در طول تاریخ تمدن بشرى، کتابخانه ها، آرشیوها و موزه ها، همواره نهادهائى بودها ند که دسترسى به اطلاعات را تسهیل کرده و موجب ترویج و پیشرفت علمى - فرهنگى جوامع شدها ند. رشد و توسعه فناورى هاى اطلاعات و ارتباطات، امکانات بى سابقها ى براى نهادهاى میراث فرهنگى فراهم کرده و نیز، تقاضاهاى تازها ى را جهت دسترسپ ذیر ساختن مجموعه هایشان در سطح وسیع و خارج از مرزهاى سازمانى باعث شده است. همچنین، به دلیل افزایش استفاده از فناورى هاى اطلاعات و ارتباطات، شکاف بین این سه نهاد فرهنگى کاهش یافته است. از این رو، همگرائى میان آن ها بیشت ر شده است؛ تا جائى که برخى از کشورها، نهادهائى جهت اداره مشترک کتابخانه ها، آرشیوها و موزه ها ایجاد کردها ند. در این مقاله، موضوع همگرائى میان کتابخانه ها، آرشیوها و موزه ها، در نتیجه گسترش فناورى هاى اطلاعاتى، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.
سقوط شاهنشاهی بزرگ هخامنشیان به دست اسکندرمقدونی و یاران او، پیامدهای متفاوت، اما تعیین کننده ای را در آن سرزمین بنیاد نهاد. از یک سو دوران کوتاه حکومت فاتح مقدونی (334-323 ق.م) و آرمانهای ناتمام او برای ایجاد سرزمینی مشترک بین ایرانیان و مقدونیان با اهداف هلنیستی و از سویی دیگر، نبرد های خونین و طولانی جانشینان او برای تسلط بر سرزمینهای وسیع هخامنشیان، شرایطی را -بویژه در ایران باقیمانده از عهد دولت پارس- پدیدار ساخت که سرانجام چهره ای بسیار متفاوت تر از پیش به شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه مغلوب بخشید. سلوکیان که فاتحان مقدونی از فرات تا بلخ بودند، برای حاکمیت بر ایران تغییرات عمده ای را در ساختار سیاسی، اقتصادی فرهنگی مردمان منطقه فراهم ساختند که درپاره ای از شرایط تفاوتهای عمده ای با گذشته آن داشت. حضور بازرگانان و سپاهیان مزدور یونانی و مقدونی چهره تازه ای به آن جامعه بخشید و به دنبال آن شهرهایی پدید آمدند که به شدت با چهره گذشته شهرهای آسیایی متفاوت گردیدند. آنگاه لزوما با تغییرات جدید، فرهنگ های جدید نیز پدیدار شد و بزودی، آن شهرها به پایگاه های اقتصادی و فرهنگی سلوکیان فاتح مبدل گردیدند. آن شهرها-پولیس ها- که در این تحقیق به صورت اختصاصی شهر فرنگ نامیده می شوند، با اقتدار فرهنگ هلنیسم، بزودی گسترش یافته و نه تنها سبب ساز توسعه اقتصادی منطقه گردیدند، بلکه به پایگاه های قدرتمندی برای حفظ نظام دولت سلوکیان مبدل شدند. مقاله پیش رو، در صدد است روند شهر نشینی را در آن شهرهای نو ظهور و عوامل ایجاد و ماندگاری فرهنگ یونانی مآبی را در شهر فرنگ های ایران مورد توجه و تحقیق قرار داده، تاثیر آن شهرها و تغییرات پدید آمده را در ساختار های جدید اجتماعی و تاریخی مطالعه نماید.
مغرب عربی ، سرزمینی که درمتون تاریخ نگاری ما، ""افریقیه"" نامیده میشود، این سرزمین همانند دیگر نقاط جهان اسلام در معرض پدیده ی مدرنیته و پیامدهای ناشی از آن قرار گرفت. نخبگان اجتماعی در جستجوی راهی برای به سامان نمودن نتیجه این پدیده بودنداما به علت استیلای فرانسه بر تونس در پایان قرن هجدهم و اشغال آن تا نیم قرن بعد، تلاش های آن ها از جمله خیرالدین پاشا بی نتیجه ماند. در این مقاله نخستین کوشش ها جهت سازگاری با مدرنیته با تمرکز بر اصلاحات خیرالدین پاشا مورد بررسی قرار گرفته است.
مقاله حاضر با هدف معرفی و شناخت تحقیقات صورت گرفته در موضوع عاشورا و عاشورا پژوهان در یکصد سال اخیر در غرب نگارش یافته است.
در نوشتار حاضر ابتدا به سیر مطالعات اسلامی و مطالعات شیعی اشاره شده است. سپس چندتن از عاشوراپژوهان برجسته غربی و تحقیقات صورت گرفته در این موضوع معرفی گردیده است. در ادامه پایان نامه ها و کنفرانس هایی که در غرب به موضوع عاشورا توجه داشته اند مورد تحقیق قرار گرفته است. شناخت ویژگی های عاشورا پژوهی غربیان و تفاوت عاشورا پژوهی علمی با عاشورا شناسی رسانه ای در غرب از دیگر مباحث مقاله محسوب می شود
نقش برجسته های الیمایید دارای شاخصه هایی هستند که اغلب شناخته شده است. در بازدیدی که در منطقه رامهرمز صورت گرفت؛ نقش برجسته سرحانی کشف گردید. در این مقاله، پس از معرفی نقش برجسته نویافته سرحانی، آن را از لحاظ موضوعی و سبکی مورد بررسی قرار داده و گاهنگاری آن را ارایه می نماییم.
این مقاله می کوشد در چارچوب الگوهای روش شناختی و معرفت شناختی تاریخ نگاری اسلامی، واقعه ی ذوقار و ارتباط آن را با نبردهای ایران و اعراب در متون تاریخ نگاری اسلامی واکاوی کند.فرضیه ی مقاله این است که تبدیل واقعه ی ذوقار به نماد انتصاب عرب از عجم و هم زمانی آن با بعثت پیامبر در سنت تاریخ نگاری ایرانی اسلامی، بر پیش فرض مورخان اسلامی و دیدگاه آن ها درباره ی رویدادهای تاریخی در قالب یک طرح انداموار و پیوستاری بنا شده است. در اندیشه ی تاریخ نگاری اسلامی، واقعه ی ذوقار در چارچوبی مبتنی بر توالی چند رویداد مهم و در جهت تحقق رویدادی بس بزرگ تر، که آبستن رخدادهای مهم سیاسی و دینی بوده، تبیین شده است.این رویکردِ مورخان اسلامی به واقعه ی ذوقار، بیش از هر چیز، بازتاب دهنده ی نیازهای عصر راویان و مورخان در جهت دهی به عمل سیاسی و ذهنیت فرهنگی مخاطبانشان است.
در تاریخ معاصر قفقاز، امپراتوری عثمانی و جمهوری ترکیه نام احمد آقایف(آقا اوغلو) (1869- 1939) به عنوان یکی از چهره های تأثیرگذار مطبوعاتی و سیاسی شناخته شده است.احمد آقایف به دلیل نقش داشتن در شکل گیری انجمن ها و محافل ترک گرا، همچون تورک یوردو و تورک اجاقی در امپراتوری عثمانی بیش از هر وصف دیگر، در مقام یکی از ایده پردازان و بنیان گذاران جریان پان ترکیسم نامبردار شده است. دست مایه ی این مقاله، بازخوانی مجموعه مقالات احمد آقایف، «جامعه ایرانی»، در نشریه ی فرانسوی نووِل رُوو(1891-1893) بوده و تلاش شده است نگرش آقایف به ایران در واپسین سال های سده ی نوزدهم نمایانده شود؛ زیرا با توجه به نقش آقایف در شکل گیری هویت آذربایجان قفقاز و جایگاه وی در جنبش پان ترکیسم، نوع نگراش او به هویت ایرانی در عنفوان جوانی، سخت شایسته ی توجه و بررسی است.
نیروهای نظامی بریتانیا پس از صد و پنجاه سال سلطه بر خلیج فارس، در سال های پایانی دهه 1960 منطقه را ترک کردند. بر اساس دکترین نیکسون که در تاریخ 25 جولای 1969 در یک کنفرانس مطبوعاتی در گوام مطرح شد، دو دولت ایران و عربستان سعودی به عنوان دو قدرت ممتاز در منطقه، این فرصت را یافتند که خلاءِ موجود را پر کنند. به این ترتیب منافع ملی و منطقه ای دو کشور همسایه، بیش از پیش به هم گره خورد. انعکاس مناسبات احتیاط آمیز دو کشور در مطبوعات آن ها، که به نوبه خود فاقد شخصیت مستقل بودند، به وضوح قابل تشخیص است. در این پژوهش به چهار رویداد «انعکاس مرگ ملک فیصل، سفر ملک خالد به ایران، مشاجره بر سر تغییر نام خلیج فارس و تأسیس خبرگزاری خلیج،» در سطح مطبوعات دو کشور پرداخته می شود. مسأله اصلی در این تحقیق، نحوه عملکرد لایه زیرین و ناپیدایی است که در موقعیت های مختلف، چگونگی انعکاس اخبار و تحلیل حوادث را به مطبوعات دیکته می کرده است. یافته های این تحقیق، با استفاده از روش تاریخی و به کمک اسناد آرشیوی آشکار می سازد که در عربستان سعودی وزارت اطلاعات آن کشور و در ایران، علاوه بر دربار، وزارت امور خارجه مطبوعات را در توزیع و چگونگی انعکاس اخبار هدایت می کرده اند.
نوشتار حاضر به بررسی پیدایش رده و گروههای مرتدی می پردازد که پس از استقرار نخستین حکومت مرکزی اسلامی پدید آمد و در این مقطع ارتداد اشکال مختلفی یافت؛ برخی ادعای پیامبری کردند،کسانی مخالف پرداخت زکات (مالیات) بودند و گروهی دیگر از دین برگشتند.
نوشتار حاضر این سؤال را مطرح می سازد که چرا این بحران بلا فاصله پس از ایجاد شرایط تثبیت حکومتی تازه رخ می دهد؟ نگارنده بر آن است که شرایط سیاسی شبه جزیره عربی و سنن و قواعد اجتماعی این سرزمین نقش مهمی در زمینه سازی پیدایش چنین بحرانی داشته است. نگارنده همچنین خاطر نشان می سازد که ابوبکر این بحران سیاسی را با استفاده از قواعد اجتماعیو سیاسی این ناحیه فرونشاند.
وقتی از حوزه فرهنگ سخن میرود، غالبا نام دانشمندان، نویسندگان، ادیبان، شاعران و هنرمندان به ذهن میآید و کمتر از کسانی یاد میشود که گرچه خود دانشمند و ادیب و هنرمند نبودهاند، اما به روشی دیگر منشأ خدمات فرهنگی شدهاند. در میان این کسان، نام حاج حسین آقای ملک (تهران، 1351 1250 خورشیدی) بر صدر مینشیند. او بزرگترین واقف آستان قدس رضوی در دوره معاصر است و گستردگی و ارزش اموال وقفیاش به حدی است که مجموعه موقوفات ملک را آستان قدس کوچک خواندهاند.
شهید هاشمینژاد در کنار تلاش برای نشر افکار و اندیشههای انقلابی و اسلامی، به مقوله دشمنشناسی و چگونگی مقابله با شیوههای نفوذ تبلیغی و رسانهای دشمنان نهضت اسلامی مردم ایران توجه ویژهای داشت. متنی که از خاطر مخاطبان گرامی میگذرد، سخنرانی منتشر نشدهای از ایشان است که کمی بعد از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا تحت عنوان شناخت دشمن ایراد شده که در آن به تشریح علت شکست امپریالیسم از انقلاب اسلامی پرداخته است.