درباره ناکامی مشروطیت ایران، اکثر پژوهشگران گواهی داده اند. سؤال اساسی و بنیادین آن است که سرّ این ناکامی چیست؟ مقاله حاضر بر آن است که اگر سرّ ناکامی مشروطیت، در نسبت میان اندیشه ایرانی، یعنی سنت و مشروطه اروپایی، یعنی مدرنیسم، جست وجو شود پاسخی درخور و راهگشا به دست خواهد آمد. در این مقاله، تلاش شده است تا ضمن پیشبرد بحث، بر روش پدیدارشناسانه هرمنوتیک به عنوان روش مناسب پژوهش های تازه در باب مشروطیت، به لحاظ ضرورت غور در تاریخ اندیشه و توجه به مبانی و مبادی آن، تأکید شود. تذکر این نکته لازم است که درباره اندیشه ایرانی، به اعتبار حوزه معناگرایانه آن، هرمنوتیک تأویلی (کشف المحجوب) را به کار گرفته ایم. در ادامه، سعی شده است تا برای مشخص ساختن فضای تازه ای که از این منظر گشوده می شود، به دو نمونه از مبانی معرفتی، یعنی نسبت دین و سیاست که در اندیشه ایرانی امتزاج آن به لحاظ هستی شناسانه مسلم قلمداد شده و در مدرنیزم، بر تفکیک و جدایی آن تأکید شده است، اشاره ای مختصر کنیم؛ همچنین، امر قدسی و امر واقع وجوه تمایز معرفتی آن دو اندیشه را نشان دهیم. البته بر آنیم اگر از این منظر به موضوع مشروطه بنگریم، علاوه بر رهایی از مجادلات موجود، راهی برای تأملات فکری به سوی آینده نیز گشوده خواهد شد.
خوابنامه ها، یکی از انواع متون ادبی هستند که گاه در قالب تعبیر خواب و زمانی به صورت شرح یک خواب نگاشته شده اند. یکی از دوره های تاریخی در خور توجه از بعد خوابنامه نویسی، عصر قاجاریه است. خوابنامه های عصر قاجار، مضامین انتقادی، سیاسی و اجتماعی را در خود جای داده اند. در میان این خوابنامه ها می توان به آثاری چون خلسه ی اعتماد السطنه، رؤیای صادقه ی سید جمال الدین واعظ اصفهانی، رؤیای صادقه محمد حسن تاجر کاشانی و خواب شگفت از ملافتحعلی اصفهانی اشاره کرد. مقاله ی حاضر که بر مبنای تحقیقات تاریخی ساماندهی شده و به شیوه ی توصیفی-تحلیلی به پرسش های پژوهش که دلایل رویکرد نویسندگان به قالب خوابنامه نویسی و وجوه اشتراک و تمایز خوابنامه ها است پاسخ دهد. دستاورد های این بررسی نشان می دهد که به رغم وجود برخی تفاوت ها و اختلاف نظر های جزئی نویسندگان خوابنامه ها، صبغه ی انتقادی داشته و ضمن به چالش کشیدن نظم سیاسی- اجتماعی عصر خویش، مروج افکار نوگرایانه بوده اند. این نویسندگان برای مصونیت از فضای استبدادی نظرات انتقادی خویش را در قالب خواب مطرح نموده اند.
کتاب خلاصه التواریخ نوشتة قاضی احمد قمی، یکی از مهم ترین تواریخ اوایل دورة شاه عباس است. این کتاب در ابتدا مشتمل بر پنج جلد بوده که امروزه تنها جلد پنجم که وقایع روزگار شیخ صفی الدین اردبیلی را تا اوایل سال های سلطنت شاه عباس اول صفوی روایت می کند، باقی مانده است. موضوعِ حاضر، علی رغمِ قابل توجه بودن در این حوزه، در مقایسه با دیگر تواریخ، به ویژه تاریخ عالم آرای عباسی، کمتر مورد اعتنا قرار گرفته است. در این نوشتار، برخی از جنبه های تاریخ نگاری قاضی احمد قمی، از جمله شکل شناسی و تحلیل محتوایی دیدگاه های مؤلف دربارة مضامینِ مختلف، اهمیت و ویژگی های تاریخ نگاری او، شناسایی اعتبار اخبار تاریخی و سبک و شیوة نگارش او در تاریخ نگاری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. درمجموع، روش های تاریخ نویسیِ قاضی احمد در کتاب خلاصه التواریخ، اگرچه در حدّی نبود که در تاریخ نگاری صفوی به عنوان یک سبک، مطرح شود؛ اما در برخی جنبه ها، از جمله دیباچه نویسی و سالنامه نگاری همراه با برخی تغییراتِ جزیی، انتقال دهندة روش هایی بود که از مورخان پیش از خود کسب کرده بود.
