ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۸۱ تا ۲٬۸۰۰ مورد از کل ۲۸٬۸۳۲ مورد.
۲۷۸۱.

مناسبات عباس میرزا با کلیسای اچمیادزین با تکیه بر اسناد آرشیوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۳۶۶
کلیسای اچمیادزین به عنوان نخستین و مهم ترین کلیسای ارامنه، نقش مهمی در تحولات مذهبی، سیاسی و اجتماعی ارمنستان داشت. نقش کلیسای اچمیادزین به ویژه در جنگ های ایران و روس و جدایی ایروان از حاکمیت ایران قابل ملاحظه است. عباس میرزا نایب السلطنه برای جلوگیری از نزدیکی ایروان و به ویژه کلیسای اچمیادزین به روس ها، درصدد تحکیم مناسبات با آن برآمد تا شاید از طریق جلب و استمالت رهبران آن و برقراری پیوند نزدیک با آن ها، از تمایلات گریز از مرکز آنان جلوگیری کند. این نوشتار قصد آن دارد تا با روش تحقیق اسنادی- تحلیلی اسناد آرشیوی فارسی، ارمنی و روسی، روابط عباس میرزا با ارامنه و به ویژه کلیسای اچمیادزین را مورد بررسی قرار دهد تا از آن طریق به تلاش ایران برای حفظ پیوندهای میان خود و ارمنستان برای حفظ حاکمیت تاریخی خود بر آن سرزمین و از سوی دیگر به فعالیت های واگرایانه رهبران اچمیادزین که باعث جدایی ایروان از ایران و الحاق آن به روسیه شد، پی بَرَد.
۲۷۸۲.

واکاوی عوامل اقتصادی در تداوم و تحول مراسم آیینی و سوگواری خراسان با تأکید بر شهر مشهد عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۷ تعداد دانلود : ۳۸۰
در تاریخ ایران اسلامی، عصر قاجار یکی از دوره هایی است که تأثیرات عمیقی بر ارزش های دینی و فرهنگی ایران از خود به جای گذاشته است. مراسم آیینی که در دوره قاجار به طورکلی بر اساس عقاید و افکار مذهبی سیاسی شکل گرفته بود چنان تداوم و تحول یافت که در کمتر دوره ای از تاریخ ایران، در زمانی چنان کوتاه بدان پایه رسیده است. بررسی و شناخت روند تداوم و تغییر مراسم آیینی و سوگواری در ایالت خراسان عصر قاجار به عنوان یک مسئله بنیادی، از اهمیت زیادی برخوردار است. مسئله تحقیق، بررسی برخی عوامل اقتصادی تأثیرگذار بر روند مانایی و تحول مراسم های آیینی و چگونگی و نحوه تحول آن است. این مقاله به بررسی وضعیت مراسمات در یکی از برجسته ترین ادوار تاریخ شیعیان یعنی قاجاریان در منطقه خراسان با تأکید بر شهر مشهد و علل اقتصادی تحولات آن با روش توصیفی و تبیینی می پردازد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در تداوم و تغییر مراسمات اگرچه عوامل اقتصادی دخالت داشته است اما عوامل وقف و بازیگران اقتصادی تأثیر بیشتری داشته اند.
۲۷۸۳.

کنش گری فقیهان حله در نشر فرهنگ اسلامی پس از حمله مغول(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۷ تعداد دانلود : ۳۲۷
غفلت از دیدگاه ها و عملکرد عالمان دینی و فقیهان در حوزه های مختلف اجتماعی سبب شده است تدابیر، رویکردها و اقدامات آن ها کمتر، نقد و بررسی شود و این میراث سترگ، کمتر در اختیار نخبگان و نقش آفرینان اجتماعی در سده های بعد قرار گیرد. توجه به کنش گری فقیهان و عالمان دینی به ویژه در مقاطعی از تاریخ که جامعه اسلامی دچار بحران ها و چالش های فراگیر بوده است، از اهمیت بیشتری برخوردار است. عدم توجه به این گونه، پژوهش های تاریخی اجتماعی سبب شده است برخی مراکز و نهادهای دینی، متهم به بی توجهی به شرایط، بسترها و نتایج فرهنگی و اجتماعی کنش های اجتماعی گردند.این مقاله با تکیه بر منابع کتاب خانه ای و استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ گویی به این مسئله است که فقیهان حله در سده های هفتم و هشتم هجری که جهان اسلام دچار پی آمدهای حمله مغول و سقوط خلافت عباسی بود از کدام بسترها، ابزارها و قالب ها در حوزه نشر فرهنگ دینی بهره برده اند؟ از نتایج این مقاله می توان به اهتمام فقیهان حله به تسهیل مراودات فرهنگی، سوق دادن مناقشات مذهبی به مذاکرات علمی، تأکید بر اخلاق به عنوان زیر بنای فرهنگ اسلامی، مسئولیت پذیری فرهنگی، پرهیز از قرائت های منفعلانه در حوزه فرهنگ دینی و استفاده از ابزارها و قالب های فرهنگی در حوزه نشر فرهنگ و آموزه های مذهبی اشاره کرد.
۲۷۸۴.

تبیین تاریخی مؤلفه های همگرایی از منظر امام جواد (علیه السلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۷ تعداد دانلود : ۴۲۴
ظهور و حضور اندیشه های متنوع و متعدد فکری و فرهنگی در جهان اسلام پس از رحلت رسول الله(ص) تا به امروز، چالش ﻣﺴﺌﻠﮥ همگرایی امت اسلام را رقم زده است. دوره امامت امام جواد(ع) (203تا220ق/825تا882م) نیز فصل رونق فرقه گرایی، جریان سازی فکری ، قیام ها، شورش های داخلی و تعرض های خارجی علیه خلافت اسلامی بود. فعالیت این گروه ها در شبهه افکنی، امت اسلامی را تهدید می کرد. یکی از تهدیدها، تفرﻗﮥ امت بود. مواﺟﻬﮥ امام جواد(ع) با عوامل تفرقه انگیز، در تقویت و ایجاد همگرایی نقش بسزایی داشت. این مقاله با پرسش چیستی مؤلفه های راهبردی همگرایی از منظر امام جواد(ع)، به شیوه توصیفی تحلیلی و با استناد به کتاب های تاریخی و حدیثی و رجالی، درصدد است با شناخت این مؤلفه ها در سیره امام در موقعیت هایی نظیر مناظره ها و مواجهه با خلفا و جریان های فکری، الگویی از روش های نیل به همگرایی اسلامی ارائه کند. آموزه های حضرت در قالب مؤلفه های تصحیح باورهای کلامی توأم با احترام، نداشتن تنش در مناسبات سیاسی، حُسن خُلق، تمسک به قرآن و سنت و برائت از افراط گرایی اسلامی نمود یافت. فرﺿیﮥ مقاله آن است که امام جواد(ع) بر مبنای اندیشه های بنیادین اسلامی، ریشه های واگرایی را در درک نکردن حقیقت دین و برتری جویی و تمایلات جدایی طلبانه می دانستند. اقدامات امام در راستای همگرایی امت در قالب تدابیر صحیح در تعامل با جریان های مختلف و زدودن شبهات و اجتناب از هرگونه اقدام واگرایانه در برابر یکپارچگی امت اسلامی بوده است.
۲۷۸۵.

