطابقت دارد. یافته های این پژوهش که به صورت میدانی و به روش توصیفی- تطبیقی انجام گرفته است، نشان می دهد که پیوند ژرف و دیرینه ای میان ادبیات عامیانه و اساطیر ملت های مختلف وجود دارد؛ به طوری که قصه ها و فرهنگ عامه هر قومی با مرور زمان، در فرهنگ ملل دیگر نفوذ یافته و در باور مردم جای گرفته است. درباره شباهت شگرف روایت عامیانه و روایت تاریخی، دو نظریه را می توان مطرح کرد: نخست این که این دو روایت هیچ گونه ارتباط و پیوندی با یکدیگر نداشته اند و مشابهت آن ها کاملا تصادفی و اتفاقی است؛ نظریه دیگر که شاید منطقی تر باشد این است که روایت شفاهی و عامیانه، همان روایت تاریخی است که به مرور زمان دچار دگرگونی در برخی از بخش های روایت شده است؛ به دیگر سخن روایت شفاهی گونه بومی شده روایت مکتوب است.
۲۴۶۱۱.

شواهدی جدید از کاسه لبه واریخته از محوطه کله کوب، استان خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۶ تعداد دانلود : ۷۴۵
درطول هزاره چهارم قبل ازمیلاد در مناطق وسیعی از خاورمیانه ظروف مشابهی تولید و استفاده شده که در ایران تحت عنوان کاسه لبه واریخته شناخته می شود. کمیت حیرت آور و شباهت در ظاهر و فن ساخت این نوع کاسه در محدوده وسیع جغرافیایی، سبب اهمیت این ظرف سفالی در مطالعات باستان شناسی گردیده است. تاکنون پژوهش های مختلفی درباره تاریخ گذاری، کارکرد و دلیل گستردگی حوزه پراکنش این گونه سفالی، صورت پذیرفته است؛ هرچند کاسه لبه واریخته در محوطه های بسیاری در محدوده غرب، جنوب، جنوب شرق و فلات مرکزی ایران شناسایی و معرفی شده و منطقه شرق ایران خارج از حوزه پراکنش این داده فرهنگی درنظر گرفته می شود، اما به دست آمدن کاسه های لبه واریخته از کاوش های محوطه کله کوب نشان داد که این فرهنگ سفالی در مناطقی وسیع تری از آن چه تاکنون متصور بوده ایم؛ گسترش یافته است. کله کوب محوطه ای است در شرق ایران، استان خراسان جنوبی و شهرستان سرایان و طی کاوش هایی که در سال 1397 ه .ش. در این محوطه صورت گرفت، در دو کارگاه لایه نگاری حجم زیادی از کاسه لبه واریخته به همراه دیگر گونه های سفالی مربوط به هزاره چهارم قبل ازمیلاد که در جنوب غرب ایران شناخته شده هستند، در دوره دوم این محوطه که با عنوان کله کوبII معرفی می شود، به دست آمد. این محوطه تاکنون شرقی ترین محوطه در فلات ایران است که کاسه لبه واریخته در مجموعه یافته های آن دیده شده است. باتوجه به اهمیت محوطه کله کوب در شناخت حوزه پراکنش این گونه سفالی، در این مقاله سعی بر آن است تا در ابتدا به طبقه بندی و گونه شناسی آن پرداخته شود، سپس با مقایسه گونه های مختلف سفالی این محوطه با مناطق دیگر، درک بهتری از ارتباطات بین منطقه ای و چگونگی پراکنش آن در شرق ایران به دست آورد. در مجموعه یافته های این محوطه، تعداد قابل توجهی کاسه لبه واریخته، سینی بانشی و تعداد محدودی از دیگر سبک های سفالی شاخص هزاره چهارم قبل ازمیلاد همچون ظروف دسته دماغی و ظروف لوله دار به دست آمده است. کاسه لبه واریخته حدود 15% از سفال های لایه های مربوط به این دوره را تشکیل می دهد و دیگر سفال های شاخص این دوره کمّیت ناچیزی را به خود اختصاص داده اند. ازنظر فن ساخت و سبک کاسه های به دست آمده از این محوطه کاملاً مشابه نمونه های جنوب غرب ایران هستند.
۲۴۶۱۲.

