هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی آرایه های معماری بازتاب یافته در سه مسجد مدرسه منتخب عهد صفویه ضمن بازشناسی تاریخی و مختصر از آنهاست. سؤال اصلی مطرح در این پژوهش از این قرار است که مهم ترین آرایه های تاریخی به کاررفته در سه بنای ملاعبدالله، چهارباغ و علیقلی آقا شامل چه گونه هایی بوده و واجد چه ویژگی هایی هستند؟ پژوهش حاضر از حیث روش، توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به انجام رسیده است. مختصری از نتایج پژوهش گویای آن است که آرایه های هنری بازتاب یافته در سه بنا در بعد ساختاری شامل کاشیکاری های نفیس با نقوش و درون مایه های مختلف، آرایه های سنگی، چوبی، فلزی و حتی دست بافته می باشد. در این میان کاربرد کاشی کاری بیشترین حجم را تشکیل می دهد. در بعد نقوش و مضامین نیز انواع نقوش هندسی (گره)، اسلیمی و ختایی و همچنین کتیبه های ثلث با درون مایه قرآنی، احادیث و روایات با تمرکز بر مبانی شیعی و البته اشعار فارسی که غالباً در مدح ائمه اطهار در بناهای مذکور اجرا شده است.
گرایش ساسانیان به ثروت درباری و گنجینه های باشکوه در پیوند با نوع رویکرد آن ها به زندگی مادی و این جهانی بود که آن نیز در ساختار قدرت و جهان بینی این شاهنشاهی بازتاب یافته بود. این مسئله همچنین تحت تأثیر شرایط تازه جهانی هم عصر این امپراتوری و تحولات داخلی آن بود. مهم ترین پیامد این رویکرد در اواخر دوران ساسانی در گرایش به تمرکز قدرت و ثروت خود را نشان داد که با از میان برداشتن زمین داران قدرتمند محلی و تبدیل آنان به دهقانان یا زمین داران خرد رخ داد و این موضوع، دربار ساسانی را کانون تجمع ثروت از سرتاسر نقاط این شاهنشاهی ساخت، به گونه ای که در هیچ یک از ادوار پادشاهان این سلسله نمونه ای را نمی توان سراغ گرفت. این مسئله به ویژه در دوران خسرو دوم نمود می یابد که تمرکز ثروت به پدیدآمدن خزانه ای سرشار از گنجینه هایی منجر شد که نمونه هایی از آن در کتب مورخان دوران اسلامی آمده است. این پژوهش بر آن است تا با تکیه بر شواهد مکتوب متعدد برجای مانده از عصر ساسانی و پساساسانی درباره گنجینه های شاهان این سلسله و خزائن امپراتوری و بررسی و نقد داده های متون فوق و پژوهش های جدید به روش توصیفی-تحلیلی، چگونگی رویکرد این امپراتوری را به مقوله ثروت و تجمل براساس باورهای دینی و اعتقادی بر مبنای رویکردهای نظری بررسی نماید.
مکوس (ضرائب گمرکی)، مالیات ویژه واردات و صادرات کالاهای تجاری، یکی از منابع مهم مالی دوره والیان (19 254 ق ) مصر بود. در دوره حاکمیت والیان مسلمان، مالیات مکوس، متأثر از قوانین مالیاتی مصر دوره بیزانسی، در شمار مالیات های رایج پذیرفته شد و با تغییر و تحولاتی تداوم یافت. والیان برای بهره برداری بیشتر از عوائد صادرات و واردات، در رونق تجارت خارجی و ایجاد بنادر و رونق آن ها می کوشیدند. در این نوشتار، بر اساس منابع متقدم، با روش توصیفی تحلیلی، قوانین مرتبط با مکوس در دوره والیان مصر و چگونگی تأثیر آن بر نظام اقتصادی مصر بررسی شده است.
هدف: بررسی علل اهمیت راه های مازندران در دوره حکومت شاه عباس و ناصرالدین شاه، سیاست های راه سازی آن ها در این منطقه، و مشکلات فنی و اقتصادی شان در این کار روش/ رویکرد پژوهش: داده ها از منابع کتابخانه ای به دست آمده است. اسناد مربوط به راه سازی دولت قاجار در شمال ایران، شامل قرارداد واگذاری تعمیر و نگهداری راه لاریجان به سیف الملک، بررسی شده است. از این اسناد در کنار منابع تاریخی دوره صفوی برای تحلیل استفاده شده است یافته ها و نتیجه گیری: شاه عباس اول راهی منحصربه فرد در منطقه مازندران ایجاد کرد که نتیجه آن، افزایش قدرت اقتصادی شمال ایران بود. در زمان ناصرالدین شاه نیز تلاش های زیادی برای راه سازی در مازندران شد؛ ولی به دلیل مشکلاتی همچون ناآگاهی از راه سازی مدرن، نبود متخصص راه سازی، ترس از آسان شدن نفوذ روسیه در شمال ایران، فساد اداری و دیوانی، این طرح هابه نتیجه مطلوب نرسید.
پژوهش حاضر به نقد چگونگی بازنمایی و تصویرسازی کردها در سفرنامه ی کلودیوس جیمز ریچ با عنوان روایت اقامت در کردستان و نینوای باستانی می پردازد، که در نیمه ی نخست سده ی نوزدهم نگارش یافته است و شیوه ی نگرش مؤلف را در مواجهه با اجتماعات کردی بررسی می کند. پژوهش پیش رو، با استفاده از روش شناسی و چارچوب نظری رویکرد پسااستعمارگرایانه، به ویژه آرای هومی بابا، بر آن است عوامل، انگیزه ها و جنبه های غالباً منفی، از قبیل وارونه جلوه دادن وقایع و نیز نگاه سوژه محور و مرکزگرایانه ی غربی مؤلف را به نمایش بگذارد. مثال ها و نقل قول های فراوانی که در این مقاله به آنها ارجاع داده شده است، دربرگیرنده ی آن دسته از مفاهیم و شگردهای پربسامد گفتمان شرق شناسی نظیر تعمیم گرایی، دیگربودگی، کلیشه سازی، منفی سازی، لحاظ نکردن تفاوت های فرهنگی و هم چنین فرادستی اخلاقی سوژه ی غربی هستند که در این سفرنامه انعکاس یافته اند.
رابطه بین پیش فرض های اعتقادی پزشکان مسلمان و دانش پزشکی آنان در پژوهش های «علم شناسی» کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نویسنده با تحقیق در منابع پزشکی پزشکان مسلمان و از لابلای مطالب علمی آنان، اصول و مبانی کلامی را که مفروض آنان بوده استخراج و به تبیین و تحلیل آن پرداخته است. رویکرد مقاله نقلی و تحلیلی و نگاهی از بیرون به حصار دانش پزشکی در فرهنگ اسلامی است. این تحقیق نشان می دهد که پیش فرض های کلامی، هم در حدوث و هم در بقاء با اندیشه های پزشکان مسلمان همراه بوده و خواسته یا ناخواسته چارچوب نظری ساحت معرفتی و عملی جهان نگری آنان را شکل داده اند. شهسواران دانش پزشکی در فرهنگ اسلامی فرمان بردار باورهای دینی بودند که در ضمیر وجودشان بر آنان فرمان می داده است. جهان از منظر پزشک مسلمان تهی از معنا و بی هدف نیست بلکه علاوه بر چهره مادی، چهره ملکوتی هم دارد.
سرزمین ایران در دوره ساسانیان به دست مسلمانان گشوده شد و پس از آن، تسلط تدریجی اعراب مسلمان بر جامعه ایران آغاز شد. بررسی منابع مربوط به این دوره نشان می دهد که در جریان فتوحات سال های 11 الی 21 ه.ق. در محدوده مرزهای ایران و اعراب مسلمان، گفت وگوهای سیاسی متعددی میان رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی ساسانیان و مسلمانان انجام شد، اما این مذاکرات به نتیجه ای نرسید و نتوانست مانع از برخورد نظامی گردد. این پژوهش در پی آن است با تکیه بر روش تحلیل تاریخی مبتنی بر تحلیل متن و با استفاده از منابع کتاب خانه ای ضمن بررسی چگونگی مذاکرات، دلیل اصلی به نتیجه نرسیدن مذاکرات و وقوع جنگ را تبیین نماید. یافته های این پژوهش نشان می دهند چندین مذاکره، بدون ایجاد ناآرامی در بین طرفین صورت گرفت، اما به دلیل باورهای دینی مسلمانان و گفتمان راهبردی مبتنی بر تحلیل مادی ایرانیان، گفت وگوهای بین طرفین بیشتر به سمت رجز خوانی سوق پیدا کرد. سرانجام این رویکرد متفاوتِ طرفین، همراه با خود بزرگ بینی ایرانیان در جریان گفت وگوها بروز جنگ را گریزناپذیر کرد. با این حال به نظر می رسد در پی این مذاکرات، تزلزلی پنهان در اردوگاه ساسانی پدید آمده بود.
مجموعه ی آثار بقعه ی شیخ صفی یکی از مهم ترین مجموعه های هنری در ایران است. اهمیت و قداست این بقعه، موجب شد هدایا و نذورات مختلفی در طی سال ها در این مجموعه جمع آوری شود. پس از به قدرت رسیدن سلسله ی صفویه، ارزش و اهمیت این آثار افزون تر شد؛ اما با سقوط صفویه از توجه و رسیدگی پادشاهان ایران به این بقعه تا حدود زیادی کاسته شد. ازاین رو، برخی اموال و نفایس آن در طول منازعات داخلی و حملات خارجی به غارت رفت. با شکل گیری نظام مشروطه و ایجاد سازوکارهای نوین اداری، اقداماتی برای رسیدگی به امور بقعه و صورت برداری از نفایس آن آغاز شد. یافته ها نشان می دهد که در دوره ی قاجار، به علت عدم نظارت حکومت مرکزی بر متولیان بقعه و استمرار روند نامناسب تولیت موروثی، آثار و اموال بقعه در وضعیت نامناسبی قرار داشت. در دوره ی پهلوی اول، اموال بقعه، شناسایی، صورت برداری و کارشناسی شد و سپس به منظور مرمت و حفاظت بیشتر، بخش عمده ی آثار بقعه به موزه ی ملی ایران منتقل شد. پژوهش حاضر بر آن است تا با استفاده از منابع تاریخی کتابخانه ای و اسنادی، وضعیت و سیر تاریخی اشیای نفیس بقعه ی شیخ صفی را از دوره ی صفویه تا پهلوی اول بررسی کند. روش تحقیق، کتابخانه ای و تطبیق و تحلیل منابع بوده است و اطلاعات، پس از جمع آوری و سازمان دهی، تجزیه وتحلیل شده اند.
مطالعات صورت گرفته در زمینه وضعیت اقتصادی ایران در عصر ناصرالدین شاه نشان می دهد که شاه و دولتمردان این عهد نتوانستند با اتخاذ راهکارهای علمی، عملی کشور را از بحران مالی و کسری بودجه برهانند. لاجرم برای تأمین پول مورد نیاز به استقراض خارجی روی آوردند با ترور ناصرالدین شاه و روی کار آمدن مظفرالدین شاه ،این میراث شوم گریبانگیر این شاه پیر نیز گردید. ناتوانی در افزایش درآمد از طریق مدیریت صحیح و زود بازده منابع مالی و عدم اجازه به رجال صاحب دانش و روش برای اصلاحات مالی، شرایط را برای ورود به جاده استقراض خارجی فزونی بخشید. راهی که ناصرالدین شاه گشود توسط این شاه پیر گسترش یافت. زیرا شرایط سیاسی- اجتماعی و اقتصادی ایران در عصر مظفرالدین شاه بحرانی تر از ماقبل است. بررسی و تحلیل استقراض خارجی ایران در این عهد و تأثیر آن بر کشور مسئله اصلی این تحقیق است. پژوهش صورت گرفته نشان می دهد که مظفرالدین شاه و دولتمرمردان به مراتب ضعیف تر از گذشته عمل نموده و در چنگ و کشا و قوس انگلیس و اعتراضات مردمی و انتقاد اصحاب قلم و دانش و سیاست و خردورزی گرفتار شده و با اخذ وام های متعدد از روس و انگلیس و هزینه آن در محل های غیر ضرور یک کشور مفلس و فرومانده را تحویل نوگرایان مشروطه خواه دادند.
از مهم ترین مسائل سیاسی کشور در آغازین سال های شکل گیری انقلاب اسلامی، حمله عراق به ایران است که سرانجام به دلیل مشکلات اقتصادی و نظامی ایران و قدرت گیری عراق به واسطه حمایت بین المللی، با قبول قطعنامه598 ازسوی ایران پایان یافت. اهمیت پذیرش قطعنامه و پایان جنگ، لزوم بررسی نقش تصمیم گیرندگان در این زمینه را طلب می نماید. برهمین مبنا، نوشتار پیش رو درصدد است با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای و مصاحبه، به نقش مجلس شورای اسلامی در تصمیم گیری درخصوص پایان جنگ بپردازد. پرسش اصلی این است که مجلس شورای اسلامی چه نقش و تأثیری در نحوه تصمیم گیری ایران در پذیرش قطعنامه 598 بر عهده داشته است؟ یافته پژوهش نشان می دهد وجود نهادهایی چون رهبری، شورای عالی دفاع و دولت با اختیارات ویژه در سیاست خارجی، شرایط حساس برهه زمانی و محرمانه بودن تصمیمات، کندی روال تصمیم گیری در مجلس به واسطه ویژگی های ساختاری و همچنین انفصال بین مجلس و نهادهای ذی نفوذ در بررسی موضوع، زمینه تأثیرپذیری مجلس از تصمیمات اخذ شده دیگر نهادهای سیاسی را فراهم نمود
هجوم مغولان به سرزمین های اسلامی و سقوط خلافت عباسی از رویداد های مهم قرن هفتم هجری است که از ابعاد مختلف مورد توجه مورخان آن عصر قرار گرفته است. این پژوهش با روش تاریخی مبتنی بر رویکرد توصیفی، تحلیلی در پی مقایسه رویکرد عینی مورخان عصر ایلخانی( جوینی ، ابن فوطی، منهاج سراج جوزجانی ، وصاف) در روایت سقوط بغداد و عوامل موثر در آن است. فرض برآن است عواملی چون استواری روش راوی در روایت بر دو اصل انتقاد و تعلیل ، رویکرد اجتماعی مورخ ، دیدگاه وی نسبت به چیستی تاریخ ، دوری و نزدیکی راوی به واقعه، تعصبات و تعلقات سیاسی ، مذهبی و پایگاه اجتماعی او در رعایت عینیت تاریخی تاثیرگذار است.
در روایتی از تروگ پمپه ای، به فرمانی از داریوش اول خطاب به مردم کارتاژ اشاره شده است. فرمانی که داریوش در آن، کارتاژی ها را از قربانی کردن انسان و خوردن گوشت سگ منع کرده و از آن ها خواسته تا مردگانشان را بجای دفن کردن در زمین، بسوزانند. شواهد باستان شناختی نشان می دهد، در میان جامعه کارتاژ، قربانی انسانی و خوردن گوشت سگ، از سنت های کهن محسوب می شد. اما چرا داریوش، کارتاژی ها را از اجرای آن ها منع کرده بود و فرمان او در کدام بستر تاریخی صادر شده بود؟ برای پاسخگویی به این پرسش، مقایسه روایت های تاریخی با شواهد باستان شناختی، امری ضروری است. بر اساس شواهدی همچون پاپیروس های الفانتین، هخامنشیان تنها در صورتی در امور مذهبی سرزمین های تحت سلطه دخالت می کردند که در یک سرزمین، اجرای یک سنت مذهبی از سوی یک قوم، با باورهای مذهبی قوم دیگر در تناقض بود و این تناقض به منازعات مذهبی می انجامید. فرمان داریوش، در آستانه وقوع نبرد ماراتن صادر شده بود. همزمان، کارتاژی ها نیز درگیر یک نبرد سرنوشت ساز با یونانی ها برای تسلط بر جزیره سیسیل بودند. داریوش می توانست با ارسال کمک و نیروهای نظامی به کارتاژ، همزمان با مغلوب ساختن یونانیان در جبهه آتن، آنها را در سیسیل نیز دچار مشکل کند. بخش عمده نیروهای اعزامی داریوش، احتمالاً ایرانیان بودند و قربانی انسانی و تغذیه از گوشت سگ برایشان مأنوس و پذیرفتنی نبود. طبق فرضیه این مقاله، صدور فرمان مذهبی داریوش به مردم کارتاژ، احتمالاً برای جلوگیری از وقوع درگیری های مذهبی میان ایرانیان و کارتاژی ها در آستانه یک نبرد مهم با یونانیان صورت گرفته است.
موسیقی هنر برخاسته از درون آدمی و یک نیاز روحی است و مانند هر هنری می تواند تاثیرپذیر از موقعیت ها و شرایط موجود در هر عصری باشد. موسیقی ترکیب(composition) الحان (جمع لحن) و یا ملودی است. موسیقی ترجمه واژه music که در فارسی معادل آهنگ می باشد و غنا را خواندن با آهنگ گویند که همان موسیقی آوازی است. موسیقی عرب، موسیقی محدود به آواز حدی و نصب بوده است. با زوال دولت ساسانیان و انتقال قدرت از تیسفون به بغداد و تماس با ایرانیان و بهره گیری از وجود هنرمندان ایرانی، موسیقی در دربار خلفا رونق گرفت و ایران الهام بخش بسیاری از نغمه های موسیقی عرب گردید. در این مقاله به بررسی موسیقی عرب و چگونگی آن و تاثیرات موسیقی ایران بر موسیقی دوره اسلامی پرداخته شده است.
حمله عربها به ایران، واکنش های متفاوت گروه های قومی و دینی ساکن در قلمرو ساسانی را در پی داشت. یکی از اقلیت های مهم در ایران، مقارن با ورود عربها، مسیحیان بودند. این گروه نیز همانند پیروان سایر ادیان و نحله های رایج در ایران، تحت تأثیر فتوحات مسلمانان قرار گرفتند و واکنش هایی نسبت به آن داشتند. واکنش مسیحیان در برابر فتوحات، بسته به زمان و مکان فتوحات به دو شکل، تعامل و تقابل، ظهور و بروز کرد. مسیحیان در نواحی غربی ایران و کوره عراق به واسطه اشتراکات قومی و زبانی با فاتحان و رقابت با مسیحیان مناطق داخلی ایران، بیشتر به تعامل با فاتحان عرب روی آوردند. اما مسیحیان ساکن در مناطق شرقی به سبب قرار داشتن در اقلیت و نیز افتراق قومی و زبانی با فاتحان، به تقابل با آنان پرداختند. این مقاله واکنش تعاملی و تقابلی مسیحیان با عربها و علل و اسباب آن را در سده نخست هجری قمری بررسی کرده است.
مهمترین ویژگی نهضت اسماعیلی، دیرپایی و طول عمر آن بوده است. نهضتی که از نیمه های سده ی دوم هجری شروع شد و تا سقوط قلعه های اسماعیلی توسط مغولان (سده ی هفتم هجری) ادامه یافت. در تمام این مدت، «اسماعیلی بودن» به مفهومِ چالش با جهان اسلام بود و از جانب دولت های سنی و نیز سایر گروه های شیعه، فرقه ای ضاله، ملحد، بی دین و نامسلمان خوانده می شد. باقی مانده ی جوامع اسماعیلی از عصر مغول تا صفوی هم، رستاخیز خود را در چالش با دولت های بعدی آغاز نمودند. پس از سقوط الموت در کرمان شاهد همزیستی مسالمت آمیز میان جامعه ی اسماعیلی با دولت های پس از صفوی هستیم که به عقیده ی برخی، دولت های مزبور، خود، علاقه ای به درگیری با بازماندگان اسماعیلی نداشتند. از منظر این نوشتار ائمه ی اسماعیلی، ابتدا خود مروج همزیستی و مسالمت با جامعه ی مسلمان ایرانی در کرمان شدند و آنگاه دولت های مزبور، مجبور به مصالحه جویی با آنها گردیدند. سئوال اصلی پژوهش این است که این همزیستی به چه شکل صورت گرفت و زمینه ها و عوامل آن چه بود؟ نتایج نشان می دهد که شرایط جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی کرمان، بستری بوجود آورد که بتدریج رهبران اسماعیلی با درک شرایط مکانی و زمانی، بدون اشاعه ی مذهب، بتوانند به عنوان سادات حسینی و اولاد پیامبر(ص)، مورد پذیرش اهالی کرمان قرار گیرند و حکومت های زند و قاجار را موظف به رعایت حال آنان کنند. سادات حسینی و اولاد پیامبر(ص)، واژه ی اسماعیلی بودن را در خود هضم کرد و گفتمان مسالمت و همزیستی را جایگزین آن نمود. پژوهش حاضر می کوشد کرمان را بسترساز حیات مجدد اسماعیلیان پس از زوال دوره ی الموت برای راه یافتن به جهان امروزی معرفی نماید.