آداب تاریخی و اجتماعی ترکان، عناصر و متعلقات آن در شعر حافظ شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۱ تعداد دانلود : ۴۲۲
پدیده ها و رویدادهای اجتماعی و تاریخی در هر دوره ای، اگر اصالت داشته باشند، در قلمرو ادبیات آن دوره نیز وارد می شوند. ورود، همنشینی و جذب ترکان در جامعه ی ایرانی، به مثابه ی پدیده ای نوظهور و بی سابقه، از زمره ی پدیده هایی است که دامنه ی آن به متون ادبی، از جمله دیوان حافظ نیز کشانیده شده است. چگونگی تجلّی ویژگی های این پدیده ی تاریخی و اجتماعی در دیوان حافظ، نیز میزان توفیق و شناخت وی از به کارگیری عناصر و متعلّقات آن در اشعارش، موضوع شایسته ی درنگی است که چندان به آن پرداخته نشده است. این جستار با رویکردی توصیفی تحلیلی درصدد پاسخگویی به این سؤالات است که دیوان حافظ چه ویژگی ها و عناصری از حضور ترکان در دیوانش را بازتولید کرده و شناخت و میزان توفیق شاعر از استعمال این دسته از مفاهیم و عناصر در دیوانش چگونه بوده است؟ یافته ها بیانگر آن است که دیوان حافظ عرصه ای تقویت بخش برای بازتولید آداب و ویژگی های اجتماعی، تاریخی، رفتاری و فردی ترکان، در کنار طبقه ی غلامان و کنیزان به عنوان طبقه ای برآمده از حضور ترکان در جامعه ی ایرانی شده است. اشاره به پاره ای از آداب و ویژگی های تاریخی، اجتماعی و فردی ترکان، چون: غارتگری، شجاعت، زیبایی، پرخاشگری، شهرآشوبی در کنار قبیله، کاکُل و کلاه آنان، نیز اسامی و نام های مرسوم ترکان، غلامان و کنیزان از قبیل: بنفشه، فرخ، زهره و ایجاد فضای شگفت انگیز حسی و ذهنی از آن از طریق ایهام تناسب و دیگر صناعات ادبی، بیانگر آگاهی بالای حافظ از جذب و همنشینی این گروه اجتماعی در جامعه ی ایرانی و کشانده شدن آن به دیوان وی است.
۲۷۸۶.

راهبردهای سامانیان در مواجهه با قدرت های زمان در سال های پایانی حکومت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۳۳۵
سامانیان از مهم ترین حکومت های شرق جهان اسلام در قرن چهارم هجری بودند. حکومت سامانی که در ابتدا با تکیه بر عوامل و عناصر جغرافیایی، سیاسی و دیوانسالاری کارآمد، حاکمیت قوی داشتند، در سال های پایانی حاکمیّت به دلیل اتخاذ سیاست خارجی متزلزل و تدافعی دچار ضعف و انحطاط شدند. هدف این مقاله شناخت مناسبات سامانیان با قدرت های زمانشان: خلافت عباسی، آل بویه، ملوک اطراف و قراخانیان می باشد. روابط سامانیان با ملوک اطراف(حکام تابعه)به سبب ضعف ساختاری حکومت و راهبرد تدافعی و انفعالی آنان بهم خورد و این قدرت ها با رقبای سامانیان از جمله قراخانیان و آل بویه تعاملاتی داشتند که نتیجه آن زوال سامانیان بود. سئوالاتی که این پژوهش در پی پاسخ آنست، راهبرد تدافعی سامانیان چه نقشی در زوال آنان داشت؟ سیاست تقابلی سامانیان در برابر خلافت چرا نتیجه بخش نبود؟ تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی بوده و یافته های تحقیق نشان می دهد که سامانیان با راهبردی تدافعی نتوانستند تعادل مناسبی در روابط خود با ملوک تابعه خود، امرای مدعی و رقبای خارجی (قراخانیان و آل بویه) به وجود آورند این امر در زوال آنان نقش تعیین کننده ای داشت. همچنین تقابل سامانیان با خلافت عباسی که ریشه در رقابت با آل بویه داشت موجب بهره گیری رقبا در کسب مشروعیت از خلافت شد.
۲۷۸۷.

