ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۳۸۱ تا ۱۸٬۴۰۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
۱۸۳۸۶.

تبیین مؤلفه های تاریخ نگاری عباس زریاب خویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۸ تعداد دانلود : ۱۰۰۱
در قرون معاصر پیشرفت های عقلی بشر و تحولات بینشی و روشی علوم مختلف، متفکران حوزه تاریخ را نیز به تکاپو واداشت تا به بازتعریف هویتی و علمی این دانش بپردازند. این تحولات از غرب آغاز شد و پس از چالش های فراوان و ایجاد مکتب های تاریخ نگاری نوین به تثبیت شأن و جایگاه علم تاریخ در میان علوم دیگر منتهی شد. مورخان ایرانی نیز از این پیشرفت ها دور نماندند و درصدد انتقال اندیشه های جدید برآمدند که برآیند دستاوردهای ایشان، تاریخ نگاریِ ایران معاصر را به تعبیری، در مرحله گذار از تاریخ نگاری سنتی به مدرن قرار داده است. ازجمله این تاریخ پژوهان در محافل دانشگاهی، عباس زریاب خویی است که در میان آثار تاریخی او می توان نشانه هایی از تاریخ نگاری علمی مشاهده کرد. مسئله محوری پژوهش حاضر بررسی و نقد روش شناختی تاریخ نویسی زریاب خویی و تبیین مؤلفه های تاریخ نگاری او با ارائه مصداق هایی روشن و دقیق است. به نظر می رسد این تاریخ پژوه، گام های خوبی در کاربست اصول تاریخ نگاری علمی در آثار خود برداشته و با ترکیبی از رویکردهای علمی، عقلی و انتقادی به دنبال آن است از برخی روایت های تاریخی و دیدگاه های سنتی، تبیینی تازه ارائه کند. ازجمله مؤلفه های تاریخ نگاری زریاب می توان به جرح و تعدیل سخت گیرانه روایت ها، نقد تاریخ بنیادی مستشرقان، بی طرفی در تحلیل های تاریخی تا حد امکان، بهره گیری از دستاوردهای سایر علوم و تلاش در جهت ارائه تصویری چندساحتی از پدیده های تاریخی اشاره کرد. البته او در برخی موارد نیز کماکان پا را از دایره تاریخ نگاری توصیفیِ سنتی فراتر ننهاده است. ازاین رو شاید بتوان به تعبیری او را مورخی نوسنت گرا توصیف کرد.
۱۸۳۸۹.

خوارج و نفی حکومت نگرش آنارشیستی یا هرج و مرج طلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۸ تعداد دانلود : ۵۹۳
خوارج فرقه ای اسلامی است که در خلال جنگ صفین و ماجرای حکمیت پدید آمد و می توان سابقه اندیشه خوارج را تا زمان حضرت رسول (ص) و اواخر دوره خلافت عثمان دنبال کرد. مهم ترین بحثی که آنان در آغاز خروجشان مطرح کردند، انکار حکومت با استناد به عبارت «لا حکم الا لله» بود. این دعوی، عمر کوتاهی داشت و تعارضی میان اندیشه و عمل این مدعیان پیش از طرح چنین ادعایی دیده می شد. سنجش نگرش خوارج با «آنارشیسم»؛ یعنی مکتب جدیدی که به نبود حکومت معتقد است، رهیافت تازه ای به بررسی دیدگاه خوارج درباره نفی حکومت خواهد بود. آنارشیسم به رغم ترجمه فارسی نارسای آن (هرج و مرج طلبی)، ضرورت وجودیِ حکومت را بر پایه نگرشی ایده آلیستی رد می کند؛ آن گاه در محیطی بدون نظام حکومتی، راه هایی پیش می نهد که حتی اگر غیر عملی باشند، از واقع گرایی و نگرش انتقادی مثبتی برخوردارند. این مقاله به سنجش اندیشه سیاسی خوارج در نفی حکومت با رویکرد آنارشیستی می پردازد تا بدین پرسش پاسخ گوید: سرخوردگی سیاسی و سرگردانی فکری خوارج (محکمه) بر اثر پذیرش حکمیت و ناخرسندی آنان از این ماجرا و کوشش هایشان برای مشروعیت بخشی به هرج و مرج طلبی های خود، تا چه اندازه در اندیشه آنان (انکار حکومت) تأثیر گذارده است؟
۱۸۳۹۷.

تاریخ نگاری ناسیونالیستی مصری: مطالعه موردی الثورة العرابیة رافعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۶ تعداد دانلود : ۶۰۶
در سال 1937م، برای نخستین بار در کتاب الثورة العرابیة، روایتی انقلابی از واقعه ای در گذشته ای نه چندان دور صورت گرفت. این واقعه، جنبش عرابی پاشا و نویسنده آن، عبدالرحمن رافعی بود. بیش از بیست سال از نخستین انتشار متن الثورة سپری نشده بود که خلاصه ای از آن به دست رافعی چاپ شد، اما این بار به نام الزعیم الثائر، احمد عرابی. خیلی زود خوانندگان و حکومت وقت تفاوت کتاب دوم را نه در خلاصه بودن آن، که در نگاه جدید و متفاوت به عرابی دریافتند. چرا رافعی جنبش عرابی را انقلاب متفاوتی روایت کرد؟ و چرا توصیفش را از پیشوای انقلاب دگرگون ساخت؟ معنا و هدف این متون چه بود؟ رویکرد مقالة حاضر برای پاسخ به این پرسش ها، مطالعه شاخصه های تاریخ نگاری دو اثر است. این شاخصه ها در قالب گفت وگوی میان متن با نویسنده و بافت های موقعیتی، اندیشه ای و سیاسی- اجتماعی زمانه ی متن تحلیل می شوند. خوانش انتقادی و چرایی تولید و تغییر متون تاریخ نگاریِ رافعی- به دلیل تعلق وی به گروه های ناسیونالیستی- تا حد زیادی روشن کننده جریان تاریخ نگاری ناسیونالیستی در مصر سدة بیستم میلادی است. از این منظر، الثورة العرابیة و خلاصه آن، بازتاب خواسته ها و سرخوردگی های تاریخ نگاری ناسیونالیستی سدة بیستم از واقعیت های جامعة عصر خویش است. واکاوی حاضر نشان می دهد، رافعی متأثر از فضای آزادتر سیاسی دهه 1930م، موقعیت حزب وطنی و اندیشه ناسیونالیستی اش، برای نخستین بار جنبش عرابی را یک انقلاب علیه استبداد و نفوذ اجنبی تعبیر کرد. رافعی در روایتش به خاطر شکست انقلاب و اشغال کشور، با تندی و خشم به عرابی تاخت. بعدها رافعی متناسب با فضای متشنج سیاسی، ناکارآمدی دولت مردان ملی گرا و تحول نیاز سیاسی-فکری مصر به رهبرانی متفاوت در آغازین سال های دهه 1950م، مجبور به تغییر نظرگاه منفی اش نسبت به عرابی شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان