آل بویه از دیلمیان سرزمین دیلمِ(خاص) بودند. اما چون شرایط اقتصادی این منطقه چندان مطلوب نبود، ناچار به مانند نیاکان خود و به واسطة مهارت های نظامی متأثر از شرایط جغرافیایی زادگاه خود، در لباس پیاده نظام به حکومت های گوناگونی همچون علویان طبرستان و زیاریان (در سال های250 تا321ق) پیوستند و بخش مهمی از ساختار نظامی و سیاسی حکومت آنها را شکل دادند. این فرایند نقش مهمی در آشنایی دیلمیان با فضاهای جدیدتر داشت و در نهایت سبب شد حکومت آل بویه پی افکنده شود. تجربة سال ها خدمت در دربار حکومت های پیش گفته به رفتار نسبتاً هوشمندانه تر برخی از امیران آل بویه با عوامل انسانی دخیل در عرصة اقتصاد و استفادة بهتر از توانمندی های طبیعی و اداری در قلمرو نسبتاً گستردة آنان انجامید که در حدود پنجاه سال روبه افزایش بود. دستیابی به سرزمین ها و منابع جدید درآمد و مدیریت نظام کارآمد دیوان سالار در مناطق مرکزی و غربی ایران و عراق موجب شد ساختار اقتصادی آل بویه بر سه مؤلفة کشاورزی، صنعت و بازرگانی استوار شود و پشتوانه دوام حکومت آنان گردد.
مرداد ماهی است که 2 واقعه مهم یعنی انقلاب مشروطه و کودتای 28 مرداد در آن رخ داده است. تاکنون درباره کودتای 28 مرداد 1332 سخنان بسیار گفته و نوشته شده است که برخی صرفاً جنبه سیاسی داشته و ناشی از حب و بغضها بوده و دستهای هم با نگاهی عالمانه و تحقیقی آن را مورد بررسی قرار دادهاند. در این مبحث قصد داریم تا به بررسی کلی علل وقوع کودتا و شکست دولت دکتر مصدق بپردازیم. ابتدا باید یادآور شد که کودتا یک پروژه نبوده که فقط به 25 تا 28 مرداد 1332 محدود باشد. در واقع کودتا فرآیندی بود که از بدو تشکیل دولت مصدق برای سرنگونی وی شروع شد و در 28 مرداد به نتیجه نهایی رسید. در این گفتار به عوامل داخلی و خارجی دخیل در کودتا اشاره میشود.
علامه محمدباقر مجلسی، فرزند ملا محمدتقی مجلسی فرزند مقصودعلی مجلسی، معروف به علامه مجلسی و مجلسی ثانی، از بزرگترین و معروفترین علمای تشیع عهد صفویه بود.
سابقه تشکیل مجالس در ایران به عصر اشکانیان باز میگردد،در آن روزگار مجلس مغستان یا مهستان که مشابه مجلس خبرگان امروزی بوده است در مواقع ضروری در عزل و نصب پادشاه دخالت میکرد. مجلس به شکل امروزی آن در ایران، از زمان مشروطه ایجاد شد. در تشکیل مشروطه تقریبا تمام گروههای مردمی با شدت بیشتر یا کمتری نقش داشتند، اما دیری نپایید که حکومت استبدادی، قانون و اجرای آن را تاب نیاورد و استبداد صغیر بروز کرد.
دریاچه ۹۰ کیلومتری سد گتوند علیا تعداد قابل توجهی از محوطه های باستانی شمال خوزستان را در خود فرو خواهد برد. از همین روی جهت شناسایی محوطه های باستانی در خطر غرق شدن، تیمی از باستان شناسان، حوضه آبگیرِ این سد را بررسی نموده و محوطه های این محدوده را شناسایی و ثبت نمودند. محوطه کلانتر ۴ یکی از محوطه های اعلام شده توسط تیم بررسی بود که در فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۹ کاوش گردید. در پی کاوش در این محوطه آثار معماری مسکونی و دو آرامگاه سنگی نیمه زیرزمینی مربوط به دوره ایلام جدید شناسایی گردید که نقش مؤثری در افزایش دانش ما از دوره ایلام جدید در ارتفاعات خوزستان خواهد داشت. با توجه به مقایسه تطبیقی سفال ها، شباهت قابل توجهی بین سفال های کلانتر ۴، شوش (شهر شاهی II) و محوطه های ایلام جدیدِ دشت میاناب شوشتر وجود دارد. از سوی دیگر با مطالعه معماری محوطه بر اساس رهیافتی قوم باستان شناسانه، تداومی در سنت های معماری منطقه حداقل از دوران ایلام جدید تا کنون به چشم می خورد.