واکاوی تاریخی اجزاء و ارکان شهری کاشان در عهد صفوی (براساس منابع تاریخی و اسناد تصویری)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۶ تعداد دانلود : ۴۵۰
کاشانِ عصر صفوی به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص میان دو شهر مهم صفوی، اصفهان و قزوین بیشتر مورد توجه شاهان قرار گرفت و مسیر آبادانی و پیشرفت را درپیش گرفت. این نوشتار می کوشد، ضمن پاسخ دادن به این پرسش، ساختار کالبدی فضایی شهر کاشان در عصر صفوی چگونه بوده است؟ به صورت نمونه وار تصویری از سیمای کالبدی شهر در دوره صفویان ارائه نماید و براین فرض استوار است که تحولات کالبدی شهر در این دوره متأثر از کاخ، شارستان، بازار، حصار و غیره بوده است. نوع مطالعه در این پژوهش تاریخی و روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای (اسنادی) و میدانی است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که توجه و علاقه شاهان صفوی به عمران و آبادنی شهرها سبب شد که در این دوره بناهای اقتصادی (بازار، کاروانسرا)، رفاهی (مهمانسرا، آب انبار، سد)، مذهبی (مسجد)، بهداشتی (حمام)، اقامتی (خانه) و تدفینی (آرامگاه و زیارتگاه) در کاشان ساخته شد و یا مرمت گردید.
۲۴۶۱۳.

نقش موقوفات در گسترش مراکز علمی و درمانی عهد بویهیان و فرجام آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۷۳۵
در سده چهارم هجری و با استقرار حکومت آل بویه در نیمه غربی ایران، از نهادهای اجتماعی و شهری حمایت شد. این نهادهای اجتماعی عمدتاً در قالب مراکز علمی (دارالعلم ها و کتاب خانه ها) و بیمارستان ها در جهت ارائه خدمات درمانی و آموزشی و بر پایه وقف در شهرها شکل می گرفتند. این پژوهش با روش مطالعه تاریخی سعی دارد تا ضمن بازکاوی نقش وقف در شکل گیری و پایداری نهادهای مزبور، عوامل مؤثر بر فراز و فرود وقفیات دوره بویهیان را در بستر تحولات تاریخی بررسی و کاوش کند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که موقوفات نهادهای عصر آل بویه منبع مالی پایداری برای آن ها ایجاد کرد و زمینه های پیشرفت را در این دوره فراهم آورد. اما پس از پایان سیطره سیاسی آل بویه، به بهانه جهتگیری شیعی دارالعلم ها و کتاب خانه ها، موقوفات وابسته به آن ها در جریان رخدادهای تاریخی با آسیب مواجه شدند و درنتیجه، فعالیت آن ها با افول مواجه شد. اگرچه وقفیات مرتبط با بیمارستان ها بعضاً حتی تا اواخر دوره ایلخانان همچنان پایدار ماندند. وجود حکومت های نیمه مستقل و محلی، همچون اتابکان فارس، در برخی شهرها به دوام موقوفات درمانی بویهیان یاری رسانید.
۲۴۶۱۴.

قدرت اقتصادی شهر اَسترآباد در عصر ناصری از راه تجزیهپیکسیِ عناصرقِران های نقره ناصرالدین شاه قاجار ضرب شده در استرآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۴۵۴
هدف : در دورهناصرالدین شاه قاجار قران های نقره فراوانی بین سال های 1265-1292ق در ضراب خانه استرآباد ضرب شد. نظام ضرب سکه شهرها در دوره ناصری هرچند به صورت اسمی پیرو نظام تهران بود، ولی درعمل هر شهر نظامی خودمختار داشت و سکه بیشتر شهرها با مقادیر متفاوت خلوص نقره ضرب می شد. این مقاله برآن است تا علاوه بر سنجش مقدار خلوص نقره و سیر تغییرات آن در سکه های ضرب استرآباد، قدرت اقتصادی استرآباد را تبیین کند و با شهرهای مهمتر در عصر قاجار، یعنی مشهد، تبریز، اصفهان، و شیراز مقایسه کند. روش/ رویکرد پژوهش : 22 سکه متعلق به 22 تاریخ دوره ناصرالدین شاه با استفاده از شیوه پیکسی  تجزیه عنصری شد. یافته ها و نتیجه گیری : میانگین خلوص نقره سکه های ضرب استرآباد در دوره ناصرالدین شاه بین سال های 1265-1273ق 90.10%، بین سال های 1276-1287ق 86.56%، بین سال های 1289-1292ق 84.20%، و میانگین سه دوره 87.42% یافته شد. میانگین خلوص نقره سکه های ضرب مشهد (84%)، تبریز (82%)، تهران (90%)، اصفهان (84%)، و شیراز (90%) بود. در آخر نیز اطلاعاتی ارزشمند از نحوه تغییر عیار فلز سکه ها با فلزات مس و آهن، و نوع معادن نقرهاستفاده شده، یعنی معادن سروزیت به دست آمد.
۲۴۶۱۶.