بررسی پدیدۀ غزا (جهاد) در مرزهای شمالی قفقاز از خلافت اموی تا جنگ ملازگرد (40ق-463ق/660- 1071م)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۱ تعداد دانلود : ۳۷۲
غزا مفهومی مرکزی در گفتمان دولت اسلامی از دوره پیامبر اسلام (ص) بود. اصطلاح غزا ریشه در غزوه یا جنگ های مسلمانان با کفار داشت که پیامبر اسلام خود عهده دار فرماندهی آن ها بود. پس از درگذشت پیامبر اسلام مورخانی مانند واقدی، مغازی (جمع غزا/ غزوه) را برای جنگ های پیامبر اسلام و فتوح (جمع فتح) را برای جنگ های پس از پیامبر و تصرف سرزمین های دو امپراتوری روم و ایران به کار می بردند. کتاب هایی مانند فتوح البلدان بلاذری و فتوح ابن اعثم و مجموعه فتوح جزیره و... از واقدی نمونه های چنین برداشتی از فتوح هستند؛ اما از دوران اموی و به ویژه در دوران عباسی به تدریج واژه غزا به جای اصطلاح غزوه، جهاد و فتوح نشست و به کلیدی ترین واژه و مفهوم مسلط ادبیات دینی در جنگ با غیرمسلمانان تبدیل شد. در این دوران، غزا به هرگونه جنگی میان مسلمانان در دارالکفر (سرزمین های غیراسلامی) با کفار (غیرمسلمانان) اطلاق گردید. گاه آنان را مطوعه هم می نامیدند که منظور همان غازیان داوطلب است. حوزه های جغرافیایی غزا در شرق با ترکان و چینی ها، در غرب با رومیان و در شمال با روس ها، گرجیان، ارامنه و خزرها (ترکان) بود. غزا در ظاهر برای گسترش اسلام بود، اما وسیله ای برای کسب غنایم و توسعه ارضی و گرفتن کنیز و برده نیز بود و سبب تقویت مشروعیت حاکمان نزد مردم می شد. در این مقاله به بررسی غزای فرمانروایان مسلمان با غیرمسلمانان در مرزهای شمالی قفقاز از دوران خلفای اموی تا جنگ ملازگرد (40-463ق/660- 1071م) پرداخته می شود. مسئله اصلی پژوهش نشان دادن این موضوع مهم است که غزای قفقاز تنها در جغرافیای دو دولت ساسانی و روم شرقی به پیروزی منجر شد و در جاهایی مانند روسیه هیچ موفقیتی به همراه نداشت. در این دوره چهارقرنه فرمانروایان مسلمان با گروه های قومی مختلفی مانند ارمنی، گرجی، خزر، آلان، لزگی، روس و... در قفقاز جنگیدند؛ اما نکتۀ مهم آن است که تنها در مناطقی پیروز شدند که جزو قلمرو ساسانیان و بیزانس یا وابسته به آنان بود. مسلمانان اعم از اعراب، سغدیان، دیلمیان، کردها و ترکان که در چارچوب سه نظام خلافت عربی، دولت های محلی و سلطنت سلجوقی در طول 4 قرن به ترتیب در قفقاز صاحب دولت و قدرت شدتد، هیچ وقت نتوانستند خارج از مرزهای ایران ساسانی و روم شرقی در ماوراء قفقاز موفقیت پایداری به دست بیاورند. آنان با وجود آن که تا قرن پنجم توانسته بودند در دیگر ثغور دارالاسلام مانند چین، هند، آناتولی، اندلس، افریقا و... از محدودۀ فتوحات دورۀ خلفای راشدین فراتر بروند، در جبهه قفقاز شمالی (ماوراء قفقاز) و در مواجهه با روس ها و دیگر قبایل شمال قفقاز متوقف شدند و در همان محدودۀ اولیه باقی ماندند و پیشرفت چندانی به دست نیاوردند.. هرچند پژوهش های زیادی درباره فتوحات اسلامی در قفقاز صورت گرفته است، اما تاکنون هیچ کدام از آن ها به این موضوع توجهی نکرده و برایشان مسئله هم نبوده است. تقسیم کردن غزا در قفقاز به سه دورۀ زمانی مشخص با ویژگی های متفاوت و نشان دادن محدود ماندن جهاد و پیروزی مسلمانان در چارچوب مرزهای دولت ساسانی و روم در قفقاز و عدم تصرف سرزمین های ماوراء قفقاز از جمله قلمرو روس ها و حتی قرار گرفتن در موقعیت تدافعی موضوعی است که این مقاله در صدد بررسی و علت یابی آن است. ازآنجاکه هدف اصلی این مقاله، نشان دادن انطباق جغرافیای فتوحات اسلامی در قفقاز بر مرزهای شمالی ساسانیان در این منطقه است، طبیعتاً ماهیت بحث، توصیفی است؛ اما با وجود این تلاش شده است در حد امکان تفاوت های غزا در هر دوره تاریخی مشخص و علت اصلی عدم پیشروی مسلمانان به ماوراء قفقاز روشن شود.
۲۷۸۸.

مؤلفه های هویت ملی ایرانی در دیوان ابوالقاسم لاهوتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۶ تعداد دانلود : ۴۶۴
ارزیابی اندیشه های اقوام و نخبگان ایرانی دربارۀ هویت ملی شان امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته است تا راه همگرائی و اتحاد ملی ایرانیان هموارتر شود. مسئله این مقاله تأمل دربارۀ آراء و ایده های ابوالقاسم لاهوتی دربارۀ هویت ملی ایرانی است. پژوهش حاضر، به منظور بررسی مؤلفه های هویت ملی ایرانی در دیوان اشعار لاهوتی صورت گرفته است و نویسنده، با استفاده از روش تحلیل محتوا، به بررسی و ارزیابی یک سری متغیرهای ازپیش تعیین شده در دیوان اشعار لاهوتی پرداخته است. بدین معنی که برای بررسی مؤلفه های چهارگانه هویت ملی ایرانی شامل ارزش های ملی و باستانی، ارزش های فرهنگی دورۀ پس از اسلام، ارزش های دینی، ارزش های مدرن و غربی، سنجه های مشخصی درنظر گرفته شده و نویسنده به شمارش و احتساب نمادهای مربوط به آن متغیر ها در محتوای اثر نام برده پرداخته است. نتایج این پژوهش بیانگر این است که لاهوتی به عنوان شاعر و مبارزی وطن پرست، همواره به ارزش های ملی و فرهنگی هویت ایرانی وفادار بوده و تلاش برای نگارش آثاری به سبک شاهنامه همچون ایران نامه توسط ایشان و ترجمه شاهنامه فردوسی به زبان روسی توسط لاهوتی و همسرش تأییدی است بر تعهد شاعر نسبت به وطنش و حفظ و گسترش ارزش های ایرانی در جهان. به عبارت دیگر، لاهوتی، به رغم تحولات فکری و ایدئولوژیکی که در دوران تبعید و دوری از ایران، تجربه کرده، اما ایران گرایی و عشق به میهن و آرزوی دیدار وطن، جزء لاینفک اندیشه های شاعر بوده است. ضرورت و اهمیت موضوع، بیان سهمی است که نخبگان ملی گرای کرمانشاهی درتاریخ معاصر در وحدت و همگرایی بین اقوام ایرانی داشته اند.
۲۷۸۹.