خراسان پس از فتوح، تحت اداره خلافت اسلامی قرار گرفت و به خاطر دارا بودن منابع طبیعی و قرارگرفتن در مسیر تجارت بین المللی اهمیت ویژه ای پیدا کرد. این منطقه در صنایع محلی، محصولات کشاورزى و انتقال کالاهای شرقی سرآمد بود و منابع مورد نیاز سرزمینهای اسلامی را فراهم می نمود. برخی از سیاستهای امویان در خراسان برای بهره مندی از این امکانات و تقویت بنیه اقتصادی دولت خود بود. منابع درآمد مالی امویان در خراسان به سه دسته منابع شرعی، جعلی و عرفی تقسیم می شد. این مقاله بر آن است تا ضمن بازشناسی این منابع، زمینه ها و نتایج مترتب برآن را نیز بازگو نماید. روش تحقیق، مطالعه تاریخی و به صورت تحلیلی و توصیفی می باشد که با استفاده از منابع اسلامی انجام گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بخش مهمی از سیاست مالی امویان در خراسان برگرفته از تغییر در احکام مالی و به کارگیری قواعد سنتی و عرفی بود. در نتیجه به جز در موارد خاص و محدود پذیرش اسلام، تغییری در منابع مالی خراسان ایجاد نکرد. پیامد این امر گسترش نارضایتی های عمومی و ظهور جنبشهای اجتماعی متعدد بود.
جامعه روستایی، شهری و عشایری به عنوان سه شیوه اصلی زندگی اجتماعی در طول تاریخ ایران، علی رغم استقلال نسبی، رابطه تنگاتنگی با هم داشتند و تأثیرات مثبت و منفی زیادی بر یکدیگر گذاشتند. تا کنون درباره رابطه جامعه روستایی و شهری تحقیقاتی صورت گرفته، اما در مورد مناسبات روستا ییان و عشایر پژوهش جامع و دقیقی انجام نشده است. پژوهش حاضر در صدد است نحوه تعامل و تقابل روستانشینان و کوچ نشینان ایران در دوره قاجار را بررسی و تأثیرات این رابطه را بر زندگی روستاییان تجزیه و تحلیل نماید. برای این منظور از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است.
نتیجه این تحقیق نشان می دهد که مناسبات جامعه روستایی و عشایری در دوره قاجار اغلب خصمانه بوده و خود را به صورت قتل و غارت روستاییان، چراندن و آتش زدن محصولات کشاورزی، راهزنی و دزدیدن دام ها و دیگر دارایی روستاییان توسط نیروهای عشیره ای نشان می داد و این امر یکی از عوامل بدبختی و عقب ماندگی روستاها بوده است.
