اگر چه اقدام شوروی در ایجاد دو حرکت جداییطلب در بخشهای ترک زبان و کردنشین آذربایجان ـ فرقه دموکرات تبریز و جمهوری کرد مهاباد ـ میبایست در مقام دو بازوی یک اهرم در جهت اعمال فشار بیش از پیش بر ایران و تأمین منافع مسکو عمل کند ولی در عمل تنشهایی که میان این حوزه پدید آمد خود عاملی شد در تضعیف اهداف شوروی و رو به کاهش نهادن فشار مورد بحث . در این بررسی یکی از ناظرانِ مهّم و همچنین عواملِ ذیمدخل در دامن زدن به این تنشها، گزارشی از تحولات مورد بحث به دست میدهد.
برقراری ارتباط میان اسرائیل و دستگاه سلطنت پهلوی و گسترش همکاریهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اطلاعاتی و نظامی این دو حکومت، انگیزه مهمی برای کوششها و حضور صهیونیستها در ایران بود. دولت شاهنشاهی ایران، در اسفندماه 1328 خورشیدی (1949م)؛ یعنی کمابیش یک سال و اندی پس از برپایی دولت اسرائیل، این رژیم را به صورت غیر رسمی و ناآشکار و بدون داشتن سفیر در اسرائیل (دوفاکتو)، رسمی دانست.
اسرائیل از دید جایگاه و وضع ویژه خود، بهویژه نداشتن راهبردهای ژرف و آسیبپذیری آن از تهدیدهای امنیتی و تلاش برای تحقق برتری نظامی بر دیگر کشورهای منطقه، به ارتباطهای امنیتی و اطلاعاتی با کشوری در منطقه نیاز داشت که به پشتوانه آن بتواند خواستهها و هدفهایش را برآورد. ایران از همسایههای کشورهای عربی خاورمیانه بود که شمار فراوانی از اتباع یهودی در آن میزیستند و آزادانه در آنجا به کارهای مذهبی، فرهنگی، اقتصادی خود میپرداختند و از نفوذ و حضور در دستگاه حکومت محمدرضا پهلوی برخوردار بودند و از اینرو، مناسبترین مکان برای فعالیت اطلاعاتی و عملیاتی اسرائیل به انگیزه تأمین امنیت آن به شمار میرفت. بنابراین، نیاز شدید ساواک به آموزشها، ساز و برگ و کارشناسان موساد برای تقویت ساختار خود، زمینهای برای حضور و فعالیتهای گوناگون موساد در ایران فراهم آورد.
این پژوهـش به زندگی زبیـر بنعوّام، از روایان حدیث و همـسران، فرزنـدان، نوادگـان و موالـی او میپردازد. برخی از وابستگان وی راوی مستقیم حدیثند و نام شماری از آنان در سلسله سند احادیث دیده میشود. زبیر بنعوام به دلیل حضورش در نخستین رویدادهای تاریخ اسلام، هم از پیامبر روایت کرده و هم خود در شکلگیری رخدادهای مهم تأثیر گذارده است. همسران، فرزندان و موالی او نیز به روایت آن وقایع و احادیث پرداختهاند. اگرچه آلزبیر و موالی آنان با گذشت زمان و همزمان با شکلگیری و بخشبندی دانشهای اسلامی به علوم گوناگون گراییدند، اما علم حدیث را بنیاد یا یکی از پایههای علوم اسلامی میدانستند. بنابراین، آلزبیر از دید زمانی از دوره زبیر بنعوام (صدر تاریخ اسلام) تا ناصرالدین احمد بنجمالالدین محمد زبیری (م801 ه) و از دید مکانی در پهنه گستردهای از آندلس، جایگاه محمد بنعبدالواحد بنمحمد زبیری (م357 ه) تا کالیوور هند، جایگاه عزالدین زبیری (قرن هشتم) میزیستند. تأثیرگذاری این خاندان در رویدادهای سیاسی، نظامی و علمی تاریخ اسلام با توجه به چنین گسترهای انکارناشدنی و جایگاه علمی و فرهنگی آنان در حدیث و تاریخنگاری در خور بررسی است. از اینرو، این جستار راویان حدیث و طبقات آلزبیر را برمیشمارد و اعتبارشان را از دید دانشمندان رجال و حدیث اندازه میگیرد و گزارشی آماری در اینباره در قالب نمودار عرضه میکند.
مذاکرات مجلس نخست که بخشی از آن، همزمان با مذاکرات نخستین مجلس بنیاد یافته صورت پذیرفت ، از مهمترین سندهای تاریخ حقوق اساسی به شمار میرود. این سند به دنبال توجه به پژوهشهای تاریخی و همزمان با صدمین سالگرد جنبش مشروطه، به کوشش غلام حسین میرزا صالح، ویراسته و به سرمایه انتشارات مازیار در 1384 چاپ شد. مذاکرات مجلس اول در همان روزگار نیز در روزنامه مجلس منتشر میشد و پس از آن نیز مجلس، آنها را در جُنگی گرد میآورد. پژوهندگان تاریخ مشروطه از دهههای پیش امیدوار بودند که «چاپ تازه و کاملتری از صورت مذاکرات مجلس مؤسَّس انتشار یابد. برخی اسناد مهم و متن طرح قوانینی که به مجلس داده شد، اما تصویب آنها مجمل ماند، باید به آن افزوده شود ».
چنانکه روشن خواهد شد، کاستیهای مذاکرات نخستین مجلس مؤسس، از دیدگاه تاریخ حقوق اساسی، بسی بیش از این است، اما بهرغم همه کمبودهای متن مذاکرات، باید پرسید که ویراستار در این چاپ تازه، کدام سندها را بر چاپ پیشین آن افزوده و تا چه اندازه آن خواسته را بر آورده؛ یعنی آیا میرزا صالح توانسته است که سندی کاملتر و متفاوت با نمونه سده پیش از خود به پژوهشگران عرضه کند؟