بازنمایی وجوه فرهنگی - تاریخی طریقت قتالی در گرمسیرات فارس در قرون هفتم و هشتم قمری براساس تذکره نویافته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۴۶
طریقت قتالی توسط «شاه سیف الله قتال» (578-674 ه.) از عرفای قرن هفتم ه.ق پایه گذاری شده است. همزمان با هجوم هولاکو به بغداد، شاه سیف الله قتال و همراهانش از طریق بصره وارد سواحل خلیج فارس شدند.شاه سیف الله قتال به دلیل امنیت مسیر تجاری کیش، در نواحی پس کرانه ای آن یعنی در عمادده استقرار یافت و توانست از اتابکان فارس معافیت مالیاتی و با حاکمان لار رابطه محکم ایجاد کند.میراث فکری و فرهنگی این طریقت، به صورت تذکره های منظوم تحفه القلوب (اثر سید ابراهیم سید خلیل) و منثور تحفه الراغبین (سیدعلی بن سید حمدی)، در منطقه جنوب فارس و هرمزگان موجود است. از آن جا که این منابع، تا کنون به طور کامل معرفی نشده اند، این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی - تحلیلی، وجوه تاریخی– فرهنگی این طریقت را، با تأکید بر نسخه های خطی نویافته، به عنوان یک مسئله تاریخی، مورد پرسش قرار دهد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد این طریقت، از طریق امنیت نواحی خلیج فارس بعد از هجوم مغولان توانست جایگاه فکری - فرهنگی مهم به دست آورد
۲۷۹۰.

مطالعات میکروسکوپی و ساختارشناسی زیور آلات مفرغی به دست آمده از محوطه های عصر آهن شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۴ تعداد دانلود : ۵۳۲
در تبیین باستان شناسی عصر آهن، مطالعه آثار فلزی به دلیل ارزش های فنی نهفته در آن ها از اهمیت خاصی برخوردار است و مطالعه روش های ساخت آثار فلزی، درک ما را نسبت به مراکز صنعتی فلزگری، سبک شناسی و معادن قابل دسترس، بالا می برد. هدف از این پژوهش، شناخت روش های ساخت و آنالیز عنصری زیور آلات مکشوف از محوطه های عصر آهن شمال غرب ایران، با استفاده از آزمایش متالوگرافی و دستگاه آنالیز عنصری SEM-EDS می باشد. در عصر آهن ساخت اشیاء فلزی به ویژه اشیائی که دارای تزئینات زیادی هستند، گسترش چشمگیری پیدا می کند؛ لذا شناخت روش های ساخت و نوع آلیاژی که در آن ها به کار رفته است، از موارد ضروری این تحقیق محسوب می شود. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است؛ برای ساخت زیور آلات مکشوف از محوطه های عصر آهن شمال غرب، بیشتر از چه روش هایی استفاده می شده است؟ و یا بیشترین عناصری که در ساخت این اشیاء استفاده شده، چه عناصری بوده است؟ فرضیه پژوهش حاضر این است که در این محوطه ها، بیشتر زیور آلات به روش چکش کاری گرم و ریخته گری ساخته شده اند و در ساختار خود دارای مقدار زیادی قلع هستند، که از آن برای استحکام و شکل پذیری بیشتر آلیاژ مس و قلع (مفرغ)، استفاده می کردند. در این پژوهش هشت نمونه از زیور آلات مکشوف از محوطه های عصر آهن شمال غرب ایران، که به لحاظ جغرافیایی بسیار نزدیک به هم قرار داشتند، مورد آزمایش متالوگرافی و آنالیز عنصری قرار گرفتند. در این آزمایش با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به دستگاه آنالیز عنصری SEM-EDS روش های ساخت این اشیاء فلزی و عناصر تشکیل دهنده آن ها مشخص گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که عمده ترین روش های ساخت این اشیاء فلزی، چکش کاری گرم بوده است، ولی آن دسته از اشیائی که دارای حجم زیادی بودند، با استفاده از روش ریخته گری ساخته شده اند؛ هم چنین بیشترین عنصری که برای بالا بردن استحکام و شکل پذیری اشیاء استفاده شده، عنصر قلع بوده است.
۲۷۹۱.

پژوهش های باستان گیاه شناختی در قلعه بمپور، بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۳۸۹
مجموعه تاریخی بمپور در حوزه جغرافیایی و فرهنگی مکران - جازموریان، در دشتی هموار در ضلع شمال غربی بمپور مرکز شهرستان بمپور واقع شده است. آثار آتش سوزی گسترده و خاکستر بقایای مواد سوخته شده، یکی از نمود های بارز قلعه است که تقریباً در همه جای آن دیده شده و منحصر به مکان هایی مانند چاله دورریز یا آشپزخانه نمی شود. تنوع و فراوانی آثار سوخته شده این اجازه را داد تا از آن ها برای مطالعات تخصصی باستان گیاه شناسی استفاده شود. این پژوهش به ارائه نتایج حاصل از مطالعه بقایای گیاهی موجود در نهشته های برداشت شده از دورریز و بقایای ناشی از آتش سوزی متعلق به لایه های سطحی و فوقانی دوره قاجار، حداکثر تا عمق یک متری کارگاه های کاوش در قلعه بمپور می پردازد. اهدف اصلی از انجام این مطالعات، شناخت پوشش گیاهی پیرامون قلعه و منطقه، نوع گیاهان استفاده شده توسط ساکنان قلعه و شناخت بخشی از تغذیه ساکنان و وجود احتمالی آثار رستنی های غیربومی بود. مشاهده میکروسکوپی و شناسایی 2.301 قطعه زغال چوب، چوب، دانه، اجزاء ساقه و میوه به دست آمده از کانتکست های مذکور نشان داد که پوشش درختی پیرامون قلعه در دوره قاجار شامل درختانی مانند: گز، بید، آکاسیا، کهور و خرما بوده و از چوب این درختان برای سوخت (به ویژه گز) یا به عنوان مصالح ساختمانی در جهت مقاوم سازی بناها (بید، آکاسیا و کهور) استفاده می شده است. اکولوژی و پراکنش جغرافیایی گیاهان شناسایی شده، گواه بر بومی بودن آن هاست. بقایای گیاهان کشت شده مانند: غلات (گندم و جو)، میوه ها (خرما) و صیفی جات (هندوانه و خربزه) در میان بقایای ناشی از آتش سوزی حکایت از فعالیت های کشاورزی منطقه دارد. علاوه بر این، گواه دیگری بر این امر، بذرهای سوخته گیاهان خودرو یا علف های هرز شناسایی شده نظیر: چاودار، مرغ، جاروعلفی، گندمیان خودرو، ماشک، گَوَن، یونجه، اسفناجیان، سیاه شور، علف هفت بند، واکاریا، سریشک و جگن هستند که با آبیاری در مزارع کشاورزی روییده اند.
۲۷۹۲.

گاه نگاری نسبی عصر مفرغ جبهه شمالی البرز مرکزی برپایه گونه شناسی سفال های محوطه قلعه بن بابل، مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۱ تعداد دانلود : ۴۷۹
در جبهه شمالی البرز مرکزی که شامل جبهه های طبیعی-فرهنگی مازندران و گرگان می شود، تاکنون پژوهش کامل و جامعی در زمینه گاه نگاری برپایه داده های سفالی و مطالعه تسلسل فناوری و گونه شناختی سفال دوران پیش از تاریخ، به ویژه در عصر مفرغ صورت نپذیرفته است. عدم موجودیت گاه نگاری مطلق برروی داده های حاصل از کاوش محوطه های عصر مفرغ و آهن در منطقه موجب گردید تا اکثر مجموعه های سفالی به خصوص سفال های خاکستری در این مناطق که ازطریق بررسی های باستان شناسی و یا بعضاً ازطریق کاوش به دست آمده اند، در توصیف، طبقه بندی و تحلیل گاه نگاری آن ها، عمدتاً تحت تأثیر رویکردهای تاریخ فرهنگی قرار گرفته و این سفال های خاکستری را به عصر آهن انتساب داده اند. البته گاهی شاهد نسبت دادن آن ها به عصر مفرغ به شکلی کلی و بدون تعیین مراحل سه گانه این دوره هستیم؛ بنابراین نبود طبقه بندی و گونه شناسی سفال در چارچوب علمی و تطبیقی و منطبق بر لایه نگاری و گاه نگاری، یکی از مسائل مهم باستان شناختی این منطقه در عصر مفرغ است. نگارندگان مقاله حاضر ازطریق مطالعات فنی، تطبیقی، گونه شناسی، گاه نگاری و طبقه بندی سفال های عصرمفرغ حاصل از کاوش محوطه قلعه بن بابل و با تکیه بر گاه نگاری مطلق کوشیده اند که یک هم سنجی و گاه نگاری مقایسه ای برای این دوره ارائه نموده و تعاملات فرهنگی در مقیاس منطقه ای و فرامنطقه ای را تحلیل کنند. سفال های عصرمفرغ این محوطه با نمونه های مکشوف از: گوهر تپه، یاقوت تپه، تپه قلعه کش، تپه قلعه پی، تپه ترکام و تپه عباسی در شرق مازندران، شاه تپه، ترنگ تپه و نرگس تپه در گرگان، و هم چنین تپه حصار در دشت دامغان قابل مقایسه هستند؛ درحالی که نتیجه مطالعه تطبیقی سفال های قلعه بن بیانگر پیوندهای فرهنگی بخش مرکزی مازندران با نواحی شرقی آن و دشت های گرگان و دامغان در عصر مفرغ است، کشف چند قطعه سفال از گونه یانیق (کورا-ارس) در این محوطه، جستار تازه ای در زمینه احتمال ارتباط این منطقه با خاستگاه های این سفال (شاید شمال غرب ایران) در نیمه دوم هزاره سوم پیش ازمیلاد می گشاید.
۲۷۹۳.

385 KR: شواهد کوچ نشینیِ باستان در عصرآهن از منطقه کوهرنگ بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۳۳۶
منطقه چهارمحال و بختیاری در چند دهه گذشته، به عنوان یکی از مهم ترین خاستگاه های معیشت مبتنی بر کوچ نشینی، همواره موردتوجه باستان شناسان بوده است. در این بین، منطقه کوهرنگ به عنوان یکی از اصلی ترین قلمروهای عشایری ایل بزرگ بختیاری جایگاهی ویژه دارد. شمار اندک پژوهش های انجام شده در این منطقه و نبود آگاهی های کافی باعث شده برخی از پژوهشگران از متأخر بودن پیشینه این شیوه معیشتی صحبت به میان آورند. برخلاف این امر، پژوهش های اخیر نشان می دهند که دست کم قدمت شیوه معیشت مبتنی بر کوچ نشینی در منطقه کوهرنگ به هزاره پنجم پیش ازمیلاد برمی گردد. دو فصل کاوش های نجات بخشی انجام شده در منطقه بیرگان، به دلیل ساخت سد و تونل سوم کوهرنگ، امکان مناسبی به دست داده که باعث شده اکنون آگاهی های درخور بیشتری در ارتباط با شیوه معیشتی مردمان این منطقه در اختیار داشته باشیم. آگاهی از ماهیت محوطه و آشنایی با جنبه های گوناگون زندگی کوچ نشینی باستان، به عنوان اهداف اصلی و پی بردن به میزان تعاملات فرهنگی احتمالیِ این منطقه با مناطق پیرامونی ازجمله دشت های پست خوزستان و نواحی زاگرس مرکزی از مهم ترین پرسش های این پژوهش به شمار می آید. با وجود ارتباطات نزدیک منطقه بختیاری با دشت های خوزستان، فرض اصلی در این پژوهش آن است که، براساس شواهد، افزون بر هزاره پنجم پیش ازمیلاد، منطقه کوهرنگ بختیاری در عصرآهن نیز با بخش هایی از زاگرس مرکزی روابط فرهنگی داشته است. رویکرد کاوش محوطه برای ثبت لایه ها و پدیدارهای کاوش شده، استفاده از شیوه لوکوس بندی بوده و روش تحقیق در این نوشتار، متشکل از گردآوری و مطالعه نوشته های مرتبط با پژوهش های پیشین منطقه کوهرنگ و ارائه نتایج به دست آمده از کاوش محوطه موردنظر است. در یک نگاه کلی، مقایسه های تطبیقی انجام شده برروی فرم و نقش سفال های به دست آمده از کاوش این محوطه، شباهت هایی را با برخی از محوطه های مربوط به ادوار مفرغ و آهن زاگرس مرکزی نشان می دهد، موضوعی که آزمایشات کربن14 نیز عصرآهنی بودن محوطه را تأیید نموده است. افزون بر وجود روابط فرهنگی بین دو منطقه کوهرنگ بختیاری و زاگرس مرکزی، تشابهات فرمی و نقشی سفال های این محوطه با محوطه های پیش گفته حاکی از آن است که سنت های سفالی عصرمفرغ تا عصرآهن نیز تداوم داشته است.
۲۷۹۴.