جرم یا به عبارتی بِزِه عملی ناپسند و برخلاف مقررات تعیین شده، در یک جامعه است. قانون شکنی به نحوی، در تمامی مقاطع و دوران ها وجود داشته است و مختص جامعه یا فرهنگ خاصی نیست. با توجه به اهمیت دوران ناصری، به عنوان مقطعی حساس در تاریخ ایران، بررسی جرم به عنوان یکی از پدیده های مهم این دوران، می تواند پرده از ابهامات بسیاری در زمینه های ارتکاب جرائم اقتصادی بردارد. بر همین اساس، در این پژوهش تلاش شده است جرائم اقتصادی عهد ناصری سنخ شناسی شده و همچنین، نقش عوامل مختلف در این معضل اجتماعی، به ویژه نقش دوگانه حکومت در آن مشخص شود. در همین راستا، با تکیه بر مستندات تاریخی و همچنین منابع کتابخانه ای موجود و با بررسی آماری جرائم این دوره، ضمن توصیف اوضاع اقتصادی عصر ناصری، به سنخ شناسی جرائم اقتصادی در این عهد پرداخته شد؛ علاوه براین، با بیان برخی از عوامل مؤثر در وقوع این جرائم، تاآنجاکه امکان داشت از دیدگاه تحلیلی نیز به آن ها نگریسته شد. براساس یافته های به دست آمده از میان گونه های مختلف جرائم اقتصادی، قتل با 7/58درصد بیشترین میزان و تریاک کشی با 2/0درصد کمترین میزان را به خود اختصاص داده بودند. حکومت ناصری اصلی ترین عامل اجرایی، در برخورد با مجرمان بود؛ بااین حال، خود حکومت به نحوی بستر جرم را مهیا می کرد و در بسیاری از مواقع، بر میزان آن نیز می افزود.
بخارا مهم ترین شهر ماوراءالنهر در دوره اسلامی است که در سال های پایانی دهه سوم قرن چهاردهم هجری شاهد یک درگیری مذهبی گسترده بین شیعیان و اهل سنت بود. این درگیری که به بهانه بدعت خوانده شدن مراسم عزاداری شیعیان در سال 1328ه .ق و به رهبری «آستانه قول قوش بیگی» به عنوان نماینده اقلیت شیعه و «برهان الدین» به عنوان نماینده اکثریت سنی و محتسب شهر آغاز شد، ریشه در زمینه های سیاسی و اجتماعی و قومی پیشین داشت که مهم ترین آن ها را می توان این گونه برشمرد: دامن زدن به تعصب دینی از سوی برخی حاکمان، ضعف قدرت مسلمانان در ماوراءالنهر و سوء استفاده غیرمسلمانان برای دست اندازی به سرزمین های مسلمان نشین، افراط گرایی مذهبی از سوی شیعیان و اهل سنت ماوراءالنهر، اختلاف های قومی و رقابت های سیاسی در شهر بخارا. پیش از سلطه اتحاد جماهیر شوروی، این نزاع مهار شد و شیعیان و اهل سنت بخارا دوباره به زندگی مسالمت آمیز خود روی آوردند. این نوشتار، ضمن بررسی تاریخی چگونگی و چرایی این واپسین نزاع سنی شیعی در بخارا پیش از گسترش موج ملی گرایی و سلطه روس ها، به این نتیجه رسیده است که مسلمانان ماوراءالنهر باید با دوراندیشی و افزایش آگاهی دینی خود، مصالح امت اسلامی را حفظ کنند و به تقویت همگرایی بپردازند.
هدف: هدف این مقاله یافتن تکنیک یک نمونه عکس پایه کاغذی بسیار بزرگ از احمدشاه قاجار، با ابعاد 50×140 سانتی متر، مربوط به اواخر دوره قاجار است.
روش پژوهش: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع آمیخته و ترکیبی از روش های کمی و کیفی شامل روش آزمایشی، تجربی و توصیفی است. انجام مطالعات کتابخانه ای و استفاده از روش های آزمایشگاهی FTIR، XRF و SEM-EDS همین طور شیمی تر و مشاهدات میکروسکوپی، از روش های مورد استفاده در این پژوهش است.
یافته ها و نتایج پژوهش: نتایج به دست آمده از بررسی و آنالیز عکس، به وسیله دستگاه های FTIR، XRF و SEM-EDS در کنار آزمایشات شیمی تر و بررسی های میکروسکوپی نشان می دهد، تکنیک عکس مورد بررسی، کلدیون تر است که با توجه به تصاویر میکروسکوپ الکترونی و حضور لایه نازک باریتا زیر امولسیون، عکس از نوع کلدیون مات با طیف دهی طلا است. نتایج آنالیز XRF نشان می دهد از رنگدانه سفید سرب در رتوش پر کلاه و مداد برای بهبود کیفیت صورت، کلاه و یقه لباس استفاده شده است. در این پژوهش برای نخستین بار تکنیک یک عکس بسیار بزرگ از دوره قاجار با روش دستگاهی، مورد بررسی و شناسایی قرار گرفته است.
