درس تاریخ مانند سایر دورس در دورههای مختلف مدارس کشور تدریس میشود. اما به نظر میرسد که شیوه رایج آموزش این درس از جهاتی قابل نقد است. از یکسو مدرسین این رشته از پارهای نارساییها در تغییرات مداوم متون درسی سخن میگویند. از سوی دیگر گفته میشود متون موجود بحث برانگیز بوده و در موارد بسیاری پاسخگوی انتظارات جامعه نیست. افزون براین شرایط درس تاریخ چنان است که کمتر دانشآموزی رغبت خواندن آن را ندارد. از اینرو به کالبدشکافی آموزش تاریخ در مدارس پرداختهایم.
تدریس تاریخ در مدارس دشواریهای خاص خود را دارد. یکی از مهمترین موضوعات در این خصوص عدم رغبت معلمان تاریخ به تدریس این درس است. بسیاری از این معلمان دانشآموخته تاریخ نیستند اما با این وصف در محیط آموزشی، تدریس تاریخ را به آنان سپردند. طبعا شیوه تدریس این افراد در بسیاری از مواقع موفقیتآمیز نیست و از آنجا که مطالب خشک و رسمی در کتابهای آموزشی تاریخ وجود دارد، دانشآموزان تمایل چندانی برای فراگیری این درسی نشان نمیدهند.
بهمن ماه یادآور دو رخداد پراهمیت و مرتبط در تاریخ معاصر ایران است. نخست رفراندوم 6 بهمن ماه 1341 خورشیدی که طی آن اصلاحاتی تحت عنوان «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» به را‡ی گذاشته و اعلام شد که با نظر مثبت 9/99 درصد را‡ی دهندگان مواجه شده است؛ و دیگر پیروزی انقلاب اسلامیدر 22 بهمن ماه 1357. در واقع انقلاب اسلامیبه دنبال رشتهای طولانی از رخدادهای بزرگ و کوچک شکل گرفت که اگر نخواهیم به سالهای دورتر بازگردیم، میتوانیم نقطه عزیمت آن را اصلاحات ارضی به عنوان یکی از مفاد برنامه موسوم به «انقلاب سفید» بدانیم.
در دو قرن اخیر شاهد رشد فوقالعاده تحقیقات در زمینه سرزمین و مردم مشرق زمین بودیم. دانشهایی که اسلام شناسی، شرقشناسی، ایرانشناسی و هند شناسی نام گرفته همه معطوف به اهداف و کارکردهای کاملا مشخص سیاسی و اقتصادی بود.
تمدن بشری و پیشرفت علوم در تاریخ به یک قوم و نژاد و قبیله اختصاص نداشته، بلکه محصول تلاش تمامی افراد بشر و اقوامی است که با کوشش های پیگیر خود در طول قرن ها تمدنهای مختلف را آفریده اند و علوم مختلف را گسترش داده اند. از این رو مردمی هم که تمدن اسلامی را به وجود آوردند از یک قوم خاص نبودند. در قرن سوم هجری بسیاری از دانشمندان در شام و عراق، غیر عرب بودند و بیشتر فقها و قضات شهرهای عراق، از موالی، بنابراین بصراحت می توان گفت تمدن اسلامی متعلق به تمام نژادهایی است که از اَندلس تا سِند میزیستند. اصولاً یکی از خدماتی که اسلام به فرهنگ بشر نموده این است که فاصله های نژادی را کنار زد و با یک تجربه علمی مهم این حقیقت را که اقوام مختلف میتوانند در سایه مساعدت یکدیگر و وحدت دینی تمدن باشکوهی را برای بشریت به ارمغان آورند آشکار نمود. از این رو سهم ایرانیان درتمامی ابعاد علوم اسلامی از چنان جایگاهی برخوردار است که هیچ کس را یارای انکار آن نیست.در این نوشتار بر آنیم تا ضمن اشاره به نقش ایرانیان در شکل گیری تمدن اسلامی به ویژه در پیریزی و گسترش دانش ریاضیات و نیز معرفی برجسته ترین ریاضیدانان ایرانی، نقش و تاثیر دانشمندان ایرانی را در پیشرفت تمدن و فرهنگ بشری، از ابتدا تا قرن جدید با بهره گیری از منابع و مآخذ موجود مورد بررسی و کنکاش قرار دهیم.