توصیف، طبقه بندی و گونه شناسی سفال های اشکانی شهرتپه درگز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۲ تعداد دانلود : ۶۰۴
سفال فراوان ترین و یکی از مهم ترین داده های باستان شناسی در فهم مشخصات فرهنگی ادوار تاریخی است. سفال اشکانی در تمامی قلمرو این امپراتوری یکسان نبوده و می توان آن را به چند منطقه جغرافیایی-فرهنگی متمایز تقسیم نمود. یکی از این مناطق جغرافیایی شمال شرق ایران است. محوطه شهرتپه به واسطه دو فصل کاوش باستان شناسی یکی از معدود محوطه های کاوش شده اشکانی در شمال شرق ایران است. یکی از داده های باستان شناسی این محوطه، ظروف و قطعات سفال دوره اشکانی است. گونه شناسی قطعات سفال شهرتپه به منظور دستیابی به الگوی سفال اشکانی در شمال شرق ایران مهم ترین پرسش تحقیق حاضر است؛ لذا در تحقیق حاضر، تلاش می شود با روش توصیفی-تحلیلی، قطعه سفال های اشکانی شهرتپه ازنظر فرم شناسی ارزیابی گردد و با مقایسه این قطعات سفال با نمونه های مشابه، الگویی از مشخصات سفال اشکانی در شمال شرق ایران پیشنهاد گردد. بررسی گونه شناسی و مطالعات تطبیقی قطعات سفال شهرتپه نشان می دهد، کوزه، خمره، تنگ، دیگ، دیگچه، آبریز، کاسه و پیاله درکنار ظرف معروف به میثاق، فرم های سفالی یافت شده از دو فصل کاوش باستان شناسی شهرتپه است. این گونه های سفالی که از اوایل تا سده های متأخر اشکانی را دربر می گیرند، با قطعه سفال های مرو، نسا، قومس، چارسدا، شمشیرغار، آی خانم، حسنی محله، تل اسپید، تپه یحیی، گورستان بردسیر، گوری کهنه، نادعلی، جنوب بلوچستان، خورهه، گورستان سنگ شیر همدان، قلعه اژدهاکو بیستون قابل مقایسه است. به علاوه، کشف جوش کوره در دومین فصل کاوش محوطه نشان می دهد شهرتپه یکی از مراکز تولید سفال در دوره اشکانی در شمال شرق ایران بوده است. نبود گونه های لعاب دار، کمبود گونه های منقوش و فراوانی گونه های ساده، وجه بارز سفال های شهرتپه است. گونه های سفالی که اغلب کاربری روزمره داشته و با استناد به مطالعات تطبیقی، بخشی از خانواده سفال اشکانی در شمال شرق ایران بوده است.
۲۷۹۵.

بررسی یافته های فرهنگی (کاشی و سفال) محوطه تاریخی کهنه گوراب، شهرستان املش و پیشنهادی برای گاه نگاری محوطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۴۱۴
محوطه های وابسته به سلسله های محلی در شمال ایران، ازجمله مهم ترین منابع برای درک حاکمیت سیاسی و فرهنگی این منطقه به شمار می رود. دیرپایی برخی از سلسله های محلی موجب شکل گیری استقرارهای قابل توجهی در بسترهای متفاوت محیطی، ازجمله مناطق کوهستانی تا جنگلی گردیده است. کهنه گوراب واقع در دهستان املش شمالی یکی از نمونه های قابل ذکر در این زمینه است. این محوطه، ازجمله مناطق آباد در زمان حکومت آل کیا در شرق گیلان بود. به دلیل توجه باستان شناسان به گورستان های دوران تاریخی و عدم توجه به محوطه های وابسته به سلسله های محلی اسلامی، دانش ما در زمینه محوطه های اسلامی گیلان بسیار اندک است. شناخت و تحلیل موقعیت مکانی و ارتباطی کهنه گوراب به عنوان یکی از بسترهای استقراری تحت سیطره سیاسی-فرهنگی خاندان آل کیا در گیلان انجام پژوهش پیشِ رو را ضروری نموده است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش ها برآمده است که، با توجه به یافته های فرهنگی (کاشی ها و سفال ها) محوطه کهنه گوراب املش از منظر گاه نگاری نسبی و در تناظر با متون تاریخی مرتبط، چه بازه زمانی برای این محوطه را می توان پیشنهاد داد؟ و ارتباط درون و برون منطقه ای محوطه کهنه گوراب با محوطه های پیرامونی چگونه قابل توضیح است؟ مهم ترین هدف پژوهش، تبیین گاه نگارانه و هم چنین بررسی روابط فرهنگی درون و برون منطقه ای براساس داده های فرهنگی تعریف شده است. روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی-اسنادی و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. نتیجه آن که مهم ترین یافته های فرهنگی محوطه کهنه گوراب، ازجمله قطعات کاشی با لعاب تک رنگ و نقوش گیاهی و هم چنین سفالینه ساده با نقش کنده، گلابه ای، سفالینه لعاب دار با لعاب تک رنگ، نقش کنده زیرلعاب، لعاب پاشیده، اسگرافیتو، نقاشی زیرلعاب مانند فیروزه قلم مشکی، آبی و سفید حاکی از ارتباط فرهنگی با مناطق همجوار خود مانند تپه پنج پیران لاهیجان، شهر اسلامی گسکر، قلعه لیسار تالش (درون منطقه ای) است و هم چنین نشانگر روابط با محوطه های شاخصی چون: آمل، جرجان، نیشابور، ری و ساوه (برون منطقه ای) است. گاه نگاری تطبیقی و مقایسه ای این محوطه نشان داد استقرار دست کم از قرن 3 یا 4 ه .ق.، آغاز شده و تا سده های 8 تا 10 ه .ق.، یعنی هم زمان با حکومت خاندان آل کیا در شرق گیلان تداوم داشته است. با به قدرت رسیدن شاه عباس بزرگ صفوی، کم کم این محوطه اعتبار خود را از دست داد و زلزله های متوالی هم زمان با عصر قاجاریه مزید بر علت گردید و بخش های قابل توجه این محوطه را تخریب نمود.
۲۷۹۶.

