فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۰۶۱ تا ۹٬۰۸۰ مورد از کل ۲۸٬۸۳۲ مورد.
خانات کریمه؛ هم پیمانان عثمانی در تصرف قفقاز (995 ـ 986 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست های توسعه طلبانه عثمانی در دوره سلطان مراد سوم، پای خانات کریمه را ـ با همه بُعد مسافت ـ به عنوان متحدان عثمانی، به تحولات تاریخ سیاسی ایران در دوره صفویه باز کرد. ضعف اقتدار مرکزی ایران در دوره حکومت سلطان محمد خدابنده موجب شد تا با مساعدت خانات کریمه، نتیجه نبردهای عثمانی و ایران بر سر شروان به نفع عثمانیان خاتمه یابد.خانات کریمه دو اسیر ارزشمند (برادران خان کریمه) به ایرانیان تسلیم کردند.از این دو یکی در دربار کشته و دیگری پس از مدتی زندگی در دربار و حبس در قلعه الموت موفق به فرار از ایران و پیوستن مجدد به عثمانیان شد. تاثیر حضور و نحوه رفتار دربار ایران با این دو اسیر در کنار عملیات نظامی آنان در قلمرو ایران موجب پر رنگ شدن نقش خانات کریمه در تاریخ ایران شده است. اقدامات خانات کریمه هر چند برای خود آنان جز غنائم جنگی دستاورد چندانی نداشت،اما در جدایی مقطعی قفقاز از ایران و تصرف بیست ساله آن توسط عثمانی ها تأثیر گذار بود. علیرغم اهمیت موضوع هنوز پژوهشی در این باره در ایران صورت نگرفته است.
دو پادشاه در آستانه نابودی ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مرگ خسرو پرویز در فوریه 628 میلادی تا تاج گذاری یزدگرد سوم در ژوئن 623 میلادی بیش از ده پادشاه به تخت لرزان شهریاری ساسانیان نشانده شدند، که هنوز تبارنامه و مدّت شهریاری، و حتی چگونگی پی هم آیی پاره ای از آنها، که البته همگی پادشاهانِ دست نشانده بزرگان و شاه گزینان نیرومند ایرانی بودند، چندان شناخته شده و روشن نیست. نمونه آشکار چنین ناشناختگی تاریخی، در پیوند با دوره شهریاری گُشنَسب ده/ پیروز گُشنَسب ده، و خُرَّزاد خسرو/ فرُّخزاد خسرو دیده می شود، و مسئله مهمّ آن است که آیا گُشنَسب ده و پیروز گُشنَسب ده، یک پادشاه بوده اند یا نه، و اگر احتمالاً یک پادشاه بوده اند، و پیروز نام شاهانه گُشنَسب ده بوده است، آیا وی پس از مرگ بوران پادشاه شده بود، یا در دوره پس از مرگ آزرمیدخت؟ همچنین باید پرسید که آیا خُرَّزاد خسرو و فرُّخزاد خسرو، یک پادشاه بوده اند یا نه، و اگر احتمالاً یک پادشاه بوده اند، آیا او پس از مرگ آزرمیدخت پادشاه شده بود، و یا پس از مرگ دو جانشین او، خسرو پسر مهرگُشنَسب و پیروز گُشنَسب ده؟
تعاملات سیاسی امام خمینی و مراجع در جریان انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امام راحل برای مقام مرجعیت احترام و جایگاه بینظیری در توفیق رهبری انقلاب اسلامی و موفقیت آن در بسیج عمومی مردم در راستای اهداف متعالی نهضت قائل بوده و به همین دلیل پس از متعین شدن مقام مرجعیت خویش، به صحنه رهبری نهضت وارد شدند و در طول دوران رهبری مزبور نیز همواره با تکریم، احترام و تنبُّه بخشی به مراجع به دنبال مشارکت بخشی سیاسی و همسو کردن آنها در مسیر انقلاب اسلامی بودند و به غیر از استثنایی همانند آیت الله شریعتمداری، رئوس مراجع علیرغم امکان وجود اختلاف هایی در اجتهاد فقه سیاسی و انتخاب سطح و نوع مبارزه، با لبیک به امام(ع)، با جریان انقلاب اسلامی و رهبری امام+ همسو و در حد توان خویش، مددکار این دو بوده اند.