کیفیت حیات سیاسی - اجتماعی قبایل عرب در شبه جزیره عربستان از بنیانهای تاریخ نگاری اعراب در دوران قبل و بعد از ظهور اسلام به شمار می آید؛ اینکه چه واکنشی نسبت به رخداد بزرگ ظهور اسلام از خود نشان دادند و اینکه این واکنش بر چه نگرشی مترتب بوده است از مباحث مورد بررسی در این تحقیق به شمار می رود. قبیله اشعر از جمله قبایل جنوبی یا یمنی بود که نامی ماندگار از خود در وقایع قبل و بعد از ظهور اسلام به جای گذاشته است. شرکت در واقعه فیل، حضور فعال در تجارت راه جنوبی، مراوده تجاری و اقتصادی با مکه جزء حوادث روایت شده قبل از اسلام این قبیله بوده است؛ همچنان که پیشدستی در قبول اسلام، و روایت مربوط به حضور آنان در مهاجرت به حبشه و سپس چرخش آنان در آستانه درگذشت پیامبر(ص) از اسلام به شرک، در شمار موضوعاتی است که آنان را از سایر قبایل متمایز می سازد. بویژه نقش ابوموسی اشعری یکی از شخصیتهای مشهور اعراب جنوبی در حوادث دوران پس از شکل گیری نهاد خلافت. این تحقیق با روش کتابخانه ای تهیه گردیده و محقق بر آن است تا به کمک اسناد به تبیین برخی از انگیزه های قبیله اشعر در وقایع مذکور بپردازد.
در مقاله حاضر سعی بر این است که ضمن تشریح بسترهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایجاد بانک استقراضی روس، نقش این بانک در اقتصاد ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. با این هدف، سابقه ایجاد بانک در ایران از جمله بانک شاهنشاهی به طور کلی و بانک استقراضی به طور اخص مورد توجه قرار گرفته است. نگارنده با استناد به مفاد قرارداد تنظیم شده و عملکرد بانک مزبور نتیجه می گیرد که دولت روسیه با ایجاد این بانک درصدد تثبیت سلطه سیاسی خود و به نوعی سلطه پایدار اقتصادی بوده است. بانک استقراضی می کوشیده است در قالب فعالیت های اقتصادی منابع مالی ایران را جذب و به روسیه منتقل کند و دولت روسیه نیز با تمام قوا در خدمت آن قرار داشته است. به اعتقاد نگارنده از منظر اقتصاد سیاسی است که می توان دست اندازی های روسیه به ایران را توجیه کرد و به تحلیل جایگاه بانک استقراضی روس به عنوان شعبه ای از ساختار سرمایه داری نوپای روسیه پرداخت. جایگاه بانک استقراضی در اقتصاد و سیاست ایران با طرح موضوعاتی نظیر نقش آن به عنوان ابزار فشار بر نخبگان، تاثیر آن بر تجار و تجارت در ایران، سرمایه گذاری بانک مزبور در صنعت نفت ایران، خروج پول نقره از کشور و کاهش ارزش پول، بانک راه نفوذ اقتصادی - سیاسی روسیه در ایران و کارشکنی این بانک در ایجاد بانک ملی پی گرفته می شود.
اقبال السلطنه ماکوئی، بعد از مرگ پدرش حکومت ماکو را دراختیار گرفت (1277ش./ 1316ق.). او با سود جستن از ضعف دولت مرکزی، به تحکیم قدرت خویش در این ناحیه پرداخت و با این اقتدار، خود را از زیر نظارت دولت مرکزی کنار کشید و برخلاف خواست دولت، با روسیه و عثمانی روابطی برقرار کرد. با وقوع کودتای 1299، اقبال السلطنه ماکوئی در ادامه سیاست های سابق خویش، باز هم به طور کامل از دولت مرکزی اطاعت نکرد و به پیوندهای خود با شوروی و ترکیه ادامه داد که نقطه عطف این امر، امضای قرارداد تجاری با شوروی به مثابه یک حاکم مستقل بود. این سیاست های گریز از مرکز وی، در تعارض آشکار با سیاست سردار سپه بود که می کوشید اقتدار خوانین محلی و ایلات را از میان بردارد و نفوذ دولت مرکزی را در گوشه و کنار ایران بگستراند. اگرچه در این زمان اقتدار نظامی سردار ماکو از دست رفته بود و تنها عنوان بدون محتوای «سرداری» - که یادگار فعالیت های نظامی خاندانش بود - را یدک می کشید، اما وجود ایلات و عشایر مقتدر در منطقه و تحریکات سردار در میان آن ها، همسایگی ماکو با شوروی و ترکیه، لزوم جلوگیری از هرگونه فتنه در این ناحیه مرزی و ثروت سرشار خان ماکو - که اقتدار فراوانی به وی می بخشید - و از سوئی ناآگاهی او از تحولات شگرف در اقتدار دولت مرکزی، و ادامه سیاست گریز از تمکین در برابر آن، لزوم توجه فوری دولت مرکزی را به جانب وی ضروری ساخت. شرایط سیاسی نوین حاکم بر کشور، حساسیت های ناحیه یاد شده و خودسری های اقبال السلطنه از یک سو، و از طرفی سابقه بد نامبرده در ستیزه با مردم منطقه در جریان مشروطیت و نداشتن وجهه ملی و طمع در ثروت هنگفت او، مایه انگیزش سردار سپه برای دستگیری و قتل او شد. با قتل وی، نفوذ کامل دولت مرکزی بعد از دهه های طولانی در این منطقه برقرار شد و ایلات ناحیه، تحت نظارت و تابعیت دولت درآمدند.