هدف: بررسی اسناد کمک های مالی آستان قدس رضوی به زائران ایرانی در سال های 1264ق. یعنی آغاز دورة حکومت ناصرالدین شاه تا پایان 1300ق. است.
روش تحقیق: روش تحقیق بر اساس انواع تحقیقات علمی و ماهیت آن از نوع تحقیقات تاریخی است که با سازمان دادن اطلاعات و مدارک، امکان برقراری ارتباط بین اسناد و مدارک، تصویری از وضعیت و خصوصیات زمان حادثه را ارائه و به تجزیه وتحلیل آن می پردازد. روش تحقیق در این مرحله از نوع تحلیل محتوای اسناد است. جامعة آماری عبارت است از اسناد این دوره، به تعداد 517 برگ سند، که با روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته و اطلاعات موردنظر این پژوهش، به شکل طبقه بندی شده استنتاج شده است.
یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد پرداختی های نقدی بیشترین فراوانی و بیشتر از موقوفات مطلقة آستان قدس است. درمجموع، پرداختی ها از منحنی بهنجار برخوردار است. بررسی محتوای اسناد فرضیة همبستگی مثبت بین نوع درخواست با طبقه اجتماعی زائران را تأیید و عدم رابطه منفی و یا معکوس را رد می کند.
مسئله مقاله ی حاضر تبیین و تحلیل رفتار خاندان جاکلی در پیوند با مغولان و حکومت ایلخانان و سیر قدرت و حکومت آنها در گرجستان در دوره ی مورد نظر است. یافته ها نشان می دهد که خاندان جاکلی تلاش کردند، با در پیش گرفتن سیاست های مختلفی در مقابل امرای مغول، دولت ایلخانان و پادشاهی باگراتیدی به تقویت موقعیت و افزایش قدرت خود در گرجستان مبادرت کنند. از سوی دیگر، امرای مغول و دولت ایلخانان نیز می کوشیدند تا از طریق خاندان هایی مانند خاندان برجسته جاکلی از قدرت یابی بیش از حد پادشاهی باگراتیدی جلوگیری کرده و از این حاکمان تابع برای پیشبرد اهداف سیاسی و نظامی و اعمال حاکمیت خود بهره برند.
پژوهش حاضر به بررسی تعاملات فکری اندیشه گران دوره پهلوی اول در خصوص آموزش زنان بر اساس سه نشریه عالم نسوان ،شفق سرخ واطلاعات می پردازد . این پژوهش که براساس روش پژوهش های تاریخی صورت پذیرفته است در صدد پاسخگویی به این پرسش است که چالش ها ی فکری نخبگان دوره پهلوی اول در مبحث زنان چه بوده وانعکاس آن در جراید آن عصر چه تاثیری بر وضعیت آموزشی وفعالیتهای فرهنگی واجتماعی آنان گذاشته است.
در اواخر دوره ناصری میرزا حسن تبریزی معروف به رشدیه اولین مدرسه ی سبک جدید را در ایروان و سه سال بعد در تبریز ایجاد نمود. مدرسه سبک جدید در ایران به رشدیه معروف شد. در این مدرسه تعلیم و تعلّم بر اساس اصول جدید و یادگیری الفبا با اصول صوتی انجام می گرفت. مدارس جدید به سرعت در شهرهای مختلف ایران تأسیس یافته و به مرور جای مکتبخانه های سنتی را گرفتند.
همزمان یک جریان اصلاحی در بین مسلمانان روسیه پیدا شد که بعدها به جدیدیسم[1] معروف گردید. یکی از محورهای این نهضت، اصلاح شیوه تعلیم و تربیت در مدارس مسلمانان بود. اسماعیل گاسپرالی با این دیدگاه اولین مدرسه اصول جدید خود را در 1301 ﻫ. ق. / 1884 م. در کریمه تأسیس کرد. مدارس اصول جدید در دیگر مناطق مسلمان نشین روسیه نیز راه یافت و در عمل جای مکتب های قبلی را گرفت.
در مقاله حاضر اقدامات اصلاحی میرزا حسن رشدیه در ایران و اسماعیل گاسپرالی در روسیه به طور تطبیقی مورد مطالعه قرار می گیرد و نقاط اشتراک و افتراق آن مشخص می شود.
یکی از مهم ترین گروه های اسلامی که از سده دوم هجری به نقش آفرینی در عرصه سیاسی و فکری پرداخت، زیدیه است. فرقه زیدیه که در پی شهادت زید بن علی به دست عمال خلیفه اموی، هشام بن عبدالملک در سال 122 ه . ق. و پس از آن شهادت فرزند زید، یحیی در خراسان، به تدریج هوّیت خود را دریافت، با بر سر کار آمدن بنی عباس، راه نوعی خارجی گری را در مبارزه با خلفا و حکام ظالم در پیش گرفت و دست به قیام های متعددی در طول دو سده بعد زد. در این میان زیدیه راه تعامل و تسامح با اهل سنت به خصوص با فرقه معتزله را برگزید؛ لکن در ابتدا با امامیه مقابله کرد. زیدیان نسبت به حکام و خلفا نیز برخوردهای مستقیم را برگزیدند که در ابتدای امر، موجب کشته شدن بسیاری از سران زیدیه در جنگ های مکرر گردید. اما در سال های بعد ارتباط زیدیه با گروه های دیگر دستخوش تحولاتی گردید. پس از به قدرت رسیدن معتزله در زمان مأمون و معتصم عباسی، دوران سقوط و زوال آنان بسیار سریع فرا رسید. در پی آن دشمنی سخت اشاعره با معتزله، به تبع آن ارتباط زیدیه با اهل سنت را دچار افول کرد. در دوره های زمانی خاصی از جمله دوران امام رضا و شیخ مفید، زیدیه نسبتاً به امامیه گرایش یافتند. مبارزه مستقیم با خلفا نیز پس از مدتی جای خود را به تلاش برای تشکیل دولت های مستقل شیعی داد.
هدف: این مقاله، درصدد است به تغییرات ناشی از عملیات حفاری نفت توسط شرکت نفت ایران و انگلیس در امور اقتصادی، عمرانی، و فرهنگی و نیز زندگی اجتماعی مردم شهر اهواز بپردازد.
روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش به شیوة توصیفی-تحلیلی و برمبنای منابع کتابخانه ای و تا حدودی اسناد و نشریات انجام شده است.
یافته ها و نتایج پژوهش: حفاری و استخراج نفت توسط شرکت نفت ایران و انگلیس تأثیراتی در زمینة اقتصادی و عمرانی و فرهنگی در مناطق نفت خیز از جمله اهواز داشته که در ساختار زندگی شهری مناطق مذکور محسوس است. تحولاتی شامل کاهش فعالیت های کشاورزی و روی آوردن مردم به فعالیت های تجاری، احداث منازل مجهز، صنایع برق، ساخت فرودگاه، باشگاه، سینما، درمانگاه، و رواج بعضی اصطلاحات انگلیسی در میان مردم از جمله تبعات مهم این امر است.
جغرافیای تاریخی پژوهشی میان رشته ای تاریخ و جغرافیا است، که جهت تحقیقات میدانی و آمایش سرزمینی از درجه اعتبار فراوانی برخوردار است. در این روش بررسی سیر جغرافیایی در میانه تحولات تاریخی، اهمیت زاید الوصفی دارد و هدف از آمیزش این دو رشته، ایجاد الگو و روشی منطبق و سازگار با پژوهش های جدید است تا تحولات منطقه ی جغرافیایی خاص را در دوره تاریخی بررسی کند. لذا در این نوع پژوهش تاریخ از معاصریت برخوردار است و اهمیت آن به خاطر چارچوب کاربردی آن بسیار است.
قم دوره قاجاریه به دلیل نزدیکی به پایتخت و قرارگیری در محور مواصلاتی اصفهان، کاشان و سلطان آباد (اراک)، از موقعیت ویژه ای برخوردار بود. رفته رفته از دوره ناصرالدین شاه هسته اولیه شهر به عنوان ساختار فعلی شهر قم شکل گرفت و تحولات منجر به رشد و گسترش شهر در این دوره پایه گذاری شد. هدف اولیه در این پژوهش شناخت ویژه گی های شهر قم در دوره ناصری است. در وهله بعد با ارزیابی و بررسی ویژگی های فوق، نسبت بین رشد شهر و محدود جغرافیایی شهر نقد و بررسی می شود. با توجه به مسائل فوق یافته های پژوهش حاکی از این است که جغرافیای طبیعی و سیاسی قم، در کنار جاذبه های مذهبی شهر در دوره قاجاریه، زمینه های رشد و گسترش شهر را فراهم نمود. زمینه های رشد شهر به ایجاد و ترمیم راه های بین شهری، گسترش داد و ستد کالاهای تجاری، ایجاد کارگاه های صنعتی، تنوع گروه های قومی و اجتماعی و ... انجامید.
امپراتوری هخامنشیان در سال ۵۵۹ پیش از میلاد، با پیروزی کورش بزرگ بر آستیاگ، آخرین شاه ماد، تأسیس شد. وی با تصرف مناطق تحت تصرف دولت پیشین ماد، آسیای صغیر، اورارتو، لیدیه و کاپادوکیه و فتوحاتی در مشرق، گسترهٔ وسیعی از اقوام را در زیر لوای پادشاهی خود جمع کرد و پس از تصرف سارد، عرب ها را مطیع خود ساخت. با فتح بابل و رسیدن مرزهای ایران به مصر، کمبوجیه پسر کورش برای تصرف این سرزمین و عبور از صحرای خشک و سوزان سینا، از اعراب درخواست یاری کرد. وی با کمک آن ها مصر را تصرف کرد و عرب ها به پاس این خدمت خود در تمام دورهٔ هخامنشیان از ارسال مالیات معاف شدند.
شواهدی از وجود روابط میان عرب ها و ایرانیان در دورهٔ هخامنشیان باقی مانده است. مورخان یونانی همچون هرودوت، گزنفون و دیودور سیسیلی در کتاب های خود به این روابط اشاره کرده اند. همچنین شاهان هخامنشی، هنگام ذکر سرزمین های تحت تسلط در سنگ نگاره های خود، از عربستان نیز یاد نموده اند. مهم ترین شاهد، نقش عرب ها در نقش برجسته های هخامنشی، از جمله پلکان شرقی آپادانا در تخت جمشید و آرامگاه های نقش رستم است.
در این پژوهش، کوشش شده با استفاده از منابع و شواهد تاریخی، به بررسی روابط امپراطوری هخامنشیان با اعراب شبه جزیرهٔ عربستان، از روزگار آغازین این سلسله تا پایان عمر این امپراطوری مورد بررسی قرار گیرد.
به دور از گرایش به مبالغه در نقد میراث تاریخی،اهمیت دورماندن و برحذر بودن از اطمینان ساده در به کاربردن یا تداول سخن (خبر) تاریخی که منطبق با عقل نباشد را ضروری و مهم می یابیم.هدف از بکار بردن عقل در اینجا مطابقت بین سخن و واقعیت می باشد.خواننده و مورخ معاصر باید ایمان داشته باشد که اطلاعات فریبنده و نادرست چه اینکه به صورت مکتوب یا به خاطر تکرار آن در منابع مختلف نباید به عنوان یک حقیقت جلوه گردد.این مقاله تلاشی (سیستماتیک) برای روشن شدن بسیاری از خطاهایی است که سهواً یا عمداً گریبانگیر مورخان شده است.
آگاهی از جغرافیای انسانی گروه های مذهبی، می تواند به شناخت ترکیب جمعیت، ظرفیت های اندیشه ای و توان مدیریتی بزرگان آن مذهب برای گسترش باورهای خود کمک کند. مذهب شیعه که از آغاز اسلام به تدریج در ایران هوادارانی یافته بود، در دوره سلجوقیان در مناطق قابل توجهی از ایران گسترش یافت. این نکته با توجه به تعصب مذهبی سلجوقیان، بسیار قابل توجه است. محور اصلی این مقاله، شناسایی مراکز جمعیتی با اکثریت و یا اقلیت شیعی در حوزه کویر مرکزی، شمال و شمال شرقی و جنوب ایران طی قلمرو حکومت سلجوقیان، با اشاره به زمینه های شناخت بهتر افراد و خاندان های شیعه در این مناطق است.