مدیریت منابع و راهبردهای معیشتِ مبتنی بر باغ داری و کشاورزی در بُرخوارِ عصر قاجار (بر پایه داده های باستان شناسی و متون تاریخی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۳۷۶
دشت بُرخوار در شمال اصفهان با خاک آبرفتی حاصل خیز و بیش از یک صد رشته قنات، در عصر قاجار کشاورزی و باغ داری پررونقی داشت. هم چنین موقعیت آن در شاهراه اصفهان به مرکز حکومت، صدور محصولات را به نواحی دیگر آسان می نمود. بر این اساس، مسأله اصلی این مقاله، چگونگی اثرگذاریِ کشاورزی و باغ داری بر معیشت ساکنان بُرخوار است. پرسش ها این است که مدیریت منابع آب و خاک در دشت برخوار در عصر قاجار چگونه بود و کشاورزی و باغ داری در راهبردهای معیشتیِ ساکنانِ آن چه جایگاهی داشت؟ ویژگی های معماری مرتبط با باغ داری و کشاورزی در دشت برخوار چه بود؟ روش گردآوری داده ها، اسنادی و میدانی و روش پژوهش، تاریخی و توصیفی-تحلیلی است. نتایج نشانگر مالکیت اربابان و مالکان بزرگ بر اغلب اراضی کشاورزی و باغ ها و مالکیت خرده مالکان بر برخی دیگر از زمین ها و باغات است. کمبود منابع آب سطحی، به توسعه روش های استخراج آب زیرسطحی منجر شده و بیش از یک صد رشته قنات در دشت بُرخوار، به پایداری اقتصاد کشاورزی و باغ داری کمک می کرد. مدیریت و نوبت بندی گردش آب قنات ها بر پایه حجم آب دهی، تعداد خانوار، نوع کشت، وضع زمین و قوانین منطقه ای صورت می گرفت. هم چنین بر پایه شواهد باستان شناسیِ دوره قاجار در این دشت ازجمله «باغ ها و خانه باغ های نامنظم با نقشه ارگانیک» و «باغ های منظم اربابی با نقشه از پیش طراحی شده»، کشت وزرع به شیوه های کشت «معیشتی» و «تجاری» بود. در اوایل دوره قاجار، کشت معیشتی و در نیمه دوم عصر قاجار، همانند سایر نقاط ایران، کشت تجاری در بُرخوار رایج بود و درآمد کشاورزی تجاری به تأمین معاش و نیازهای زیستی اختصاص می یافت. تحلیل محتوای کتب قاجاری نیز نشانگر راهبردهای معیشتی فوق در دشت برخوار است. چنان که درکنار کشت معیشتیِ گندم، جو، حبوبات، صیفی جات و برخی میوه ها، کشت تجاری خربزه و پنبه به تقویت توان اقتصادی و تأمین معاش مبتنی بر درآمدهای کشاورزی کمک می کرد..
۲۷۹۷.

بررسی نسبت تاریخ و روایت در فراداستان تاریخ نگارانه «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی اش» اثر جمشید خانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۳۲۳
بررسی نسبت تاریخ و روایت در فراداستان تاریخ نگارانه «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی اش» اثر جمشید خانیان ایوب مرادی [1] چکیده گسترش اندیشه پسامدرن و رویکردهای پساساخت گرایانه در جهان معاصر، تغییرات عمده ای در نگرش های اساسی انسان ایجاد کرد. یکی از زمینه های مهمی که متأثر از این موضوع به تغییرات عمده ای دچار شد، نسبت میان داستان و تاریخ است. سالیان سال اندیشمندان علوم انسانی، به جدایی ژرف میان این دو عرصه قائل بودند. تاریخ، علمی تلقی می شد که به بازنمایی واقعیت می پردازد و ادبیات عرصه جولان تخیّل به شمار می آمد. اندیشه پسامدرن ضمن به چالش کشیدن فرض یادشده، این ایده را مطرح کرد که گزارش تاریخی هم گونه ای از روایت است و نویسندگان آثار تاریخی همچون داستان نویسان در انتخاب و بیان وقایع تاریخی از پیرنگی استفاده می کنند که مأخوذ از قوه خیال است. لیندا هاچن بر پایه این ایده و همچنین مفهوم فراداستان، نوع جدیدی از داستان تاریخی را پیشنهاد کرد که در آن نویسنده ضمن آشکارکردن شگردهای داستان نویسی، به شکلی آگاهانه درصدد تحریف تاریخ برمی آید. رمان نوجوان «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی اش» اثر جمشید خانیان، یکی از نمونه های قابل توجه در این نوع است. نویسنده در این اثر کوشیده با استفاده از قالب فراداستان، به موضوع تاریخی آتش سوزی سینمارِکس آبادان بپردازد. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی ، در پی واکاوی رمان یادشده از نگاه اصول فراداستان های تاریخ نگارانه است. نتایج نشان می دهد که نویسنده رمان ضمن استفاده صحیح از برخی شگردهای فراداستانی همچون آشکار کردن تصنع (داستانِ نوشتن داستان)، اتصال کوتاه، سلب اقتدار مؤلف و فرجام چندگانه، در اثنای داستان به خوبی به موضوع تأثیر دو عنصر ناخودآگاه و تخیّل بر فرایند نگارش داستان های تاریخی پرداخته است. واژگان کلیدی: پسامدرنیسم، فراداستان تاریخ نگارانه، لیندا هاچن، رمان نوجوان، رمان «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی اش» دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران. Ayoob.moradi@pnu.ac.ir تاریخ دریافت : 19/5/1400 – تاریخ تأیید 25/8/1400
۲۷۹۸.