مطالعة تئوریک جریان راست سازش کار در جنبش جنگل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاکنون، در عرصه آثار علمی و پژوهشی مرتبط با جنبش جنگل، نوشتاری مستقل و مستند به جریان سیاسی راستِ سازش کار نپرداخته است. از این رو مقاله حاضر در نظر دارد با استفاده از نظریه نخبگان ویلفردو پارتو به توضیح ماهیت جریان سیاسی راست سازش کار در جنبش جنگل بپردازد و مؤلفه ها و مختصات این جریان سیاسی را تشریح کند. روش تحقیق مقالهْ تحلیل اسنادی و روش گردآوری داده ها کتاب خانه ای است و در این راستا کوشش شده، ضمن شرح خاستگاه فکری جریان راست سازش کار، شاخص های بینش سیاسی این جریان در قالب سه مؤلفه استقلال و تمامیت ارضی، عدالت اجتماعی، و استبداد سیاسی بررسی شود. در ادامه، ضمن تشریح مناسبات جریان سیاسی راست با مذهب، به نقش این جریان در فرایند جنبش پرداخته و پایگاه اجتماعی آن ذیل دو مؤلفه طبقه و جغرافیای نفوذ تبیین می شود. در پایان به موافقان و مخالفان داخلی و بین المللی جریان راست سازش کار اشاره می شود.
بازیابی فرهنگ متعارف ایرانی در تاریخ نگاری ابن بلخی حکمت عملی و فرهنگ شعوبیه)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر پژوهشی در زمینه ی تاریخ فرهنگی ایران است و به لحاظ جست وجو در تاریخ نوشته ی ابن بلخی برای دست یابی به اندیشه ی مسلط بر آن، پژوهشی در حوزه ی معرفت شناسی به شمار می آید.نقش فرهنگ فرد مورخ و فرهنگ جامعه ی مورخ در تاریخ نگاری او به لحاظ درک رخدادهای تاریخی و چگونگی پردازش آن ها موضوعی در خور بررسی است. معرفت متعارف مسلط در روزگار ابن بلخی، رویکردی به اندیشه ی سیاسی ایرانیان و فرهنگ شعوبیه داشت که به هر دو رویکرد در فارسنامه می توان دست یافت.نتیجه ی تحقیق حاضر نشان می دهد معرفت متعارف جامعه در تاریخ نگاری مورخان- برای نمونه ابن بلخی- به لحاظ درک و تبیین معیارهای اعتباری مورخ بازتاب می یابد.نگرش ابن بلخی واکنشی به حضور ترکان در مسند قدرت در ایران بود؛ در حالی که با آداب ملک داری پارسیان آشنا نبودند و همچنین واکنشی بود به حضور اقوام «غیر»ایران در ایران زمین.او در مواجهه با بیگانگان، با هدف بازتولید دستاوردهای فرهنگی ایرانیان پیشین، به تاریخ نگاری «ایران مدار» روی آورد. استنباط های محقق با تفسیر و تحلیل مضمون و داده ها و کشف معیارهای اعتباری ابن بلخی، با در نظر گرفتن زیست گاه و صورت بندی معرفت او به دست آمده است.
سرشت تبیین تاریخی در اندیشه ی ابن خلدون
حوزههای تخصصی:
ابن خلدون در مقدمه ی خود گونه ای از اندیشه ی تاریخی را مطرح کرده است که با تاریخ نگاری رایج عصر خود و حتی پس از آن، تفاوت های آشکاری دارد.در این شیوه به جای تأکید بر وقایع و فقط نقل اخبار، بر یافتن سرشت وقایع تاریخی، علت وقوع آن و تأثیرات آن بر حوادث دیگر تأکید می شود.این رویکرد به تاریخ که می توان تاریخ علمی، سنجیده و اندیشیده و به بیان دیگر منطق تاریخ خواند، روشی دارد که مقدمه ی ابن خلدون در بیان گام ها و چند و چون آن صراحتی ندارد.هرچند محتوای مقدمه ی ابن خلدون، تأسیس علمی تحت عنوان علم عمران است که بتوان به کمک آن تاریخ نقلی را به سطح تاریخ برهانی و عقلی ارتقاء داد، اما ابن خلدون جدای از فقراتی که به نقل اخبار گذشته اختصاص می دهد، هیچ گاه به صراحت از روش چگونگی توضیح و تبیین تاریخی سخن نمی گوید.بدین ترتیب علم عمران متکفل شناخت سرشت اجتماعات بشری و طبایع انسانی می شود که خود به فهم تاریخی ما کمک می کند.اما مسئله ی دشوار این است که پس از آگاهی از سرشت و طبایع جوامع انسانی چگونه به نقد اخبار تاریخی و تبیین واقعیت های تاریخ بپردازیم؟به بیان دیگر علم عمران ابن خلدون، چه رویکردی برای تبیین خبر تاریخی، چه از دیدگاه منفی و نقادی و چه از دیدگاه مثبت و ایجابی دارد؟در این مقاله کوشیده ایم از خلال مقدمه، به منطق تبیین و علیت تاریخی در اندیشه ی ابن خلدون پی ببریم.نتیجه ی بررسی مقدمه نشان می دهد که منطق علم عمران، نوعی حکمت در معنای عام است که واجد ضرورت مادی و طبیعی است، نه ضرورت عقلی و نظری.هدف علم عمران نیز برهانی کردن تاریخ است، ولی ماده ی این برهانی سازی تنها عقل نیست، بلکه هم علوم عقلی(مانند فلسفه ی طبیعی) و هم علوم نقلی(نظیر فقه و نصوص دینی) در این برهانی سازی به کمک مؤلف مقدمه می آیند.
بررسی زمینه های شکوفایی تمدن اسلامی در قرون نخستین
حوزههای تخصصی:
برآیند گسترش دین اسلام در سرزمین های وسیع و به تبع آن، ایجاد بستری نو و حضور متفکرانی که در این چهارچوب فرصت اندیشه و باز اندیشی یافتند، تمدنی درخشان بود که البته به ناحیه خاصی تعلق نداشت و تنها نام فرهنگ و تمدن اسلامی برازنده ی آن بود. همه ی تمدن های تحت حوزه ی نفوذ اسلام، بخش برجسته ی فرهنگی خود را به حوزه ی اسلام آوردند و کار ویژه ی دین اسلام این بود که امکان سازش و همکاری میان این فرهنگ های متفاوت و گاه متناقض را با آموزه های خود فراهم کرد و از تفاوت ها فرصت ساخت. با روی کار آمدن عباسیان و خصوصا از عصر هارون به بعد، عوامل متعددی موجب شکل گیری نهضت های علمی و فکری مهمی در تمدن اسلامی شدند که بغداد و دیگر شهرهای بزرگ اسلامی را به قلب تپنده ی علمی جهان آن روزگار تبدیل کرد. هدف از این پژوهش شناخت عناصر و ارائه الگویی از همبستگی آن ها در این پروژه طلایی کم نظیر است.
بررسی اوضاع زردشتیان اصفهان در دوره صفویه با تکیه بر سفرنامه ها
حوزههای تخصصی:
بحث و بررسی پیرامون اقلیت های دینی و مذهبی از اهمیت زیادی در پژوهش های تاریخی برخوردار است. اهمیت این موضوع را از آنجا می توان دریافت که از طریق آن می توان به سیاست های مذهبی یک حکومت پی برد. هدف این پژوهش بررسی اوضاع زردشتیان اصفهان در دوره حکومت شیعی صفوی با تکیه بر سفرنامه های این دوره است. زردشتیان اصفهان، از زمان شاه عباس اول (1038 ـ 996ق) در این شهر سکونت کردند، زیرا او در سال 1018 قمری شماری از آن ها را از یزد و کرمان به اصفهان کوچاند. شاه عباس، آن ها را در بیرون این شهر و در محلی دورافتاده موسوم به «گبرآباد» ساکن کرد. زردشتیان اصفهان که آداب و مناسک خاص خود را داشتند از زندگی بسیار ساده و فقیرانه ای برخوردار بودند و از طریق زراعت و کشاورزی روزگار می گذراندند. یافته های اساسی پژوهش حاکی از آن است که با توجه به سیاست مذهبی سخت گیرانه در دوره صفویه، زردشتیان به جز دوران پادشاهی شاه عباس اول از اوضاع مساعدی برخوردار نبودند و اغلب تحت اجحاف شاهان این سلسله قرار داشتند. به دلیل همین شرایط، آن ها هنگام هجوم افغان ها به یاری مهاجمان پرداختند و در براندازی صفویان با آن ها همدست شدند.
تأملی در مورد چگونگی شکل گیری حکومت ادریسیان
حوزههای تخصصی:
چکیده: حکومت ادریسان به عنوان اولین حکومت شیعی در تاریخ جوامع اسلامی حائز اهمیت است. مقاله ی پیش رو با ترسیم گاه شماری سیاسی این دولت، به بخشی از روابط آل ادریس با دیگر حکومت های اسلامی می-پردازد. همّ بیشتر مقاله متوجه روند شکل گیری دولت ادریسیان است. نگارنده این امر را با توجه به دو عامل اصلیِ «علویان» و «بربرهای شمال آفریقا» که در شکل گیری این دولت نقش تعیین کننده ای داشتند بررسی می کند.
غرب آسیا"" به جای ""خاورمیانه""؛ گفت و گویی با دکتر حسن عباسی
منبع:
رادیو مهر ۱۳۹۱ شماره ۶۳
حوزههای تخصصی:
تپه سرقلعه: شواهدی از سفال اوروک در استان کردستان و ارتباط آن با مسیرهای ارتباطی بین النهرین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۱۸
37 - 48
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به معرفی تپه سرقلعه واقع در شهرستان سروآباد استان کردستان پرداخته شده و یافته های سطحی حاصل از بررسی آن مورد بحث قرار گرفته است. این بررسی در راستای شناسایی منطقه در حین کاوش یکی از محوطه های داخل شهر سروآباد صورت گرفت. این تپه در بررسی های پیشین شناسایی و ثبت شده بود ودر این بررسی سعی شد داده های کامل و جامعی گردآوری شود. سفال های بدست آمده از آن نشانگر تعلق این تپه به دوران مس وسنگ جدید و دوره ایلخانی است. به نظر می رسد که بخش عظیمی از بقایای فرهنگی آن، مربوط به آثار دوره مس وسنگ بوده و یافته های دوره ایلخانی آن بسیار ضعیف و پراکنده است. آنچه یافته های این تپه را قابل توجه ساخته، بدست آمدن سفال اوروکی در استان کردستان است. بدست آمدن این سفال در تپه سرقلعه نشانگر اهمیت آن به لحاظ قرارگیری در مسیر ارتباطی آن با بین النهرین و نیز نفوذ بین النهرین به این منطقه در دوره اوروک است. براساس شواهد موجود، قرارگیری این محوطه در مسیر ارتباطی ایران و بین النهرین نقش زیادی را در توسعه تپه ایفا کرده است.
مسأله راه آهن در ایران عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فکر احداث راه آهن در ایران از اوایل دوره ناصری به این سوی مطرح بود و بتدریج رشد و گسترش یافت. هم مهندسان، شرکت ها و سرمایه گذاران خارجی به شکل های گوناگون در سده 19 م. این فکر را مطرح کردند و طرح هایی در این زمینه ارایه دادند و هم دولت های روس و انگلیس و بعدها آلمان در آن دوره هر یک به طریقی به مسأله ی راه آهن ایران توجه کردند و با طرح آن درگیر شدند. از دیگر سو، پاره ای از مصلحان و نوگرایان و ترقی خواهان ایرانی بر اهمیت راه آهن تاکید کردند و بعضاً حتی راه نجات ایران را در آن می دیدند و فکر احداث راه آهن را به مسأله ای مهم در اندیشه و عمل و برنامه های اصلاحی ایرانیان روزگار قاجار تبدیل کردند. با این حال طرح های راه آهن در ایران یکی پس از دیگری نافرجام ماند و جز چند خط آهن پراکنده و محلی، که آن هم عمدتاً در ارتباط با اهداف و منافع قدرت های بیگانه احداث شد، ایران نصیب چندانی از این اختراع و موهبت عصر جدید نداشت و احداث راه آهن سرتاسری ایران تا دوره ی رضاشاه به تعویق افتاد. مقاله ی حاضر می کوشد، ضمن ارایه گزارشی کوتاه از مسایل یاد شده، علل و عوامل تأخیر و تعویق یاد شده را دریابد و به پرسشی از چرایی و چگونگی آن پاسخ گوید.
تحولات ساختار شهری فسطاط در دورة سفیانیان(40 تا 64 ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فسطاط، نخستین شهر اسلامی در آفریقا، پس از گشودن مصر، با ویژگی های یک شهر اسلامی و برای رفع نیازهای جهادگران مسلمان ایجاد شد و به عنوان مرکز ولایت مصر و «مغرب» نقشی تأثیرگذار در دوران صدراسلام برجای گذاشت.
ترکیب اجتماعی شهر و تحولات عمرانی و اقتصادی آن در دوره های مختلف همواره مورد توجه مورخان و محققان بوده است.