امام علی و زبیر: از تفاهم تا تخاصم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۴۴۹
علی بن ابی طالب و زبیر بن عوام که از پیشگامان و سابقون در اسلام و از خواص و نخبگان تأثیر گذار عصر خود به شمار می آمدند، بخش عمده ای از حیات ایمانی و سیاسی خویش را از دوران مکی تا روزگار خلیفه سوم در مدینه با تفاهم، همدلی و همگرایی گذراندند اما در روزهای آغازین حکومت امام علی، روابط آنها به سردی گرایید و سر انجام در حوالی بصره به رویارویی نظامی منجر شد. پرسشی که این مقاله می کوشد تا به روش توصیفی تحلیلی برای آن پاسخی جستجو کند، این است که چگونه تفاهم و همگرایی میان این دو صحابی بزرگ به واگرایی و تخاصم بدل شد و کار را به مقابله و منازعه کشاند؟ یافته های این پژوهش، ناظر به این معناست که اشرافیت مادی که در عصر فتوح اسلامی دامنگیر برخی از صحابه پیامبر گردید، به تحول احوال آنها انجامید و دنیاگرایی و میل به قدرت، جای اخلاص و فداکاری دیروز را گرفت و موجب شد که مطالبات زبیر از حکومت نوبنیاد علی (ع) افزایش یابد؛ اما چون امام علی حاضر به برآوردن آنها نشد، روابط میان آن دو به تیرگی گرایید.
۲۴۶۱۷.

بررسی و نقد گزارش های بَدء الوحی با تأکید بر نقش حضرت خدیجه علیه السلام(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۵۲۳
بدء الوحی از پدیده های مهم مربوط به نزول وحی است که دو نکته در آن مورد توجه است: چگونگی مواجهه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با امین وحی و تأیید حضرت خدیجه علیه السلام درباره پیامبری آن حضرت. در این باره شاهد تناقضاتی درون متنی بین گزارش ها و تعارض آنها با مبانی قرآنی هستیم که کشف حقیقت، نیازمند نقد و بررسی سندی و دلالی روایات است. در این نوشتار، با روش توصیفی تحلیلی، به اعتبار سنجی محتوایی و سندی این گزارش ها درباره چگونگی مواجهه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و چرایی اعطای نقش تأییدکنندگی به حضرت خدیجه علیه السلام پرداخته می شود. در این باره، روایتی در تفسیر منسوب به امام عسکری علیه السلام موجود است که به لحاظ سندی براساس دیدگاه مبنایی درباره این تفسیر باید داوری شود؛ اما به لحاظ محتوایی، دارای مضامین عالی و منطبق با مبانی شیعی است. از صحابه و تابعین نیز دو دسته گزارش وجود دارد که تنها گزارش های جابربن عبدالله از نظر سندی و دلالی معتبرند و مابقی از نظر سندی ضعیف و از نظر دلالی متناقض با یکدیگر و متعارض با مبانی قرآنی و روایی اند. همچنین روشن شد که دو عامل موجب برجسته سازی نقش حضرت خدیجه علیه السلام در این جریان شده است: 1. جایگاه ایشان که مطالب هرچند ناصحیحِ درباره ایشان را باورپذیرتر می کند؛ 2. آل زبیر، که عموزادگان آن حضرت بودند، با تکریم ایشان به ارتقای منزلت خویش در تاریخ اسلام می پرداختند.
۲۴۶۱۸.

