به طور کلی در هر محدوده جغرافیایی، گروههایی که تشابه فرهنگی و ساختاری دارند، از حیث تاریخ و آداب و سنن و زبان مشترک هستند و در یک سرزمین زندگی می کنند، ملت نامیده می شوند. برخی بر این باورند که میان ملت و مردم تمایز وجود دارد. مردم نامی عام برای هر گروه اجتماع انسانی و یک پدیده طبیعی ـ تاریخی است. مفهوم ملت و ملت گرایی در بینشهای مختلف متفاوت است. در نگرش امام راحل، مهمترین عامل در تحقق ملت گرایی، نظام ارزشی برگرفته از جهان بینی است. با توجه به این رویکرد، رهبر فقید انقلاب بر این باور است که در تحقق و ایجاد ملل اسلامی، نظام ارزشی نشأت گرفته از جهان بینی توحیدی می تواند عامل مؤثر باشد. در چنین طرز تفکری، ملی گرایی به مفهوم مصطلح امروزی آن مطرود است. به همین دلیل، کارایی ملت در نظر امام با انگیزه الهی محک می خورد و چنین ملت و مردمی شایسته خدمتگزاری اند. به عبارت دیگر، امام راحل خود را خدمتگزار این مردم می داند و فرضیه مدیریت بر قلوب را مطرح می سازد. بالطبع لازمه این نوع مدیریت که بر محور انگیزه الهی استوار است همگرایی مدیران (دولتمردان) با مردم به روشهای گوناگون است. برخی از این روشها عبارتند از: جلوگیری از ایجاد نارضایتی در سازمانها، عمل به موازین اسلامی، سخت گیری نکردن با مردم، شرکت دادن آنان در امور. رهبر فقید انقلاب بعد از ارائه این روش مدیریتی در عمل نیز آن را به محک تجربه گذاشت.
چهارچوب مفهومی یا ابعاد نظریه پژوهشی درباره انقلاب می تواند در حوزه ای بسیار گسترده و وسیع مطرح شود، اما در این مقاله درصدد طرح چهارچوب مفهومی گسترده و وسیع انقلاب نیستیم، بلکه به طور مختصر عواملی که باعث شکل گیری انقلاب اسلامی شده است مورد بررسی قرار می گیرد. به این دلیل تنها تا حدودی به بررسی تئوریهای مربوط به انقلاب ایران و علت بروز آن می پردازیم. در این زمینه به ویژگیها و استراتژی انقلاب و نقطه مقابل آن یعنی رژیم شاهنشاهی، نقش امام خمینی و عملکرد شاه، وابستگی رژیم به غرب و... می پردازیم. البته مطالعه حاضر صرفاً توصیفی است و نیازمند ابعاد نظری به مفهوم رایج در پژوهشهای اجتماعی نیست و این مطلب نیز جهت تشحیذ ذهن و ورود مناسبترآن به بحث ارائه شده است.
رسول خدا پس از هجرت به یثرت، با انجام اقدامات مهم از جمله تأسیس مسجد، پیمان برادری مهاجرین و انصار، و منشور حکومت یا نظام نامه مدینه، حکومتی تشکیل داد. طبیعی بود که حکومت یا دولت شهر مدینه از سوی دشمنان کینه توز خصوصاً اشراف قریش مورد تهدید جدی باشد و برای براندازی آن از هر گونه توطئه حتی اقدامات نظامی فروگذار نکنند. از اینرو پیغمبر (ص) در کنار سیاستهای راهبردی فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی داخلی با تدوین و اجرای سیاست نظامی مبتنی بر بازدارندگی و دفاع همه جانبه کوشید دشمن را قبل از هر گونه اقدام مؤثر در ضربه زدن به حکومت و پیروان اسلام، خلع سلاح و توطئه های آن را نقش بر آب سازد. هر چند در کتابهای تاریخی دهها نبرد نظامی به پیغمبر (ص) نسبت داده اند اما بررسی ها نشان می دهد که عمده مأموریتهای خارج از مدینه مسلمانان قبل از آنکه جنبه نظامی گری داشته باشد،صبغه دعوت و مأموریت سیاسی داشته است؛ اگر چه نمایش قدرت و توان نظامی و دفاعی مسلمانان به دشمن و قبایل اطراف هم از اهداف عمده این مأموریتها بوده است. در همه حال نبردهای نظامی صدراسلام که در عصر رسالت انجام شده، به منظور دفاع از کیان اسلامی و جامعه نوپای مدینه نه تهاجم نظامی و جنگ ویرانگر به طور کلی حالت دفاعی داشته است. این مقاله درصدد بررسی سیاست نظامی پیغمبر (ص) است که به عقیده نویسنده و به استناد بررسی های تاریخی دارای ماهیتی دفاعی بوده است.