تغییراتی که در دورة سفیانیان در این شهر پدید آمد، موجب آغاز روند گذار از یک «شهر نظامی» به سمت یک شهر تجاری و اداری گردید و در پایان حکومت سفیانیان، این شهر به صورت مهم ترین مرکز سیاسی و اداری شمال آفریقا درآمد و بازار، فعالیت های اقتصادی و ترکیب اجتماعی آن موجب گردید طی سده های متمادی و علی رغم تغییر حاکمیت ها، همچنان اهمیت خود را حفظ کند.
تلاش برای یافتن علل و چگونگی تحولات این شهر، درعهد سفیانیان، موضوع این نوشتار است. پرسش اصلی پژوهش این است: شهر فسطاط در این دوره چه تغییراتی کرد و تأثیر این تحولات در ساختار شهری به چه میزان بود؟ نزدیک شدن به پاسخ هایی برای پرسش اساسی این تحقیق، نیازمند پژوهشی تاریخی با شیوه های توصیفی- تحلیلی است.
مشکلات ترویجی-تبلیغی کلیسای ارمنی در قرن چهارم و ابداع خط ارمنی
منبع:
پژوهش در تاریخ سال سوم تابستان ۱۳۹۱ شماره ۲ (پیاپی ۷)
121 - 144
حوزههای تخصصی:
با اینکه مسیحیت در 301 م در ارمنستان رسمیت یافته بود اما رواج کامل آن و نفوذ کلیسای ارمنی بر توده مردم تا ابداع خط ارمنی ممکن نگردید، در این دروه کلیسا دست به گریبان مشکلات بسیاری بود که عدم تطابق زبان کلیسا با زبان مردمان و تربیت شدن اعضایش تحت نظارت کلیساهای آشوری و بیزانس با زبانهای آنان از جمله آن مشکلات به حساب می آمدند. از آنجا که زبان و خط مرتبط با حوزه فرهنگ در هر نظام اجتماعی است، پس نبود آن نقصی به حساب می آید که نظام خواهی نخواهی برای حفظ کارکرد مفید خود باید آن را از میان بردارد. این که نقش فرهنگ در یک نظام اجتماعی چیست و چطور یک نظام اجتماعی مکانیسمی خود اصلاح گر دارد و این فرهنگ چطور گاهی اوقات اقتصاد و سیاست را از خود متاثر می سازد، در این پژوهش با بردن اطلاعات خام خود به قالب نظریه ساختاری- کارکردی و مکمل آن نظم سیبرنتیک هر دو از تالکوت پارسونز، سعی کرده ایم به تصویر بکشیم. آن چه به دست آمد این بود که میان ابداع خط ارمنی و به دست دادن یک "سنت پایدار" ارتباط مستقیم وجود دارد، امری که در سرگردانی آموزشی کلیسا (چه در مورد عموم مومنان و چه در مورد کادرها) ممکن نیست. اصلاح این کژکارکرد در کلیسا، مجموعه را به یک قدرت تبلیغاتی تبدیل می کند که حداقل سود آن در تضمین حفظ مومنانش است.
مسأله ممالیک در سیاست خارجی عهد غازان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال دوم زمستان ۱۳۹۱ شماره ۸
83-106
حوزههای تخصصی:
مسلمانی و قدرت گیری غازان (694-702ق) که با اسلام پذیری گسترده ی مغول ها و رسمیت اسلام از سوی حکومت همراه بود نقطه عطفی را در تاریخ عصر ایلخانان رقم زد. این مهم موجبات هموار شدن روابط میان مردم و حکومت را فراهم آورد و در پرتو ملاحظات اسلامی و ایرانی اصلاحاتی را موجب شد که تا اندازه ای نابسامانی های عهد هجوم مغول را تعدیل کرد. در عهد غازان جامعه و اقتصاد و حکومت رو به بهبودی نهاد و حکومت ایلخانی به عنوان حکومتی مسلمان در جهان اسلام مطرح شد. با این حال در سیاست خارجی، چگونگی مناسبات با مملوکان مسلمان- مقوله ای که در مقاله حاضر با عنوان «مسأله مملوکان» از آن یاد می شود- به عنوان مهمترین عرصه سیاست خارجی که با جنگ و خصومت همیشگی همراه بود، به شکل سابق ماند. این در حالی بود که توقع می رفت مسلمانی غازان زمینه های بهبودی این مناسبات را هموار کند. بررسی چگونگی و ماهیت این مناسبات در زمان سلطنت غازان و علل ناکارآمدی آن مسأله ای است که مقاله حاضر قصد بررسی آن را دارد.