اسناد به مثابه منابع با ارزش تاریخی، مورد توجه محققان، پژوهشگران و دانشجویان تاریخ قرار دارد. در بحث اهمیت این منابع و میزان اهمیت آن در میان اهل فن هیچ شبهه و ابهامی وجود ندارد. اما نکته درخور توجه، این است که به رغم همه تاکیدات، میزان استفاده از اسناد در تحقیقات، پروژه ها و پایان نامه ها محدود می باشد و اهل پژوهش، استفاده از سایر تحقیقات و منابع چاپی و حتا نسخه های خطی را بر اسناد ترجیح می دهند. فرضیه های زیادی را می توان در این مورد مطرح کرد:
1- آشنائی دانشجویان با آرشیو و اسناد آرشیوی، محدود می باشد.
2- قوانین آرشیوی، در مراکز محدودیت هائی در استفاده از اسناد ایجاد می کند.
3- میزان دروس گذاشته شده در این مورد در رشته تاریخ، در مقاطع مختلف کافی نیست.
4- استادان، به اندازه کافی با آرشیوها و اسناد آرشیوی آشنائی ندارند.
5- پژوهش درباره اسناد، سخت است و گاهی با ذائقه دانشجویان همخوانی ندارد.
6- میزان آموزش در دانشگاه ها، با نیازها همخوانی ندارد.
7- منابع درسی کافی، برای آشنائی دانشجویان وجود ندارد.
8- انگیزه های لازم برای استفاده محققان و دانشجویان موجود نیست.
هریک از سؤالات مطرح شده، در جای خود واجد بحث و بررسی زیادی می باشد که در این جا به آن نمی پردازیم؛ اما باتوجه به این که هم اکنون با وجود کارشناسی ارشد اسناد و مدارک تاریخی و دو واحد درسی در رشته دکترای تاریخ، زمینه تدریس و استفاده از اسناد، هرچند به صورت کم، در تاریخ وجود دارد. اما نکته این جاست که به رغم وجود زمینه ها، منابع درسی کافی در این مورد موجود نیست. بررسی منابع، نشان می دهد که درباره استفاده از اسناد و مدارک تاریخی و تحلیل آن ها، تعداد منابع ما کم است و در انتشارات سمت هم، کتاب درسی خاصی در زمینه بهره گیری از اسناد منتشر نشده است؛ در حالی که استادان نامداری نیز در دانشگاه ها سرگرم پژوهش و تدریس می باشند. بحث ما در این مقاله، پرداختن به این موضوع مهم و حیاتی نیست، بلکه قصد داریم یکی از مهم ترین منابع موجود را در این زمینه - که با گذشت 38 سال از تالیف آن هنوز هم در زمره بهترین ها در نوع خود شمرده می شود - معرفی و نقد کلی نمائیم تا ضمن اشاره به زحمات بی شائبه مؤلف و تلاش وی در این باره، اهمیت وجود منابع این چنینی و کمبود منابع موجود را یادآوری کنیم تا اهل فن، باتوجه به اهمیت ویژه اسناد در تحقیقات تاریخی و طرح دوباره آن ها در رشته تاریخ، به فکر تکمله ای بر آن باشند.