امیر نظام الدین علیشیر فرزند امیر کیچکنه بهادر در (۸۴۴ ه . ق) هرات در یک خانواده ترک زبان چشم به جهان گشود. وی در خراسان (۸۵۴ ه . ق) مدتی در خدمت ابوالقاسم بابر فرمانروای هرات بود و در همین زمان به علت وابستگی که از دوران نوجوانی با سلطان حسین بایقرای تیموری داشت. هر دو در یک مکتب درس می خواندند. پس ازمرگ ابوالقاسم بابر او در مشهد به کسب علم و کمالات پرداخت و سلطان حسین بایقرا برای کسب قدرت به مرو رفت. امیر علیشیر در زمان ابوسعید تیموری به سمرقند رفت، و در مدرسه خواجه فضل الله ابوالیثی به تحصیل علوم مشغول شد. پس از اینکه تا زمانی که سلطان حسین بایقرا قدرت را به دست گرفت (۸۷۳ ه . ق) امیرعلیشیر در هرات به او پیوست و از همان آغاز حکومت وی از جمله مهم ترین امیران و مشاوران وی شد. چندی مقام مهم «محافظت مهر بزرگ همایون» را بر عهده داشت، و سپس به «منصب امارت عالی مراتب دیوان اعلی»، که از مهم ترین مقامات در دستگاه تیموری بود منصوب گردید. او نقش بسیار مهمی در ثبات سیاسی و فرهنگی دوران حکومت سلطان حسین بایقرا داشت و همچنین مقام شامخی در تاریخ و در ادبیات ایران و در اعتلای شعر و ادب و هنر هرات در قرن نهم داشته است. با پیوند سیاست و ادبیات در راه اعتلا و پیشبرد فرهنگ و زبان ترکی نقش به سزایی در تاریخ زبان ترک ایفا کرد.
خلیج فارس در تاریخ ایران یک واقعیت همیشگی است که اوراق و تحولات تاریخ همواره آن را تأییدکرده است. در این خلال، یکی از مهم ترین ادوار تاریخ ایران، که موجودیت زبان فارسی و مذهب تشیع را در حال حاضر فراهم نموده است، قرن چهارم هجری/ دهم میلادی، بعد از اسلام می باشد. در این روزگار به دلیل حاکمیت دولت های سامانیان و آل بویه، بسیاری از حوادث تحت الشعاع تحولات این دو قدرت سیاسی و همچنین دستگاه خلافت عباسیان قرارگرفته است. لذا این شائبه به وجود می آید که در این وضعیت، توجه به مناطقی چون خلیج فارس در لابلای منابع تاریخی و جغرافیایی به فراموشی نهاده شده است. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استناد به مهم ترین منابع قرن چهارم هجری/ دهم میلادی، حضور پر رنگ و تمام عیار منطقه خلیج فارس و نقش آن در تحولات سیاسی و اقتصادی این عصر مورد بررسی قرار گیرد.
در ایران باستان فرمانروایان از القاب وعناوین بسیاری استفاده می کردند تا اندیشه ها و دیدگاههای خود را رواج دهند. برخی از آن ها با تأسی به گذشتگان و برخی دیگر متأثر از عوامل مختلف در گذر زمان انتخاب می شدند. فرمانروایان با القاب و عناوین غالباً درصدد قدرت نمایی، تمایز و تقدس خویش در میان مردم بودند. بررسی القاب و عناوین سران در روزگار کهن و عوامل تأثیر گذار در شکل گیری آن ها با نگاهی به تاریخ و تمدن اقوام انجام می پذیرد.