سازوکار تشکیلات دیوانی در دوران وزارت میرزا طالب خان اردوبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میرزا طالب خان اردوبادی، یکی از چهره های سیاسی و دیوانی عصر صفویه است که در زمان شاه عباس اول و شاه صفی به مقام وزارت عظمی منصوب شد. شواهد و مستندات تاریخی، حاکی از آن است که دستگاه دیوانی در دوران وزارت او، به لحاظ مالی و نظارت بر عملکرد کارگزاران، دچار آشفتگی شد؛ تا جائی که این شرایط، در دور نخست، منجر به عزل او از منصب وزارت، و در مرحله دوم، منجر به قتل او - توسط شاه صفی- گردید. پژوهش حاضر، حول محور این پرسش سامان یافته است که: شرایط اجتماعی و سیاسی دوران حیات میرزا طالب خان، چه تأثیری در شکل گیری شخصیت و فعالیت های او در مسند وزارت داشت؟ یافته های تحقیق، نشان می دهد که طالب خان، فاقد هرگونه استعداد کافی و شایستگی لازم برای احراز مقام وزارت بود. اما ارتقاء وی به وزارت، صرف نظر از نسبتی که با خاندان خواجه نصیرالدین طوسی و وزیر بزرگی چون میرزا حاتم بیگ داشت؛ بیشتر، متأثر از شرایطی بود که زمام دارانی با خصوصیات فکری شاه عباس اول و شاه صفی، در آن حکمفرما بودند.
نگاهی به خط نسخ شیوه ایرانی در دوره صفوی
منبع:
پژوهش در تاریخ سال سوم بهار ۱۳۹۱ شماره ۱ (پیاپی ۶)
33 - 49
حوزههای تخصصی:
هنر خوشنویسی یکی از جمله هنرهایی است که در فرهنگ اسلامی و به ویژه در دوران صفویی از مقام والایی برخوردار می باشد. علاقه و حمایت شاهان هنر دوست صفوی در کنار تلاش برای زیباتر شدن ابنیه و اهمیت قابل توجه فن کتابسازی، پیشرفت هنر خوشنویسی را در پی داشت. در واقع دوره صفویه از درخشانترین ادوار ترقّی و تکامل خطوط مختلف ایرانی بویژه ثلث، نسخ و نستعلیق است. خوشنویسان بزرگی همچون علیرضا عباسی، میر عماد قزوینی، میرزا احمد نیریزی و ... در این میان سهم به سزایی دارند.
در این پژوهش سعی خواهد شد که به هنر خوشنویسی صفوی از جنبه تمرکز بر روی خط نسخ که در متون با نام خط نسخ شیوه ایرانی یاد شده، پرداخته شود. خطی که تقریباً از اواخر این دوران برای کتابت ادعیه، متون مذهبی و قرآن ها مورد استفاده بود و تا روزگار ما نیز ادامه یافته است. در همین رابطه به بررسی قرآن نگاری آن دوران پرداخته ایم و برآنیم تا با جمع آوری اطلاعات پراکنده در ارتباط با با ویژگی های خط نسخ شیوه ایرانی شاید بتوانیم تصویری کلی از این قلم را ارائه دهیم.
جغرافیای تاریخی قهستان (از طاهری تا سلجوقی)
حوزههای تخصصی:
قهستان در جغرافیای تاریخی ایران هویتی مشخص در پیوند با خراسان بزرگ دارد، این منطقه در طی قرون سوم و چهارم هجری همزمان با به قدرت رسیدن حکومت های متقارن نظیر طاهریان، صفاریان، سامانیان و غزنویان از اهمیت فراوانی برخوردار بود و بین این حکومتها یکی پس از دیگری دست به دست می شد. از ویژگی هایی که باعث جذابیت قهستان برای نهضت های ضد خلافت عباسی بود، وجود موقعیت های جغرافیایی خاص (بین سیستان و خراسان) و وجود گروه های اجتماعی (عیاران، مطوعه و...) و گروه های مذهبی مختلف (مسلمانان، یهودیان، مسیحیان و...) در این منطقه بود. به لحاظ استراتژیکی این منطقه بسیار مهم بوده و خواستگاه عالمان و دانشوران بسیاری نیز بوده است. هدف از این تحقیق، بررسی جغرافیای تاریخی قهستان و وضعیت سیاسی ،اجتماعی و مذهبی آن همزمان با حکومتهای متقارن می باشد که با روش توصیفی - تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای مورد واکاوی قرار می گیرد.