با پدیدآمدن نوع خاصى از پیشینه ها تحت عنوان پیشینه هاى الکترونیکى - که داراى ابعاد خاص مدیریتى، حقوقى، فرهنگى و تاریخى مىب اشند - حوزها ى چندرشتها ى تحت عنوان براى پاسخگوئى به برخى چالش هاى جهان ،(MRE) مدیریت پیشینه هاى الکترونیکى امروز پدید آمده که امروزه بیش از پیش مورد توجه آرشیوداران قرار گرفته است. اگر در رویکرد سنتى، آرشیودار رسالتى فرهنگى براى خود قائل بود، در چشما نداز مدیریت پیشینه هاى الکترونیکی، افزون بر شئون قبلى در خدمت کسب و کار و سازمان ها نیز قرار مى گیرد تا از این طریق به تحقق دولت الکترونیکی و مدیریت دانش سازمانى در سازمان ها کمک نماید. در این مقاله، ضمن توجه به مسئله پیشینه هاى الکترونیکى و اشاره به تاریخچه مدیریت پیشینه های الکترونیکی، نظام های مدیریت این پیشینه ها، تفاوت مدیریت پیشینه های الکترونیکی با مدیریت اسناد الکترونیکی، الزامات پیشینه های الکترونیکی و مدیریت پیشینه های الکترونیکی به منزله حوزه پژوهشی به تفصیل مورد بحث قرار می گیرد.
در این مقاله، سعى برآن است تا با شناخت کلى از اتوماسیون ادارى و آرشیو ملى رقمی، به تاثیر متقابل این دو بر همدیگر پرداخته شود. ضرورت و مزایای اتوماسیون اداری، چالش های ناشی از اتوماسیون اداری در آرشیوهای رقمی، نقطه اشتراک آرشیو و اتوماسیون، و انواع اسناد الکترونیک از موضوعات مورد بحث هستند. نتیجه گرفته می شود بخشی از منابع آرشیو ملی ایران، اسناد دولتی هستند و از این رو لازم است کارشناسان این سازمان به ارزش اسناد و اهتمام به اتوماسیون اداری آگاه باشند. همچنین گفته می شود اتوماسیون اداری، حاوی برخی اسناد الکترونیکی است که نگهداری آن ها به دلیل ارزش و اعتبارشان توجه و تدابیر خاصی را می طلبد.
اسکندر مقدونی در سال 325 ق.م. در دهانه رود سند تصمیم به بازگشت به غرب را گرفت. در نقشه ترسیمی وی سپاه بزرگ مقدونی که اینک از ملیت های مختلف تشکیل شده بود، به فرماندهی خود وی از طریق سواحل گدروزیا (دریای عمان) سفر جنگی خود را آغاز نمود، در حالی که ناوگان دریایی او به سرکردگی نئارخوس در آبهای این دریا نیروی زمینی را حمایت می کرد. جغرافیانگاران یونانی در این عهد بلوچستان را به سه بخش به نامهای اوریتیایی، سواحل ماهی خواران و گدروزیا تقسیم کرده بودند.اسکندر هنگام عبور از مناطق سه گانه فوق با مسایل و پدیده هایی روبه رو گردید که تا پیش از این، برای وی و سپاه نیرومندش چندان شناخته شده نبود. در واقع، سختی این مسایل بیش از تمام سختیهایی بود که خود وی و لشکریانش از آغاز جنگ در کناره رود گرانیکوس تا خاتمه آن در دهانه رود ایندوس تجربه کرده بودند.اسکندر می دانست که سرزمین گدروزیا دارای طبیعتی خشن و فاقد منابع غذایی لازم برای تغذیه سپاه و تعلیف احشام است، با وجود این، وی از سر نخوت و غرور و برای نشان دادن قدرت مافوق بشری خود مصمم گردید تا از آن عبور نماید. با همه این اوصاف، آیا اسکندر توانست به اهداف جاه طلبانه و بلندپروازانه خود جامه عمل بپوشاند؟با توجه به این موضوع که بلوچستان فاقد یک نظام شهری متمرکز و پیشرفته بوده است، مورخان و جغرافیانگاران چگونه به این موضوع نگریسته اند؟ در این مقاله سعی شده است تا علاوه بر پاسخگویی شفاف به دو پرسش فوق، نسبت به مجموعه عملیات اسکندر و لشکریان او در خاک گدروزیا، چگونگی برخورد آنها با طبیعت و پدیده های جغرافیایی و از سوی دیگر، ترسیم جغرافیای تاریخی منطقه با استناد به نوشته های مورخان و جغرافیانگاران یونانی به روش توصیفی– تحلیلی اقدام شود
از مهمترین سرچشمههای حیات فکری در جامعه، وجود عالمان مجاهد و نستوه است که با خورشید فروزان خود به پرورش استعدادها میپردازند و جانها و روانها را سیراب و زنده میکنند.