تأثیر خطبه های معاویه بر ایجاد انسجام لشگر شام در جریان نبرد صفین بر اساس رویکرد گفتمانی نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۴ تعداد دانلود : ۵۷۴
نبرد صفین در صفر سال ۳۷ق. در سرزمین صفین که در ناحیه غرب عراق بین رقه و بالس قرار دارد، میان امام علی(ع) در رأس سپاه کوفه و معاو یه بن ابوسفیان به همراهی مردم شام به وقوع پیوست. یکی از نکات جالب توجه در این نبرد که تاکنون به لحاظ علمی چندان مورد بررسی قرار نگرفته، بحث یکدستی و هماهنگی سپاه شام در این نبرد است؛ امری که امام(ع) در خطبه 25 نهج البلاغه ، هنگام وصف سپاهیان شام به آن اشاره کرده و بیشتر منابع تاریخی نیز به آن اذعان کرده اند. نگارندگان پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی، به عنوان رویکردی بین رشته ای علوم اجتماعی که رابطه بین زبان، قدرت، ایدئولوژی و گفتمان را مورد بررسی قرار می دهد، درصدد بررسی تأثیر سخنان معاویه بر این اتحاد و هماهنگی بوده اند. بر همین اساس، با استفاده از رویکرد نورمن فرکلاف با روش تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی سخنرانی های معاویه در خلال نبرد صفین و در میان شامیان پرداخته و آنها را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مورد بررسی قرار داده اند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده بهره برداری توأمان معاویه از سنت و دین برای تولید عوامل انگیزشی و وحدت آفرین در میان مردم شام طی نبرد صفین است.
۲۷۹۹.

آغاز و انجام مناسبات بازرگانی ایران – آلمان از راه دریای خزر: پژوهشی در تعاملات برلین- مسکو در ایران (1922- 1924)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۷ تعداد دانلود : ۳۰۳
در 1922 با موافقت دولت بلشویکی روسیه شوروی دریای خزر حضور تجاری و کشتیرانی آلمانها را تجربه کرد که از طریق دریای بالتیک و رود ولگا به بازرگانی با بنادر ایرانی سواحل جنوبی دریای خزر پرداختند. با وجود برقراری خط منظم هامبورگ دریای خزر انزلی و افزایش داد و ستد دو جانبه آلمان ایران در مدتی کوتاه، فعالیت خط مذکور به زودی متوقف شد (1924). پژوهش کنونی به بررسی تأثیر شرایط سیاسی در اروپا در حضور و فعالیت تجاری کوتاه مدت آلمان ها در دریای خزر اختصاص دارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تاریخی- تحلیلی، نشان می دهد که دولت بلشویکی در مسکو در پاسخ به تحولات اروپا، با ترانزیت کالاهای آلمانی از طریق شوروی و دریای خزر به ایران موافقت کرده بود. این اقدام با وجود نتیجه موفقیت آمیز، به سبب تجدید نظر دولت مسکو در سیاست خود ادامه پیدا نکرد. همچنین آن که راهبرد روسیه، فارغ از سود و زیان اقتصادی و در نتیجه ملاحظات سیاسی نظامی، پذیرای حضور و فعالیت اتباع کشورهای اروپایی در دریای خزر نبود_x000D_ In 1922, the Caspian Sea, with the consent of the revolutionary Government of the Soviet Union, experienced the commercial presence and shipping of the Weimar Germans who had commenced trade with the Iranian ports in southern coast of the Caspian through the Baltic Sea and the Volga River. Despite the establishment of the regular Hamburg-Caspian-Anzali line and the increased Irano-German trade in a short time, the line was stopped soon (1924). The present study, using historical-analytical methods, examines the impact of political conditions in Europe on the presence and short-term business activity of the Germans in the Caspian Sea. The findings show that in response to political developments in Europe, Soviet Russia had agreed to transit German goods through Russia and the Caspian to Iran. This endeavor, despite success, failed as the Soviet government revised her policy soon. This indicate that Soviet strategy, free from economic gains and losses, did not tolerate the presence and activity of the western countries in the Caspian Sea.
۲۸۰۰.

تازیانه طبرخون مغولان؛ کنکاشی درباره شیئیت تازیانه و کاربرد نمادین آن در مناسبات اجتماعى مغولان و مغلوبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۷ تعداد دانلود : ۳۴۵
در جامعه های گذشته بخصوص آنجا که مرکب از غالبان و مغلوبان بوده است همواره اشیایی به صورت نمادین بیانگر مناسبات طبقاتی بوده اند. چنانکه تاج کلاه، دستار، ... چنین کارگردهایی نیز داشته اند. چنانکه به نظر می رسد در جامعه ایرانی عصر مغول تازیانه چنین نقش و کارکردی را برعهده داشته است. زیرا از جمله اقدامات چنگیزخان براى شکل دهى دولت و جامعه مغول، تخصیص اندازه ای معین از تازیانه براى هر طبقه ای بوده است؛ او تازیانه کوچک را براى چوپانان به عنوان طبقه فرودست مقرر کرده بود. از آنجا که در نگاهى کلى، جامعه مغول شامل دوطبقه ممتازه و بندگان بوده است و چوپانان را می توان تقریباً برابر با اکثریت بندگان دانست، تازیانه بلند خاص ممتازان آن جامعه یعنى جنگجویان مغول بایست بوده باشد. اگرچه براى جامعه سوارکار و دامدار مغول استفاده دائمى از تازیانه امرى عادى به شمار می آمده و هر دوطبقه همواره تازیانه ای به همراه داشته اند، این اقدام چنگیزخان که در اصل احیای یک قانون قدیمی (یاسا) بوده است، موجب شد تازیانه براى تعیین موقعیت و منزلت اجتماعى کاربرد پیدا کند. این علاوه بر همه کاربردهاى دیگرى بوده که تازیانه در هر جامعه قدیمى داشته است. به همین جهت براى جامعه و دولت مغول می توان شیئیت تازیانه را شکل دهنده یکى از مهمترین نمادهاى اجتماعى هم در مناسبات درونى جامعه مغول و هم در رابطه با ملل مغلوبه دانست چنانکه در ایران عصر مغول هم شاهد بازسازی مناسبات زیردستان و زیرستان هستیم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان