مهاجرت نخبه های ایرانی دوره قاجاری به فراسوی مرزهای کشور و آشنایی با مظاهر متعدد غرب باعث شد که این عده با نگارش رسالات و مکتوباتی شرح مشاهدات خود از این مناطق را به رشته تحریر دربیاورند. مراجعه به این آثار که عمدتا شامل سفرنامهها میشود بیانگر حالات و روحیات نویسندگانی است که برداشت خود از اثرات مثبت و منفی فرهنگ غربی را بیکم و کاست برای مخاطبان برجای گذاشتند.
رود هیرمند همواره علت اصلی اختلافات میان ایران و افغانستان بوده است. در دوره حکومت قاجاریه در ایران، دولت استعمارگر انگلیس با استفاده از ضعف حکومت وقت ایران و برای جلب توجه حکومت افغانستان (به علت نزدیکی به هندوستان) اقدام به عقد قراردادهای مرزی چون گلداسمیت، ماکماهون، 1317، 1330(کمیسیون دلتای رود هیرمند) و قرارداد 1351 کرد که طی آن بخشهایی از خاک ایران جدا و به افغانستان منضم شده است. رود هیرمند همواره مهمترین مساله در عقد قراردادها بوده است. انگلستان نیز به عنوان میانجیگر بین ایران و افغانستان همواره سعی براین داشته که نقطه تلاقی منافع 2 کشور را بدون راهحل باقی گذاشته تا همیشه میان 2 کشور درگیری وجود داشته باشد.
تحول عظیمی که پس از ظهور اسلام در مسائل اجتماعی، از جمله مسئله زن و خانواده ایجاد شد، از پردامنه ترین مباحث اسلامی است. با توجه به اینکه این موضوع همواره معرکه آرا و محور نظریه هایی بوده و پرسش های بسیاری را به خود معطوف کرده است، مطالعه تاریخی آن به بسیاری از روشنگری ها در این باره کمک خواهد کرد. در این نوشتار در صدد بیان تغییراتی هستیم که اسلام در موضوع زن پدید آورده است. این مقاله با روش تاریخی به وضعیت و جایگاه زن در خانواده، اجتماع و سیاست در عصر نبوی پرداخته و تحول بزرگی را که با ظهور اسلام در زمینه جایگاه فرهنگی و اجتماعی زن رخ داد، نشان داده است.
حلوان نام یکی از شهرهای مهم ایران از اوایل دوره ساسانی تا اواخر عصر ایلخانی است. جغرافی نویسان قدیم این شهر را در اقلیم چهارم ، در آخرین حد جبال و به عنوان دروازه ی عراق توصیف کرده اند. حلوان در مسیر شاهراه اصلی خراسان- بغداد قرار داشت. در دوره ساسانی علاوه بر موقعیت تجاری و کشاورزی ممتاز از مراکز نظامی نیز به شمار می آمد. این شهر حیات تمدنی خود را بعد از وقفه ای نه چندان طولانی بر اثر حملات مسلمانان، دوباره از سر گرفت و اهمیت خود را باز یافت. علاوه بر لشکرکشی های فاتحان و آشوب های محلی، سوانح طبیعی از جمله زلزله و بیماری همواره حیات شهر را به مخاطره می انداخت تا اینکه جغرافی نویسان در اواسط سده هشتم آن را شهری متروک توصیف می کنند. پژوهش کنونی می کوشد تا به گونه ای گذرا با طرح مواردی همچون سوانح طبیعی، موقعیت جغرافیایی، بررسی جمعیتی و قومی تاریخ این شهر را بررسی کند و بفهمد چرا این شهر زمانی آبادان و زمانی دیگر ویران شده است.