تحلیل نقش کمیسیون امنیت اجتماعی در جریان اصلاحات ارضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۶ تعداد دانلود : ۶۲۴
هدف: حکومت ایران در اوایل دهه چهل به دنبال اجرای اصلاحات ارضی برآمد. اجرای این قانون مخالفت هایی را به دنبال داشت که میزان آن به دلیل عجله مجریان قانون و توجیه نبودن جامعه هدف، زیاد بود. حکومت از ابزار تبعید به دست کمیسیون امنیت اجتماعی برای تنبیه مخالفان استفاده کرد. هدف این مقاله پاسخ به این پرسش هاست: 1.آیا کمیسیون امنیت اجتماعی توانست با استفاده از ابزار تبعید بر نحوه اجرای قانون اصلاحات ارضی تأثیر بگذارد؟ 2. مؤلفه های تبعید مخالفان قانون اصلاحات ارضی چه بود؟ روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده گسترده از اسناد و مدارک آرشیوی و منابع اصلی انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری: کمیسیون امنیت اجتماعی از ابزار تبعید برای تنبیه مخالفان حکومت استفاده می کرد. سرعت اجرای قانون اصلاحات ارضی باعث گسترش مخالفت ها و لزوم استفاده از کیفر تبعید برای مخالفان این قانون هم شد. علت عمده تبعیدها، ندادن بهره مالکانه، و ایجاد اخلال در امر زراعت بود. کنش سیاسی تبعیدیان بعداز پایان مدت تبعید نشان می دهد که جز در موارد استثنایی، مالکان و زارعان شرایط جدید را پذیرفتند. کاهش تعداد تبعیدها بعداز سال 1342 نشان می دهد که از میزان مخالفت ها کاسته شده است و به تبع آن تعداد تبعیدها هم کم شده است. بخشش تبعیدیان و تصویب ماده قانونی برای این کار نشان می دهد که حکومت فقط برای اجرای آسان تر قانون اصلاحات ارضی، به دنبال دورکردن موقتی مخالفان این قانون از محل زندگی خود بوده است و این تبعیدها جنبه پیشگیرانه داشته اند. عملکرد کمیسیون امنیت اجتماعی در جریان اصلاحات ارضی درمجموع مثبت ارزیابی می شود.
۲۴۶۱۹.

بررسی منازعات آفاقی ها- دکنی ها در حکومت بهمنیان و حکومت های محلی شیعه دکن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۴۴۸
مسلمانان از زمان ورود به منطقه دکن به دو گروه اجتماعی آفاقی و دکنی تقسیم شدند. آفاقی ها که از ایران و عراق به دکن رهسپار شده بودند به دلیل برخورداری از علم، ادب و رفاه کامل یا نسبی اقتصادی به سرعت در لایه های اجتماعی شهری دکن نفوذ کردند و حتی در دربار حکومتی، مناصب حساسی را در اختیار گرفتند. این امر، زمینه ساز رقابت پیوسته با مسلمانان بومی و محلی شد که به دکنی معروف بودند. با تأسیس حکومت بهمنیان و حکومت های شیعی پس از بهمنیان، منازعات آفاقی ها و دکنی ها رو به افزایش نهاد.  مقاله پیش رو بر آن است به روش وصفی تحلیلی، عوامل مؤثر بر مناسبات آفاقی ها و دکنی ها در حکومت بهمنیان و حکومت های محلی شیعه مانند قطب شاهیان، عادل شاهیان و نظام شاهیان را در قرن های نهم تا یازدهم هجری در محدوده دکن هند بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که علاوه بر سیاست سلاطین نخستین بهمنی، پیشینه علمی و ادبی آفاقی ها و به رسمیت شناخته شدن مذهب تشیع در حکومت های محلی دکن موجب قدرت گیری آفاقی ها و برانگیخته شدن دکنی ها و در نهایت قتل عام و سرکوب آفاقی ها شد.
۲۴۶۲۰.

بررسی جایگاه سلطان جهان بیگم در تحول آموزش زنان مسلمان هند (1926- 901م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۴۲۲
حضور اروپایی ها به ویژه بریتانیایی ها در هند، موجب شد مسلمانان از سده نوزدهم با غرب و پیشرفت های آن آشنا شوند. سلطان جهان بیگم، متاثر از حضور بریتانیایی ها و ارتباط نزدیک با آن ها و نیز سفر به اروپا، تحت تاثیر پیشرفت های غرب به ویژه در ارتباط با آموزش نوین زنان قرار گرفت. او نه تنها آموزش زنان مسلمان را لازم و ضروری می دانست بلکه اهمیت بیشتری برای آموزش آن ها نسبت به مردان قائل بود و معتقد بود درصورتی که زنان آموزش ببینند خانواده و جامعه نیز پیشرفت خواهد کرد. بنابراین او بخش مهمی از دوران حیاتش را صرف آموزش دختران و زنان مسلمان کرد. در این پژوهش که به شیوه کتابخانه ای تدوین شده، پس از آشنایی مختصر با زندگی سلطان جهان بیگم، اقدامات او در ارتباط با آموزش دختران و زنان مسلمان بررسی شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سلطان جهان بیگم برای پیشبرد اهداف آموزشی خود از اقدامات عملی و نظری گوناگونی مانند ایجاد نشریه، تالیف و ترجمه کتاب های آموزشی و نیز ساخت مدارس بهره برده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان